منبع مقاله درباره کشورهای خاورمیانه

منبع مقاله درباره کشورهای خاورمیانه

دانلود پایان نامه

3- موارد 1 و 2 پیشنیاز، کارکرد هسته اصلی سیاست خارجی دولت یازدهم میباشد: ایران پل منطقهای.  

سیاست خارجی هر کشور حاوی دو عنصر تداوم و تغییر است، در سالهای گذشته سیاست خارجی کشورمان نیز از این قاعده مستثنی نبوده اما متاسفانه سهم تغییر بسیار بیشتر از تداوم بوده است. این درست است که در عرصه سیاست، تحولات داخلی و  محیط بین الملل محیطهایی پویا و در حال تغییر هستند، اما متاسفانه باید اذعان نمود درصد بسیار زیادی از تغییرات در سیاست خارجی کشورمان بیشتر از آنکه متاثر از پویاییهای محیط بینالمللی باشند ناشی از برخوردهای سلیقهای بوده است. امری که در موارد زیادی لطمات زیادی به منافع ملی کشور وارد نموده است. نکته مهم اینست که ایفای نقش منطقهای برای ایران در گرو بهبود نقش و جایگاه بینالمللی ماست و ارتقاء جایگاه منطقهای ما نیز به وزن بینالمللی ما کمک شایان توجهی میکند. به عبارتی یک ایران فعال و موثر منطقهای بهتر میتواند در نظام بینالملل منافع خود را تامین کند همانطور که یک ایران به لحاظ بینالمللی قدرتمند سمتگیری منطقهای سیاست خارجی کشور را بهتر تسهیل میکند. (پارسایی،12:1392)
4-6- غرب آسیا و نقش جغرافیایی ایران در منطقه
عوامل و عناصر جغرافیایی و به طور خاص مناطق جغرافیایی، در رویدادها و فرآیندهای سیاسی نقش دارند. یکی از این مناطق جغرافیایی منطقه خاورمیانه است که نقش بی‌بدیلی را در رویدادهای جهان ایفا می‌کند. این منطقه به دلایلی از جمله انرژی، گذرگاههای آبی و استراتژیک، وجود رژیم صهیونیستی و امنیت آن برای قدرتهای بزرگ، بازار مصرف منطقه و… از اهمیت زیادی در معادلات جهانی برخوردار می‌باشد . این ویژگی‌ها در دو سده 20 و 21 اهمیت داشته و دارد ولی چیزی که اهمیت این منطقه را در قرن حاضر افزایش داده است، وجود منابع انرژی و اهمیت آن در معادلات قدرت در سطح جهان است. درسرآغاز هزاره سوم، خاورمیانه همچنان بین‌المللی ترین منطقه دنیابوده و مسائل این منطقه محل تداخل منافع بازیگران خارجی است و این تداخل با ساخت قدرت در درون کشورهای منطقه در ارتباط می‌باشد.
همچنین هیچ منطقه‌ای در جهان به اندازه خاورمیانه در تبیین مؤلفه‌های جغرافیایی و پیوند آن با رفتارهای سیاسی اهمیت نداشته و باید علت این امر را از اهمیت نقش خاورمیانه در رفتار منطقه‌ای قدرت‌های بزرگ و همچنین میزان تنشهای منطقه‌ای جستجو کرد.
علیهذا قبل از بحث و بررسی درخصوص مقوله موقعیت جغرافیایی سرزمین ایران در غرب آسیا، ضروری است در ابتدا به اصطلاح و مفهوم خاورمیانه و پیشینه تاریخی آن، به طور مختصر اشاره‌ای شود:
به نظر برنارد لوئیس، اصطلاح خاورمیانه را نخستین بار یک مورخ وابسته به نیروی دریایی آمریکا به نام «ماهان» در اشاره به منطقه‌ای میان عربستان و هند یعنی خلیج‌فارس مورد استفاده قرار داد که البته مناسبت ویژه‌ای برای استراتژی دریایی داشت.
در جنگ جهانی اول، فرماندهی نیروهای بریتانیا در منطقه با عنوان فرماندهی خاورمیانه منصوب گردید) از آن زمان به بعد این واژه به تدریج متعارف شد، و گاه مترادف با اصطلاح خاور نزدیک به مفهوم ناحیه‌ای از شمال آفریقا به آن سو، به جز شبه قاره هند بکار رفته است. با این وجود اصطلاح خاورمیانه هنگامی شیوع، شهرت و اعتبار خاصی پیدا کرد که در 22 مارس سال 1911، لرد کرزن در مجلس اعیان انگلستان و در ارتباط با مساله احداث خطوط راه آهن ضمن بحث درباره چگونگی اوضاع ایران، خلیج فارس و ترکیه در آسیا، از واژه خاورمیانه استفاده کرد.
اما به رغم استعمال گسترده اصطلاح مذکور در عصر حاضر، هم اکنون «هیچگونه اجماع و تعریف واحدی در مورد مرزهای جغرافیایی و سیاسی خاورمیانه وجود ندارد جغرافی دانان، مورخان، روزنامه نگاران و دیوان سالاران همگی از این اصطلاح استفاده می‌کنند، اما هنوز تعاریف متفاوتی از آنچه که منظورشان است در ذهن دارند.
از نظرگاه تحقیق حاضر، غرب آسیا منطقه‌ای جغرافیایی است که کشور لیبی در غرب تا پاکستان و افغانستان در شرق گسترده و شمال آن به دریای مدیترانه و دریای سیاه و جنوب آن به اقیانوس هند شمالی و دریای عرب منتهی می‌گردد. منطقه مزبور به طور عمده عرب نشین بوده و بازیگران منطقه‌ای غیر عرب نظیر ایران، ترکیه، اسرائیل، پاکستان و افغانستان نیز در آن حضور دارند.
منظومه خاورمیانه یا همان غرب آسیا از گذشته‌های دور پراهمیت بوده و دسترسی به ذخایر دانه‌ای خاورمیانه، استراتژی امپراطوری‌های آتن، روم و بیزانس را تحت تأثیرخود قرار داده ،به طوریکه درختان سرو لبنان برای کاخها و معابد آنها الوار فراهم می‌آورد. این اهمیت در دوران قرون وسطی و جنگهای صلیبی و نیز در هنگامه احیای اقتصادی اروپا کماکان برقرار بود. در این اعصار، افزایش تقاضای اروپا برای ابریشم و ادویه‌جات شرق، انگیزه‌ای شد برای احداث راههای زمینی و ترانزیت دریایی بسیار سودآور از آسیا به خاورمیانه و از آنجا به بازارهای ساحلی مدیترانه. اما در این اواخر، دسترسی به نفت خاورمیانه امتیازی بوده که تأثیر ژرفی بر برنامه‌ریزی استراتژیک و فزونی قدرت دولتهای بزرگ بر جای گذاشته است.
در ده الی پانزده سال آینده نیز جریان نفت و گاز طبیعی از دو منبع غنی فسیلی خاورمیانه (خلیج فارس و دریای خزر) عناصر کلیدی یک معادله جدید ژئوپلیتیک خواهد بود که عواقب مهمی خاصه برای غرب، روسیه، آسیا و نیز کشورهای خاورمیانه به دنبال خواهد داشت.
در نگاه اول موقعیت منحصر به فرد جغرافیایی این منطقه چشم‌ها را خیره می‌کند چرا که غرب آسیا به عنوان پلی بین سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا مطرح است و از این نظر همچنان که سوابق تاریخی نیز حکایت می‌کند، اهمیت ویژه‌ای دارد. اگر از چشم‌اندازی دیگر و با نگاه اروپایی- آسیایی (اوراسیایی) به غرب آسیا بنگریم، مشاهده می‌کنیم که غرب آسیا نقش قلب قاره بهم پیوسته اوراسیا را ایفا کرده و به عنوان پیوند دهنده قاره‌های آسیا و اروپا شناخته می‌شود. همچنین در چارچوب جغرافیایی، وجود آبراههای مهم و حتی استراتژیکی چون کانال سوئز، تنگه‌های هرمز، بسفر، داردانل، باب‌المندب، خلیج فارس، خلیج عدن، دریاهای مدیترانه، عمان، سیاه، سرخ، عرب، مرمره و بالاخره دریاچه خزر، به لحاظ ژئواستراتژیک ، ژئوپلیتیک، حمل و نقل و ارتباطات تجاری اهمیت زایدالوصفی به منطقه خاورمیانه بخشیده است. در همین رابطه، شایان ذکر است که عمده ترانزیت هوایی بین‌المللی میان اروپا و هند، آسیای جنوب شرقی، خاور دور و استرالیا از طریق شاهراه خاورمیانه صورت می‌گیرد. همچنین به جای راههای کاروان رو قدیمی، جاده‌ها و خطوط راه‌آهن در منطقه مزبور احداث شده که در همه فصول سال قابل استفاده بوده و مقدار قابل توجهی از حمل و نقل بین المللی از این طریق انجام می‌گیرد. با این وصف، بی‌دلیل نیست که افرادی چون کرسی، واژه «چهارراه» را عنوان کتابی برگزیده‌اند که در باب خاورمیانه نگاشته‌اند. (سپهر،5:1389)
اما فارغ از جایگاه برجسته غرب آسیا به لحاظ جغرافیایی، این منطقه از نظر انرژی نیز اهمیت فوق العاده‌ای دارد. چرا که نزدیک به 60 درصد ذخایر شناخته شده نفت و 35 درصد منابع گازی جهان در خاورمیانه (و بخش بزرگ آن در خلیج فارس) است. پیش بینی شده است که در دو دهه آینده تنها پنج کشور بزرگ صادر کننده نفت یعنی عربستان، ایران، عراق، کویت و امارات متحده عربی می‌توانند صادر کننده بزرگ نفت در جهان باقی بمانند و روزانه 26 میلیون بشکه نفت صادر کنند. بنابراین از این زاویه، مادامی که انرژی دیگری جایگزین انرژی فسیلی نشده است، خاورمیانه اهمیت راهبردی خواهد داشت. به بیان دیگر، به سبب وابستگی شدید کشورهای صنعتی جهان به نفت، مجموعه خاورمیانه در آتیه، نقش اقتصادی – امنیتی مهمتری در سیاست جهانی بازی خواهد کرد. همچنان که طبق آمارهای سالهای اخیر (مشخصاً سال 2005) نیز خاورمیانه با تولید بیش از بیست و چهار میلیون بشکه نفت در روز، افزونتر از 30 درصد تولید نفت جهانی را دراختیار دارد. علاوه بر نفت و گاز، در خاورمیانه منابع کانی بسیار غنی و متنوع نیز در سطح وسیعی وجود دارد که به شدت مورد احتیاج جهان صنعتی و به خصوص آمریکایی‌هاست که در پاره‌ای از موارد حدود 50 تا 80 درصد منابع اصلی خود را از دست داده‌اند و لذا ناگزیرند آن را از خارج از سرزمین خود تهیه کنند. با این وصف، این بخش از زمین، کماکان منبع اصلی و حیاتی مواد خام و اولیه خواهد بود. افزون بر اینها، کشورهای خاورمیانه از آن حیث که درآمد سرشاری از محل عایدات انرژی به دست می‌آورند، به لحاظ اقتصادی ، بازار مصرفی عمده و بالفعلی برای فروش کالاهای دول صنعتی و خصوصاً کشورهای غربی هستند. مضاف بر این، هنگامی که پول‌های حاصل از فروش انرژی، با انبوه منازعات و اختلافات مرزی و قومی دولتهای خاورمیانه تلفیق می‌گردد، این مجموعه به خریدار بسیار بزرگی برای دریافت تسلیحات قدرتهای بزرگ، به ویژه قدرتهای غربی و در رأس آنها آمریکا، مبدل می‌شود. بدین ترتیب بخش بزرگی از دلارهای نفتی حکومتهای خاورمیانه به خزانه قدرتهای بزرگ غربی باز می‌گردد.
غرب آسیا از جهت فرهنگی، تمدنی و معنوی نیز از منزلت والایی برخوردار است. چه، گذشته از وجود سه تمدن بزرگ ایران باستان، مصر باستان و بین النهرین، منطقه مزبور خاستگاه سه دین ابراهیمی یهودیت، مسیحیت و اسلام است و شهرهای مقدسی چون مکه، مدینه و بیت المقدس که کانون توجهات مذهبی‌اند، در این منطقه قرار دارند. در همین زمینه، دکتر سید حسین سیف زاده،استاد علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه تهران معتقد است « اگر شرق را تجلی گاه نگرشهای عرفانی و غرب را تجلی گاه نگرشهای عقلانی در نظر بگیریم، خاورمیانه در طول چند قرن اخیر تجلی گاه تعارض بین این دو فرهنگ بوده است» گو اینکه در این میان، غرب آسیا اصولاً در حوزه شرق و دنیای اسلامی جای می‌گیرد. البته از نظر گاه دکتر سیف زاده، غرب آسیا «نقطه برخوردهای درون فرهنگی» نیز بوده و همچنان در آتیه نیز خواهد بود. زیرا سرگشتگی‌ای که جوامع غرب آسیا بدان دچارند و به همین سبب برخی خود را اسلامی، گروهی ملی، و بعضی دیگر در قالب ساخت هویتی دیگری تعریف می نمایند، بروز درگیری و تنش را میان آنان محتمل می سازد.
ناگفته نماند که غرب آسیا به جهت بحرانهایی که در بطن خود دارد، نیز واجد توجه است. بر این پایه، شایان توجه است که اسرائیل از بدو تولد خود تاکنون یک پای اصلی تشنجات، درگیری ها و بحرانهای غرب آسیا بوده و در آینده نیز خواهد بود. بحران آب، وجود رژیمهای واپسگرای مطلقه که مستعد بحرانهای فراوانی در افق زمانی نه چندان دور هستند، در ترکیب با اختلافات مرزی، ناهمگنی‌های قومی، مذهبی و بالاخره تفاوتها و تعارضات ایدئولوژیک میان کثیری از کشورهای این منطقه به انضمام بسیاری از مسائل تنش آفرین دیگر، خاورمیانه را آبستن حوادث و لرزه‌های شدیدی در آتیه کرده است که هم اکنون نیز برخی از آنها را شاهدیم.
حال با عنایت به توصیفات مطروحه، اهمیت و ماهیت بی‌بدیل غرب آسیا برای جهان امروز، روشن و مبرهن گشته است. تحقیقاً به همین دلیل است که آیزنهاور در دوران ریاست جمهوری‌اش در امریکا، خاورمیانه را مهمترین منطقه استراتژیک جهان می‌خواند و به دنبال وی، بوردیس فون لوهازن، ژنرال بازنشسته ارتش اتریش از این منطقه به عنوان مرکز و هارتلند (سرزمین قلب دنیا) یاد می‌کرد. در نظرگاه فون لوهازن، سرشت و ویژگی اخیر خاورمیانه سبب می‌شود هر گونه آشفتگی‌ای که بر اثر عوامل بیرونی در این مجموعه پدید آید، پیامدهایی برای قاره‌های دیگر، خصوصاً‌ دو قاره اروپا و آفریقا در برداشته باشد. به باور نامبرده، تحولاتی که در منطقه خاورمیانه ایجاد می‌شود، بسان سنگی است که در دریاچه آبی می‌افتد و ما امواج آن را در تمام سطوح دریاچه مشاهده می‌کنیم. اما به طور مشخص برای ایالات متحده آمریکا، منطقه خاورمیانه به مثابه هارتلند عصر پیش‌روی، از چند جهت حائز اهمیت است. بی‌تردید، اهمیت نخست خاورمیانه ناشی از وجود سوخت‌های فسیلی، به ویژه نفت است. به گفته کثیری از تحلیلگران، مهمترین هدف آمریکا از طرح ایده خاورمیانه بزرگ، برقراری کنترل بیشتر بر جریان نفت از این منطقه است. زیرا امروزه خاورمیانه بخش بزرگی از نیازهای نفتی غرب را تأمین می‌کند. ایالات متحده کمابیش 25 درصد انرژی نفتی جهان را مصرف می‌کند و چون منابع فسیلی‌اش تنها پاسخگوی کمتر از نیمی از نیازهای آن کشور است، پس آمریکا ناگزیر است بیشتر انرژی مصرفی خود را از بیرون، خاصه از غرب آسیا تأمین کند. آمریکا در واپسین دهه سده بیستم روزانه نزدیک به 8/1 میلیون بشکه نفت و در سال 2005 کمابیش 5/2 میلیون بشکه نفت از خاورمیانه وارد کرده و با گسترش یافتن ابعاد جغرافیایی خاورمیانه (در برگرفتن کشورهای حوزه خزر) و کاهش تولید نفت در دیگر مناطق و به اتمام رسیدن منابع نفتی ایالات متحده،واردات نفتی آمریکاازغرب آسیا بزرگ افزایش خواهدیافت. به جز آمریکا، اتحادیه اروپا، ژاپن، چین و هند نیز وابستگی افزون‌تری به انرژی فسیلی خاورمیانه خواهند داشت و از این منظر چنگ انداختن آمریکا بر خاورمیانه، کشورهای فوق‌الذکر را در مقوله انرژی محتاج و وابسته به آمریکا خواهد کرد. دلیل دوم اهمیت خاورمیانه برای آمریکا، معطوف به مسئله امنیت اسرائیل است. خصوصاً در چارچوب طرح خاورمیانه بزرگ، قرار است که اسرائیل به صورت بازیگری چیره درآمده و در زمینه اقتصادی نقش اصلی را داشته باشد. همچنین در همین رابطه، پایان بخشیدن به مناقشات و درگیری‌های اعراب و اسرائیل به نفع اسرائیل، برای ایالات متحده آمریکا یک هدف عمده به حساب می‌آید. مضاف بر این، منظومه خاورمیانه به این اعتبار که از نگاه آمریکاییها، منبع اصلی صدور تروریسم- خاصه از نوع بنیادگرایانه و متحجرانه اسلامی- نیز هست، برای «واشنگتن» قابل توجه و مهم قلمداد می‌گردد. فارغ از عوامل فوق، خاورمیانه از این حیث که «به منزله پایگاهی در پشت سر روسیه» است و نیز از آن جهت که سیطره بر منابع آن، می‌تواند عامل بسیار مهمی در راستای کند کردن رشد اقتصادی روزافزون چین باشد، برای سردمداران کاخ سفید، منطقه‌ای بسیار حساس و استراتژیک محسوب می‌شود.
4-7- جایگاه استراتژیک و ژئواکونومیک ایران
کشور ایران با قرار گرفتن در جنوب غربی آسیا، دارای یک موقعیت ممتاز ژئواستراتژیک برای تأمین انرژی دیگر کشورها، به طور شاخصی در کانون توجه جهانی قرار گرفته و نقش ویژه‌ای به ظرفیت موجود ایران جهت تأمین انرژی کشورهای مختلف بخشیده است (شیخ عطار، 11:1385)
به دلیل برخورداری از پتانسیل‌هایی از قبیل موقعیت ممتاز ژئوپلیتیک، منابع فراوان گاز و نزدیکی جغرافیایی به دریاهای آزاد و تنگه استراتژیک هرمز، دارای یک جایگاه انحصاری در تأمین نفت و گاز کشورهای آسیایی در مقایسه با دیگر کشورهای رقیب یعنی ترکمنستان، قطر و روسیه است با استفاده از این متغیرها می‌تواند تبدیل به قدرت برتر منطقه‌ای شود. (شیخ عطار، 12:1385)
از سویی دیگر ایران با توجه به موقعیت ترانزیتی خود که ناشی از برتری‌های ژئوپلیتکی، یعنی قرارگیری در چهارراه بین‌المللی، حائز اهمیت است. این چهار راه آفریقا را به آسیا و آسیا را به اروپا متصل می‌کند.

مطلب مرتبط :   خشونت علیه زنان

بستن منو