منبع مقاله درباره روایات تفسیری

منبع مقاله درباره روایات تفسیری

دانلود پایان نامه

 

با دقت در روایات و حذف روایات تکراری، در مجموع 34 روایت ذیل آیات سوره بروج بیان شده است، برای اطلاع از تعداد روایات بیان شده از هر منبع مورد استفاده مفسر برای بیان روایت به ترتیب تفاسیر به شکل‌های (4ـ3)، (4ـ6) و (4ـ9) مراجعه شود.
در تفسیر الدرالمنثور، از 59 روایات بیان شده، 25 روایت از معصوم وارد شده است؛ شش روایت از امام علی و دو روایت از امام حسن و 14 روایت از پیامبر أکرم بیان شده است، (مراجعه به شکل 4ـ10). در این تفسیر از 22 آیه، ذیل نُه آیه روایت وارد شده است، (شکل 4ـ11). این روایات بر محور موضوعات ذیل می‌باشد؛
1.2.1.4. بیان عناوین و تحلیل روایات تفسیری
1.1. یوم الموعود، روز قیامت‌: روز قیامت در قرآن با نام‌های متعددی آورده شده است و در اینجا با توجه به همه‌ی روایات ذیل آیه‌ی (2)، منظور از یوم ‌الموعود، روز قیامت است.یک مورد را بیان نموده و بقیه‌ی موارد در قسمت جری و تطبیق بیان می‌شود. نظر مفسرین در قسمت مفاد ظاهری آیات، مطابق با روایات می‌باشد.
2.1. تعداد کشته‌شدگان جریان اصحاب أخدود‌: تعداد اصحاب أخدود، در روایتی از امام علی ده نفر بیان شده است که این روایت و توضیح آن در قسمت جری و تطبیق فصل بعد نیز خواهد آمد.
3.1. اصلیت کشته شدگان جریان اصحاب أخدود: در دو روایت از امام صادق و امام باقر بیان شده که اصحاب أخدود أهل حبشه بودند که در روایات مربوط به شأن نزول به آنها خواهیم پرداخت. در تفسیر الدرالمنثور دو روایت از امام علی و امام حسن وارد شده است که اصحاب أخدود، حبشی بودند.در روایتی از امام علی آنها از أهالی یمن معرفی شدند که تفصیل آن در روایا‌ت شأن نزول خواهد آمد.
4.1. مذهب اصحاب أخدود: اینکه اصحاب أخدود چه مذهبی داشتند در روایتی از امام علی بیان شده است که آنها مجوس أهل کتاب بودند، بیان آن در روایات شأن نزول به طور مفصل خواهد آمد.
5.1. سختی امتحان مؤمنان اصحاب أخدود: در مورد سختی و بلای اصحاب أخدود در تفسیر الدرالمنثور آمده است که رفتار عملی حضرت رسول به نقل از صحابه این بود که هر گاه اصحاب أخدود را یاد می‌کردند از سختی امتحان و بلای آنها به خدا پناه می‌بردند.
در مفاد ظاهری آیات بیان شد که منظور از اصحاب أخدود، شکنجه‌گران می‌باشند، اما در این روایت به نظر می‌رسد که پیامبر از آنها به عنوان مؤمنین کشته شده یاد کرده‌اند. ( توضیح آن در قسمت شأن نزول خواهد آمد.)
6.1. نظارت کافران بر سوزاندن مؤمنان: اصحاب أخدود بر سوزانده شدن مؤمنان نظارت نیز می‌کردند. در روایتی از امام علی آمده است که، منظور از آیات، النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ، إِذْ هُمْ عَلَیهَْا قُعُودٌ یعنی آنچه بر سر مؤمنین آوردند و مقصود از آیه‌ی، وَ هُمْ عَلی مَا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شهُُودٌ یعنی کافران نسبت به آنچه بر سر مؤ‌منان می‌‌آورند ناظر بودند، می‌باشد.این روایت مطابق با بیاناتی است که در مفاد ظاهری آیات آورده شد.
7.1. بیان اوج استقامت در دین: اوج استقامت در دین را در روایتی این گونه بیان کرده‌اند که امام صادق می‌فرمایند: پیش از شما مردمانی بودند که کشته می‌شدند و آنها را می‌سوزاندند، با اَرّه آنها را اَرّه می‌کردند. زمین با این پهناوری، بر آنها تنگ می‌شد و تمام این احوال و اوضاع، آنها را از عقیده‌ای که داشتند بر نمی‌گرداند. کسانی که بر سر آنها این بلا‌ها را می‌آوردند نه بخاطر مطالبه‌ی خونی بود که از آنها داشتند و نه بخاطر آزاری بود که از آنها دیده بودند بلکه هیچ عیب و ایرادی به آنها نداشتند جز آنکه آنها به خدای نیرومند ستوده ایمان داشتند. پس از آفریدگار خویش، درجات آنها را درخواست کنید و بر ناگواری‌های روزگار شکیبا باشید تا به سعی و کوشش آنها برسید.
این روایت ذیل آیه‌ی (11) بیان شده است. معصوم در این روایت به انواع شکنجه‌هایی که مؤمنان تحمل می‌کردند اشاره دارد و علت تحمل شکنجه‌ها و این که چرا شکنجه می‌شدند بیان شده است، که یکی از این شکنجه‌ها در آیات مربوط به أصحاب أخدود بیان شده است و این روایت بحث کلی‌تری از آیه را بیان می‌کند. نتیجه‌ی حاصل این است که هر مؤمنی باید از خدا طلب کند که به بالاترین درجات صبر و استقامت در راه ایمان دست پیدا کند. با این روایت، آیه گستره‌ی بیشتری در همه‌ی زمان‌ها و مکان‌ها پیدا کرد.
8.1. اقسام آتش‌‌: از امام صادق در مورد آتش پرسش شد، ایشان پاسخ دادند: آتش چهار نوع است، آتشی که می‌خورد و می‌آشامد، آتشی است که در انسان و هر جا‌نور دیگر وجود دارد که آن حرارت غریزه می‌باشد، آتشی که می‌خورد و نمی‌آشامد و آن آتش هیزم است، آتشی که می‌آشامد و نمی‌خورد، آتش درخت است و آتشی که نمی‌خورد و نمی‌آشامد، آتش سنگ چخماق است و انسان بخیلی که از بیم آمدن مهمان آتش ا‌ندکی برمی‌افروخت.
مفسر بزرگوار، ا‌لحویزی در تفسیر نورالثقلین این روایت را ذیل آیات اصحاب أخدود آورده است. به نظر می‌رسد این روایت متناسب با موضوع نیست زیرا در آخر روایت به ویژگی درونی انسان بخیل اشاره شده است، در حالی که موضوع در مورد اصحاب أخدود می‌باشد. شاید بتوان گفت منظور، بیان نوع آتشی است که توسط اصحاب أخدود ا‌فروخته شد و مؤمنان در آن آتش سوختند.
9.1. خداوند ذو‌ا‌لعرش: خداوند صاحب عرش است. در روایتی از امام باقر آمده که مقصود از (ذوالعرش) خداوند کریم است.
در مفاد ظاهری آیات، بیان شد مجید صفت برای ذوالعرش است که منظور مجد و بزرگی مقام عرش می‌باشد و طبق روایت منظور از ذوالعرش، خداوند کریم است ، پس با این بیان مجید، صفت خداوند در آیه می‌شود، که در روایت نیز خداوند را با همین صفت بیان کرده است.
10.1. ماهیت لوح محفوظ: در روایتی از امام صادق آمده است که، إسرافیل نزدیک‌ترین مخلوق به خداست که بر پیشانی او، میان دو چشمش لوحی از یاقوت سرخ است، زمانی که خدا به وسیله‌ی وحی تکلم کند در آن لوح نظر می‌کند و آن وحی را به سوی ما می‌افکند و ما آن وحی را در آسمان‌ها و زمین می‌بریم.
برداشت مفسر این است که لوح محفوظ دو طرف دارد، یک طرفش بر سمت راست عرش بر پیشانی إسرافیل است که هر وقت خدای تعالی سخن از وحی می‌کند لوح به پیشانی إسرافیل می‌زند، و إسرافیل در لوح نظر می‏کند، و آنچه را در لوح می‏بیند به جبرئیل وحی می‌کند. این را علامه در المیزان در بحث روایی خود آورده است.
روایات در صفت لوح بسیار زیاد است و جنبه‌ی تمثیل دارد یعنی امور معنوی را با لسان مادی مجسم ساخته‌اند.
در روایتی از پیامبر آمده است، لوح و قلم می‌گوید: خداوند می‌فرما‌یند: قلعه‌ی استوار من ولایت علی است هر کس داخل آن شود از آتش من در امان است. در تفسیر الدرالمنثور آورده‌اند که پیامبر فرمودند: خداوند لوحی از زبرجد سبز در زیر عرش دارد، که بر آن نوشته شده است، من خدایی هستم که جز من خدای دیگری نیست، 300 و اندکی کمتر از 10 مخلوق آفریدم، هر کس از مخلوقات با شهادت به یگانگی خداوند از دنیا برود وارد بهشت می‌شود. در روایتی دیگر آمده که برای خداوند لوحی است که در این لوح 315 شریعت هست، خدای رحمن می‌‌فرمایند: به عزت و جلالم سوگند! اگر بنده ای به چیزی شرک نورزد او را داخل بهشت می‌کنم..در روایتی دیگر آمده که خداوند لوحی دارد، که دارای دو رویه است، یک رویه آن از یاقوت و دیگری از زبرجد سبز است که با نور در آن نوشته شده، خلق می‌کند، روزی می‌دهد، زنده می‌کند، می‌میراند، عزت می‌بخشد و هر آنچه که در روز و شب بخواهد انجام می‌دهد.
در روایت دیگر پیامبر أکرم فرمودند: خداوند لوحی از دُرّ سفید خلق کرد که دو جلد آن از زبرجد سبز است و خطوط آن از نور، که روزی 360 مرتبه به آن توجه می‌کند و با آن لحظه‌ها را خلق می‌کند، روزی می‌دهد، زنده می‌کند، می‌میراند، عزت می‌بخشد و هر آنچه که بخواهد انجام می‌دهد.
شرط رفتن به بهشت پذیرش توحید است و شرط رفتن در حصار الهی (توحید) پذیرش ولایت علی است پس شرط رفتن به بهشت پذیرش ولایت است. این روایات برخی قسمت‌هایشان با برخی دیگر حالت مکمل را دارد.

مطلب مرتبط :   انفارکتوس قلبی

Close Menu