منبع مقاله درباره 
عزت نفس، روابط اجتماعی، فعالیت اجتماعی، رضایت از زندگی

منبع مقاله درباره عزت نفس، روابط اجتماعی، فعالیت اجتماعی، رضایت از زندگی

دانلود پایان نامه

ن نظریه اعتماد برآن است که افراد افسرده وقایع منفی را علل پا بر جا و کلی می دانند که پیوسته برای آنان اتفاق می افتد.
از نظر بک ( ۱۹۶۷ ) به نقل از واینر (۱۹۸۵) افراد افسرده به روشهای خودبه ویرانگری در جهان می اندیشند.داینر اسنادهای مربوط به موفقیت و شکست را توصیف کرده است . به اعتقاد وی رویدادهای ذهنی، نقش واسطه را بین متغیرهای مربوط به تکالیف و رفتار بعدی دارند و افراد نتایج رفتاری خود را به عواملی درونی ( شخصی ) و بیرونی ( موقعیتی ) ، پایدار و ناپایدار و کنترل ناپذیر اسناد می دهند.
این ویژگی ها انتظارت متفاوتی در آینده برای آنان ایجاد می کند و منجر به واکنشهای عاطفی مثبت یا منفی می گردد. وقتی که موفقیت یا شکست به عوامل درونی نسبت داده می شود غرور – شادی یا شرمساری – اندوه افزایش می یابد. اگر موفقیت یا شکست به عوامل بیرونی نسبت داده شود غرور – شادی یا شرمساری اندوه کاهش می یابد. بنابراین موفقیتی که فرد آن را به سادگی تکلیف یا خوش اقبالی ( عوامل بیرونی ) نسبت می دهد ، از جنبه تقویتی برخوردار نخواهد بود. یکی از پیامدهای نسبت دادن های علّی در ارتباط با منابع کنترل درونی و بیرونی ، ارتباط آن با یکی از عوامل شادکامی یعنی عزت نفس است. اگر پیامدهای مثبت رفتار به علل درونی مانند توانایی و تلاش نسبت داده شوند باعث افزایش عزت نفس خواهد بود. به طور خلاصه اسنادها هیجانهای متفاوتی را ایجاد می کنند . بر طبق نظریه واینر ، موفقیت و شکست باعث به وجود آمدن احساس شادی و غمگینی می شود . این هیجانها به این علت اسنادی است که افراد متعاقبا در مورد شکست یا موفقیت به کار می روند. واینر(۱۹۸۵) ، به نقل از تایلور و همکاران بایک نمودار با عنوان تحلیل اسنادی نشان داده است که چگونه اسنادهای متفاوت شادمانی یا اندوهگینی ایجاد می کنند.

۲-۱-۱-۳ نظریه های شادکامی
داینر وساه (۲۰۰۲) شادکامی را شامل سه جز می دانستند که عبارتند از جز شناختی ؛ یعنی نوعی تفکر و پردازش که منجر به خوشبختی فرد می شود. جزء عاطفی و هیجانی؛ که همان خلق شاد و مثبت است و جز اجتماعی ؛ که بیانگر گسترش روابط اجتماعی با دیگران و به دنبال آن افزایش حمایت می باشد.
در این ارتباط داینر (۲۰۰۲ ) معتقد است که وقتی از مردم پرسیده می شود ” فرد شادکام چه کسی است؟ ” در پاسخ ، به یک شبکه حمایتی از روابط درون فرهنگی اشاره می کنند که به تفسیر مثبت و خوش بینانه از رویدادهای روزمره زندگی می انجامد.
طبق نظر داینر ( ۲۰۰۲ ) شادکامی ارزشیابی هایی است که افراد از خود و زندگی خود به عمل می آورند. این ارزشیابی ها می تواند جنبه ی شناختی داشته باشد، مانند قضاوت هایی که در مورد رضایت از زندگی صورت می گیرد و یا جنبه ی عاطفی که شامل خلق هیجاناتی است که در واکنش رویدادهای زندگی ظاهر می شود. بنابراین شادکامی از ۴ جز تشکیل یافته که عبارتند از رضایت از زندگی ، خلق و هیجانات مثبت و خوشایند، خوش بینی، عزت نفس ، احساس شکوفایی و نبود خلق و هیجانات منفی. در این نظریه ویژگی افراد شادکام عبارت است از : داشتن دستگاه ایمنی قوی تر و عمر طولانی تر، برخورداری از روابط اجتماعی بهتر، مقابله مؤثر با موقعیت های مشکل،خلاقیت ، موفقیت بیشتر و شانس زیادتر برای کمک به دیگران.لوکاس ۱۵ وداینر ( ۲۰۰۲ ) با اشاره به بررسی ویلسون۱۶ ( ۱۹۶۷ ) در مورد شادکامی معتقدند بسیاری از نتیجه گیریهای او از طریق مطالعات بعدی مورد تأثیر قرار گرفته است. ویلسون با بررسی شواهد تجربی و هم بسته های شادکامی این طور نتیجه گیری کرده بود که فرد شادکام فردی ست : زنده دل ، سالم و فرهیخته ، برون گرا ، خوش بین ، آزاد از نگرانی ، مذهبی ، دارای عزت نفس بالا و برخوردار از اخلاق حرفه ای ، تمایلات فروتنی و هوش (داینر، ۲۰۰۲ ).
بنابر نظریه آرگایل ( ۲۰۰۱ ) شادکامی از دو جزء اساسی عاطفی و شناختی تشکیل شده است. او بر این باور است که اگر از مردم سؤال شود ” شادکامی چیست؟” دو نوع پاسخ را مطرح می کنند:
الف : ممکن است حالات هیجانی مثبت مانند لذت بردن را عنوان کنند .
ب : به طور کلی آن را راضی بودن از زندگی یا رضایت از بیشتر جنبه های زندگی بدانند.
از نظر آرگایل شادکامی متضاد افسردگی نمی باشد، اما شرط عدم افسردگی را برای شاد کامی لازم می داند
.نظریه تبیین های فیزیولوژیک
خلق مثبت از طریق انتقال دهنده های عصبی چون دوپامین و سروتونین ایجاد می شود . این انتقال دهنده ها را می توان به وسیله دارو و نیز از طریق فعالیت مرتبط با هدف فعال ساخت. ورزش و تمرین به علت فعال سازی آندورفین باعث نشاط دوندگان می شود. از طریق مصرف دارو نیز می توان خلق مثبت ایجاد کرد. الکل اضطراب را کاهش می دهد وباعث هیجان مثبت ، ایمنی ، شادی ، اجتماعی بودن ، هیجان ، احساس آزادی می شود ولی احساسات ایجاد شده توسط الکل موقت است و مضرات آن نیز زیاد است. ماری جوانا هیجان و تحرک تولید می کند. این هیجانات مختلف را می توان بدون دارو نیز ایجاد کرد و به همان اندازه دارو نیز می توانند مؤثر باشند. احتمالاً به نظر می رسد که هیجانات ایجاد شده به واسطه موفقیت یا موسیقی همان طور مغز را فعال می سازد که مستقیماً توسط دارو تحریک می شود(عابدی،۱۳۸۴).

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه با موضوع استان کرمان، سازمان تجارت جهانی، تجارت جهانی، الحاق ایران

نظریه روابط و فعالیت های اجتماعی
محققان دریافته اند که عشق منبع عظیمی از خوشی و مسرت است و ارتباطات اجتماعی و شادی را تحت تأثیر قرار می دهد. افراد برون گران شاد هستند و شادی آنها به این علت است که مهارت اجتماعی زیاد و فعالیت اجتماعی واقعی دارند. یعنی از دلایل اصلی رضایت از اوقات فراغت و تفریح ، لذت بخشی روابط اجتماعی که آنها را در یک حالت خلقی خوب قرار می دهد و در نتیجه به دنبال فعالیت اجتماعی بیشتر بر می آیند. ارتباط نزدیک میان شاد کامی و معاشرت می تواند ناشی از رضایت ارضای نیاز های اجتماعی، برآوردن نیازهای مربوط به عزت نفس با یادآوری روابط نزدیک در زمان کودکی باشد (ساپینگتون،۱۹۸۹ ،ترجمه حسینی شاهی برواتی ،۱۳۸۲).
نظریه مازلو : مازلو یکی از شیوه هایی که منجر به شادی عظیم در انسان می شود تجربه کردن لحظات اوج است. مزلو تحقیق نظام داری را در زمینه آن دسته از تجاربی انجام داد که به واسطه ی شادی وافر متداعی با آنها، در حافظه مردم رسوخ کرده. برای خود مزلو گوش دادن به موسیقی کلاسیک مخصوصاً آثار باخ و بتهوون لحظات اوج را به وجود می آورد. وقتی مزلو از ۱۹۵ نفر خواست تا تجارب اوج خود را توصیف کنند متوجه شد تجارب اوج برای آنها تا حدودی اسرار آمیز بوده است
دو مورد از رایجترین لحظات اوج تجارب ناشی از ارتباط ی جنسی و موسیقی می باشد .سایر عوامل ذکر شده عبارت بودند از نیل به برتری و کمال واقعی. زنان نیز از داشتن تجارت اوج حین تولد فرزندشان خبر دادند. البته این تجارب بیشتر برای بزرگسال ها مفهوم دارد و چون سن یکی از عوامل مهم در تجربه ی شادی است. بدیهی ست که لذت در دوران کودکی به هیچ وجه تشابهی به لذت در درون نوجوانی یا میان سالی ندارد. یکی دیگر از عوامل قابل بررسی جنسیت است. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد کودکان با جنسیت های متفاوت لذت می برند (مازلو،ترجمه رضوانی،۱۳۷۶).
۲-۱-۲-۴ عوامل تأثیر گذار بر شادکامی
در بررسی ومطالعه ی حالات و پدیده های مختلف ، بیان عوامل ایجاد کننده و تأثیر گذار بر آنها، ضروری به نظر می رسد. شادی انسان از عوامل متعدد تأثیر می پذیرد. شاید در نگاه اول بیشتر افراد، ثروت را به عنوان عامل اصلی شادی نام ببرند و گاهی نیز سلامتی، تحصیلات و ازدواج را به عنوان علل اصلی شادمانی ذکر می کنند.تحقیقات گسترده ای در خصوص ارتباط بین عوامل دموگرافیکی و محیطی با شادمانی صورت پذیرفته است. سرآغاز این تحقیقات و مطالعات را می توان در مطالعه کاتریل۱۷ ( ۱۹۶۵ ) بر روی ۲۳۸۷ نفر از ۱۱ کشور مختلف، پژوهش برادبرن (۱۹۶۹ ) و پژوهش کمیلی ،کارنورس و رابوز (۱۹۷۶ ) در ایالات با بیش از ۶۳۰۰۰ پاسخگو و مروری که ون هون و همکاران ( ۱۹۹۴ ) بر روی ۶۰۳ مورد از چنین مطالعاتی در ۶۹ کشور انجام دادند، ردیابی نمود ( ادینگتون و شومن ۲۰۰۴ ، به نقل از فرزاد فر ، ۱۳۸۵ ).
* تفاوت های جنسیتی
مطالعات زیادی در مورد تفاوت های جنسیتی و شادی وجود دارد. داینر و همکاران (۲۰۰۲)دریافتند میانگین شدت عواطف زنان نسبت به مردان در یک مقیاس ۱-۶ نمره ای ۳۴/۴ در مقابل ۸۸/۳ می باشد. این ممکن است به این خاطر باشد که زنان هم رو ابط اجتماعی بیشتری دارند و هم در روابط اجتماعی ، خود را بیشتر ابراز می کنند.
میزان نشاط زنان و مردان برابر است. اما هنگامی که افسردگی را در نظر می گیریم موضوع تا حدودی پیچیده می شود. به این نحو که با وجود شادی یکسان زنان و مردان افسردگی در زنان بیشتر از مردان است. تبیین داینرر و همکارانش در این مورد این است که زنان هم عاطفه ی منفی و هم عاطفه ی مثبت بیشتری را تجربه می کنند. بنابراین برآیند این دو عاطفه ، شادی زنان و مردان را یکسان می سازد ( داینر و همکاران ، ۲۰۰۲ ).
منابع شادی برای دو جنس متفاوت است. مردها بیشتر به وسیله ی خودشان ، شغلشان و رضایت اقتصادی تحت تأثیر قرار می گیرند، زنان بیشتر به وسیله فرزندانشان و سلامتی خانواده شان تحت تأثیر قرار می گیرند. زنان میزان عواطف منفی و افسردگی بیشتری را در مقایسه با مرادن گزارش می کنند و بیش از مردان به دنبال این اختلافات بر می آیند . ولی با این حال مردان و زنان میزان مشابهی از رضایت کلی را گزارش می کنند. علت آن احتمالاً این است که زنان پذیرش بهتری نسبت به عواطف منفی خود دارند. در حالی که مردان داشتن چنین عواملی را انکار می کنند ( ادینگتون و شومن ، ۲۰۰۴، به نقل از فرزاد فر،۱۳۸۵ ).
* درآمد
اکثر افراد بر این عقیده اند که افراد با درآمد بالا بیش از افراد با درآمد پایین شاد هستند، اما ارتباط به آن اندازه که تصور می شود آشکار و صریح نیست ( آیزنک ،۱۹۹۰،ترجمه فیروز بخت و بیگی ، ۱۳۷۵ ).
در مجموع، یک هم بستگی معنا دار اما ضعیف ( ۱۲% ) بین میزان درآمد و شادکامی در یک نمونه مصرف از جامعه آمریکا به دست آمده است.تأثیر درآمد بر شادی کم است. یک گروه از افراد بیشتر از ۱۲۵ میلیون دلار با یک گروه کنترل از همان منطقه جغرافیایی که به طور تصادفی انتخاب شده بودند مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج نشان داد کسانی که بسیار غنی هستند تا حدی نسبت به افراد گروه کنترل شاد ترند و اما هم پوشی قابل توجهی در توزیع گروههای ثروتمند وفقیر وجود دارد. به طور کلی افراد ثروتمند، شادتر از افراد فقیرند. اما میزان آن کم است( ادینگتون و شومن، ۲۰۰۴،به نقل از فرزاد فر، ۱۳۸۵ ).
اسوالد ۱۸( ۱۹۹۷ ) با توجه به مطالعات صورت گرفته در ایالات متحده و دوزاده کشور اتحادیه اروپایی خاطر نشان کرد که :
۱- پول شادی می

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوع بهداشت روان، بهداشت روانی، سلامت روان، بیماری روانی

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu