منبع پایان نامه ارشد درباره
امثال و حکم، ساختار زبان، ناخودآگاه

منبع پایان نامه ارشد درباره امثال و حکم، ساختار زبان، ناخودآگاه

در این راستا ایدئولوژیهای جدید بدین باورند که نه تنها رعایت کامل اخلاقیات مانع تحرک و جنبش میگردد، بلکه جامعه را از وضعیت ایستایی کنونی که دارد، به طرف قهقرا سوق میدهد.
سادگی یک جامعه مایه زوال اندیشههایی است که به طور تصاعدی، جامعه را پویا میسازد. “رشد و نمو نیروهای مولد باعث انفجار یک ساخت اجتماعی و مناسبات تولید میشوند و درهم ریختگی و بشولیدگی وجدان اجتماعی و فردی و درهم شوریدگی و آشفتگی آثار تمدنی را موجب میگردند و انحطاط ایدئولوژیهای کهن و شکفتگی ایدئولوژیهای نو را باعث می‏شوند.”(گورویچ، 1351: 161)

? سُورخُو مُو ، پَاچَه قد ، شیطانَ . آنکه موی قرمز و قد کوتاه دارد ، شیطان است.
surxu mu , p???q?d , ?eyt?n.

– آنچه که از این زبانزد مستفاد میگردد بیان شخصیت آدمهای زیرک، مرموز، نوعی هجو و تخریب شخصیت است، و از طرفی نیز در بسیاری از فرهنگها، آدمهای کوتاه قد، فسقلی، بندانگشتی را آدمهای حیله گر و زیرک میپندارند، و در مقابل آدمهای بلند قد را ساده لوح و احمق فرض میکنند.

4-3-3-3 شخصّیت منفی(مفت‏خور)
? تقی کولا ، نقی سر، نقی کولا تقی سر. کلاه تقی به سر نقی،کلاه نقی بر سرتقی .
t?qi kul? naqi s?r naqi kul? t?qi s?r.

– بعضی از زبانزدها از نظر ساختاری و فرم این قابلیت را دارا هستند که تبدیل به یک جامعه فعلیه شوند. به این ترتیب در زبانزد مذکور تقی کُولا نقی سر “نَهه” naha می توان فعل (نهه: گذارد) را بر آن افزود.
زبانزدهایی که به صورت جمله دارای فعل باشند(جملات فعلیه) در ادبیات عامه و ادبیات رسمی کشور از مقبولیت خاص برخوردارند و یک نوع پویایی را با خود به همراه دارند، و نشانگر این موضوع است که ادبیات عوام پویا است و تمایل فرهنگ نویسان و پژوهشگران به این کار چه به صورت آگاهانه و یا ناخواسته به همین آگاهی آنان بر میگردد.
اما آنچه که از این زبانزد استنباط میگردد این است که شخص با قرض گرفتن از این و آن گذران زندگی کند، و در واقع نوعی مفت خوری نیز محسوب میگردد واز نظرصنایع بدیعی نوعی صنعت طرد و عکس ، یا طباق و تضاد نیز دارد.

? نَه بیل بَزَه نه پایه28، انگور خُوره بسایه. نه بیل می زند نه چوب، انگور را در سایه میخورد.
n? bil b?za n? p?y? angur? xur? bes?y?.

بعضی از زبانزد هستند که از نظر صنایع بدیعی قابل بررسیاند. این زبانزد از نظر اوزان عروضی دارای وزن و قافیه است واز نظر زیباشناختی مفهوم دل انگیزی را به شنونده انتقال میدهد. اما آنچه که این زبانزد میگوید بیان شخصیت آدمهای تنبل و تن پرور است. منتظره فرصتی هستند که بدون این که کار و تلاشی انجام دهند از دسترنج دیگران استفاده نمایند. به همین سبک وسیاق زبانزد دیگری مثل: نه چک بَزیم ، نه چانه، عروس بَمَا بخُونَه. (بدون هیچ گونه بگوی و مگویی عروس را به خانه آوردیم.)

4-3-3-4 شخصّیت منفی (بیقیدیغریزی)
? مورغانه دوز، شاه دوز بَه تخم مرغ دزده شاه دزد میشود.
murq?n? duz ?? duz b?.

مطلب مرتبط :   منبع مقاله دربارهمنابع قدرت، جو سازمانی، توانمند سازی، ارتباطات سازمانی

– بعضی از زبانزدها همچنان که در تحلیلهای پیشین بدان اشاره گردید، خود قصه گونهاند و یا اشاره به قصه و داستانی دارد. این زبانزد نیز اشاره به داستانی دارد که در گذشتههای دور اتفاق افتاده است، و به عنوان یک پند و عبرت برای دیگران باقی ماند. ماجرا از این قرار بود که مادری با بچهاش بر روی زمین خدا زندگی میکردند. روزی از روزها، بچه تخم مرغی را که از خانه همسایه دزدیده بود به خانه آورد. مادر با دیدن تخم مرغ بسیار پسر را نواخت، پسربچه پیش خود فکر میکرد که لاُبد کار خوبی انجام داده است .
پسر همچنان به کار خلاف خود ادامه میداد، و هر روز چیز جدیدی به خانه میآورد تا این که روزی به ارتکاب دزدی از مال شاه، دستگیر و به زندان افتاد، و محکوم به اعدام گردید.
روز اعدام فرا رسید به پسر بچه گفتند، اگر چنانچه آرزوی داری میتوانی بگویی تا برآورده گردد. پسر بچّه گفت، من میخواهم برای آخرین بار مادرم را ببینم و از او خداحافظی کنم. دستور دادند ،مادرش را به نزد وی آورند. پسر بچّه رو به مادرش کرد و گفت، مادرم، در طول سالهای متمادی زحمت زیادی برایم کشیدی میخواهم که زبانت را بیرون بیآوری تا من آن را ببوسم. مادر در مقابل فرزند قرارگرفت، در حالی که زبانش را بیرون آورده بود فرزند به او نزدیک شد و بلافاصله زبان مادرش را به دندان گرفت و به زمین انداخت و گفت، این سزای آن راهنمایی که تو کردی! اگر روز اول که من دزدی کرده بودم مرا نصیحت میکردی عواقب کارم این نمیشد.
– آنچه که این زبانزد در خود نهفته دارد این است که شیرینی و حلاوت مال مفت آدمی را گمراه و به ناکجا آباد میکشاند.

? قُرآنَا، بُوفُوروختَه، دی یاره، بیهِه. قرآن را فروخت با پولش دف خرید.
qur?n? bofruxt? diy?r? bihe.

– این زبانزد به نوعی پایبند بودن به عقاید واصول اشاره دارد .این که آدمها تا چه اندازه ضوابط و قید و بندهای دینی را رعایت میکنند، و به آن ارج میگذارند. آیا در این راه اگر هم گناهی مرتکب شوند از منظر ادبیات عوام تا چه اندازه مذموم و ناپسند است ؟ و آیا اصلاً کار خلاف از نظر مردم عامه پسندیده است؟ یا این که آیا آنها به صورت ناخودآگاه برخی از خلافها را تجویز میکنند؟ شاید پاسخ همه اینها را زمانی میتوان جست وجو کرد که، آدمها به نحوی در اضطرار باشند، یا به دیگر سخن سرنوشت محتوم بشری این چنین است.
اغلب زبانزدهای این مبحث جزئی و مختصرند، به گونهای هم سعی دارند که صفتی اعم از خوب و یا بد شخ
صرا بیان نمایند. دراین راستا مبرهن است که، صرفه جویی در واژهها نه تنها به ارائه معنائی لطمهای وارد نمیکند، بلکه موجب شیوایی ورسایی آن نیز میگردد، وکلام را موثرتر مینماید. در بحث شخصیت شناسی ما میتوانیم دو دیدگاه را مورد بحث و بررسی و تحلیل قرار دهیم:
1- این که شخصیتهایی وجود دارند که بیان آن صرفاً جنبه تخریبی دارد و لاغیر. به دیگر سخن این که تمام هّم و غم طرف مقابل این است که شخصیت مورد نظر را طوری درهم بکوبد که، یارای ایستادگی را نداشته باشد.
2- دیدگاه بعدی در تقابل با جنبه تخریبی ، یعنی سازه تثبیت شخصیتی است که شخص با بیان کارکردها، و قهرمانیها، به نوعی به دنبال مثبت جلوه دادن شخصیت است.
– در این زبانزد شخص با ابزار دین که همان قرآن است میخواهد، به طرف مقابل بفهماند که برای رسیدن به تمایلات خود، همه چیزهای با ارزش حتی قرآن را زیر پا میگذاری، تا به خواستههای خودت دست پیدا بکنی!
این زبانزد همچنین به این عبارت پیوند دارد که، آیا برای نیل به هدف میتوان از هر ابزاری استفاده کرد؟! خیر.

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ پایان نامهمرادی کرمانی

? هَچین کولوش کون، سیر کَلَه مِن دَکفی. انگار که مرغ جوجه دار به باغ سیر افتاده باشد.
h??in kulu? kun sir kal? men dakafi.

– این زبانزد در جایی کاربرد دارد که شخص کاری را شروع کرده باشد و تمامی جنبههای لازمه آن را در نظر گرفته، و سرمایه گذاری کلانی روی آن انجام داده باشد. دست بر قضا، فردی خواسته یا ناخواسته موجبات خرابکاری آن را فراهم نماید. این عمل از دید عامه مردم ناپسند و مذموم است و نوعی برهم زدن، هرج و مرج تلقی میگردد.
– هنجار شکن و قانون گریز، مُخلّ آسایش و نظم عمومی تلقی میگردد.
– در این زبانزد دو واژه کولوشکون(جاندار) سیرکله، باغ سیر که به صورت منظم کاشته میشود (بیجان) برای بیان مفاهیم و القای آن به شنونده استفاده شده است.

4-3- 3-5 شخصّیتمنفی(پرحرفی و وراجی )
? اینَه دَهَنه دَواسی اینه کین گب آیه. دهانش را ببندی، ماتحتش به حرف میآید.
in? dahan? davasi in? kin gab ay?.

– بعضی از زبانزدها از نظر ساختاری و شکل به صورت اسمی و فعلی به کار برده میشود بررسیها نشان میدهد، کاربرد زبانزدهایی که مدخل فعلی دارند بیشترند. در امثال و حکم، علی اکبر دهخدا از این اشارات زیاد نقل شده است که به چند نمونه از آن بسنده میکنیم:
“آب زیرکاه است- مکار است” “آب و گاوشان یکی است، در کارها یا در اموال با هم شرکت دارند” ” آب نطلبیده مراد است. چون ناخواسته آب برای کسی آرند به فال نیک است. ” آدم به آدم خوش است. لذت حیات در معاشرت ابنای نوع است” (دهخدا، 1370: 3-4)
مدخل فعلی که در امثال و حکم نقل گردید اغلب به صورت فعلهای سوم سخص بیان شده است و گاهی نیز به ناچار دوم شخص نیز آمده است مثل “تا بیائید شما بیائید، این خوشآمد را به کسی که آید و خبری خوش یا هدیه ای آرد گویند.” (همان مأخذ، 49)
در ساختار زبانزدها مورد اشاره نیز فعلهای به کار برده شده سوم شخص است و اشاره به شخصیت آدمهای پرحرف و وراج دارد.
? چیچنَکَ کَلّه ، بُوخوردَه. سر گنجشک را خورده است.
?i??naka kallay? buxord?.
? اَمی سَر آستونَه گَمج بُبوُ . سر ما گمج سفالیه آستانه شد.
ami s?r ?ston? gamaj bobo.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد با موضوعزمان بندی، حمایت اجتماعی، پرخاشگری، فشار روانی

4-3-3-6 شخصّیت منفی(فرصت طلب )
? کُوردَ کُوله، نَازادی، دُو شُو پُلا یَقَا گیره.
پسر کرد را نوازش بکنی از تو تقاضای پلو و دوشاب میکند.
kord? kol? n?z?di do?u p?l? y?q? gir?.

قبل از این که به تحلیل زبانزد پرداخته شود، لازم است که اشارهای به قصه واره لفظ” کورد” داشته باشیم. در زمان ستم شاهی رضاخان اقوام مناطق مختلف به دلیل بدی آب و هوا و نداشتن زمین مزروعی مناسب و ظلم و ستم مالکان به ناچار یا منطقه خود را به کلی ترک میکردند و یا سرپرست خانوارها، از عراقات به سوی مناطقی چون گیلان میآمدند. اقوام مهاجر، منطقه لشت نشاء را به دلیل وجود مزارع و آب و هوای انتخاب میکردند و این اقوام بیشتراز مناطقی چون آذربایجان، کردستان به این منطقه میآمدند. دُوشو: همان دوشاب که از شیره انگور بدست میآید. منطقه لشت نشاء به دلیل آب و هوای مساعد در قدیم درخت مُو”رز” به وفور وجود داشت.
لفظ کُورد در این زبانزد به معنای کُرد نیست، چرا که در منطقه لشت نشاء نیروی کار که از عراقات(خارج از گیلان) وارد این منطقه میشدند قریب به اتفاق ترک بودند. به دلیل این که کاملاً به زبان ترکی صحبت میکردند نه کُردی. کُوله: بچّه، جنس نر، کوچک اطلاق میگردد
مردم این منطقه پس از برداشت برنج، انگور را از درختانی که ارتفاع آن تقریباً به 30 متر نیز میرسید میکندند. پس از جمع آوری انگورها، آنها را داخل “نُو” (که از تنه درخت توسکا درست شده بود) قرار میدادند، و از پس کوبیدن و له کردن انگورها شیره آن را داخل دیک بزرگی “تیان”میریختند. و با هیمه “هیزم” آتش میافروختند، پس از چندین ساعت، هم زدن، دوشاب بدست میآمد. ناگفته نماند در آن زمان دوشاب و پلو”برنج” جزو غذای اصلی مردم این منطقه محسوب میگردید. به این صورت که دوشاب را داخل ظرف “تابه مسی” میریختند و به مقتاضای تعداد خانواده با چند عدد تخم مرغ و کره محلی آن را سرخ میکردند و با برنج “پلو” میخوردند . اما آنچه که این زبانزد بیان میکند، محبت کردن به افرادی که ظرفیت و توانایی لازم را ندارند، به طوری که به محض دریافت اندکی مهربانی درخواستی غیرمعقول از طرف مقابل میکنند. از طرفی نوعی پند درآن مستتر است به این صورت که ش
خص باید در انتخاب دوست نهایت دقت لازم را داشته باشد، تا از عواقب بعدی آن در امان بماند.

? خَر تا نَمَردَه ، نَال ته بِبَردَه . هنوز خر نموده است ، نعلش را بیرون آورده است .
x?r t? n?mard? n?l ta bebard?.

– در این زبانزد بین نَمردَه ، بِبَرده از نظر صنایع بدیعی نوعی سجع متوازن بکار گرفته شده است. همچنین واژه خر با نعل تناسب دارد. اما آنچه که در این زبانزد نهفته است شخصیت آدمهایی است که مفتخور و فرصت طلبند، و از اخلاقیکسانی برخوردار نمی باشند. به دیگر سخن افرادی دمدمی مزاج هستند و در یکجا قرار و آرامی ندارند.
? عزادار

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu