منبع مقاله درباره معنای لغوی

منبع مقاله درباره معنای لغوی

دانلود پایان نامه

 

چنین نیست که آنها (درباره قیامت) می‌‏پندارند، به یقین نامه اعمال بدکاران در «سجّین» است! (7) تو چه می‌دانی «سجّین» چیست؟ (8) نامه‏ای است رقم زده شده و سرنوشتی است حتمی! (9) وای در آن روز بر تکذیب‏کنندگان! (10) همان‌ها که روز جزا را انکار می‏کنند. (11) تنها کسی آن را انکار می‏کند که متجاوز و گنهکار است! (12) (همان کسی که) وقتی آیات ما بر او خوانده می‏شود می‏گوید: «این افسانه‏های پیشینیان است!» (13)چنین نیست که آنها می‏پندارند، بلکه اعمالشان چون زنگاری بر دلهایشان نشسته است! (14)چنین نیست که می‌پندارند، بلکه آنها در آن روز از پروردگارشان محجوبند! (15)سپس آنها به یقین وارد دوزخ می‌شوند! (16) بعد به آنها گفته می‏شود: «این همان چیزی است که آن را انکار می‌کردید!» (17)چنان نیست که آنها (درباره معاد) می‏پندارند، بلکه نامه اعمال نیکان در «علیّین» است! (18) و تو چه می‏دانی «علیّین» چیست! (19) نامه‏ای است رقم‏خورده و سرنوشتی است قطعی، (20) که مقربان شاهد آنند! (21) به طور قطع نیکان در انواع نعمت‏اند: (22) بر تخت‌های زیبای بهشتی تکیه کرده و (به زیبایی‌های بهشت) می‏نگرند! (23) در چهره‏هایشان طراوت و نشاط نعمت را می‏بینی و می‏شناسی! (24) آنها از شراب (طهور) زلال دست‏نخورده و سربسته‏ای سیراب می‏شوند! (25) مهری که بر آن نهاده شده از مشک است و در این نعمت‌های بهشتی راغبان باید بر یکدیگر پیشی گیرند! (26) این شراب (طهور) آمیخته با «تسنیم» است، (27) همان چشمه‏ای که مقرّبان از آن می‏نوشند (28).
اشاره
این دسته از آیات با دسته‌ی قبل ارتباط دارد. «کلّا»‌ی اول را با وعید فجّار و «کلّا»‌ی دوم را با وعد أبرار آورده تا نشانه‌ای باشد به آن که «تطفیف» از قِسم فجور و «‌‌ایفا» از قسم أبرار است.
در این آیات ابتدا به را‌بطه‌ی گناه با عدم ایمان راسخ به روز رستاخیز اشاره می‌کند و سپس اشاره‌ی گویایی به سر نوشت شوم مکذبان شده است. آنها در دنیا در گنا‌ه غوطه‌ور بودند و آیات الهی را به مسخره می‌گرفتند به علت این که به خاطر اعمال سوء، زنگاری بر دلشان نشسته و از درک حقیقت و‌ا مانده‌اند. سپس سخنی از گروه مقابل یعنی أبرار به میان می‌آید و از سرنوشت آنها در بهشت خبر می‌دهد و از نعمت‌های بهشتی، که به آنها داده می‌شود سخن می‌گوید.
الف)کیفیت سرنوشت فجار: یکی از راه‌ها که خداوند بیان می‌فرمایند راه فجار است که پس از مرگ دارای سختی وصف ناپذیری است. در آیات (7ـ17) به جایگاهی که فجار به آن گرفتار می‌شوند و حالت درونی آنها اشاره می‌کند. از میان واژه‌های بیان شده در آیات به معنای تعدادی از آنها می‌پردازیم تا فهم عمیق‌تری از آیات به دست آوریم.
واژه‌ی «سجّین» از ماده‌ی «سجن» در لغت معنای اصلی آن منع است،و به معنای زندانبه کار می‌رود و سجین یکی از نا‌م‌های جهنم می‌باشد.درتفاسیر سجّین چیزی است که مخالف و در مقابل علّیّین می‌باشد. پستی دو چندان و کتابی است جامع که در آن همه‌ی سرنوشت‌های شوم نوشته شده است.پس در کاربرد قرآنی همان معنای لغوی به همراه گستره‌ی بیشتری بیان شده است.
واژه‌ی «مرقوم» از ماده‌ی «رقم» در لغت به معنای نقطه گذاری کتاب و کتاب مرقوم، کتابی است که حرو‌‌فش با نقطه گذاری مشخص شده باشد.در تفسیر منظور از کتاب مرقوم به تناسب آیات قبل، کتابی است که به علت زیادی اعمال زشت یا بسیاری اعمال نیک به وضوح قا‌بل تشخیص است.کتاب مرقوم به معنای نا‌مه‌ی عمل‌،و قضای حتمیبیان شده است که کاربرد قرآنی آن، نتیجه‌ای است که از کنار هم قرار دادن آیات و معنای لغوی به دست آمده است.
کتاب به معنای مکتوب از کتابت است و به معنای قضاء و اثبات می‌باشد. معنای آیه این می‌شود که آنچه برای آنان مقدر شده به طور کامل روشن و آشکار است. کتاب ظرف است برای کتاب که از باب کل برای جزء می‌باشد. پس سجین، کتابی است جامع که در آن بسیاری از سرنوشت‌های بد نوشته شده است و از آن جمله سرنوشت فجار می‌باشد.
آیه‌ی (10) نفرینی برای فجار است. در آیه آمده است، هلاک شوند فجار که همان تکذیب‌گران هستند، در روزی که آنچه خدا برایشان مقدر کرده و جزائی که قضایش را رانده محقق شود و عذابی که برایشان فراهم ساخته بر سرشان بیاید.
آیه‌ی (11) برای بیان تکذیب کنندگان نیست بلکه برای بیان نکوهش، توصیف شده است.
واژه‌ی ران که از ماده‌ی «رین» می‌باشد، در لغت به معنای پوشا‌ندن، گناه بر روی گناه به طوری که قلب سیاه می‌شود، آلوده شدن و زنگار گرفتن همراه با غلبه،چرک و زنگی که بر روی چیز با ارزشی بنشیند،و اغلب در موارد معنوی به کار می رود.در تفاسیر اصل آن بر غلبه است، به معنی غلبه می‌کند. این واژه در تفسیر به همان معنای لغوی به کار رفته است.
آنچه از معنا و نکات آیات می‌توان گفت این است که پس این را بدانید! جایگاه فاجران، سجین است و تو چه می‌دانی که سجین چیست؟ سرنوشت حتمی است که خدا برای آنان مقدر کرده است و وای بر فاجران که همان تکذیب کنندگان هستند آنان کسانی هستند که روز جزا را دروغ می‌شمرند و این عمل تجاوزکاران گنه‌پیشه است. هنگامی که آیات ما بر آنها تلاوت می‌شود آن را افسانه‌ی پیشینیان می‌خوانند در حالی که این آیات افسانه نیست بلکه آنان به قدری گناه کرده‌اند که قلب‌هایشان زنگار گرفته است و از این جهت حق را نمی‌فهمند و این گروه در روز قیامت از قرب الهی به دور هستند و برای همیشه وارد دوزخ می‌شوند و به آنها گفته می‌شود این همان چیزی است که دروغ می‌شمردید.
ب) کیفیت سرنوشت أبرار: راه دیگری که خداوند آن را شرح می‌دهند راه أبرار است. در آیات (18ـ28) سرنوشت أهل طاعت یعنی أبرار مشخص شده است که از میان واژه‌های بیان شده در آیات به بررسی چند واژه‌ می‌پردازیم.
واژه‌‌‌های علّیّین و علّیّون از ماده‌ی «علو» در لغت به معنای هر چیزی که در رتبه‌ی بالا قرار دارد و همراه عظمت است، بلندی، برتری و رفعت شأن که برای تفخیم و عظمت شأن با «ون» جمع بسته شده است‌، اسم شریف‌ترین باغ‌های بهشتی و بعضی گفته‌اند: نام بهشتیان است.در تفاسیر به معنی بلندترین مکان‌ها، مراتب عالیه‌ی محفوف و پیچیده به جلالت،علو روی علو، علو دو چندان، درجات عالی و منازل قرب خداوندبیان شده است.
دو واژه‌ی مختوم و ختام از ماده‌ی «ختم» است، در لغت به معنای مهر زدن و پایان دادن، رسیدن به آخر و نهایت چیزی بیان شده است. همراهی آن در قرآن با واژه‌‌ی «مسک» از نظر لغت شناسان به این معانی آمده است؛ درِ ظرفی به وسیله‌ی مُشک مهر شده، تماس دست افراد با آن ممنوع است تا این که به وسیله‌ی أبرار، مهرش باز شود، زمانی که شراب نوشیده می‌شود آخرِ طعمش بوی مشک را احساس می‌کند‌،وقتی شراب را می‌نوشد نسبت به اجزا‌ی مرتبط در کیفیّت و کمییّت به حد کمال می‌رسد.در تفاسیر آمده است که خوردن آن باعث می‌شود در آخر، عطری تمام وجود انسان را فرا گیرد،آن را مهر و موم کرده‌اند تا دچار ناخا‌لصی نشود. برخی از تفاسیر نیز همه‌ی جنبه‌های معنای لغوی را بیان کرده‌اند. با توجه به این توضیحات، کاربرد قرآنی آن همان معنا و نظراتی است که أهل لغت بیان کرده‌اند.
واژه‌ی یَتَنَافَسِ فعل مضارع از ماده «نفس» تفاعل و واژه‌ی الْمُتَنَافِسُون اسم جمع فاعل از همان ماده می‌باشد. واژه‌ی «تنافس» از نظر أهل لغت به معنای مسابقه دادن و رقا‌بت کردن در بدست آوردن چیزی گران‌بها،مسابقه‌ی دو نفس در رسیدن به چیز مطلوب‌، رقابت یا کوشش برای همانند شدن با مردم با فضیلت و پیوستن به آنها بدون این که به دیگری زیانی برسد.در تفاسیر معانی ذکر شده، مسابقه‌،رقبت و تمایل پیدا کردن و سبقت گرفتن در اطاعت و رسیدن به نعمت‌های بهشتی، پس باید سبقت بگیرید از سبقت‌گیرندگانمی‌باشد.
واژه‌ی مزاج از ماده‌ی «مزج» در لغت به معنای چیزی را با چیزی درآمیخت، مخلوط کردن مایعات، شربت‌ها و نوشیدنی‌ها،به کار رفته است. در تفسیر معنای مخلوط کردن بیان شده است.
واژه‌ی «تسنیم» از ماده «سنم» به معنای بالا بردن می‌باشدتسنیم در لغت به معنای چشمه‌ای در بهشت که از بالای قصرهای بهشتی جاری می‌شود، شریف‌ترین شراب‌های بهشتی،در تفاسیر نیز به همین معانی آمده است.
آیات (18ـ20) بیان می‌کند آنچه برای أبرار مقدر شده و قضایش رانده شده تا جزای نیکوکاری‌های آنان باشد در علّیّین قرار دارد و تو ای پیامبر! چه دانی که علّیّین چیست؟ امری است نوشته شده و قضایی حتمی و بدون ابهام است.
در آیه‌ی (24) به این مفهوم اشاره می‌کند که هر کس به چهره‌ی بهشتیان نظر کند، رونق و خرّمی ناشی از نعمت‌های بهشتی را در چهرشان می‌بیند.
عَیْنًا در آیه‌ی (28) مفعول فعلی در تقدیر است که این فعل، فعل أخص یا أمدح می‌باشد و به این معناست که من آن را اختصاص می‌دهم و یا مدح می‌کنم به چشمه‌ای که تسنیم است و تنها مقربان از آن می‌نوشند و رحیق مختوم نوشیدنی خالص بهشتی است که با تسنیم مخلوط شده است و أبرار از آن می‌نوشند.
3.1.1.2. استهزای جاهلانه‌ی مجرمان نسبت به مؤمنان و کیفر مناسب آن عمل، آیات (29-36)

مطلب مرتبط :   پایان نامه درمورد مراسم سوگواری

Close Menu