منبع تحقیق درباره دیدگاه شناختی اجتماعی

منبع تحقیق درباره دیدگاه شناختی اجتماعی

دانلود پایان نامه

 

و فی انفسکم افلا تبصرون (سوره والذاریات، 23): و در خودتان نیز آیاتی هست مگر نمیبینید.
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: من عرف نفسه فقد عرف ربه: کسی که خودش را بشناسد، پروردگار خود را شناخته است.
حضرت علی (ع) فرمودند: معرفه النفس انفع المعارف: شناخت خویش، سودمندترین شناختهاست (مجلسی، 1385: 32).
غایه المعرفه ان یعرف المرء نفسه: نهایت معرفت این است که انسان خودش را بشناسد (تمیمی آمدی، بدون سال؛ ترجمهی هاشم رسولی محلاتی، 1379: 46).
2-2-4-5-8-سایر دیدگاهها
دیدگاه اجتماعی
در این دیدگاه، خود محصولی اجتماعی است. گروهی از روانشناسان اجتماعی که خود راتعاملگران نمادین مینامند، معتقدند که افراد بر اساس اینکه دیگران در مورد آنها چه نظری دارند یا با آنها چگونه رفتار میکنند، در مورد خود، اظهارنظر میکنند. هر فرد آگاهی مییابد که حوزهای در ادراک دیگری است و با درونی سازی آن بر خود نیز به عنوان موضوعی در حوزهی ادراکی خویشتن آگاه میشود. به عنوان مثال، اگر دیگران به من بگویند که فردی باهوش و بالیاقت هستم، من خود را فردی باهوش خواهم دانست و اگر اطرافیان مرا فردی کند ذهن و ناتوان بدانند، من نیز خود را ناتوان میپندارم. در این دیدگاه، آنچه اهمیت دارد، نظر دیگران در مورد ماست. محیط بیرونی، ساختار کلان اجتماعی، همانندسازی، تعاملات بین فردی و ایفای نقش از عوامل اصلی شکلدهندهی خود هستند. شاید بتوان با اغماض چنین گفت که در این دیدگاه، تصویری که دیگران از ما دارند، همان خودپندارهی ماست (چی، 2005).
دیدگاه شناختی
“این دیدگاه، بیان میکند، در ارزشیابیهایی که دیگران در مورد ما دارند، انتخابها و تفسیرهای ما نیز نقش دارند، به عبارتی، هر تصویر بیرونی از خلال درون میگذرد. بر اساس این دیدگاه، خودپنداره تفسیری است که ما از خودمان داریم. آنچه در نظریهی شناختی، محور اصلی شکلگیری خودپنداره است، خود به عنوان یک ساختار شناختی است. در واقع، برخلاف دیدگاه اجتماعی که خودپندارهی هر فردی فقط حاصل تصاویر و تعبیرهای دیگران از او بود، در اینجا، این خود فرد است که با بازسازی و تفسیر تصاویر دیگران، خودپندارهاش را شکل می دهد.
دیدگاه شناختی اجتماعی
همانطور که از نام این دیدگاه بر میآید، ترکیبی از نظریات شناختی و اجتماعی است. در این دیدگاه، خود حاصل تفسیری است که فرد از تصاویر دیگران از خودش دارد. به عبارتی، علاوه بر آنکه دیدگاه دیگران در مورد ما اهمیت دارد، تفاسیری که ما نیز از دیدگاه ایشان داریم حائز اهمیت است. در اینجا، خودپنداره نه محصول فرد به تنهایی و نه محصولی اجتماعی است، بلکه ترکیبی از هر دو می باشد.” (به نقل از رسولپور، 1390: 20).
2-2-4-6- خودپنداره و عزت نفس
یکی از مفاهیمی که در ارتباط با خودپنداره باید مورد توجه قرار بگیرد مفهوم عزت نفس است. عزت نفس درجهی تصویب، تأیید، پذیرش و ارزشی است که شخص نسبت به خود احساس میکند. این احساس ممکن است در مقایسه با دیگران و یا مستقل از آنها باشد. عزت نفس و خودپنداره از مفاهیمی هستند که مورد توجه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته و تحقیقات زیادی به خود اختصاص دادهاند. امروزه در اصلاح بسیاری از اختلالات شخصیتی و رفتاری کودکان و نوجوانان، مانند کمرویی، گوشهگیری، لجبازی و پرخاشگری به ارزیابی و پرورش خودپنداره و عزت نفس آنها پرداخته میشود (نوربخش و حسنپور، 1383). واژهی عزت نفس و خودپنداره اغلب به جای یکدیگر به کار برده میشوند. از دیدگاه مورین (2007) این دو مفهوم در ظاهر متفاوت هستند ولی در واقع دو سازهی مرتبط به هم هستند. جیمز (2002) معتقد است، خودپنداره و عزت نفس دو مفهوم متفاوتند و برای هر دو تعاریف جداگانهای ارائه داده است. از دیدگاه او عزت نفس، خشنودی فرد نسبت به خودپندارهی خویش و همچنین درجهی تصویب، تأیید، پذیرش و ارزشمندی است که شخص نسبت به خود احساس میکند. بامیستر و همکاران (2003) در این زمینه بیان میکنند، عزت نفس یک دانشآموز، تمامی ارزیابیهای او از احساس شادمانی و رضایت عمومی را در برمیگیرد و به احتمال زیاد مدارس، برای حمایت از عزت نفس مثبت دانشآموزان به ایجاد راهبردهایی برای ارتقاء خودپنداره آنها میپردازند. خودپنداره در اثر رابطهی شخص با محیط دچار تغییر میشود. ناکامیهای محیطی موجب خودپندارهی منفی و امکانات مثبت محیطی موجب خودپندارهی مثبت در افراد میشود. خودپنداره در واقع عبارت است از مجموعه ویژگیهایی که فرد برای توصیف خویش به کار میبرد، اما عزت نفس ارزشی است که اطلاعات درون خودپنداره برای فرد دارد. در حالیکه خودپنداره توصیف فرد از خود است. عزت نفس ارزشی است که اطلاعات درون خودپنداره برای شخص دارد و از اعتقادات وی در مورد تمام صفات و ویژگیهایی که در او هست ناشی میشود. تفاوت اصلی بین خودپنداره و عزت نفس در این است که، فرد خودپنداره را برای توصیف خویشتن به کار میبرد. مثلا ممکن است یک فرد خودش را یک فوتبالیست خوب و یا علاقهمند به داستانهای علمی بداند که این دو محتوای خودپنداره را تشکیل میدهند. در حالیکه عزت نفس ارزشی است که اطلاعات درون خودپنداره برای فرد دارد. عزت نفس هر فرد بر اساس ترکیبی از اطلاعات عینی در مورد خودش و ارزشهای ذهنی که برای آن اطلاعات قائل است، تشکیل میگردد. درک فرد از خویش که خودپندارهی او را تشکیل میدهد، توصیفی است نه توام با قضاوت. اما هنگامیکه قضاوتهای ارزشی این توصیف را در برگیرد، با عزت نفس روبرو هستیم. در هر صورت، عزت نفس میتواند با خودپنداره همبستگی داشته باشد. افرادیکه خودپنداره مثبتی دارند از عزت نفس بیشتری بهرهمند خواهند بود. عزت نفس یک دانشآموز، تمامی ارزیابیهای او از احساس شادمانی و رضایت عمومی را در برمیگیرد و به احتمال زیاد مدارس، برای حمایت از عزت نفس مثبت دانش آموزان به ایجاد راهبردهایی برای ارتقاء خودپنداره آنها میپردازند. خودپنداره در اثر رابطهی شخص با محیط دچار تغییر میشود. ناکامیهای محیطی موجب خودپنداره منفی و امکانات مثبت محیطی موجب خودپنداره مثبت در افراد میشود (مورای و همکاران، 2002).
2-2-4-7- انواع خودپنداره
طبق مدلهای نظری ارائه شده بهوسیلهی مارش، برن و یونگ(1999) خودپندارهی کلی دارای ساختار چند بعدی است که میتوان آن را به دو سطح تحصیلی و غیر تحصیلی تقسیم کرد. خودپندارهی تحصیلی مربوط به زمینههای درسی مانند ریاضی، زبان انگلیسی، تاریخ و علوم میباشد. از دیدگاه ویگفیلد و کاپیدین (1991) خودپندارهی تحصیلی به دانش و ادراک فرد از خودش در موقعیتهای مختلف تحصیلی بستگی دارد.برن اعتقاد دارد که خودپندارهی تحصیلی، توصیف و ارزیابی تواناییهای تحصیلی ادراک شدهی فرد است. ادراکاتی که دانشآموز درباره مهارتهای تحصیلی خود دارد بر انواع فعالیتهایی که انتخاب میکند، میزان چالش در فعالیتها و پایداری هنگام انجام دادن آنها تأثیر میگذارد.
تدریس موفق معلمان و دبیران میتواند به ایجاد خودپندارهی تحصیلی مثبت در دانشآموزان کمک کند. یکی از نظریههای عمده در ارتباط با خودپندارهی تحصیلی و پیشرفت تحصیلی مدل تأثیر دو جانبه است. بر اساس این مدل، خودپندارهی تحصیلی بر عملکرد تحصیلی فرد تأثیر میگذارد و به همین ترتیب عملکرد تحصیلی بر خودپندارهی تحصیلی تأثیر میگذارد. این مدل ترکیبی از دو مدل افزایش خود و رشد مهارت است. در اولین مورد خودپندارهی تحصیلی، علت پیشرفت تحصیلی است و در دومین مورد، رشد مهارت پیشرفت تحصیلی، تعیینکنندهی اساسی خودپندارهی تحصیلی میباشد (مارش و سیشیق،1997؛ به نقل از پوراصغر، 1383: 34). حیطههای خودپندارهی غیر تحصیلی نیز به سطوح اجتماعی، عاطفی (احساسی) و بدنی تقسیم میگردد. از بین این ابعاد، خودپندارهی بدنی یا تصویر بدنی عبارت است از کلیه برداشتهایی که شخص از خود داشته و تصوراتی که دیگران نسبت به او دارند. این نوع خودپنداره شامل آگاهی و درک فرد از خود در دو بخش شکل یا ظاهر بدنی و تواناییهای جسمانی میباشد. در واقع تصویر ذهنی فرد از بدن یا اندام خود که بر عملکرد و رفتار او تأثیرگذار است خودپندارهی جسمی نامیده میشود. این نوع خودپنداره، ظاهرا یکی از بخشهای بسیار مهم خودپنداره است (برانت، 2008). تصوری که فرد از وضعیت بدنی خود دارد ممکن است به اشکال مختلف دستخوش تغییر یا تحول شود. در زمینهی خودپندارهی بدنی و واژههای مترادف با آن تعاریف متعددی وجود دارد. برای مثال از نظر اسمیت، هر شخص یک تصویر ذهنی از خودش دارد که اصلیترین عنصر سازندهی شخصیت اوست. از نظر نولیس، تصویر بدنی در برگیرندهی احساس، رفتار و ارزشهای فرد نسبت به خود است. فعالیت بدنی منظم در توسعهی خودپندارهی مثبت و افزایش اعتماد به نفس مؤثر است و موجب احساس شایستگی، خویشتنداری، استقلال و قاطعیت میشود. خودپندارهی بدنی همچنین، ادراک فرد از خود است که از طریق تجربه و تفسیر او از محیط در ارتباط با بدنش صورت میگیرد. خودپندارهی بدنی، هم از طریق ارتباطات اجتماعی و هم از طریق تجربهی مستقیم فرد از وضعیت بدنی و اندام خود حاصل میشود. در روابط اجتماعی، آنچه ایدهآل است به صورت رفتارهایی مشهود و غیر مشهود دیده میشود و سپس معیاری برای مقایسهی وضعیت واقعی فرد با آنها میشود. به دنبال چنین مقایسهای است که فرد از بدن خود احساس رضایت یا نارضایتی میکند (کارن و جری، 2008). روانشناسان اجتماعی مانند شییر و کارور (1983) به دو نوع خودآگاهی یا خودپنداره اشاره میکنند.
خودآگاهی خصوصی: “به معنی آگاهی از ابعاد درونی مانند احساسها، باورها، خلقها و عواطف.
خودآگاهی عمومی یا مردمی: یعنی آگاهی از تصویری که به دیگران ارائه میدهیم و در نهایت خودمان نیز آن را باور میکنیم” (به نقل از لاندیکولم، 2006).
2-2-4-8- تفاوتهای جنسی در تصویر بدنی
به طور کلی زنان در مقایسه با مردان، از بدن خود احساس نارضایتی بیشتری دارند. تفاوتهای جنسیتی پیرامون تصویر بدنی در حدود سن 8 و 10 سالگی با نارضایتی بدنی، به ویژه در دختران برای تشخیص اضافه وزن، شروع میشود. به طور کلی افراد به ویژه زنان، بیشتر نارضایتی جسمی از خود را به چاق شدن در اندامهایی از قبیل شکم، دور کمر و لگن نسبت میدهند. در مطالعهی فالون و رزین (1985) تفاوت جنسیتی در رضایت از وزن بررسی شد. وقتی افراد با یک تصویر نقاشی شده از هر جنس مواجه شدند، مردها تصویری از خود را انتخاب کردند که با تصویر آرمانی (ایدهآل) انتخابی بسیار شباهت داشت. تصویر فعلی و تصویری که فکر میکردند برای زنان جذابتر بود نیز به هم نزدیک بود. در مقابل زنها، تصویر زن چاقتر را به عنوان تصویر فعلی خود انتخاب کردند و تصویر لاغرتر را به عنوان تصویر ایدهآل خود برگزیدند. علاوه بر این، تصویر زنی که به نظر زنان برای مردان جذابتر بود، لاغرتر از تصویری بود که مردها واقعا ترجیح میدادند. در حالیکه در مورد مردان عکس این موضوع درست بود (استگ، بانک و گاتر، 1965؛ ترجمهی مرتضی امیدیان و محمد حسن انوری تفتی، 1390: 413-412).
2-2-4-9- عناصر خودپنداره

مطلب مرتبط :   منابع مقاله درباره قانون مدنی ایران

Close Menu