منبع مقاله درباره معنای لغوی

منبع مقاله درباره معنای لغوی

دانلود پایان نامه

در آن هنگام که آسمان [کرات آسمانی‏] شکافته شود (1) و تسلیم فرمان پروردگارش شود ـ و سزاوار است چنین باشد (2) و در آن هنگام که زمین گسترده شود (3) و آنچه در درون دارد بیرون افکنده و خالی شود (4) و تسلیم فرمان پروردگارش گردد ـ و شایسته است که چنین باشد ـ (5) ای انسان! تو با تلاش و رنج بسوی پروردگارت می‏روی و او را ملاقات خواهی کرد! (6).  

اشاره
در آغاز این سوره نیز به حوادث عظیم و عجیب پایان جهان اشاره شده و سپس بیان می‌کند که انسان در تلاشی پر رنج به سوی کمال مطلق است.
1.1.‌ تغییرات زمینه‌ساز وقوع قیامت، آیات (1ـ5)
الف) شکافتن آسمان به إذن الهی: در دو آیه‌ی (1و2) به شکافته شدن آسمان تحت فرمان الهی اشاره می‌کند که از میان واژه‌های به کار رفته در آیات به بررسی معنای سه واژه می‌پردازیم.
واژه‌ی إنشَقََّت، فعل ماضی باب إنفعال از ماده‌ی «شقّ» در لغت به معنای جدا شدن، پراکنده شدن، دو نیمه شدن،شکاف و شکافتن،بیان شده است. فعل إ‌نشَقَّت، در تفاسیر نیز به معنای شکافی که همراه با متلاشی شدن است،باز شد و شکاف برداشت، شکافی که از هم باز شود، آمده است.
واژه‌ی أذنت فعل از ماده‌ی «أذن» در اصل به معنای گوش، گرفته شده است و به معنای شنیدن، دانستن، اطاعت کردن، نیز آمده است و اگر إذن با «باء» متعدی شود به معنای علم و یقین می‌باشد و اگر با «لام» متعدی شود به معنی گوش دادن و اطاعت می‌باشد،و از نظر مفسرین شنوا بودن، در این جا کنایه از اطاعت فرمان و تسلیم در برابر فرمان،و فعل آن به معنای اطاعت می‌کند، بیان شده است. أذنت فعل مشتق از اسم جامد أذن می‌باشد. این مجاز مرسل در تأثیر امر خداوند به صورت تمثیل و استعاره نیست بلکه به صورت تکوینی است.
واژه‌ی حُقَّت فعل از ماده‌ی «حقّ» در لغت به معنای ثابت، حتمی، ضد با‌طل،مطابقت و وقوع شیء در محل خویش،بیان شده است. در تفاسیر، این واژه در ترکیب آیه به این معنا بیان شده است؛ آسمان در اطاعت فرمان الهی سزاوار است،حق اطاعت و شنیدن در ذات آن به صورت تکوینیمی‌باشد. این واژه با مقایسه‌ی آنچه در لغت و تفاسیر به کار رفته است، فهمیده می‌شود که نوعی وقوع حتمی و متناسب با ذات خودش را در بردارد.
ب) گسترده شدن زمین به إذن الهی: آیات (3و5) بیانگر گسترده شدن زمین به إذن الهی می‌باشد. از میان واژه‌های بیان شده در آیه به بررسی یک واژه‌ می‌پردازیم.
واژه‌ی مُدَّت فعل از ما‌د‌ه‌ی «مدّ» در لغت به معنای کشیدن، کشش در طول‌، زیادت، بسط و گسترش بیان شده است، مفسرین این گونه معنا کرده‌اند که؛ زمین در روز قیامت کشیده می‌شود و گسترش می‌یابد.در مورد کشش زمین برخی بر این عقیده‌اند که زمین صاف و هموار و بی‌آب و گیاه می‌شودو برخی دیگر می‌گویند چون کوه‌ها متلاشی می‌شود بر وسعت پهنای زمین اضافه می‌گردد تا صحنه‌ی محشر برای حضور انسان‌ها آماده شود.
آیه‌ی (4) از نظر مفسرین به معنای این است که زمین هرچه در خود دارد اعم از مردگان و گنج‌ها را بیرون می‌ریزد که با واژه‌ی تخلّت، فعل از باب تفعّل، می‌خواهد نهایت خالی شدن را برساند.
2.1. ملاقات با خدا، آیه (6)
در آیه‌ی ششم با در کنار هم قرار دادن واژه‌هایی می‌خواهد هدف مسیر انسان که همان ملاقات با خدا است را بیان کند که از میان واژه‌ها به بررسی معنای یک واژه می‌پردازیم.
واژه‌ی کادِح اسم فاعل از ماده‌ی«کدح» از نظر لغت، در اصل به معنای خراشی است که بر پوست تن وارد شده، به همین مناسبت به تلاش‌هایی که در روح انسان اثر می‌گذارد اطلاق می‌شود، تلاش و کوششی که با رنج و تعب همراه است،به عمل انسان از خیر و شرّ که در ا‌نجام آن سعی می‌کند و خود را به رنج می‌افکند نیز گفته می‌شود. در تفاسیر به همان معنای لغوی به کار رفته است با این توضیح که معنای سیر، را نیز به خاطر وجود «إلی» در خود دارد.
«إذا» در آیه‌ی اول ظرف متضمن معنی شرط است که مقدم بر عاملش، یعنی کادح می‌باشد و علت این مقدم شدن، برای تشویقِ شنیدن خبر ای انسان تو در تلاش و سختی هستی تا پروردگارت را ملاقات کنی و زمانی این کار صورت می‌گیرد که آسمان می‌شکافد و زمین گسترده می‌شود،است.
ملاقات خدا یعنی منتهی شدن به سوی او یعنی رسیدن به جایی که در آن جز حکم او هیچ حکمی نیست.
2.1.1.3. دسته دوم: ملاقات خدا با جلوه‌ی رحمت یا غضب، آیات (7- 15)
فَأَمَّا مَنْ أُوتیِ‏َ کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ 7 فَسَوْفَ یحَُاسَبُ حِسَابًا یَسِیرًا8 وَ یَنقَلِبُ إِلی أَهْلِهِ مَسْرُورًا 9 وَ أَمَّا مَنْ أُوتی کِتَابَهُ وَرَاءَ ظَهْرِهِ10 َسَوْفَ یَدْعُواْ ثُبُورًا 11 وَ یَصْلی سَعِیرًا12 إِنَّهُ کاَنَ فی أَهْلِهِ مَسْرُورًا13 إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن یحَُورَ14 بَلی إِنَّ رَبَّهُ کاَنَ بِهِ بَصِیرًا15؛
پس کسی که نا‌مه اعمالش به دست راستش داده شود (7) بزودی حساب آسانی برای او می‏شود (8) و خوشحال به اهل وخانواده‏اش بازمی‌گردد. (9) و امّا کسی که نامه اعمالش به پشت سرش داده شود، (10) بزودی فریاد می‌زند وای بر من که هلاک شدم! (11) و در شعله‏های سوزان آتش می‌سوزد. (12) چرا که او در میان خانواده‏اش پیوسته (از کفر و گناه خود) مسرور بود! (13) او گمان می‌کرد هرگز بازگشت نمی‌کند! (14) آری، پروردگارش نسبت به او بینا بود (و اعمالش را برای حساب ثبت کرد)! (15).
اشاره
در این جا انسان‌ها به دو گروه تقسیم می‌شوند، گرو‌هی که از حساب آنها راحت می‌گذرند و وارد بهشت می‌شوند و گروهی که نامه‌ی عمل آنها به دست چپ داده می‌شود و وارد دوزخ می‌شوند.
1.2.‌ ملاقات خدا با جلوه‌ی رحمت، آیات (7ـ9): واژه‌ی أمّا همواره مطالب اجمالی را تفصیل می‌دهد. اجمالی در آیه‌ی (6) هست که آن اجمال در نوع ملاقات با خدا می‌باشد، در این میان رجوع و باز خواستی از اعمال و حساب و جزائی است که تفصیل می‌دهد، گروهی نامه‌ی عملشان به دست راست داده می‌شود و به حسابشان آسان رسیدگی می‌کنند و به سوی أهلشان شادمان برمی‌گردند. در این جا حساب آسان یعنی عرضه‌ی اعمال همراه گذشت و عفو است.منظور از «أهل» بعضی گفته‌اند همسر و فرزندان بهشتی اوست، برخی آن را به حوریان و غلمان بهشتی تعبیر کرده‌اندو برخی دیگر آن را با افراد با ایمانی که در دنیا مورد علاقه‌ی او بودند و أهل بهشت، تفسیر نموده‌اند.

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه ارشد درمورد قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب

بستن منو