منبع تحقیق درباره مهارتهای اجتماعی

منبع تحقیق درباره مهارتهای اجتماعی

دانلود پایان نامه

2-2-3- تعریف و ماهیت سازگاری  

2-2-3-1- سازگاری اجتماعی
از نظر لغوی فعل سازگار شدن به معنی متناسب بودن، مربوط بودن، انطباق یا وفق دادن میباشد. بنابراین وقتی با چیزی سازگار میشویم، آن را به طریقی تغییر میدهیم که متناسب با نیازهای معین ما باشد و مطالعهی سازگاری شامل این مسئله است که چگونه این وفق دادن انجام میگیرد. در لغت نامهی دهخدا، سازگاری به معنای موافقت در کارها، حسن سلوک و سازش و توافق معنی شده است (برغندان، سپیده؛ ترخان، مرتضی و قائمیخمامی، 1391). سازش، تعادل بین ارگانیسم و محیط است و در نظام پیاژه، تعادل بین درونسازی و برونسازی است. منظور از این دو واژه به ترتیب تغییر نسبی خود شخص یا تغییر محیط است. هم درونسازی و هم برونسازی منجر به حل تعارضها میشود. پیاژه به فرآیند سازگاری اهمیت زیادی میداد. از دیدگاه او سازگاری به معنای سازش، همزیستی مسالمت آمیز، هماهنگی و خوگرفتن بوده و رابطهای است که میان فرد و محیط، بهویژه محیط اجتماعی وجود دارد و به او امکان میدهد تا، انگیزههای کمبود فرا روی خود را ارضاء کند (برک،2001؛ ترجمهی یحیی سیدمحمدی، 1384: 34).
در واقع، هر انسانی دارای ویژگیهای شخصیتی و الگوهای رفتاری گوناگونی است و سازگاری یکی از ویژگیهایی است که نقش عمدهای در بقای انسان و سلامت روان او دارد. انسان با کمک این توانایی است که میتواند، با شرایط متغیر محیطی و درونی کنار آید و موجودیت و سلامت روانی خود را حفظ کند. البته این سازگاری به معنای همرنگی و پیروی ناهشیار نیست، بلکه میتواند دگرگونی را نیز به همراه داشته باشد. هرگاه تعادل جسمی و روانی فرد، به گونهای دچار اختلال شود که حالت ناخوشایندی به او دست دهد دچار ناسازگاری میشود، در این صورت اگر در بهکارگیری سازوکارهای جدید موفق شود و مسئله را به نفع خود حل کند، فرآیند سازگاری ایجاد شده است (صدیقی، 1380: 56). سازگاری، شرایط یا حالتی است که در آن رفتار فرد، با نیازهای فرهنگ یا جامعهای که به آن تعلق دارد منطبق میشود و او احساس میکند، نیازهایش ارضاء شدهاند یا ارضاء خواهند شد (ابطحی و ندری، 1390).
مادهوزی (2012) بیان میکند، سازگاری به معنای برقراری یک رابطهی روانشناختی رضایت بخش میان خود و محیط است و به آن دسته از پاسخهای فرد گفته میشود که باعث سازش مؤثر و هماهنگ او با موقعیتی میگردد که در آن قرار دارد. بنابراین دستیابی به یک حد مطلوب از سازگاری در حیطههای مختلف، امکان رشد و تحول، رفع نیازها و خواستهها و تحقق آرمانهای فرد را در جامعه تسهیل مینماید. سازگاری در جامعهی پیچیدهای که در حال دگرگونی است، کار دشواری است. روانشناسان به طور سنتی، سازگاری فرد را در برابر محیط مورد توجه قرار دادند و ویژگیهایی از شخصیت فرد را بهنجار تلقی کردند، که به او کمک میکند خود را با جهان پیرامون سازگار سازد بدین معنی که، با دیگران در صلح و صفا زندگی کند و جایگاهی در جامعه برای خود بهدست آورد.
رفتار آدمی تحت تأثیر عوامل اجتماعی قرار دارد و شخصیت انسان در صورتی به کمال میرسد که بین او و تعامل با محیط بیرونی توازن و تعادل برقرار شود و این امر نیازمند به کارگیری نیروهای درونی و حمایت خارجی است. گاهی به لحاظ بروز عوامل تنشزا، سازگاری انسان دچار اشکال شده و منجر به بروز رفتارهای ناسازگار میشود. ناسازگاری، یعنی نشان دادن واکنش نامناسب به محرکهای محیط و موقعیتها، به نحوی که برای خود فرد، دیگران یا هر دو زیانبخش باشد و فرد نتواند انتظارات خود و دیگران را برآورده سازد (جیکما و ماتمنیکم، 2010). گرشا و کرشنبام (1986)” معتقدند سازگاری عبارت است از، رفتارها، مهارتها و تواناییهای لازمی که افراد در برخورد با مشکلات روزمره به کار میگیرند تا با مسائل و موقعیتهای موجود کنار آیند. بنابراین سازگاری، مجموعه کنشها و رفتارهایی است که فرد در موقعیتها و شرایط جدید به منظور ارائهی پاسخهای مناسب به محرکهای موجود از خود بروز میدهد “(به نقل از صدیقی، 1380: 52). شاید کلیترین ویژگی فرد سازگار این باشد که، نسبت به خود واقعبین است. بدین معنی که درباره انگیزههایش خود را فریب نمیدهد، هدفهای قابل دسترسی برای خود طرح میکند، از تعارضات غیر لازم پرهیز مینماید و با مشکلات شخصیاش به طور عینی برخورد میکند. سازگاری امری نسبی است و انسانها به درجات مختلف، سازگاری را کسب میکنند. به طور کلی سازگاری، به معنای همرنگ شدن با جماعت نیست بلکه ارتباط صحیح بین فرد و محیط و اطرافیان میباشد. به طوریکه فرد این حقیقت را میپذیرد که هدفهای خود را با توجه به چهارچوبهای اجتماعی-فرهنگی تعقیب نماید و خود را با ارزشهای جامعه وفق دهد. در واقع سازگاری طیف گستردهای دارد و جنبههایی چون خانواده، همسالان و اجتماع را در بر میگیرد که در رأس آنها سازگاری اجتماعی قرار دارد. به طور کلی نمیتوان در مورد سازگاری، بهویژه سازگاری اجتماعی تعریف واحدی ارائه داد. چراکه سازگاری امری است که باید آنرا متناسب با شرایط بومی و اجتماعی بیان کرد (کراکت و همکاران، 2006). تعدادی از پژوهشگران، سازگاری را در قالب پنج معنای سازگاری به عنوان بهنجاری، هماهنگی درونی، توانمندی اجتماعی، توانایی تغییر دادن خواستهها و خودشکوفایی تعریف کرده است.
مفهوم سازگاری از پیچیدگیها و مشکلات زیادی برخوردار است و همانطور که در مورد اکثر مفاهیم صادق است، اختلافنظرهای زیادی در این خصوص به چشم میخورد. یکی از منابعی که به وقوع فرآیند سازگاری کمک میکند، حمایت اجتماعی است. حمایت اجتماعی به مراقبت، محبت، عزت، تسلی و کمکی اطلاق میشود که سایر افراد و گروهها به فرد عرضه میکنند (کراکت و همکاران، 2006). ابعاد مسئلهی سازگاری ممکن است در هر دوره از زمان و در هر مرحله از تحولات اجتماعی تغییر کند، اما جامعهای نیست که با مسئلهی ناسازگاری افراد خود مواجه نباشد. خوشبختانه بیشتر افراد با محیط خود هماهنگ هستند و بدون برخورد و اصطکاک با دیگران، خود را با گروهی که به آن وابستهاند، تطبیق میدهند ولی افراد دیگری نیز هستند، که با عادات و خصوصیات فکری و رفتاری خاص و نابهنجار، سازگاری اجتماعی خود را دچار اختلال میکنند (دیرزیر و استیسی، 2011). فرآیند سازگاری و ناسازگاری را باید خطی پیوسته، طولانی و مدرج تجسم کرد که هر نقطه از آن، درجهای از سازگاری یا ناسازگاری را بیان میکند. از یک طرف فرآیند سازگاری در زمینهی ارتباطات مفید اجتماعی شکل میگیرد و از طرف دیگر اجتماعیشدن و یادگیری مهارتهای اجتماعی، زمینهی افزایش سازگاری را فراهم میآورد. سازگاری دانشآموزان در مدارس، میتواند سطح کیفیت آموزش را بالا برده و بهرهوری فرد را در کسب دانش و ارتقاء سطح زندگی افزایش دهد (کریک و داج، 1996). رحمانپور، بهرامی و کریمی (1388) سازگاری را مفهومی عام میدانند که همهی راهبردهای اداره کردن موقعیتهای استرسزای زندگی، اعم از تهدیدات واقعی و غیرواقعی را شامل میشود. خوشکنش و همکاران (1389) بیان میکنند، سازگاری فرآیندی پیوسته است که، تواناییها و مهارتهای ناشی از تجارب یادگیری اجتماعی فرد، او را قادر به ارضای نیازهای خود میکند.
سازگاری در واقع، انطباق متوالی با تغییرات و ایجاد ارتباط بین خود و محیط به نحوی است که حداکثر خویشتنسازی را همراه با رفاه اجتماعی امکانپذیر میسازد. بدین ترتیب این مفهوم به معنای همرنگ شدن با جماعت نیست. سازگاری و هماهنگ شدن با خود و محیط پیرامون، برای هر موجود زندهای ضرورتی حیاتی است. تلاش روزمرهی انسانها جملگی بر حول سازگاری دور میزند. هر انسان هوشیارانه یا ناهوشیارانه میکوشد، نیازهای متنوع و گاه متعارض خود را داخل محیطی که در آن زندگی میکند، برآورده سازد (آذین و موسوی، 1388). از دیدگاه حسین ثابت، مفیدی و برقیان (1392) سازگاری توانایی آمیزش، انطباق، مصالحه، همکاری و کنار آمدن با خود، محیط و دیگران است. همچنین سازگاری به پذیرش و انجام رفتار مناسب در محیط نیز اشاره دارد.
2-2-3-2- پیشینهی سازگاری
سازگاری از مسائل مهمی میباشد، که از همان ابتدای خلقت بشر مورد توجه بوده است. ریشههای تاریخی این مفهوم را میتوان در قرن 19 جست و جو کرد. داروین در سال (1872) میلادی، اولین اثر معروف خود را در این زمینه منتشر نمود. او اثبات کرد که ابراز عواطف در رفتارهای سازگارانه، نقشی اساسی ایفا میکند. سازگاری، از نظر علمی سابقه چندانی ندارد. شروع کار علمی در مورد سازگاری از سال (1984) آغاز شد زمانی که راتوس و نوید مدلی برای سازگاری ارائه کردند. مفهوم سازگاری و سازش از اوایل قرن 19 در نظریههای تحول گرایی، جای مهمی پیدا کرد. از نظر لامارک، هر موجود زنده خود را با محیط خارج سازگار میکند، بدین ترتیب در او تغییراتی به وجود میآید که از راه توارث، از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود. به نظر داروین، مبارزه برای زندگی موجب انتخاب طبیعی میگردد که در هر حال، اغلب به طور ضمنی محکی برای سازگاری خوب میباشد (پل، 1993: 41).
2-2-3-3- اثرات آمادگی بر سازگاریها
کودکی که از نظر روانی برای رفتن به مدرسه آماده باشد میتواند مستقل از کمکها و راهنماییهای بزرگترها و هماهنگ با سن و سالش عمل کند. این کودک میتواند از نظر اجتماعی با غریبهها، معلمان و همکلاسیهایش سازگار شود. عدهای از دانشآموزان ممکن است از نظر ذهنی خیلی آماده نباشند ولی میتوانند بدون از بین بردن محدودیتها، آنها را بپذیرند. کودکانی که در معرض روشهای تربیتی مستبدانه قرار دارند در مقایسه با کودکانی که با روشهای دموکراتیک بزرگ شدهاند، از نظر سنی بلوغ کمتری دارند. از طرف دیگر کودکانی که تحت شرایط و روشهای آسانگیرانه تربیت میشوند، پیروی از قانون و مقررات تحمیلی از طرف دیگران را یاد نمیگیرند، بنابراین به سختی با مدرسه سازگار میشوند. کودک تا زمانی که برخی از تجارب را در دوران پیش دبستانی کسب نکند اغلب از نظر روابط اجتماعی ضعیف است. اگرچه او به طور موفقیت آمیزی با مدرسه سازگار میشود و این سازگاری از سازگاری با خواهر، برادرهایش طولانیتر است.
عدم آمادگی فیزیکی در طی دوران نوجوانی نیز به مختل شدن سازگاری فرد با مدرسه منجر میشود. فردی که دیر به بلوغ میرسد بیشتر کودک صفت به نظر میرسد. یک بزرگسال یا یک کودک که فعالیتهای فیزیکیاش هماهنگ با فعالیتهای ذهنیاش نیست به نظر میرسد آمادگی لازم برای شروع یک زندگی اجتماعی را ندارد. این امر در سالهای راهنمایی و دبیرستان اهمیت بیشتری پیدا میکند. علاوه بر این، فردی که دیر به سن بلوغ میرسد از نظر دیگران و همسالانش به عنوان کودکی تلقی میشود، که از حضورش در فعالیتها و بازیها جلوگیری میگردد. این طرد شدگی باعث نفرت کودک از مدرسه میشود. فردی که دیر به سن بلوغ میرسد همواره سعی میکند برای جبران مقبولیت اجتماعی از طریق کسب شهرتهای آموزشی عمل کند، اما بیشتر اوقات انگیزهاش را برای انجام کار از دست میدهد و در نتیجه به عنوان یک فرد با انگیزهی پایین تلقی میشود. در عوض افرادی که زود به سن بلوغ میرسند قبل از اینکه از نظر ذهنی آمادگی لازم برای کارهای آموزشی داشته باشند، برای زندگی اجتماعی در دبیرستان و دانشگاه آماده هستند و به نوعی به سازگاری میرسند. آنها ممکن است در مقایسه با همکلاسیهایشان انگیزههای مشابه کمتری داشته باشند و احساس کنند برای فعالیتهای فوق برنامه که دوستانشان از انجام آنها لذت میبرند، کوچک هستند. بنابراین در مدرسه با آنها طوری رفتار میشود که انگار کودک هستند (هارلوک، بدون سال؛ ترجمهی پرویز شریفی درآمدی و محبوبه حاج نوروزی، 1391: 416).
سازگاری با هر مکان جدیدی میتواند باعث رنجش یک کودک، نوجوان یا بزرگسال شود. با این حال، اگر فردی از نظر فیزیکی و روانی آمادگی لازم برای تجارب جدید داشته باشد، به موقع با آن سازگار خواهد شد. زمانی که فرد از آمادگی لازم برخوردار نباشد، عدم سازگاری او به تنشهای عاطفی و اختلالات رفتاری کم و بیش شدید منجر میشود. دانشجویانی که در آغاز دانشگاه احساس غربت میکنند ممکن است با گریه کردن یا هر روز تلفن زدن به والدینشان جهت آمادگی برای رفتن واکنش نشان دهند. عدهای دیگر نیز ممکن است با گوشهگیری و آرام بودن واکنش نشان دهند.
سازگاری در کلاس اول دبستان ضامن سازگاری سریع، آسان یا حتی رضایتبخش در سالهای بعد نیست. هر مدرسهی جدیدی از لحاظ درجهبندی آموزشی، از برخی جهات با مدارس قبلی متفاوت است. برای مثال سازگاری با محیط دبیرستان، جایی که دانشآموز در آن زندگی میکند، آسانتر از سازگاری با دانشگاه است، جاییکه روشهای تدریس از کلاسی به کلاس دیگر متفاوت است و برنامهی درسی در برگیرندهی بسیاری از موضوعات درسی جدید است و دانشجو ممکن است از خانهاش دور باشد (اینوکس و رینک، 2006).
2-2-3-4- انواع سازگاری
سینها و سینگ (1993) سازگاری را به صورت زیر تعریف کردهاند:
سازگاری آموزشی یا تحصیلی
مفهوم گستردهی سازگاری تحصیلی، به معنای وجود چندین توانایی بالقوهی تحصیلی از جمله انگیزش برای یادگیری، داشتن حس روشنی از اهداف و انجام دادن فعالیت جهت مواجهه با نیازهای تحصیلی در دانشآموزان است.
سازگاری اجتماعی
سازگاری اجتماعی عبارت است از مکانیسمهایی که توسط آنها، فرد توانایی تعلق به گروه را پیدا میکند. به عبارت دیگر مجموعه واکنشهایی که توسط آنها فرد ساختار و رفتار خود را برای پاسخی موزون به شرایط جدید و فعالیتهایی که این شرایط از او طلب میکند، تغییر دهد سازگاری اجتماعی نامیده میشود. این نوع سازگاری ممکن است با تغییر دادن خود و محیط به دست آید.

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه درمورد مبارزه با مواد مخدر

Close Menu