منبع تحقیق درباره ویژگیهای شخصیتی

منبع تحقیق درباره ویژگیهای شخصیتی

دانلود پایان نامه

خودپنداره از سه عنصر ادراکی، مفهومی و بازخوردی تشکیل شده است.  

عنصر ادراکی: این عنصر شامل تصویر ذهنی فرد در رابطه با شکل ظاهری بدنش و عقیدهای که دیگران در ارتباط با او دارند، میباشد. تصویر ذهنیای که فرد در رابطه با جذابیت و تناسب بدنش دارد، اهمیتی که اعضاء مختلف بدن از جمله ماهیچهها برای رفتار او به ارمغان میآورند و شخصیتی که اعضای بدن برای فرد در چشم دیگران به وجود میآورند اغلب، جزء ادراکی به حساب میآید.
عنصر مفهومی: تفکری است که شخص در رابطه با ویژگیهای متمایزش، تواناییها، ناتواناییها و آیندهاش دارد. از این جزء اغلب به مثابهی خودپنداشت روانشناختی یاد میگردد. این عنصر از ویژگیهایی که نشان دهندهی سازگاری با زندگی است، مانند صداقت، اعتماد به نفس، استقلال و شجاعت تشکیل شده است.
عنصر نگرشی (بازخوردی): شامل احساسات و نگرشهایی است که فرد در رابطه با خود، نسبت به وضعیت کنونیاش، قدر و منزلتش دارد. به تدریج که شخص به دوران بزرگسالی خود نزدیک میشود، این عنصر در مواردی مانند عقاید، ارزشها، آرزوها، هوسها و تعهدات فلسفه زندگی او را میسازد (بدار، دزیل و لامارش، 2006؛ ترجمهی حمزه گنجی، 1392: 53).
ساراسوت خودپنداره را دارای شش بعد زیر میداند:
بعد جسمانی: تصور فرد از بدن، سلامت، ظاهر جسمانی و قدرت بدنی خویش
بعد اجتماعی: احساس ارزش شخصی در تعاملهای اجتماعی
بعد خلق و خو: تصور فرد از حالت عاطفی معمول یا تسلط نوع خاصی از واکنش عاطفی
بعد آموزشی: تصور فرد از خود در ارتباط با مدرسه، معلمان و فعالیتهای فوق برنامه
بعد اخلاقی: تخمین فرد از ارزش اخلاقی خود، کارهای درست و نادرست
بعد عقلانی: آگاهی فرد از هوش و استعداد حل مسئله و داوریهای خود
از دیدگاه ساراسوت، خودپنداره، شیوهی فرد در نگاه کردن به خود است و راه تفکر، احساس و رفتار فرد را نشان میدهد (ساراسوت، 1981؛ ترجمهی ابوالفضل کرمی، 1381: 8).
2-2-4-10- تأثیرات خودپنداره بر رفتار
خودپندارهی یک فرد، خواه با ثبات باشد یا بی ثبات، باعث برانگیختن نیرو در او میشود. اعمال فرد بر اساس چگونه دیدن او در هر لحظه است. در صورتی که فردی احساس کند به خوبی درک نشده و یا تبعیضی نسبت به وی روا شده، او رفتاری مانند یک فدایی خواهد داشت. در حالیکه اگر فردی احساس کند که مردم او را پذیرفتهاند، رفتار وی دوستانه و مشارکتی خواهد بود. بسیاری از رفتارهای قابل پیشبینی را میتوان در خودپندارههای بیثبات ریشه یابی کرد. از آنجایی که خودپنداره عنصر بارز در الگوی شخصیت است، بر تعاملهای بین فردی و موقعیتها تأثیر گذاشته و کیفیت رفتار فرد را مشخص میکند. افرادی که خودپندارهی خوبی دارند، تحت تأثیر مهر و محبت خانواده بزرگ شدهاند، حتی اگر خانوادهی فقیری داشته باشند. این افراد از فشار گروه همتایان در سوق پیدا کردن به سوی فعالیتهای مجرمانه و خلاف مصون خواهد ماند (لاندیکولم، 2006). هاماچاک (1988) در مورد تأثیر خودپنداره بر رفتار بیان کرده است: یکی از ویژگیهای مهم افرادیکه خودپندارهی مثبت دارند، سازگاری اجتماعی و توانایی برقراری روابط اجتماعی مطلوب است (بدار، دزیل و لامارش، بدون سال؛ ترجمهی حمزه گنجی، 1392: 76).
در واقع موفقیت افراد بزرگسال در سازش با مسائل زندگی، متأثر از خودپندارهی آنها میباشد و کلیترین ویژگی فرد سازگار، واقع بین بودن نسبت به خود است. دانشآموزانی که در دوران تحصیل، دچار ضعف و شکست میشوند، در اثر تکرار شکست، باوری کاذب و محدودکننده مییابند که تداوم و تعمیم آن باعث ثبت خودپندارهی منفی و بازدارنده در ابراز تواناییها در مراحل بعدی میشود (رسولپور، 1390: 43).
مارش، کراون و دیباس (1991) بیان کردند، تصور مردود شدن، احتمال مردود شدن در عمل، عدم تلاش برای حل مشکلات و جبران ضعفها و بروز ضعف تحصیلی را افزایش داده و به تدریج جزء شخصیت فرد میگردد. جکسون و همکاران (1998) بیان کردند، کیفیت ارتباط والد-کودک سبب رشد عزت نفس مثبت و خودپندارهی قوی در نوجوانان میشود. همچنین در پژوهشی که توسط فریمن، سالیوان و فولتن (2003) بر روی 256 دانشجوی دانشگاه انجام شد، مشخص گردید که ساختار خانوادهی فرد در دوران کودکی و نوجوانی تأثیر عمیقی بر خودپندارهی آنها در دوران بزرگسالی دارد به طوریکه افراد دارای خانوادهی از هم گسیخته به دلیل برخورداری از حمایت مالی و مراقبت کمتر، بیتفاوتی معلمان و مربیان مدرسه و تعاملات نامناسب از خودپندارهی ضعیفتری برخوردار هستند و در نهایت دچار مشکلات هیجانی بیشتری میشوند.
با توجه به آنچه در مورد خودپنداره مطرح شد میتوان گفت، موفقیت و پیروزی در زندگی، کار، تحصیل و تقریبا هر اقدامی که برای آن کوشش میکنیم تا حد زیادی از تصورات شخصی ما نشأت میگیرد. به نظر میرسد افرادیکه به ارزش شخصی خود اطمینان دارند و خود را فردی با ارزش میدانند، موفقیت و خوشبختی را به سوی خود جذب میکنند (پورکی، 1988: 56). خودپنداره بر اثر تعامل با محیط و با توجه به نقشی که تقویت کنندهها بازی میکنند، یعنی بازخوردی که فرد از عملکرد خود به دست میآورد، حاصل میشود. بنابراین میتوان گفت همچون بسیاری از ویژگیهای شخصیتی دیگر فرد، ساخت خود، در نتیجهی عمل متقابل با محیط و به خصوص در نتیجهی عمل متقابل ارزشیابی شده با دیگران تشکیل میگردد (پارک، 2003).
2-2-5- انگیزهی پیشرفت
2-2-5- 1- ماهیت و تاریخچهی انگیزه پیشرفت
اصطلاح انگیزش نخستین بار از واژهی لاتین موو که به معنی حرکت است گرفته شد. انگیزش انسان اعم از خودآگاه یا ناخودآگاه، ناشی از نیازهای اوست. انگیزش یک فرآیند زنجیره‌ای است که با احساس نیاز یا احساس کمبود و محرومیت شروع می شود، سپس خواست را به دنبال میآورد و موجب تنش و کنش به سوی هدفی میشود که محصول آن، رفتار نیل به هدف است. توالی این فرآیند ممکن است منجر به ارضای نیاز شود. انگیزه و انگیزش غالبا به صورت مترادف به کار میروند. انگیزه اصطلاحی دقیقتر از انگیزش است، زیرا انگیزش را عامل کلی مولد رفتار، ولی انگیزه را علت اختصاصی یک رفتار خاص میتوان به حساب آورد. انگیزه بیشتر، اشاره به رفتار انسان دارد و نمیتوان آن را در مورد حیوانات به کار برد (سیف، 1388: 230). دلیل اینکه چرا ما بعضی رفتارها را انجام میدهیم و بعضی دیگر را انجام نمیدهیم، انگیزههای ما هستند.
انگیزه را چرایی رفتار گویند، به عبارت دیگر هیچ رفتاری را فرد انجام نمیدهد که انگیزه یا نیازی، محرک آن نباشد. بنابراین در تعریف انگیزه می توان گفت: انگیزه عبارت است از حالتی درونی و کمبود یا محرومیتی که انسان را به انجام یک سری فعالیت وا می دارد. بنابراین میتوان گفت انگیزهها موجب تشویق و تحریک فرد به انجام یک کار یا رفتار می شود در حالی که انگیزش یک خواست کلی را منعکس می نماید.

مطلب مرتبط :   مقاله درمورد فارسی میانه

Close Menu