منبع مقاله درباره فکر و اندیشه

منبع مقاله درباره فکر و اندیشه

دانلود پایان نامه

2.2. ملاقات خدا با جلوه‌ی غضب، آیات (10ـ15): ادامه‌ی تفصیل آیه‌ی (6) این است که گروهی نامه‌ی عملشان از پشت سر به آنها داده می‌شود، فریاد واویلا سر می‌دهند و به سوی جهنم کشیده می‌شوند، در حالی که در دنیا نزد أهل خود شادمان بودند و فکر می‌کردند هرگز به سوی خدا باز نمی‌گردند، نه این طور نیست بلکه خداوند نسبت به اعمال آنها آگاه است.منظور از «أهل» همان أهل دنیا می‌باشد که هم روش او بوده و با او در ارتباط بوده‌اند.و برخی نیز آن را به خانواده تعبیر کرده‌اند.  

از میان واژه‌های بیان شده در آیه به بررسی معنای چند واژه می‌پردازیم.
واژه‌ی ثُبورا از ماده‌ی «ثبر» در اصل به معنای حبس است و ضجه، ناله، هلاکت،واقع شدن در محدودیت و شدتی است که خلاص شدن از آن را می‌خواهد، به معنای مراقبت نیز آمده است زیرا انسان در موارد خطرناک به طور کامل از خود مراقبت می‌کند و حال او دگرگون می‌شود، هر گاه عرب با چیز خطرناکی رو به رو می‌شود فریاد وا ثبورا بلند می‌کند، می‌گوید: ای وای هلاک شدم، که حکایت از شدت ناراحتی و احساس درد و رنج دارد. ولی همه‌ی معانی به هلاکت باز می‌گردد،که همان معنای لغوی نیز در تفاسیر به عنوان کاربرد قرآنی بیان شده است.
واژه‌ی یَحور از ماده‌ی «حور»، در لغت بر سه اصل معنایی می‌باشد: یکی رنگ که دلالت بر شدت سفیدی می‌کند، دیگری رجوع و اصل سوم، دور زدن چیزی می‌باشد و به میله‌ی وسط دور زننده محور می‌گویند،به معنای برگشتن و رجوع از چیزی،اصل معنایی آن خروج از جریان خارج و بازگشت از حالتی که در آن است به حالتی دیگر، صلاح باشد یا فساد، در امر مادی ظاهری باشد یا معنوی باطنی، در کل به جریان بر خلاف حالت سابق گفته می‌شود و به لحاظ این قید به لباس سفیدی که از حالت کدری و کثیفی خارج است و رجوع به برگشت از حالت قبل و به دور زننده به خاطر تغییر مکان قبلی، این واژه اطلاق می‌شود، در این آیه معنای آن این گونه است؛ شخصی که کتاب اعمالش از پشت سر به او داده می‌شود گمان می‌کند که جریان زندگی‌اش در دنیا ادامه دارد و تغییر نمی‌کند. در تفسیری بیان شده است که این واژه در اصل به معنای تردد و رفت و آمد است خواه این رفت و آمد در عمل باشد یا در تفکر و اندیشه، اما واژه در آیه مطابق تفاسیر دیگر به معنای بازگشت گرفته شده است.
«بلی» در آیه‌یبَلی إِنَّ رَبَّهُ کاَنَ بِهِ بَصِیرًا ایجاب برای ما بعد نفی است، یعنی آری! البته که برمی‌گردد و برانگیخته می‌شود و کار چنان نیست که او می‌پندارد و خداوند به اعمال او بیناست.
3.1.1.3. دسته سوم: دگرگونی انسان در مسیر زندگی، آیات (16-19)
فَلَا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ 16 وَ الَّیْلِ وَ مَا وَسَقَ 17 وَ الْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ 18 لَترَْکَبنُ‏َّ طَبَقًا عَن طَبَقٍ19
سوگند به شفق، (16) و سوگند به شب و آنچه را جمع‏آوری می‏کند، (17) و سوگند به ماه آن گاه که بَدر کامل می‏شود، (18) که همه شما پیوسته از حالی به حال دیگر منتقل می‏شوید (تا به کمال برسید) (19)؛
اشاره
در این آیات خداو‌ند قسم یاد می‌کند به لحظه‌ی غروب خورشید، شب و ماه کامل، تا بیان کند که شما لحظه به لحظه از حالی به حال دیگر منتقل می‌شوید و در مسیر زندگی خود، حالات مختلفی، یکی پس از دیگری پیدا می‌کنید .
از میان واژه‌هایی که به بیان مفهوم پرداخته‌اند به بررسی چند واژه می‌پردازیم.
واژه‌‌های وَسَق و إتَّسَق، فعل‌هایی هستند که اولی فعل ماضی بر وزن فَعَل و دومی فعل ماضی از باب إفتعال، هر دو از ماده‌ی «وسق» است. وَسْق به معنای جمع کردن چند چیز متفرق و پراکنده و «إتّساق» به معنای جمع شدن می‌باشد که همراه واژه‌ی ماه، به دلیل وسعت تدریجی و جمع شدن همه‌ی نور در آن معنای ماه کامل را می‌دهد.
در تفاسیر همان معنای لغوی آورده شده است به این صورت که شب، هر آنچه در روز پراکنده است را جمع می‌کند و نور در ماه جمع می‌شود و بدر تمام می‌گردد.
واژه‌ی طَبَق در اصل تقابل بین دو چیز با داشتن حالت تساوی که همه‌ی معانی بیان شده از مصادیق آن می‌باشد، به معنای حال، طبقه،مطابقت و آن قرار دادن شیء بر مثل خودش تا اینکه آن را بپوشاند در این حال اولی طَبَق است برای دومی و در آیه به معنای حال می‌باشد،این تعبیر طَبَقًا عَن طَبَقٍ، بیان کننده مقام نزول و انحطاط است، یعنی به دست آوردن درجه‌ای کمتر از درجه‌ی قبل و در اینجا منظور نزول معنویات است و منظور امور مادی و محسوس نیست، به قرینه‌ی لایؤمنون در آیه‌ی بعد زیرا ایمان یک امر معنوی می‌باشد.در تفاسیر با توجه به معنای لغوی، معانی از جمله، مرحله به مرحله‌،حال بعد از حال‌،صعود از مرحله‌ای به مرحله‌ی بالاتر،شدت بعد از شدت، بیان شده است.
لترکبُنّ به ضمّ باء برای این است که مخاطب جنس انسان است چون نداء برای جنس است. اگر «طبق» صفت از ضمیر لترکبُنّ باشد به معنای حالتی می‌گذرد و حالت دیگر پدید می‌آید و اگر حال باشد یعنی حالاتی در گذر و پیاپی خواهید داشت، است. از تعبیر رکوب استفاده کرده است که آن استقرار شیء بر شیء دیگر می‌باشد و منظور یک حالت طبیعی نیست بلکه یک حالت تبعیّت را می‌خواهد بیان کند.
آیه‌ی (19) جواب سوگندهایی است که در آیات (16ـ18) بیان شده است.
4.1.1.3. دسته چهارم: توبیخ باورهای ناد‌رست کافران، بیان اجر بی‌حساب مؤمنان، آیات (20-25)
فَمَا لهَُمْ لَا یُؤْمِنُونَ 20 وَ إِذَا قُرِئَ عَلَیهِْمُ الْقُرْءَانُ لَا یَسْجُدُونَ21 بَلِ الَّذِینَ کَفَرُواْ یُکَذِّبُونَ 22 و اْللهُ أَعْلَمُ بِمَا یُوعُونَ 23 فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ 24 إِلَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لهَُمْ أَجْرٌ غَیرُْ مَمْنُونِ 25 .
پس چرا آنان ایمان نمی‏آورند؟! (20) و هنگامی که قرآن بر آنها خوانده می‏شود سجده نمی‌کنند؟! (21) بلکه کافران پیوسته آیات الهی را انکار می‌کنند! (22)و خداوند آنچه را در دل پنهان می‏دارند بخوبی می‌داند! (23) پس آنها را به عذابی دردناک بشارت ده! (24) مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، که برای آنان پاداشی است قطع ‏نشدنی! (25).
اشاره
در این جا به عنوان یک نتیجه از بحث می‌گوید چرا ایمان نمی‌آورید و در برابر قرآن تواضع نمی‌کنید، پس حکم به کافر بودن و وعده‌ی عذاب آنها می‌دهد و حساب أهل ایمان را از آنها جدا می‌کند.
از میان واژه‌ها به بررسی معنای چند واژه می‌پردازیم.

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ پایان نامه شرکت کنندگان

Close Menu