منبع مقاله درمورد آیات و روایات

منبع مقاله درمورد آیات و روایات

دانلود پایان نامه

 

3-2-1-4. مرحله سوم: مرتبه عملی و با قدرت
معنای امر و نهی عملی، بنابر آنچه که از ظاهر شرایع محقق حلی و سرائر ابن ادریس و دیگر فقها، این است که با دست و قدرت فرد را دفع کنیم و با مجروح کردن یا کتک زدن او، مانع از اجرای فاسد شویم. البته کلمه (ید) کنایه از بکار بردن همه قدرت ها و ظرفیت‌ها است و به مثل معنای معروف، گسترده می‌باشد. لذا شامل مقاله‌نویسی، کتاب‌نویسی، تأسیس مراکز تربیتی و دینی، صرف مال و وقت، ویران کردن مسجد ضرار و مراکز فساد و… هم می‌شود.
از آیه «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الأرْضِ أَقَامُوا الصَّلاهَ وَآتَوُا الزَّکَاهَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَهُ الأمُورِ» این چنین استفاده می‌شود که امر و نهی تنها یک موعظه از روی عجز و ناتوانی نیست، بلکه درصورت لزوم باید متوسل به قدرت زور و بازو شد و از موضع برتری و قدرت عمل کرد و اصلاً‌ بدون قدرت نمی‌توان بسیاری از منکرات و مفاسد را بویژه در سطح حکومتی و اجتماعی حل کرد. زیرا در پشت بسیاری از آنها، قدرت‌های کاذب مفسدان دانه درشت و متنفذ وجود دارند. در واقع کلمه (إن مکّنّا) دلالت دارد به قدرت وتوانایی که خداوند به یک جامعه، یک فرد عَطا می‌کند که بواسطه آن می‌تواند امر و نهی کند، لذا لازمه انجام امور محوری ارزشهای دینی یعنی نماز و پرداخت زکات و امر و نهی دینی، قدرت و توانایی می‌باشد. و ماده (تمکین) به معنی فراهم ساختن وسائل و ابزار کار از جمله علم و آگاهی و توان و نیروی جسمی و فکری لازم را شامل می‌شود.
در واقع مرحله سوم امر و نهی معمولاً در مورد کسانی اجرا می‌شود که دارای ضعف ایمان و هوای نفس درآمیخته با جهل می‌باشند و مراحل ابتدایی در‌آنها کارساز نمی‌باشد، اما با این وجود اگر احتیاج به حبس و اذیت و تنگ گرفتن زندگی بر او و جرح و قتل بود، شایسته است که از فقیه جامع‌الشرایط اذن گرفته شود. و یا در زمان وجود حکومت اسلامی، به مراجع قانونی مراجعه کرد مگر اینکه فساد و منکر از اموری باشند که خدای تعالی هرگز به انجام آن رضایت نمی‌دهد، مثل کشتن یک انسان بی‌گناه که در این صورت واجب است دفع مهاجم ولو با کشتن او ، لذا در زمان حاکمیت و اقتدار حکومت اسلامی، واجب است مکلفین به امر و نهی زبانی اکتفا کرده و در صورت نیاز به توسل به زور، موضوع را به مسؤولین ذی‌ربط گزارش دهند.
3-1-4. طبقات امربه معروف و نهی از منکر
امر و نهی در اسلام، دارای سطوح متفاوتی می‌باشد که هم باید در آن سطح امر و نهی کرد و هم خود آن طبقات، مورد خطاب این تکلیف الهی می‌باشند. لذا برای کنترل بهتر اوضاع و تسلط بر شرایط، وجود امر و نهی در همه سطوح فردی و اجتماعی و خانوادگی و در داخل نهاد حکومتی در میان علما و بزرگان جامعه و نیز در سطح خارج از مرزهای جامعه، جهت جلوگیری از ظلم و فساد، لازم و ضروری می‌باشد.
1-3-1-4. امر و نهی فردی
هر فردی در جامعه اسلامی، جهت اصلاح خود و دیگران و نیز جلوگیری از مفاسد، هم باید امر و نهی کند و هم در صورت ارتکاب به گناه، مورد امر و نهی قرار بگیرد. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ» همزه(أ) در آیه، توبیخی و تعجبی می‌باشد، یعنی چطور دیگران را به نیکی امر می‌کنید اما خود را فراموش می‌کنید. هر کسی باید اول خود را اصلاح کند و آنچه که به دیگران می‌گوید خود نیز عامل باشد.
امام صادق ‌علیه‌السلام فرمودند: «من لم یصلح من هواجسه و لم یتخلص من آفات نفسه و شهواتها… . لایصلح للامربالمعروف و النهی عن المنکر اذا لم یکن بهذه الصفه… الحدیث» هر کس که خودش را از آفات شهواتی و هواپرستی، خالص و جدا نکند، نمی‌تواند با امر و نهی، اصلاحی پدید آورد، چرا که خودش به این صفت اصلاح، متصف نمی‌باشد.
همچنین در آیه«یَا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاهَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ» به امر و نهی فردی اشاره دارد و فعل (وأمر) و (أنه) بصورت مفرد آمده، لذا هر فردی مسلمانی، مکلف به انجام این فریضه می‌باشد.
حضرت علی‌‌علیه‌السلام در مورد صفات شیعیان خود فرمودند: «عامل بالطاعات سریع الی الخیرات بطیء عن المنکرات یأمربالمعروف و یفعله و ینهی عن المنکر و یجتنبه» شیعه کسی است که هم امربه معروف و نهی از منکر می‌کند و هم خودعامل به معروف است و ازمنکرات دوری می‌کند. لذا هر فردی، در باب امر و نهی، دو وظیفه بر ذمه او هست: اول اینکه امر و نهی کند، دوم اینکه خود عامل به آنها باشد.
2-3-1-4. امر و نهی خانوادگی
خداوند در قرآن کریم به پیامبر‌صلی‌الله‌علیه‌و آله فرمودند: «وَأَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الأقْرَبِینَ» و (أنذر) به صیغه امر بوده و پیامبر مکلف شده بود تا خانواده و اقوام خود را امر و نهی کند ونیز در آیه دیگر مأمور شده بود تا خانواده خود را امر به خواندن نماز بکند: «وَأْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاهِ» در واقع بعد از اصلاح فردی اولین جایی که باید اصلاح را شروع کرد و امر و نهی نمود، محیط خانواده می‌باشد که یک اجتماع کوچک در بین جامعه بزرگ بشری می‌باشد. اصلاح خود و خانواده، مقدمه برای اصلاح امور اجتماعی می‌باشد. خداوند در آیه دیگر، همه مؤمنان را مکلف می‌کند تا خود و خانواده شان را از آتش جهنم دور نگه دارند: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا» و در روایت وارد شده است که چگونه خود و خانواده را از آتش جهنم حفظ نمائیم، بدین‌روی امام صادق‌علیه‌السلام فرمودند: «تأمرهم بما أمرالله و تنهاهم عما نهاهم‌ الله» امر کنید آنها را به آنچه که خداوند امر کرد و نهی کنید از چیزهایی که خداوند نهی نمود. رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌و آله فرمودند: «الا کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته…. و الرجل راع علی أهل بیته و المرأه راعیه فی بیت زوجها و مسئوله عن رعیتها» و هر کس در قبال نگهبانی از خانواده خود مکلف شده است و بر اساس این حدیث هر مسئولیتی مطمئناً تکلیفی به همراه دارد و بازخواست و سوال از آن خواهد شد.
3-3-1-4. امر و نهی علما و بزرگان جامعه
جهت قوت گرفتن و گسترده نمودن فرهنگ امر و نهی، لازم است که علما و دانشمندان و بزرگان و صاحب منصبان هر جامعه، در جلوگیری از انجام مفاسد و منکرات، پیشگام بوده و الگوی مناسبی در این راستا برای مردم باشند.
این بحث ناظر به دو جنبه است، اول اینکه: لازم است که هم‌شأن و هم رتبه علما و بزرگان، به امر و نهی هم رتبه خود بپردازند. اگر چه هر کسی می‌تواند در هر شرایط به این تکلیف عمل کند، اما چون اغلب مردم از شرایط و نحوه اجرای آن اطلاع درستی ندارند، لذا جهت رعایت حریم حرمت علم و دانش و بزرگان، بهتر است که این کار را تخصصاً به خبرگان و متخصصان واگذار نمائیم تا با استفاده ازعلم ارتباطات و اخلاق و روش‌های درست گفتگو، آنها را به راه درست هدایت نمایند. دوم اینکه: خود بزرگان و عالمان، در سطح وسیعی از خانواده و اقوام و شاگردان و دوستان وحامیان خود، به اوامر و نواهی الهی پرداخته تا به تعمیم وگسترش این فرهنگ و فریضه درجامعه، کمک شایانی نمایند.
در روایتی از امام صادق‌علیه‌السلام، عالم بدون عمل ملعون شمرده شده است: «عالم یؤم سلطاناً جائراً معیناً له علو جور ملعون ملعون» عالمی که کمک کار پادشاه ظالم باشد و به منکرات عمل نماید، مورد نفرین می‌باشد. حضرت علی‌علیه‌السلام فرمودند: «همانا پیران و دانایان شما، توجه به نادانها و ریاست طلبها بکنند والا نفرین من پای همه را خواهد گرفت» همچنین امام ‌علیه‌السلام فرمودند: «عذاب و هلاکت گذشتگان بدین سبب بود که مردم پیرو گناهان بودند و عالمان و عابدان جلوگیری نمی‌کردند. »
رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌و آله در هشداری به عالمان فرمودند: «علما، بر دو قسمند: مردی به علمش عمل می‌کند، او اهل نجات است و عالمی به علمش عمل نمی‌کند او هلاک می‌گردد، این گونه عالمان بسیار خوار خواهند شد، زیرا آنها علم را رها کرده و به هوای نفس خود عمل کردند و با پیروی کردن از هوای نفس، راه حق را مسدود می‌کنند». در این فرموده رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌و آله ، به تأثیر عالمان و حاکمان جامعه در اصلاح مردم یا آلوده کردن اجتماع، اهمیت داده شده است و اینکه آنها بعنوان الگوی رفتاری و عملی در زندگی، می‌توانند باعث هلاکت یا نجات و سعادت یک جامعه قرار بگیرند«و الله ما فسدت أمور الناس إلا بفساد هذین الصنفین» به خدا قسم که امور مردم فاسدنمی‌گردد مگر با فساد این دو گروه.
4-3-1-4. امر و نهی حکومتی
فلسفه تشکیل حکومت اسلامی، امربه همه معروف‌ها و نهی از همه منکرات و مفاسد، در جهت اصلاح امور جامعه، و انتظام بخشیدن به اجتماع می‌باشد. «والامر بالمعروف مصلحه للعوام و النهی عن المنکر ردعاً للسفهاء» . حکومت اسلامی که متشکل از همه ارکان و ارگانهای ارشادی، قضایی امنیتی و انتظامی و اجرایی جامعه می‌باشند و از علم و قدرت لازم جهت جلوگیری از مفاسد در درون حکومت و در میان ظالمان و فاسدان جامعه‌ برخوردارند، وظیفه‌ای سنگین تر در راه اصلاحات اجتماعی دارند.
حضرت علی‌علیه‌السلام در مورد حکومت فرمودند که: «و إنا لَنَحْمِلُ ما لایقدر العباد علی الحکومه فیه فنحکم فیه…. و قد حیل بینهم و بینه أن یقوم بأمر ربه فیهم» که بر اساس اوامر و نواهی الهی، در حکومت اسلامی، بین مردم حکم می‌کنند. لذا یکی از وظایف مهم حکومت، این است که بر اساس دستورات الهی به انجام اصلاحات امور در بین مردم بپردازد. در جای دیگر حضرت بر لزوم تشکیل دولت عادل، اشاره کردند و فرمودند: «دوله العادل من الواجبات» و عمل به این واجب یعنی عمل به مصداق امربه معروف می‌باشد و در سایه حکومت عادل است که اصلاح اسلامی صورت می‌گیرد. همه این موارد و مراحل و طبقات متفاوت در هر دو فریضه مهم امربه معروف و نهی از منکر، مصداق داشته و این مباحث به حکم عقل و آیات و روایات، هم شامل نهی ازمنکرات می‌شود و هم شامل امر به معروفات.
4-1-4. طبیعت امر و نهی و تقدم و تأخر در این فریضه
الف- طبیعت امر و نهی از یکدیگر کمی متفاوت است، اگر چه هر دو فریضه به عنوان دو اصل اساسی، همواره در آیات و روایت در کنار یکدیگر مطرح شده اند، و این بیانگر این است که این دو همیشه باید در کنار هم باشند، تا اصلاح و سازندگی اتفاق بیافتد. بدین روی با امربه معروف، بایست‌ها و بایدهای دینی اجرا می‌شوند و بوسیله نهی از منکر نبایست ها و نبایدهای دینی، در همه ابعاد نظام اجتماعی، دفع می‌شوند و در واقع این دو حکم مکمل یکدیگرند، اما این دلیل بر وجود طبیعت یکسان در بیان این دو حکم نمی‌باشد. در امربه معروف، تندی کمتری احساس می‌شود، و درگیری نفسانی و یا تنازع کمتر به چشم می‌خورد و لذا احترام و آرامش‌ در آن، دوام بیشتری دارد؛ ولی طبع نهی از منکر، بخاطر راحت‌طلبی عاملان منکر و فساد و وجود نوعی تفرعن در آنها، نوعاً درگیری ایجاد می‌کند و غرور خود را بر حکم الهی ترجیح می‌دهند، لذا باید دانست که نهی از منکر هم حق بوده و پیام الهی می‌باشد، عامل آن پیام‌رسان حق و حقیقت می‌باشد. نباید به بهانه مصلحت‌اندیشی، تنها به امربه معروف پرداخت. بنابراین باید به این حکم الهی هم گردن بنهیم اگر چه بر ضرر ما باشد، خدای تعالی می‌فرماید: «وَعَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ» چه بسا، چیزهایی را که ما برای خودمان بد می‌پنداریم ولی در واقع به نفع ما و جامعه و نظام اجتماعی می‌باشد. همچنین امر به معروف، از نهی از منکر آسانتر بوده و اجرای نهی از منکرات، به مراتب سخت‌تر می‌باشد، زیرا در نهی از منکر، گرفتن چیزی مطرح است، که گناهکار غالباً به آن عادت کرده و جدایی وی از آن عادت، موجب تلخی و ناخرسندی اوست لذا توصیه می‌شود که نهی از منکر هم در برخی موارد بویژه در مواردی که با مقاومت افراد و اجتماع روبروست، در قالب امربه معروف ارائه شود، زیرا مردم به امور مثبت ‌گرایش بیشتری دارند، به هر حال باید به مردم جامعه این نکته را متذکر شد که تندی امر و نهی، از ناحیه ناهی نمی‌باشد بلکه از اعمال خلاف آنهاست، و به قول معروف، تندی از فلفل است نه از فلفل فروش و تندی فلفل را هیچ عاقلی به حساب فروشنده آن نمی‌گذارد، اگر چه ممکن است که تندی هر دو در برخی موارد به هم آمیخته شود که آنهم مربوط به فریضه الهی نمی‌باشد بلکه می‌تواند مربوط به خطای نهی کننده از منکرات باشد.
ب- در برخی اوقات هم ممکن است که نهی از منکر با توجه به شرایط زمانی و مکانی، بر امربه معروف تقدم یابد. آنچه که از آیات مربوطه استفاده می‌شود، عبارت از این است که هر کجا، وضع جامعه‌ای، فوق العاده به فساد انفجاری کشانده شد، در آنجا حق تقدم با نهی از منکر خواهد بود، زیرا چنین جامعه‌ای به مثل بیماری است که کارش از معالجه و مداوا با دارو و پرستاری گذشته است و وضع حاد و وخیمی دارد که باید بصورت فوری و اورژانسی جراحی شود تا از مرگ نجات یابد، که نظیر این را در تاریخ اسلام، در قیام امام حسین‌علیه‌السلام مشاهده نمودیم.
همچنین در صورت تزاحم نهی از منکر با برخی از حقوق، شکی برتقدم آن نمی‌باشد. بعنوان نمونه هرگاه پدرومادر یا فرزند یا سایر اقارب، نماز نمی‌خوانند یا گناهی می‌کنند که تأثیر بدی بر خانواده یا جامعه می‌گذارد، و اگر به آنها نیکی نشود و یا کمک نشود، از کردار زشت خود دست برمی‌دارند، در این جا از باب نهی از منکر، واجب است که نیکی به آنها قطع شود. بدین‌روی، حضرت علی‌علیه‌السلام در باب شمردن ذنوبی که باعث تغییر نعمت‌ها می‌شوند، به عاق الوالدین اشاره می‌کند، (جایی که نیت ادای فرایض امر و نهی و اسراف در نفقه دادن بر باطل باشد) این مورد را در ادامه فرموده خود استثنا می‌فرمایند. البته گفتار علما دراین مورد ویژه(والدین) متفاوت می‌باشد: آقای خوئی، امر و نهی را مختص به غیروالدین نمی‌دانند ولی در ضرب و شتم آنها، از باب امر و نهی، اشکال وارد می‌کنند البته همه به وجوب نهی از منکر والدین در صورت بروز فساد، اذعان دارند اما با حفظ احترام و حقوق آنها، و امر و نهی آنها نباید مقتضی فساد و بی‌احترامی به آنها باشد.
2-4. آشنایی با معروفات و منکرات
1-2-4. ضرورت شناخت کامل معروفات و منکرات

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوع توسعه اقتصادی و اجتماعی

بستن منو