منبع مقاله درباره همکاریهای اقتصادی

منبع مقاله درباره همکاریهای اقتصادی

دانلود پایان نامه

 

4-13- بیداری اسلامی، و تغییر ژئوپلیتیک منطقه
سه رویداد بزرگ در ابتدای قرن بیست و یکم، ژئوپلیتیک منطقه را با تغییرات بسیار زیادی مواجه کرده، و نقش ایران را در معادلات این منطقه بسیار پر رنگ کرده و دورنمای ژئوپلیتیک منطقه و همچنین ژئوپلیتیک دنیای اسلام و ژئوپلیتیک شیعه را بسیار ایرانیزه نموده است. بطوری که می توان ادعا کرد که توازن قدرت در این منطقه در حال چرخش به سمت ایران است. این سه رویداد عبارتند از:
4-13-1- سقوط صدام
سقوط صدام و دولت بعثی عراق در سال 2003 ، فرصتی برای نیروهای شیعه فراهم آورد تا با درگیر شدن در مسائل مختلف در حوزه سیاسی و اجتماعی و حکومتی عراق، نقش خود را در آینده عراق تثبیت کنند. با این اتفاق، شیعیانی که در گذشته این کشور همیشه توسط عثمانی ها، بریتانیایی ها و سپس توسط رژیم های دیکتاتوری حاکم در عراق سرکوب شده بودند، به نیروی سیاسی جدید و قدرتمندی تبدیل شدند. ظهور چشمگیر شیعیان عراق در عرصه اجتماعی-سیاسی، و تبدیل آنان از قربانیان خشونت و سرکوب، به نیرویی که قادر به در دست گرفتن قدرت در یکی از کشورهای استراتژیک منطقه است، توازن قدرت را در منطقه ای که عمدتاً تحت سیطره سنی هاست، به نفع نیروهای شیعی در هم ریخت. (Olwah, 2007)
4-13-2- جنگ سی و سه روزه
جنگ 33 روزه حزب الله لبنان و اسرائیل در تابستان 2006 ، یکی دیگر از مواردی بود که در ترسیم ژئوپلیتیک جدید منطقه و همچنین ژئوپلیتیک شیعه بسیار مؤثر بود. این جنگ که در گفتمان سیاسی اسرائیل به “جنگ دوم لبنان”، و از سوی حزب الله به “وعدالصادق” شهرت یافت. اهمیت این جنگ در دیدگاه شیعیان از این منظر بود که یک سازمان چریکی توانست با یکی از پیشرفته ترین ارتش های جهان مبارزه کند و 33 روز در مقابل آن مقاومت کند. کاری که هیچ کدام از ارتش های عربی در طول جنگ های متعدد خود با اسرائیل نتوانستند آنرا انجام دهند. حدود هزار کشته، سه هزار زخمی، و ویرانی های زیاد در منطقه حومه جنوبی بیروت و منطقه بقاع از جمله خساراتی بود که بر شیعیان لبنان وارد شد. در طول این جنگ، اسرائیلی ها بیش از4 میلیون بمب خوشه ای بر سر لبنان ریختند.
نکته جالب دیگر در مورد این جنگ، ممانعت رزمندگان حزب الله از پیشروی زمینی ارتش اسرائیل در خاک لبنان بود. حزب الله با شیوه جنگ های نامتقارن، به مقابله با اسرائیل پرداخت. یکی از نتایج این نوع از جنگ، صحن های بود که به “جهنم تانکها” در منطقه جنوبی وادی الحجر در معروف شد.
در این نبرد، بیش از 39 تانک و بولدوزر اسرائیلی نابود شد و بیش از 20 افسر و سرباز اسرائیلی کشته شده و بیش از 120 سرباز زخمی شدند( Olwah, 2007)
از ژئوپلیتیک دولت محور، به ژئوکالچر تمدن محور؛ خاورمیانه عرصه نبرد تمد نها اگر چه کاندولیزا رایس، وزیر خارجه وقت ایالات متحده، جنگ حزب الله و اسرائیل را “درد زایمان تولد خاورمیانه جدید” خواند (Karon, 2006 )
اما پیروزی حزب الله، این طرح را ناکام گذاشت و عملا خاورمیانه جدیدی متولد نشد. این جنگ، توازن قدرت در لبنان را به نفع حزب الله، و در خاورمیانه به نفع ایران و محور مقاومت)سوریه، ایران، حزب الله، حماس و جهاد اسلامی( تغییر داد و پدیده ای به نام ژئوپلیتیک مقاومت را در ادبیات سیاسی منطقه ریملند وارد کرد.
4-13-3- انقلاب در کشورهای عربی
سرآغاز به هم ریختن نظم قدیمی در ریملند، که طی آن چهار دیکتاتور طرفدار غرب و مخالف با ایران سقوط کرد؛ خودسوزی جوانی تونسی در دسامبر 2010 بود، که در پی آن مردم تونس به خیابانها ریخته و اعتراضات خود را بر علیه دیکتاتور حاکم شروع کردند ( Hounshell, 2011:4 ).
پس از موفقیت انقلاب در تونس، موجی از ناآرامی ها در جهان اسلام آغاز شد و مردم کشورهایی همچون الجزایر، اردن، مصر، بحرین و یمن، با تعیین روزی به نام روز خشم، که معمولا روز جمعه بود، و با اتمام نماز جمعه، به خیابان ها آمده و با برپایی تظاهرات و شعارهای اسلامی همچون الله اکبر، خواهان انجام اصلاحات یا سرنگونی حاکمان خود شدند. در همین اثنا، درعرض چند هفته میلیو نها نفر در خیابان های مصر حاضر شدند و حسنی مبارک پس از 30 سال حکومت، در تاریخ11 فوریه 2011 ، پس از 18 روز اعتراض و آشوب در مصر،قدرت را تسلیم کرد و حامی دیرینه وی یعنی آمریکا نیز کمکی به او نکرد. این شورشها در لیبی به جنگ وسیع داخلی منجر شد که با مداخله نیروهای ناتو و بمباران زیرساخت های حیاتی این کشور توسط نیروهای پیمان آتلانتیک شمالی ادامه یافت و به سرنگونی دولت قذافی، پس از بیش از چهار دهه انجامید. در یمن و بحرین نیز شورش های مردمی در نتیجه انقلاب های عربی بوجود آمد و پلیس در این دو کشور به زد و خورد با شورشیان پرداخت که در طی این زد و خوردها، افراد بسیاری کشته و زخمی شدند. در بحرین، با ورود ارتش سعودی به این کشور و کشتار بسیاری از مردم، خاندان آل خلیفه سعی در سرکوب شورش نمودند و این انقلاب با گذشت بیش از یکسال از آن، همچنان ادامه دارد. اما در یمن، از آنجا که سه گروه مختلف بطور همزمان درگیر در شورش بودند، شورش ها دامنه وسیع تر و بسیار خشنی به خود گرفت. شیعیان شمال که از سال 2004 به ای نسو درگیر شش جنگ خونین با حکومت مرکزی بودند، از سویی؛ جنوبی ها از سوی دیگر؛ و خاندان قبیله حاشد و الاحمر که در گذشته همپیمان علی عبدالله صالح بوده و اکنون در مقابل وی ایستاده بودند، توانستند او را وادار به کناره گیری از قدرت نمایند. اگر چه کنار رفتن علی عبدالله صالح را صرفا نمی توان اتفاقی انقلابی در یمن دانست چرا که ساختارهای سابق همچنان حفظ شده و عربستان سعودی با همکاری آمریکایی ها توانستند با روی کار آوردن “عبد ربه منصور هادی” بصورت کوتاه مدت راه حلی برای فرونشاندن بحران بازیابند، اما وضعیت اجتماعی مردم یمن که به استبداد داخلی و دخالت های خارجی اعتراض دارند، وضعیتی آماده انفجار است. دامنه این اعتراضات به شیعیان عربستان سعودی نیز رسید و آنان نیز در اعتراض به محدودیتهایی که دولت برای آنان تعیین کرده، دست به اعتراض زدند. آزادی زندانیان سیاسی و درخواست اصلاحات سیاسی یکی از مه مترین شعارهای شیعیان در این تظاهرات بود که هنوز نیز در جریان است.
4-13-4- سناریوهای مربوط به “میدان نبرد تمدنی”
مسئله مهم در این انقلاب ها، موضع ایران به عنوان پایگاه شیعیان منطقه، و همچنین حمایتگر اصلی جنبش های اسلام گرا در سه دهه اخیر است. حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، این انقلاب ها را “بیداری اسلامی” خواند(خامنه ای،1390)
با تأکید بر اسلامی بودن این حرکت ها، به بررسی شباهت حرکت های ضد دیکتاتوریدر جهان عرب، با حرکت انقلابی مردم ایران در سال 1979 پرداخته و این انقلا بها را الهام گرفته از انقلاب ایران نامید. این مقایسه باعث موضع گیری هایی در سوی غربی معادلات منطقه شد. بخصوص، برخی از سران کشورهای عربی که در آ نها شورش ها واقع شده بود، با متهم کردن ایران به دخالت در این شورش ها، سعی نمودند این انقلاب ها را توطئه ای خارجی از سوی ایران جلوه دهند. اما مسئله اصلی تر در این میان، نزاع میان عربستان سعودی و ایران بود. آنچنان که برخی از تحلیل گران نوشته اند، ریاض، در طول دهه های اخیر، رهبری مصر را خاکریز کلیدی اهل تسنن بر سر راه گسترش نفوذ ایران می دید. بخشی از این دیوار سال 2003 با حمله آمریکا به عراق و سرنگونی صدام فروریخته بود. در نتیجه، از دست دادن مبارک بدین معناست که سعودی ها ه ماکنون خود را آخرین غول سنی باقی مانده در منطقه می بینند Spindle and Coker , 2011))
4-14- سناریوی “ایران به مثابه قدرت مسلط منطقه ای”(ژئوکالچر)
با از میان رفتن دو سد سنی در برابر نفوذ ایران، یعنی صدام حسین و حسنی مبارک، ایران اکنون بیش از هر زمان دیگری فرصت یافته است بدون دغدغه های قبل، به بسط حوزه نفوذ خود در منطقه بپردازد. اولین نمود نمادین این مسئله، تردد ناوهای ایرانی از ژئوپلیتیک دولت محور، به ژئوکالچر تمدن محور؛ خاورمیانه عرصه نبرد تمد نها پس از 30 سال از کانال سوئز، در فوریه 2011 بود. این دو ناو که به مقصد بندر لاذقیه.
در سوریه در حرکت بودند، پس از عبور از این کانال، به مقصد رسیده و موجب نگرانی عمیق رژیم صهیونیستی شدند. ایران در سا لهای اخیر ارتباطات خوبی با جنبش های سنی منطقه از جمله حماس، جهاد اسلامی و اخوان المسلمین داشته است و پس از سرنگونی حکومت مبارک، هیأت های متعددی از مصریان به دیدار مقامات عالی ایران آمده اند.
4-15- اکو (ECO)
پس از تعیین دهه شصت میلادی به عنوان دهه توسعه سازمان ملل متحد، همکاریهای اقتصادی منطقه‌ای، بخصوص در میان کشورهای در حال توسعه، از اهمیت خاصی برخوردار گردید. کشورهای ایران، پاکستان و ترکیه نیز، که از زمانهی دور داری پیوندهی تاریخی و خصوصیات مشترک بودهاند، بر این اساس، درصدد افزایش و بسط همکاریهای اقتصادی بین خود برآمدند. در این زمینه، با تشکیل کنفرانس مشترکی مرکّب از نمایندگان کشورهای مذکور، «سازمان همکاری عمران منطقه‌ای» (RCD) را تأسیس کردند که با اهداف مبادله آزاد کالا، بهبود خطوط حمل و نقل، و تهیه و اجری طرحهی مشترک اقتصادی، بر نزدیکی و پیوند همکاریهای فیمابین تأکید نمودند و پس از گذشت قریب پانزده سال و عدم موفقیت چشمگیر، سران کشورهای عضو در «ازمیر» ترکیه گرد آمدند و بار دیگر، با توافق بر عهدنامه مشهور «ازمیر» بر گسترش همکاریها در زمینه های صنعت و بازرگانی و جهانگردی و حمل و نقل تأکید نمودند. با وجود این، پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تعیین خطوط اصلی سیاست خارجی دال بر گسترش روابط با کشورهای مسلمان منطقه، با تشکیل اجلاسی از نمایندگان سه کشور در سال 1363 سازمان «آر سی دی» به «اکو» تغییر نام یافت و تصمیم به بسط و گسترش فعالیتهای آن گرفته شد. از آن پس اجلاس سازمان «اکو» به طور مرتب دو یا یک سالانه تشکیل و اقداماتی در جهت همکاریهای فیمابین مانند افتتاح خط آهن سرخس ـ تجن و دیگر طرحهی مشترک صورت دادهاند. در سال 1370 به دنبال فروپاشی شوروی، کشورهای تازه استقلال یافته و افغانستان تقاضی عضویت در «اکو» را نمودند که با الحاق آنها، تعداد اعضای سازمان از سه به ده کشور افزایش یافت.

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد درمورد امر به معروف و نهی از منکر

بستن منو