منبع مقاله درباره مالیات بر ارزش افزوده

منبع مقاله درباره مالیات بر ارزش افزوده

دانلود پایان نامه

معیار مهمتر در تعیین حدود یک منطقه، وابستگی و نز دیکی فرهنگی می باشد . این معیار در حقیقت دارای ویژگی متمایزکننده است که مورد استفاده ساموئل هانتینگون نیز قرار گرفته است. تشابهات و برابری فرهنگ معمولاً از بیرون بهتر مشاهده می شود تا درون . در ارتباط با مفهوم منطقه فرهنگی، این منطقه متشکل از جوامعی می شود که خود را متعلق به یکدیگر می دانند و سایر ملل جهان نیز تصدیق می کنند که وابستگی های فرهنگی این ناحیه به قدری است که می تواند به عنوان یک منطقه مورد شناسایی قرار بگیرد . از نظر جان کالینز منطقه یک عرصه پهناور جغرافیایی است که بخش های آن از دید فرهنگی یا طبیعی همسان و یک دست باشد (کالینز، 5:1988)  

اما در یک تعریف جامع منطقه به عنوان محدوده ای جغرافیایی که دارای پیوندهای فرهنگی، تاریخی و همبستگی های سیاسی – اقتصادی است تعریف می شود.این وضعیت ممکن است به صورت طبیعی وجود داشته باشد . هم چنین ممکن است اجزا و عنا صر آن به طور بالقوه وجود داشته باشد، اما لازم باشد اقداماتی در جهت تحقق و تشکیل آن صورت گیرد.(رضایی،32:1384)
منطقه گرایی به عنوان راهبردی میانه که حد فاصل ناسیونالیسم و جهانی شدن محسوب می شود، ضمن پیوند دولت – ملت ها با نهادهای فرامنطقه ای، آن ها را به پذیرش هنجارهای مشترک از قبیل تساهل و تسامح ایدئولوژیک، پرهیز از اختلافات قومی، نژادی و فرهنگی، دوری جستن از تفکرات ناسیونالیستی افراطی، مشارکت در تصمی مگیری های منطقه ای، پذیرش تنوع و تکثر منطقه ای، اهتمام به کثرت ارتباطات و مبادلات، تحرک و مشارکت در همکاری های فرهنگی و استفاده از فناوری های جدید و مدرن ارتباطی در دهکده جهانی فرامی خواند(دهشیری،84:1383)
در یک تعریف عمده، منطقه گرایی عبارت است از توجه ویژه به یک منطقه جغرافیایی مشخص که کمترین مکان برای تحقق منافع و آرمان ها به نظر می رسد . در این باره اشخاص حقیقی و حقوقی و دولت ها بازیگر هستند . این منطقۀ مشخص ممکن است در فراسوی مرز دولت ها، در همسایگی آن ها یا بخشی از قلمروشان باشد . اما آن چه در تعاریف مربوط به منطقه گرایی مشترک است، این که آن محدودۀ خاص برای تحقق اهداف مورد نظر بهترین کارایی را دارد(سیمبر،134:1383)
آن چه که در تحقق و تشکیل یک منطقه لازم و ضروری است، فرهنگ مشترک است که معمولاً فرامرزی است . چرا که مرزهای ملی در بسیاری از موارد خطوطی ساختگی هستند که در درون یک منطقه فرهنگی گسترده ایجاد گردیده اند. میزان منطقه ای شدن یک محدوده مشخص با توجه ب ه پویایی منطقه ای آن می تواند کاهش یا افزایش یابد و در این راستا عوامل قومی، منطقه ای و همچنین جهانی مؤثر هستند . منطقه ای شدن از سطوح مختلف نظام جهانی اثر می پذیرد و نیز بر آن ها اثر می گذارد . در این سطوح، کل نظام جهانی، روابط بین منطقه ای و ساختار درونی منطقۀ مشخص به یکدیگر وابستگی دارند.
انتخاب همگرایی در منطقه آسیای غربی به نوعی گزینش اندیشمندانه در مقابل طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا است . در پی بروز تحولات گسترده در ساختار قدرت نظام بین الملل و شکلگیری قطب بندی های جدید، طرح این همگرایی منطقه ای کاملاً معنی دار است . زیرا شرایط جهانی در حال تغییر بوده و به دنبال به هم خوردن موازنه قوای قبلی، قطب بندی جدیدی در حال شکل گیری است . معمولاً در دوره های گذار قدرت در نظام بین الملل، کشور ها و بازیگران منطقه ای می توانند نقش های جدیدی را بر عهده بگیرند.
در محیط جدید بین المللی، ایالات متحده به بهانه جنگ با تروریسم وارد منطقه آسیای جنوب غربی شده و بر هنجارهای خاص خود در مقابل ارزش های فرهنگی دیگران تکیه می کند . هرچند تروریسم، امنیت و حتی نفت و سایر مسایل اقتصادی، بهانه حضور آمریکا و متحدین غربی آن در عراق و افغانستان شمرده می شود، اما به روشنی مشخص است که دلایل اصلی ورود آمریکا به منطقه آسیای جنوب غربی، این موارد نیستد بلکه موقعیت فرهنگی و جایگاه ژئوکالچر منطقه آسیای غربی ایجاب می کند که غرب برای نفوذ و افزایش سلطه خود با تصرف مناطق کلیدی به تغییر هویت این مناطق بپردازد و به مرورِ زمان بتواند هویت فرهنگی مناطق هم جوار دیگر را نیز تحت تأثیر قرار دهد. (کولایی،11:1379)
در همین راستا متحد بزرگ سیاست های آمریکا در جنگ عراق و افغانستان یعنی تونی بلر نیز اینطور می گفت: جنگ ما به خاطر امنیت نیست، بلکه جنگ بر سر ارزش های فرهنگی است . ارزشهایمان ما را در نبرد علیه دیگران راهنمایی می کنند و بر دیگران مسلط نخواهیم شد مگر این که ابتدا در جنگ فرهنگی بر علیه دیگران پیروز باشیم.(بلر،70:2007).
در اظهار نظری که کاملا مشابه و یکسان،کاندولیزا رای وزیر خارجه سابق آمریکا می گوید: یک نظم بین المللی که برگرفته از ارزش های فرهنگی ما باشد، تضمین کنندۀ منافع ملی ما خواهد بود . آمریکا از فرصت بی نظیری که در اختیارش قرار گرفته در جهت تغییر شکل دادن محیط فرهنگی منطقه استفاده خواهد نمود.(رایس،26:2008)
امروزه غرب به رهبری ایالات متحده به دنبال ایجاد سلطه فرهنگی بر تمام جهان و به خصوص بر منطقه غرب آسیا است . رهبری ایدئولوژیک آمریکا در بستر فرایند جهانی شدن به وضوح از طریق بی تاریخ سازی و تهاجم فرهنگی به مردم غیر غربی در حال انجام شدن است . رهبری سلطه گرایانه ایالات متحده در بعد فرهنگ به این معنا است که مردم غیر غربی توانایی تشخیص درست از نادرست و توانایی حکومت بر خود و در دست گرفتن سرنوشت خود را ندارند. در این رهگذر کشورهای آسیای جنوب غربی می توانند در قالب منطقه گرایی و اتحادیه های منطقه ای از حقوق خویش محافظت کرده و امنیت فرهنگی، اج تماعی، سیاسی و اقتصادی خویش را تضمین کنند و با حمایت از هویت فرهنگی منطقه خود، گفتمان یکسان سازی و یکپارچه سازی فرهنگی قدرت هژمون را به چالش بکشند. ضرورت توجه به عنصر اندیشه و قدرت مفهوم سازی و نظریه پردازی و ساده سازی مفاهیم و تبدیل منطقه به قطب فرهنگی و تولید علم برای نخبگان فکری و فرهنگی، توجه به داشتن اطلاعات و ارتباطات، ارائه دیدگاه های بومی با اندیشه ای جذاب، کارآمد و علمی با ابزارهای متنوع، انسجام منطقه ای در حوزه های فرهنگی و افزایش خودآگاهی جمعی منطقه ای ایجاب می کند که همگرایی بر اساس مبنای انسجام بخشی هویت فرهنگی و اندیشه ای شکل بگیرد و در
این فرآیند، فرهنگ ها و ارزش های اصیل و پایدار که بر مدار فطرت و سرشت پاک انسانی باشند، باقی خواهند ماند.(رهبر،146:1387)
4-2- تجارب همگرایی
4-2-1- همگرایی در اروپای غربی
یکی از تجارب موفقیت آمیز همگرایی اقتصادی همگرایی در اروپی غربی است. روند همگرایی، که با کشتیرانی روی رودخانه «دانوب» و اتحادیه عمومی «پست» در سالهای 1856 و 1874 آغاز شد، تا آغاز جنگ جهانی دوم از رشد مستمر برخوردار بود(کولایی،10:1379)
در طول جنگ جهانی دوم، این روند سرعت بیشتری یافت و در 1947 با اجری طرح «مارشال»، سازمان همکاری اقتصادی اروپا شکل گرفت. دو سال بعد، با تشکیل سازمان «پیمان آتلانتیک شمالی» بر صحّت نظریه «کارکردگرایی» در همگرایی مُهر تأیید گذاشته شد که میگفت: همگرایی در یک جهت به تدریج، به جهات دیگر نیز منجر خواهد شد. تشکیل «جامعه زغال و فولاد» در سال 1950 و تشکیل «جامعه اقتصادی اروپا» (EEC) در 1957 گام مهمی در پیشرفت روند همگرایی اروپا محسوب میشد که تشکیلات اخیر به دستاوردهای عمده ای در همگرایی دست یافت که از آن جمله، میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
1- ایجاد اتحادیه گمرکی؛
2-ایجاد بازار مشترک کشاورزی؛
3- توافق بری اتخاذ نظام واحد مالیات بر ارزش افزوده؛
4-اتحاد پولی اروپا که ابتدا «اکو» و سپس «یورو» جی آن را گرفت.
5- وحدت سیاسی اروپا (پیمان اتحاد اروپا) در دسامبر 1991 که به ایده «اروپی واحد» در پایان سال 1992 منجر گردید.
با نگاهی مختصر به این تجربه همگرایی، می توان دریافت که همگرایی اقتصادی در صورت عزم جدّی، میتواند به همگرایی سیاسی و امنیتی منجر شود و دستکم به صورت نسبی، با رونق تجارت درون منطقه‌ای، توسعه کشورهای عضو و قطع وابستگی از قدرتهای فرامنطقه‌ا‌ی، میزان مطلوبی از امنیت و صلح ایجاد شود و همین میزان از همگرایی برای منطقه مورد بحث (غرب آسیا) بسیار ارزنده و مهم خواهد بود. البته لازم به ذکر است که ویژگیهای منطقه‌ا‌ی اروپا و غرب آسیا را نباید یکسان فرض کرد.

مطلب مرتبط :   پایان نامه رایگان درمورد کارشناسی ارشد

بستن منو