منبع مقاله درباره 
روابط زناشویی، آمریکای لاتین، سلسله مراتب، خودانگیختگی

منبع مقاله درباره روابط زناشویی، آمریکای لاتین، سلسله مراتب، خودانگیختگی

دانلود پایان نامه

صرف نظر از جنبه های مثبت و منفی امکانات گوناگون مردان و زنان جوان سراسر جهان انتخاب خود را کرده اند زنان و مردان جوان بر ازدواج مبتنی بر عشق تاکید دارند (هات فیلد،۴۴ ۱۹۹۶). هات فیلد علاقه مند به درک این تغییرات است : و در حال حاضر دردنیا نسبت به نوشته هایی که درباره عشق و ازدواج است نظر مثبت وجود دارد اغلب خوانندگان امیدوارند که تساوی جنسی، آزادی فردی و امکان زندگی بهتر برای همه در سراسر جهان فراهم شود.
دیگران درباره این موضوع نظر متفاوت دارند. دیون۴۵ و دیون ( ۱۹۹۳ ) معتقدند که در جوامع فرد گرا ونه در جوامع جمع گرا عشق پایه ازدواج محسوب می شود.
گرچه عشق در طول تاریخ وجود داشته است اما این موضوع در قرن ۱۹ و ۲۰ به عنوان اساس ازدواج معرفی شد هنوز در بسیاری از مناطق جهان مانند هندوستان، افریقا و بیشتر مناطق آمریکای لاتین و آسیا ازدواج به دلایل اقتصادی و موقعیت اجتماعی صورت می گیرد و بعد از ازدواج ممکن است رابطه عاشقانه به وقوع بپیوندد. در این مناطق عشق شرط لازم برای ازدواج نیست.
عشق و داشتن این احساس نه فقط برای فرد بلکه برای افراد دیگر نیز مهم است دیگران سعی می کنند این احساس را درک کنند نسبت به آن توجه داشته باشند و در زمان جدایی یک زوج عاشق احساس تاسف کنند . عاشق فرد مورد نظر خود را ایده آل می بیند و هیچ ضعفی را به او منتسب نمی کند زوج یکدیگر را ایده ال فرض می کنند و نمی توانند توضیح دهند که چرا عاشق این فرد خاص شده اند .
این دو عامل ایده آل گرایی و بی منطقی با ناتوانی در توضیح اساس خوش بینی و اضطراب درباره آینده در رابطه است. به نظر می رسد عامل خوش بینی با وجود بی منطقی زوج را به سمت پیدا کردن راه حل برای مشکلات بعدی رابطه خود سوق می دهد. زوج اضطراب دارند چون وقتی مرحله ایده آل بودن به سر می آید چالش گریز ناپذیر برای زوج به وجود می آید تا رابطه خود را براساس واقعیت بنا نهند و با نقاط ضعف زوج خود کنار بیایند برخی رفتارهای ابتدایی زوج عاشق شامل خیره شدن در چشمان یکدیگراحساس نیاز به لمس نزدیکی بدنی، و زمزمه کردن غلوهای عاشقانه است. این تصویر برای همه ما به دلیل تجربه شخصی مشاهده دیگران و توصیف رمان ها آشنا است (همان منبع)

۲-۱-۲-۳مهارت ایجادصمیمت در روابط زناشویی
آزمون واقعی عشق این است که بتوانیم دوست همسر خود باشیم و بدون انتظار متقابل خواسته هایش را برآورده سازیم .احساس سبکی و شادی و دوست همسر خود بودن بدین معناست که هرگز در صدد تغییر روحیه آنها بر نیائیم.موهبت عشق بی چشمداشت نصیب هر کسی نمی شود، ما با مکث کردن و به تاخیر انداختن تقاضاهایمان می توانیم بفهمیم عشق چیست و چگونه آنرا دریافت کنیم. ما بجای اینکه بخواهیم شریک زندگیمان را عوض کنیم بهتر است به همسرمان فرصت دهیم و بعد به تدریج به او نزدیک شویم. وقتی زن دو قدم به عقب بر می دارد، مرد می تواند دو قدم به جلو بردارد، و برعکس این بده و بستان آهنگ اولیه و اساس زندگی زناشویی را می سازد. گاه لازم است که زن و شوهر به اتفاق دو قدم به عقب بروند و آنگاه به اتفاق دو قدم به جلو بروند.۱
زن و شوهر مکمل یکدیگرند وتفاوتها بین زوجها تولید مهر و عشق می کنند. گر چه هر یک از تفاوتها میتواند منبع اختلاف شود، اما در ضمن فرصتی است تا به اتفاق رشد کنند. وقتی زن و شوهر با علائق و خواسته های متفاوت روبرو می شوند می توانند تعادلی میان این خواسته های متفاوت ایجاد کنند. رسیدن به این تعادل مهر و عشق و جذابیت را افزایش می دهد.۴۶
با احترام گذاشتن به سلیقه طرف مقابل به چیزی می رسیم که اگر به تنهایی اقدام می کردیم هر گز موفق نمی شدیم با صبر و شکیبایی و تطبیق علائق خود و داشتن انعطاف، زن و شوهر میتوانند روابط خود را تحکیم بخشند و هر دو به خواسته هایشان برسند.
شراکت و خدمت برای مقصودی فراتر، هفتمین رمز ایجاد یک رابطه ادامه دار ومحبت آمیز است. برای ایجاد یک ارتباط موفق بد نیست بدانیم که زن و شوهر چگونه در زمینه شراکت در زندگی، تجارب، متفاوت دارند. زن زمانی احساس مشارکت می کند که او و شوهرش در راستای یک هدف اقدام به کاری مشترک کنند. ( سلسله مراتب یا رئیسی در کار نیست.) اما تجربه مشارکت در مردها بسیار متفاوت است. مردها می خواهند خود و همسرشان حیطه های کنترلی متفاوتی داشته باشند. آنها به اتفاق کار می کنند اما هر کدام مسئولیت متفاوتی دارند.زن وشوهر با آگاهی از این اختلاف میتوانند مشارکتی را که می خواهند ایجاد کنند. برای افزایش مهر ومحبت زن و شوهر باید هدفی داشته باشند و در راستای رسیدن به آن بکوشند. برای رسیدن به رشد در عشق و مهر باید متوجه هدفهای بالاتر باشیم. داشتن فرزند یک نمونه است. وقتی در نقش شریک زندگی به منافع خانواده، جامعه یا جهان بیندیشیم، عشق ما می تواند بطور نامحدود رشد کند.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه با موضوع منطقه یک شهرداری تهران

۲-۱-۲-۴ مدل مثلث عشق استرنبرگ
استربنرگ برای عشق یک مدل مثلثی در نظر گرفته، که شامل سه ضلع است: شهوت، صمیمیت، تعهد وتصمیم.
این نظریه بیان می کند میزان عشقی که یک فرد تجربه می کند بر قدرت این سه عنصر بستگی دارد. بعلاوه نوع عشقی که هر فرد تجربه می کند به تعامل بین این سه عنصر بستگی دارد.
صمیمیت شامل ابراز احساس و احساس وابستگی به یکدیگر می شود. رابطه صمیمانه رابطه ای است که در آن احساس آرامش وجود دارد.
شهوت شامل علاقه ی شهوانی زن ومرد به یکدیگراست. انرژی ای که منجر به عشق رمانتیک، تماس فیزیکی، جذبه ی فیزیکی و احساس جنسی می شود، می توان به عنوان شهوت توصیف کرد.
عنصر تعهد در رابطه رشد می کند و شامل تصمیم به وفاداری به همسر می شود. تصمیم_تعهد، به این موضوع اشاره که زن وشوهر تصمیم گرفته اند به یکدیگر وفادار باشند و رابطه ی وفادارانه را تشکیل دهند. بر مبنای این سه جزء، استرنبرگ عشق را به انواع مختلفی تقسیم می‌کند که در آن جایگاه و ارتباط این سه جزء با هم، نشان‌دهنده نوع عشق است:
۱. دوست داشتن: در این نوع عشق، “تعلق” مهم‌ترین عنصر رابطه است، اما احساسات تند و فیزیکی و الزام و سرسپردگی در رابطه وجود ندارد.
۲. شیدایی: مهم‌ترین عنصر در این نوع عشق، احساسات شهوانی است و دو عنصر دیگر در آن وجود ندارد.
۳. عشق رمانتیک: در این نوع عشق، تعلق و احساس شهوانی وجود دارد، اما عنصر سوم موجود نیست.
۴. مؤانست و رفاقت: تعلق و ماندگاری در این رابطه بسیار مشهود است؛ اما از احساسات تند و شهوانی در آن خبری نیست.
۵. عشق احمقانه: در این نوع عشق، احساسات شهوانی همراه با الزام حضور دارد، اما تعلق وجود ندارد.
استرنبرگ، هیچ یک از این انواع عشق را مناسب نمی‌داند؛ بلکه معتقد است هر سه جزء عشق باید در ترکیب و هماهنگی با هم باشند، تا فرد به عشق نهایی برسد. و این عشق، یک عشق ایده‌آل و مطلوب است.
جانسون، مدل استرنبرگ را قبول دارد، اما آن را کامل نمی‌داند. مازلو نیز عشق را به دو گروه تقسیم می‌کند:
۱. عشق کمبود: یک نوع از عشق، عشق کمبود، عشق خودخواهانه، تسخیری و حرص است؛ در این عشق، نیازهای برآورده نشده فرد، دخیل است. یعنی فرد دیگری را به این دلیل دوست دارد که نیازهایش را ارضا می‌کند. مازلو این عشق را “عشق کمبود” می‌نامد. این نوع عشق مثل اعتیاد به دارو است. فرد، خود را به دیگری می‌آویزد و به دلیل نابسندگی خود، نمی‌تواند بدون او هیچ کاری انجام دهد. در واقع همان‌طور که اعتیاد به دارو در طبقه پایین شایع است، اعتیاد به این عشق نیز در طبقه متوسط بسیار شیوع دارد. به نظر می‌رسد عشق رمانتیک استرنبرگ، همان عشق کمبود مازلو باشد. عشق کمبود، مانند چاهی است که باید پر شود. یک خلأ، که عشق در آن ریخته می‌شود.
۲. عشق وجودی: نوع دیگر عشق، عشق بالغ و فروتن است، که تنها براساس عشق وجود، دیگری بنا می‌شود. باز و خودمختار است. متکی به خویش است و آزادانه ارزانی می‌شود. عشق وجودی، بدون شک ارزشمندتر، بالاتر و بسیار باشکوه‌تر از عشق کمبود است. برای این نوع از عشق، آزادی تمام و کمال لازم است و منظور از آزادی این است که فرد “بی‌همتایی” درونی خود و فرد دیگری را به تمامی پذیرفته باشد.
میل به سخاوت و تمایل به بخشش و خشنود کردن دیگری، در این عشق دیده می‌شود. فرد در تلاش است تا دیگری را بشناسد و همین امر موجب صمیمیت در دو فرد می‌گردد.
عشق مبتنی بر کمبود، با حالت تدافعی در طرفین خود نشان می‌دهد؛ در حالی‌که ویژگی عشق وجودی، خودانگیختگی و حفظ فردیت در رابطه است. این عشق فقط معطوف به فرد نیست، بلکه در رابطه فرد با جهان نیز صدق می‌کند. فرد در این مرحله، می‌تواند طبیعت را همان‌گونه که هست ببیند و از آن لذت ببرد. در صورتی که عشق مبتنی بر کمبود، جهان را پدیده‌ای می‌داند که قرار است تنها هدف خاصی را ارضا کند.
عشق وجودی هوشیارانه است و از آنجایی که مالکانه و تسخیری نیست، باعث رنج و عذاب نمی‌گردد. بدون هیچ هدف خاصی، تنها لذت‌بخش و شادی‌آور است. معمولاً از عشق وجودی، به عنوان تجربه‌ای شگفت‌انگیز و بی‌نیاز یاد می‌شود.
۲-۱-۲-۵ نزدیکی وفاصله در تداوم زندگی
اکثر در ما نگران مفهوم نزدیکی و فاصله را اساس چالش در رابطه می دانند. در حالی که این مفهوم یک مفهوم رشدی ساختاری برای درک ماهیت رابطه صمیمانه و نزدیک است
اما به خودی خود نیز مفهوم بسیار ساده ای است (کرو و ریدلی، به نقل از موسوی، ۱۳۸۴). از نقطه نظر مشاهدات بالینی به نظر می رسد که مفهوم نزدیکی/ فاصله مفهومی یکپارچه نیست بلکه از مجموع چند متغیر متفاوت شکل می گیرد مفهوم کلی نزدیکی/ فاصله اشکال متفاوتی دارد که با هم یا جداگانه حداقل ۴ عامل را شکل می دهند که این عوامل می توانند موفقیت درمانی را پیش بینی کند (هال وگ۴۷ و همکاران، ۱۹۸۴) این متغیرها را به این صورت می توان توصیف کرد:
* نزدیکی جنسی : ویژگی این متغیر به راحتی در رابطه جنس و میزان نزدیکی قابل قبول برای هر زوج مشخص می گردد.
* نزدیکی جسمی و کلامی : این متغیر گرفتن و دادن مهر و عاطفه را در تعاملات غیر کلامی مانند آسودگی در آغوش گرفتن مشخص می کند ، این نیاز و توانایی قبول و تحمل آن از فردی به فرد دیگر متفاوت است ، اغلب لازم است به زوج کمک کنیم تا درباره میزان نزدیکی جسمی به توافق برسند.
* نزدیکی عاطفی : این متغیر با توانایی همدلی با احساسات و تجارب زوج ارتباط دارد و از فردی به فرد دیگر متفاوت است. وقتی همدردی مخل فرد دیگر است یا فرد دیگر بسیار خود را کنار می کشد می تواند زمینه استرس بین زن و شوهر را فراهم آورد.
* نزدیکی عملی : این واژه بالینی برای جنبه هایی از رابطه مورد استفاده قرار می گیرد که با نزدیکی روزانه زوج مرتبط است و شامل مشارکت در انجام وظایف اطلاع از محل و فعالیت زوج دیگر و نقشه کشیدن و سازمان دادن زندگی مشترک با هم یا به تنهایی به وسیله حمایت

مطلب مرتبط :   مقاله رایگان درباره اهداف و راهبردها

دیدگاهتان را بنویسید

بستن منو