منبع تحقیق درباره 
سازمان بهداشت جهانی

منبع تحقیق درباره سازمان بهداشت جهانی

دانلود پایان نامه

که نشان می‎دهد تصویر بدنی فرد با درد ارتباط وجود دارد (لوتز، موسلی، 2007). شواهد نشان می‎دهد ایجاداختلال در تصویربدن می‎تواند اثرات جسمی و روانی عمیقی داشته و براحساس درد تاثیر بگذارد (نوروفیلوسوفی، 2008، لوتز، موسلی، 2007). بیماران مبتلا به سرطان، سرطان را قاتل حقیقی خود می‎دانند و بیماری ایی می‎دانند که منجر به درد، ناتوانی و تغییر شکل بدن می‎شود. حتی در میان بیمارانی که بهبود می‎یابند و در ماه‎ها یا سال‎های اوّل به خوبی سازگاری می‎یابند، ترس از بازگشت بیماری وجود دارد و اگر بیماری برگردد بعضی از افراد به سبب ترسشان از نظر روانی فلج می‎شوند(میگس و مندلسون، 1979). قربانیان و عبدالله زاده در مطالعه خود در سال(1997) در ایران نشان دادند که 100% از زنان مبتلا به سرطان سینه که ماستکتومی شده بودند تصویر منفی از بدن خویش گزارش داده اند.
پس از مطالعه تعاریف و مفاهیم مرتبط با تصویر بدنی در بخش بعدی این تحقیق به مطالعه متغیر دیگر پژوهش یعنی کیفیت زندگی پرداخته می‎شود.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-5- کیفیت زندگی
آغاز بحث کیفیت زندگی به زمان ارسطو باز می‎گردد که در کتاب نیکوماخس به موضوع سعادت انسانی می‎پردازد؛ اینکه سعادت چیست؟ عبارت از چه فعالیت هایی است و چگونه می‎توان سعادتمند شد؟ او زندگی خوب را معادل شادکامی در نظر می‎گیرد و در عین حال به تفاوت این مفهوم در افراد مختلف می‎پردازد و ذکر می‎کند سلامتی که باعث رضایت مندی در یک فرد بیمار می‎شود با ثروت که فرد فقیری را شاد می‎کند یکسان نیست و بیان می‎دارد که شادکامی نه تنها برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد بلکه برای یک فرد نیز در شرایط متفاوت معنی یکسانی نخواهد داشت(آیت الهی و رفیعی، 1383).
رویکرد آکادمیک به کیفیت زندگی از سال 1920 میلادی یعنی زمانی که پیگو در کتاب خود به نام اقتصاد و رفاه به این موضوع پرداخت سیر تازه‎ای یافت. عبارت کیفیت زندگی برای اولین بار در سال 1920 توسط پیگو در کتابی که درباره اقتصاد و رفاه نوشته بود بکار رفت. این نظریه تا جنگ دوم جهانی به فراموشی سپرده شد، بعد از جنگ جهانی دوم، سازمان بهداشت جهانی تعریفی وسیع از سلامتی شامل: سلامت فیزیکی، روانی و اجتماعی ارائه نمود. تا دهه 1950 اصطلاح کیفیت زندگی در مباحث اقتصادی و اجتماعی مورد استفاده قرار می‎گرفت. تا این که با شناخت سلسله نیازهای آبراهام مزلو، به انواع نیازها توجه شد(همایونی نژاد، 1388).
کیفیت زندگی برای اولین بار در پزشکی در سال 1975، در نمایه پزشکی در 1957، و در نمایه پرستاری و مطالعات بهداشتی در سال 1983 معرفی شد(کانام، 1999).با این وجود بررسی کیفیت زندگی بطور سریع تبدیل به یک متغیر جدایی ناپذیر از برآیند پژوهش‎های بالینی گردیده است، بطوری که هر سال بیش از 1000 مقاله جدید در فهرست مقالات کیفیت زندگی قرار می‎گیرد(مولدون، برگر، فلوری، مانوک، 1998، تستا، سیمونسون، 1996). کیفیت زندگی یکی از نگرانی‎های عمده سیاستمداران در تحقیقات شناخته شده و به دلیل اهمیتی که مفهوم کیفیت زندگی پیدا کرده است سازمان جهانی بهداشت یکی از اهداف عمده را تا سال 2010 افزایش کیفیت زندگی ذکر کرده بود (گروه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت، 1994).
محیط اجتماعی، اقتصادی تاثیر زیادی بر کیفیت زندگی و بروز نیازهای روانی وجسمانی در افراد بویژه در گروه های آسیب پذیر مثل سالمندان، زنان وکودکان دارد(الیور ، هاکسلی، بریجز، محمد، 1997). چهار متغیر خانواده، وضعیت اجتماعی-اقتصادی، وضعیت جسمانی و وضعیت روحی-روانی می‎توانند به طور مستقل یا توأم با هم کیفیت زندگی تاثیر گذار باشند(اسلامی، 1384). درک فرد از کیفیت زندگی اش نیز می‎تواند برهرکدام از متغیرهای نامبرده تاثیر بگذارد(رحیمیان بوگر، 1388). در این بین، سرطان فشار زاهای روانی زیادی را بوجود می‎آورد و می‎تواند به طور معناداری به کیفیت زندگی و تقریبا هر جنبه از زندگی خود تاثیر بگذارد و آسیب برساند(رحیمیان بوگر، 1388، آیرز و همکاران، 2007). بیماران سرطانی تحت درمان، فشارهای متعددی از جمله اثرات جانبی درمان ها، آشفتگی در تکلیف، اهداف زندگی، مشکلات مالی، آَشفتگی مرتبط با کار و حرفه تغییر در شبکه‎های اجتماعی و عدم قطعیت مداوم در مورد آینده را تجربه می‎نمایند. به علاوه اضطراب درد، از دست دادن اشتها، اثرات جانبی مختص به درمان، افسردگی، نگرانی و مشکلات تمرکز نیز طی سیر درمان افزایش می‎یابند. در این خصوص، حسن پور دهکردی و شبان(1383) نشان داده‎اند که بین نوع سرطان، شدت درد، کاهش یا از دست دادن عملکرد اعضاء بدن و شدت خستگی با کیفیت زندگی ارتباط معنا دار وجود دارد. حتی برای افرادی که در گذشته بخوبی با رخدادهای منفی زندگی مقابله می‎کردند سرطان و درمان آن می‎تواند به طور عمده‎ای ماهیت فشارزای روان شناختی تکالیف راحت و معمولی روزمره را افزایش دهد. ویسمن، ووردن، (77-1967) به این وضعیت بیماران سرطانی تحت عنوان گرفتاری وجودی یاد می‎کنند یعنی جایی که وجود فرد به طور کامل می‎تواند به خطر بیفتد(رحیمیان بوگر، 1388).
2-5- 1- تعاریف کیفیت زندگی
تعریف کیفیت زندگی از این حیث مهم است که بر فنون ارزشیابی و برنامه‎های ارتقاء سلامت اثر گذار خواهد بود، به دلیل اینکه فنون ارزشیابی و برنامه‎های ارتقاء سلامت تحت تاثیر دیدگاه‎های فلسفی، ارزش‎ها واصولی است که برطرح تحقیقات اثر می‎گذارند(رحیمیان بوگر، 1388). کیفیت زندگی مفهوم گسترده‎ای است که به صورت پیچیده بهداشت جسمانی، وضعیت روان شناختی، سطح استقلال، روابط اجتماعی، باورهای شخصی فرد را به مشخصه‎های برجسته محیط او مرتبط می‎سازد(جمعی از مولفان، 1386).
کیفیت زندگی شامل تمام عملکردهای زندگی مانند عملکرد احساسی، فیزیکی، شیمیایی، درد، خستگی و غیره می‎باشد. این عبارت عموما به تغییر پذیری در دامنه زندگی افراد بر اساس اندازه گیری ارگانیسم‎های مختلف بدن می‎باشد و یکی از ابعاد مهم کیفیت زندگی افراد بعد روان شناختی آن می‎باشد. به صورت کلی کیفیت زندگی برای افراد مختلف در موقعیت‎های مختلف تعابیر متفاوتی دارد ولی اصولا به رضایت افراد از زندگی خود بر می‎گردد(آیت الهی و رفیعی، 1383).
در معنای لغتی ((کیفیت))به مرتبه یا میزان برتری یا مطلوبیتی گفته می‎شودکه چیزی یا کسی از آن برخوردار است ویاخصیصه هایی است که به چیزی یا کسی نسبت داده می‎شود(اشمانت، بلومبرگ، 1969به نقل از الیور و همکاران، 1997). (( زندگی)) وضعیتی است که فعالیت بخش رفتار، سطح تحول، منابع لذت و ناکامی وجود فرد را در بر می‎گیرد و به طور خلاصه ((زندگی)) نشان دهنده موجودیت ارگانیزم از تولد تا مرگ است.به رغم تلاشهای انجام شده هنوز برای ارائه تعریف واحد برای کیفیت زندگی اتفاق نظر وجود ندارد زیرا از عناصر و اجزایی برخوردار است که محتوای آنها نیز موضوع بحث و بررسی گوناگون قرار دارد و در مورد گنجاندن و یا حذف عناصر نیز نظر قطعی وجود ندارد و درجه اهمیت عناصر به تناسب مکان، زمان زندگی وتجربه‎های گذشته فرد متغیر است(جمعی از مولفان، 1386). لیو (1976، به نقل از الیور وهمکاران، 1997)بیان می‎کند که به تعدادانسان‎ها کیفیت زندگی وجود دارد.
سازمان بهداشت جهانی(1993) کیفیت زندگی را، ادراک فرد از جایگاهش در زندگی در چهار چوب نظام ارزشی و فرهنگی است که در آن به سر می‎برد از یک سو و انتظارها، معیارها و علاقه اش از سویی دیگر تعریف می‎کند.
سازمان بهداشت جهانی (1995)کیفیت زندگی را برداشت و درک افراد از موفقیت خود در رابطه با اهداف و نظام ارزشی مورد قبول آنان با توجه به شرایط عینی زندگی تعریف می‎کند.

کالمن در سال( 1984) می‎گوید که کیفیت زندگی گستردگی و انبساط امید و آرزو است که از تجارب زندگی ناشی می‎شود.
فرانس، پاورس(1985) می‎نویسند: کیفیت زندگی، ادراک فرد از رفاه است که به نظر می‎رسد از رضایت یا عدم رضایت در حیطه‎های اصلی زندگی ناشی می‎شود.
ماهیت مفهوم کیفیت زندگی به خودی خود پیچیده است و این پیچیدگی زمانی افزایش می‎یابد که آن را برای افراد مبتلا به اختلال روانی یا بیماری جسمی ویا افراد دچار معلولیت به کار برده شود به دلیل اینکه کیفیت زندگی با بهزیستی فرد مرتبط است (جمعی از مولفان,1386). کیفیت زندگی را می‎توان در مقابل کمیت زندگی که با داده‎های زیستی پزشکی مانند:آمار مرگ ومیر و انتظار زندگی مرتبط است قرار داد(مندلویکز، استاین، 2000).
تستا و سیمونسون، (1996)، کیفیت زندگی را ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی می‎دانند که محدود به تجارب، اعتقادات، انتظارات و ادراک بیمار است.
موسسه ملی سرطان آمریکا (2008) کیفیت زندگی را به عنوان برخورداری همه جانبه از زندگی تلقی می‎کند.
بر این اساس می‎توان گفت، یکی از دلایل نبود تعریف واحد برای کیفیت زندگی و مبهم بودن آن، این است که کیفیت زندگی به شدت تحت تاثیر فرهنگ قرار داردو با مسایل فرهنگی رابطه تنگاتنگی دارد(رحیمیان بوگر، 1388).
2-5- 2-ویژگیهای کیفیت زندگی
لاگسدون و همکاران(2002)، رئیس پارلمان کیفیت زندگی در اروپا بیان می‎کند تمامی پژوهشگران بر سه ویژگی کیفیت زندگی توافق دارند :
چند بعدی بودن
ذهنی بودن
پویا بودن
2-5-2-1- چند بعدی بودن
علی رغم اختلاف نظرهایی که در تعریف کیفیت زندگی وجود دارد، توافقی ادراکی در بین متخصصین وجود دارد. اکثر متخصصین موافق این امر هستند که کیفیت زندگی شامل ابعاد مثبت زندگی می‎شود و مفهومی چند بعدی است. اکثر متخصصین و صاحبنظران این حوزه معتقدند که کیفیت زندگی داری 6 بعد است:
بعد فیزیکی: این بعد در واقع به دریافت فرد از توانایی هایش در انجام فعالیت‎ها و وظایف روزانه که نیاز به صرف انرژی دارد اشاره می‎کند و می‎تواند در بردارنده مقیاس هایی چون تحرک، توان و انرژی، درد و ناراحتی، خواب و استراحت و ظرفیت توان کاری باشد.
بعد اجتماعی: احساس بهتر بودن از لحاظ اجتماعی اشاره بر این دارد که کیفیت ارتباطات افراد با خانواده، دوستان، همکاران و اجتماع چگونه است. این بعد به توانایی برقرار کردن ارتباط با اعضای خانواده، همسایگان، همکاران و سایر گروه‎های اجتماعی، و نیز وضعیت شغلی و شرایط اقتصادی کلی مربوط می‎شود.
بعد روانی: احساس بهتر بودن از لحاظ روانی، اغلب در ارتباط با مراقبتهای بهداشتی از اهمیت قابل ملاحظه ای برخوردار است. این بعد نیز جنبه‎های روحی مانند افسردگی، ترس، عصبانیت، خوشحالی و آرامش را در بر می‎گیرد. بعضی از زیر گروه‎های این بعد عبارتند از تصویر از خود، احساس مثبت، احساس منفی، اعتقادات مذهبی، فکر کردن، یادگیری، حافظه و تمرکز حواس.
بعد جسمی : این بعد به علائم بیماری و عوارض جانبی درمان مثل درد اشاره دارد. این بعد علائم مربوط به بیماری یا تغییرات مربوط به درمان را شامل می‎شود و مواردی مانند تهوع و استفراغ را می‎توان نام برد.
بعد روحی: احساس بهتر بودن از لحاظ روحی به این مفهوم اشاره دارد که زندگی هر کس هدف و معنایی دارد. این بعد نیز به درک فرد از زندگی و هدف و معنای زندگی را در بر می‎گیرد. ثابت شده است که بعد روحی زیر مجموعه بعد روانی نبوده و یک دامنه مهم و مستقل محسوب می‎شود.
بعد محیطی: این بعد به این مقوله اشاره دارد که کیفیت محیط پیرامون زندگی بشر برای زیست چگونه است و اینکه افراد آیا اثرات خارجی مثبت بر محیط زیست خود و سایرین می‎گذارند یا نه؟ و یا اینکه تا چه حد سعی می‎کنند تا اثرات خارجی منفی تعاملات خود را کاهش دهند(دهداری، 1381).
2-5-2-2- ذهنی بودن
کیفیت زندگی را باید بیشتر به صورت یک مفهوم ذهنی به کار برد. ارزیابی فرد از سلامت و خوب بودنش عامل کلیدی در مطالعه کیفیت زندگی می‎باشد. قضاوت فرد در مورد بیماری، درمان و سلامتی خود اهمیت بیشتری نسبت به ارزیابی عینی از سلامتی دارد. به عنوان مثال ممکن است فردی از یک یا چند بیماری مزمن رنج ببرد ولی خودش را سالم بداند در صورتیکه فرد دیگری با وجود آنکه هیچ نشان عینی از بیماری ندارد خود را بیمار می‎پندارد. عامل اصلی تعیین کننده کیفیت زندگی عبارتست از تفاوت درک شده بین آنچه هست و آنچه از دیدگاه فرد باید باشد(دهداری، 1381).
2-5-2-3 – پویا بودن
پویایی کیفیت زندگی به این معناست که با گذشت زمان تغییر می‎کند و به تغییرات فرد و محیط او بستگی دارد. این مشخصه در یک رابطه طولی قابل مشاهده است(دهداری، 1381).
2-5-3 – ارتباط کیفیت زندگی با سلامت
کیفیت زندگی مفهوم وسیعی است که همه ابعاد زندگی از جمله سلامت را در بر می‎گیرد و این اصطلاح مربوط به ابعاد فیزیکی، اجتماعی، جسمی و معنوی است(ریبریو، 2004).سلامت معادل و مساوی با کیفیت زندگی نیست بلکه یکی از زیر مجموعه‎ها و اجزای آن است(پارک، 1995) طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی سلامت، سه بعد جسمانی، روانی واجتماعی دارد و تغییر در هر یک از این ابعاد موجب تاثیر بر سایر ابعاد می‎شود(رضایی، حجازی، شاه نظریان، محمودی، سیدی، 2009).
آنچه برای انسان امروزی مهم است، ارتقاء شرایط جسمی روانی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در چارچوب زندگی است. در آمیختگی‎های بحث‎های سلامت، کیفیت زندگی و توسعه چنان عمیق است که امروزه دیدگاهی نظیر نیازهای اساسی بشر خود را به بدیل‎های جدیدتری داده است. کیفیت زندگی هم اکنون شاخص برای اندازه گیری وضعیت سلامت در پژوهش‎های سلامت عمومی و پزشکی شناخته شده و به کار می‎رود(رحیمیان بوگر، 1388). بر این اساس، هر سال بیش از 1000 مقاله جدید در فهرست مقالات کیفیت زندگی قرار می‎گیرد. افزایش سر سام آور هزینه‎های مراقبت بهداشتی، تاکید بیشتر بر کیفیت زندگی در برابر کمیت زندگی و نیز شناسایی تفاوت در برآیندهای مراقبت‎های سلامتی بویژه زمانی که کمیت زندگی مطرح نیست از دلایل افزایش توجه به مفهوم کیفیت زندگی بیان شده است(گاگنموس، هولزمن و همکاران، 1995). انجمن‎های تحقیقاتی سازمان جهانی بهداشت (WHO) و دیگر سازمان‎ها از مفهوم کیفیت زندگی به عنوان شاخصی برای ارزیابی موفقیت برنامه‎های بهداشتی و رفاهی، اندازه گیری وضعیت سلامت اثر بخشی و توصیف نتایج کلی تشخیص و درمان استفاده می‎کنند(الیور و همکاران، 1997). به طور مثال سازمان بهداشت جهانی سلامت زنان را شاخص رشد یافتگی کشورها معرفی کرده است(بابانظری، کافی، 2007).
بسیاری از دولت‎ها پذیرفته‎اند که بالا بردن معیار زندگی مردم برای رضایت خاطر و خشنودی آنها کافی نیست و باید کیفیت زندگی هم افزایش یابد و علاوه بر نشانگرهای مهم سنجش سلامتی مانند ابتلاء به بیماری، ناتوانی، تغدیه، عوامل زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی کیفیت زندگی نیز مد نظر است(پارک، 1995، دراپر، 1997، وود، 1999، آیزر و همکاران، 2007). از سویی دیگر خود مردم خواستار بهبود عرض زندگی خود هستند و از این رو دولت‎ها در سراسر جهان روز به روز بیشتر به این مقوله توجه می‎کنند و می‎کوشند رفاه

مطلب مرتبط :   معاملات با حق استرداد

دیدگاهتان را بنویسید

بستن منو