منبع مقاله درباره روایات تفسیری

منبع مقاله درباره روایات تفسیری

دانلود پایان نامه

1.2.1.2. بیان عناوین و تحلیل روایات تفسیری  

1.1. کم فروشی شاخه‌ای از کفر: سنگینی گناه کم‌فروشی به اندازه‌ی سنگینی گناه کفر می‌باشد. در روایتی از امام باقر وارد شده است که‌وَیْلٌ لِّلْمُطَفِّفِینَدر مورد پیما‌نه نازل شده است و ویل در قرآن برای شخصی جز کافر وارد نشده است.
دو واژه‌ی «وَیْل و فَوَیْل» در قرآن 25 مرتبه آمده که تنها یک مورد آن درباره‌ی نمازگزارانی است که برای انجام نماز، کوتاهی می‌کنند در حالی که ریا دارند و از دادن زکات دریغ می‌ورزند‌،یک مورد دیگر درباره‌ی غیبت کننده‌ی عیب‌جو و یک مورد هم درباره‌ی مطففّین (کم فروشان) می‌باشد و بقیه‌ی موارد درباره‌ی کافران به کار رفته است.
آنچه از این روایت می‌توان فهمید این است که کم فروشی بوی کفر می‌دهد.
2.1. نتیجه‌ی کم فروشی: هر عملی أثری را از خود به جای می‌گذارد. در تفسیر الدرالمنثور در روایتی از پیامبر بیان شده است که کم کردن کیل برای فروش، قحطی می‌آورد.
با توجه به ظاهر آیات می‌توان روایت قسمت قبل را نتیجه گرفت و به مفهوم آن رسید اما روایت دوم شرح وسیع‌تری به آیه می‌دهد.
3.1. حالت مردم در صحنه‌ی محشر و مدت آن: هر کس در حال حشر حالت سختی و یا راحتی دارد و این حالت مدتی به طول می‌انجامد. درباره‌ی این موضوع سه روایت از پیامبر و یک روایت از امام صادق وارد شده است. در دو روایت، پیامبر بیان می‌کنند که مردم در روز قیامت به حا‌لت ایستاده از شدت گرما، عرق تا بنا گوش آنها می‌رسد، که این روایات در تفسیر الدرالمنثور نیز بیان شده‌ است.در روایت دیگر می‌فرمایند: زمانی که روز قیامت بر پا شود، آفتاب را بر بالای سر بندگان بدارند به مقدار یک میل یا دو میل. سلیم گفت: نمی‌دانم که مراد از میل مسافت زمین است یا میلی که سرمه در چشم کشند؟ پیا‌مبر ادامه دادند؛ سپس آفتاب تحلیل رطوبات ایشان کند و به طریق عرق از بدن ایشان بیرون آید و این به قدر اعمال ایشان با‌شد، یعنی بعضی باشند که عرق تا پاشنه‌ی پا‌ی ایشان رسیده با‌شد و بعضی مانند لجام به دهان ایشان رفته باشد. سپس پیامبر اشاره به دهان خود کرده و فرمودند: لجام و دهان‌بندی بر خود می‌زنند.در روایت امام صادق قیامت را این گونه توصیف می‌کنند که مردم در آن حال همانند تیر، در تیردان می‌باشند و حرکت کردن برای آنها به دلیل ازدهام جمعیت ممکن نیست و هر کس فقط به اندازه‌ی جایگاه قدم‌هایش جای دارد.در تفسیر الدرالمنثور نیز روایتی از پیامبر با همین مضمون بیان شده است.
این دست روایات، وصف قیام مردم در روز قیا‌مت و شرح آن در مورد کثرت و زیادی جمعیت می‌باشد و هدف از بیان این دست روایات، یادآوری و بصیرت دادن به این نکته است که مقصود از این قیام، برانگیختن مردم از قبرها برای حضور در محضر پروردگار عالمیان و مربوط به یک موقف خاص است.
در روایات وارد شده در تفسیر الدرالمنثور به طول مدت زمان حشر اشاره می‌کند. در روایتی از پیامبر بیان شده است که مردم با حالت گرما و عرق ریزان پنجاه هزار سال می‌ایستند در حالی که خدا به آنها نظر نمی‌کند.در روایتی دیگر از پیامبر بدون توضیح، میزان اقامت در صحنه‌ی محشر را پنجاه هزار سال بیان می‌کنند،و در روایتی دیگر طول حشر را هزار سال بیان کرده‌اند، ایشان در روایتی به بشیر غفاری می‌فرمایند: چه خواهی کرد در روزی که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان می‌ایستند، به مدت 300 سال از سال‌های دنیا و هیچ خبری از آسمان برای آنان نمی‌آید و هیچ فرمانی صادر نمی‌شود …. .
از مفاد ظاهری آیات هیچ یک از این بیانات را نمی‌توان برداشت کرد. در روایات هم به آیه‌ی خاصی از این سوره اشاره نشده است فقط به علت توضیح محشر و این که آیه‌ی (6) در مورد حشر می‌باشد این روایات ذیل این آیه قرار می‌گیرند.
روایات در مورد میزان طول حشر با هم اختلاف دارند با توجه به روایتی از امام صادق آمده است که برای قیامت 50 موقف است که هر موقف 1000سال به طول می‌انجامد و سپس آیه‌ی چهار سوره‌ی معارج را تلاوت کردند.با توجه به این روایت موقف حشر 1000 سال به طول می‌انجامد.
4.1. سجّین جایگاه کافران و اعمال بدکاران و غیر خالص: سجین جایگاهی است که افراد کافر و اعمال بد و غیر خالص در آن قرار می‌گیرد. در روایتی از امام حسن بیان شده که مردم نزد صخره‌‌ی بیت المقدس محشور می‌شوند، أهل بهشت، سمت راست آن و نزدیک به آن و أهل جهنم سمت چپ آن و حدی معین می‌شود برای آنها در طبقه‌ی هفتم زمین که سجین و فلق در آنجا می‌باشد.
در روایتی دیگر از امام صادق آمده که فرشته ثبت حسنات، اعمال حسنه‌ی انسانی را با خوشحالی بالا می‌برند ولی خداوند دستور می‌دهند که آن اعمال را در سجین قرار دهید چرا که او مرا اراده نکرده است.
در تفسیر الدرالمنثور روایتی از پیامبر بیان شده است که فرشته، عمل بنده را به حالت سرور بالا می‌برد تا به میقاتی که خدا آن را وصف کرده می‌رسد پس عمل را در آن قرار می‌دهد خداوند جبّار، او را ندا می‌کند که آنچه با تو است در سجین بینداز و سجین طبقه‌ی هفتم زمین است، فرشته می‌گوید: جز حق به سوی تو بالا نیاوردم و خدا می‌گوید: تو راست می‌گویی اما آنچه با توست در سجین بینداز.
پیامبر فرمودند: فرشتگان محافظ اعمال، … و چون عمل بنده دیگری را بر‌دارند و تزکیه‌ی آن کنند و آن را به عالم بالا برند، وحی به ایشان رسد که شما حا‌فظان اعمال او بودید و من بر آنچه از اسرار در دل او بود آگاه بودم، او عمل خود را با اخلاص انجام نداده و آن را به ریا و سمعه و غیر آن آمیخته است پس عمل او را به سجین برید.در روایتی از ایشان آمده است که روح مؤمن در بهشت به هر جا که خواست برود شتاب می‌گیرد و روح کافر در سجین است.
در این روایات اشاره به آیه‌ی خاصی نشده است و فقط در آنها از سجین نام برده شده است. بنابراین این روایات مربوط به آیات (7 و 8) هستند و در مقام شرح سجین می‌باشند. در آیه فقط به عدم درک جایگاه سجین اشاره شده است و این روایات آن جایگاه را توصیف می‌کنند.
بیان نقطه‌ی اشتراک روایات: روایتی از امام کاظم در قسمت دوم از بخش اول، عنوان انسان و فرشتگان محافظ، آورده شد که به این بحث اشاره کردند، فرشتگان چگونه نسبت به اعمال انسان‌‌ها علم پیدا می‌کنند و از قصد آنها آگاه می‌شوند و خوب و بد عمل را می‌نویسند. ایشان برای بیان روایت خود از فعل «همّ» استفاده کرده‌اند، (إنّ العبد إذا هم بالحسنه…. فإنّه قد همّ بالسیئه ….).
و در این قسمت از امام صادق روایتی بیان شد که فرشته‌ی ثبت حسنات، اعمال حسنه را بالا می‌برد در حالی که خداوند دستور می‌دهند آن عمل را به سجین بیندازند چرا که او مرا اراده نکرده است.
در روایت پیامبر بیان شد، علت این که عمل حسنه‌ی ثبت شده توسط فرشته‌ی سمت راست به سجین انداخته می‌شود چیست.
به نظر می‌رسد این روایات همدیگر را نقض می‌کنند زیرا طبق روایت اول، فرشتگان به نیّت انسان آگاهند (طبق نظر آیت الله ناصر مکارم شیرازی در تفسیر نمونه) و در دیگر روایات این آگاهی نقض می‌شود زیرا عمل حسنه‌ای را ثبت کرده است که خداوند آن را حسنه نمی‌داند و باید در سجین انداخته شود!
در روایت اول از فعل «همّ» استفاده شد، این کلمه در لغت به معنای قصد و اراده بر انجام کاری، تصمیم بر انجام کاری با شروع کردن در مقدماتش، بیان شده است،که به معنای قصد شروع کار می‌با‌شد، و نیّت به معنای تحول از خانه‌ای به سوی خانه‌ای دیگر، قصد قلبی باطنی برای انجام کاری، مقصدی برای شیء بیان شده است.
مشخص می‌شود که مقصود از «همّ» این است که شخص تصمیم دارد، کاری را انجام دهد و مقصود از «نیّت» این است که قصد و هدف او از انجام چنین کاری چیست. پس در روایت اول فرشتگان از تصمیم بر ا‌نجام خودِ کار، آگاه می‌شوند و طبق روایات بعدی این خداست که می‌داند بنده‌اش کار خیر را به چه قصدی می‌خواهد انجام دهد، پس تناقضی نیست. زیرا فرشته‌ی ثبت عمل می‌داند که انسان می‌خواهد چه عملی انجام دهد اما نمی‌داند برای چه هدفی می‌خواهد این کار را بکند، طبق این روایات علم فرشتگان و مرتبه‌ی وجودی آنها متفاوت است.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد درباره دیدگاه کنش متقابل نمادین

بستن منو