منبع تحقیق درباره 
حمایت اجتماعی

منبع تحقیق درباره حمایت اجتماعی

دانلود پایان نامه

روانی را باعث می‎شوند (روش، وینر، 2001).به منظور حل تعارض‎های موجود در یافته‎های مربوط به مقابله – سلامت پژوهشگران تاثیر متغیرهای موقعیتی و تفاوت‎های فردی را بررسی کرده‎اند بعضی یافته‎ها نشان داده‎اند که مقابله مسأله محور درموقعیت‎های کنترل پذیر نشانه‎های بیماری را کاهش می‎دهد در حالی که مقابله هیجان محور در موقعیت‎های کنترل ناپذیر نشانه‎های بیماری را کاهش می‎دهد(ویتالیانو، دی ولف، مایورو، روسو، کاتون، 1990).

2-2-3 – تدابیر و منابع مقابله ای
تدابیر مقابله‎ای افکار و رفتارهایی هستند که پس از روبه رو شدن فرد با رویداد استرس زا به کار گرفته می‎شوند در حالی که منابع مقابله‎ای ویژگی‎های خود شخص هستند که قبل از وقوع استرس وجود دارند، مانند برخورداری از عزت نفس، احساس تسلط بر موقعیت، سبک‎های شناختی، منبع کنترل، خوداثربخشی و توانایی حل مسئله. از جمله امور مهم در این رابطه ارزیابی فرد از توانایی‎های خودش برای رویارویی با مسئله است. این ارزیابی‎ها ممکن است مطابق با واقعیت و توانایی‎های واقعی فرد باشد و یا مطابق با واقعیت و توانایی‎های او نباشد، ولی هر چه هست برداشت‎های فرد از توانایی‎ها و قابلیت هایش تعیین کننده اصلی برای مقابله با دشواری‎ها می‎باشد. اگر فرد احساس ناتوانی بکند با وجود همه مهارت هایی که آموخته نخواهد توانست از عهده مشکل برآید. ارزیابی افراد از توانایی خود برای رویارویی با مسائل طی سه مرحله شکل می‎گیرد که در شکل دادن به رفتارهای مقابله‎ای خیلی مؤثر است:
در این مرحله فرد به ارزیابی موقعیت پیش بینی کننده استرس و تهدید می‎پردازد. مثلاً شخص این سئوال را از خود می‎پرسد که آیا موقعیت تهدیدکننده است یا خیر؟
در این مرحله فرد به ارزیابی توانایی خود جهت انجام دادن کاری در ارتباط با موقعیت استرس زا می‎پردازد، در این باره فرد از خود می‎پرسد برای حل مسئله پیش آمده چه می‎توان کرد؟
در مرحله سوم فرد به ارزیابی مجدد موقعیت می‎پردازد که آیا قضاوت او از موقعیت یا منابع موجود برای رویارویی درست بوده است یا نه. او رفتارهای خود را بر این اساس تعدیل و بازسازی می‎کند(ریو، بی تا، ترجمه سیدمحمدی، 1386).
2-2-4 -انواع مقابله

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

سبکهای مقابله‎ای چه فعال یا غیر فعال، شامل مجموعه تلاش هایی است که افراد برای پرهیز از عوامل تهدید کننده سلامت در پیش می‎گیرند، اما همیشه به کارگیری هر سبک مقابله‎ای با کاهش استرس همراه نیست و گاهی موجب افزایش آن نیز می‎شود. به طور کلی در برخورد با وضعیت‎های استرس زا دو نوع مقابله از طرف افراد به کار گرفته می‎شود:
مقابله‎های کارآمد: آنچه تحت عنوان مهارت‎های مقابله‎ای مطرح می‎شود همان روش‎های برخورد با مسائل است که از طرف فرد به طور آگاهانه طراحی و به اجرا درمی آید و نتیجه آن حل مسئله و یا افزایش ظرفیت روانشناختی فرد برای از سرگذراندن موفقیت آمیز شرایط بحرانی و دور ماندن از آسیب‎های ناشی از بحران‎های روحی پیش آمده است.
مقابله‎های ناکارآمد: مقابله‎های ناکارآمد نیز تلاش هایی هستند که گرچه برای مقابله با شرایط دشوار به کار گرفته می‎شوند ولی نوعاً به بدتر شدن اوضاع و پیچیده‎تر شدن وضعیت منجر می‎شوند، لذا نمی توان این دسته مقابله‎ها را مهارت تعبیر کرد. مثلاً فردی که برای کاستن از استرس به مواد مخدر روی می‎آورد، گرچه نوعی مقابله با استرس و هیجان منفی در کوتاه مدت به وقوع می‎پیوندد ولی باید هزینه این لذت‎های کوتاه مدت را به صورت تحمل اعتیاد و عوارض شوم آن بپردازد(پاری، 1991، ترجمه مقدسی، 1385).
مقابله های کار آمد عبارتند از : مقابله‎های مؤثر و کارآمد که افراد را در برابر استرس‎ها و شرایط دشوار یاری می‎دهند به دو دسته تقسیم می‎شوند:
الف) مقابله متمرکز بر مسئله: مقابله‎های متمرکز بر مسئله، عبارت از عملکرد‎های مستقیم فکری و رفتاری فرد می‎باشد که به منظور تغییر و اصلاح شرایط تهدید کننده محیطی انجام می‎شود. به بیان دیگر مقابله متمرکز بر مسئله به تلاش‎های فرد برای تغییر وضعیت و گلاویزی مستقیم با مشکل مربوط می‎شود. هیچ کس بدون کوشش نمی تواند به چیزی دست یابد. تصمیم گیری در مورد این که فرد هنگام استرس چه کار باید بکند نیازمند به قضاوت خود او است، که این قضاوت‎ها متأسفانه به وسیله هیجانات منفی که در اثر تجارب منفی گذشته به وجود آمده‎اند تحت تأثیر قرار می‎گیرند. مثلاً فردی که بحران زده است اگر در گذشته به ندرت تجربه‎ای موفقیت آمیز در تأثیر گذاردن بر دنیا برای تغییر اوضاع داشته و علاوه بر آن افسردگی در او تولید ناامیدی کرده باشد احتمالاً حتی با وجود کارهای فراوانی که می‎تواند برای اصلاح وضعیت خود انجام بدهد در صدد مقابله با مسئله برنمی آید. این افراد به جای این که خود را بازیگر نقش اصلی در زندگی بدانند خود را قربانی اعمال، رفتار و تلقینات دیگران می‎دانند. ناباوری نسبت به کارایی خود مانع بزرگی برای حل مسئله است، چون در این حالت فرد کمترین تلاشی برای حل مسئله انجام نمی دهد( ریو، بی تا، ترجمه سیدمحمدی، 1386). در پژوهشی که والینگ و مارتینک(1995، به نقل از ریو، بی تا؛ ترجمه سیدمحمدی، 1386)،انجام داده‎اند نتیجه گرفتند افرادی که دچار استیصال می‎شوند در فعالیت‎های بدنی و تحصیلی خود کنترل کمتری بر موقعیت دارند. آنها اضافه کردند دانش آموزانی که احساس می‎کنند بر موقعیت تسلط دارند می‎توانند پیامدهای عملکرد خودشان را نیز کنترل کنند و در برابر فعالیت هایی که یادگیری آنها مشکل است از روش‎های حل مسئله استفاده می‎کنند

بر اساس بررسی‎های انجام گرفته روش‎های مقابله‎ای متمرکز بر مسئله در موقعیت‎های قابل کنترل مؤثرتر هستند. در صورتی که برای موقعیت‎های غیرقابل کنترل (مرگ یکی از عزیزان) عمدتاً مقابله متمرکز بر هیجان مناسب‎تر است. در مقابله متمرکز بر مسئله افراد تدابیری را به کار می‎گیرند که به چند مورد از این تدابیر می‎توان اشاره نمود:
مقابله فعال: فرآیندی است که شخص در طی آن به طور فعالانه برای تغییر منبع فشار روانی تلاش می‎کند.
مقابله مبتنی بر برنامه ریزی: در این نوع مقابله فرد برای کنترل و حل مشکل با تکیه بر فکر و اندیشه خود به ارزیابی راه حل‎های مختلف می‎پردازد و بعد از آن با انتخاب بهترین شیوه به حل مسئله اقدام می‎کند.
مقابله بردبارانه: عبارت است از خویشتنداری و اجتناب از فعالیت‎های ناپخته‎ای که منجر به پیچیده‎تر شدن مسئله و ایجاد اخلال در روند حل مسئله می‎شود.
مقابله جستجوی حمایت اجتماعی کارآمد: هنگامی که فرد خود را برای حل مسئله ناتوان می‎بیند به راحتی از کمک‎های یاورانه افراد دیگر استفاده می‎کند، این کمک به تناسب نیاز و نوع مشکل می‎تواند کسب اطلاعات از طریق خدمات راهنمایی، مشاوره و جذب امکانات مادی یا معنوی از دیگران باشد(پاری، 1991، ترجمه مقدسی، 1385).
ب) مقابله متمرکز بر هیجان: این مقابله شامل کلیه فعالیت‎ها یا افکاری می‎شود که فرد به منظور کنترل و بهبود احساسات نامطلوب ناشی از شرایط فشارزا به کار می‎گیرد، این مقابله‎ها عبارتند از:
مقابله مبتنی بر جستجوی حمایت عاطفی: تلاش‎های فرد برای به دست آوردن حمایت اخلاقی، همدلی، همدردی و جو تفاهم و احساس درک شدن توسط دیگران را شامل می‎شود. حمایت اجتماعی ، یک مفهوم چند وجهی است که شامل تعدادی از روابط با دیگران و همچنین کیفیت آن روابط است(بنتلی، ادویسور، 2008). حمایت اجتماعی در سرطان سینه بسیار مهم است یک زن به خانواده، دوستان، جامعه، ایمان و تیم پزشکی متکی به ارائه خدمات برای مقابله با بیماری نیاز دارد(ماهون، 2007). یبماران مبتلا به سرطان سینه که به طور موفقیت آمیزی با مسائل ناشی از بیماری مقابله کرده‎اند کسانی هستند که ارتباطات فامیلی نزدیک داشته و از منبع حمایتی چندگانه برخوردار می‎باشند و از نظر مشکلات عاطفی نیز در معرض خطر کمتری قرار داشته اند(طالقانی، 1384).
مقابله مبتنی بر تفسیر مجدد مثبت: ارزیابی مثبت از حوادث و موقعیت‎ها که مبتنی بر نگرش خوشبینانه به رویدادهای زندگی است، این مقابله بیشتر برای اداره و کنترل عواطف و آشفتگی روان به کار می‎رود تا مربوط به منبع استرس باشد. اشخاص خوش بین و خویشتن پذیر دارای عزت نفس بالایی هستند از مهارت هایی مقابله‎ای کارآمد استفاده می‎کنند در حالیکه افراد روان رنجور از مقابله‎های اجتنابی و هیجان مدار (انکار، حمایت اجتماعی)استفاده می‎کنند. گاهی اوقات زنان تشخیص سرطان سینه را به دیده مثبت می‎نگرند و این به آنها کمک می‎کند که به ارزیابی مجدد زندگی خود و ایجاد اولویت‎های جدید بپردازند هر چند معمولا در زمان تشخیص درک آن برای زنان پر تنش و چالش‎ها و آسیب به ارمغان بیاورد(ماهون، 2007). همچنین شواهد نشان می‎دهد که صفات شخصیتی مثل خوش بینی بر روی پاسخ‎های مقابله‎ای و درنتیجه سازگاری روان شناختی با بیماری تاثیر دارند. افراد خوش بین با کاربرد روش مقابله‎ای مشکل گشایی، بازنگری مثبت و پذیرش واقعیت با بدبیاری‎ها مقابله می‎کنند(ریتا ال و همکاران، بی تا، ترجمه براهنی و همکاران، 1384). در واقع، امید به عنوان یک عنصر اصلی در بین بیماران سرطانی جهت مقابله، کنترل بیماری و تطابق روان شناختی با بیماری محسوب می‎شود(ولون، 2006) و بهترین سبکهای مقابله‎ای برای بیماران مبتلا به سرطان سینه که بیش از 5 سال زنده هستند مواجه خوشبینانه و حمایت است (هالستد، فرنسلر، 1994 ).
مقابله مبتنی بر مذهب: در این مقابله فرد برای رهایی از ناراحتی‎های خود به انجام اعمال مذهبی مثل دعا و نیایش، توکل و توسل به خداوند روی می‎آورد.یافته‎های یک پژوهش نشان داد که زنان آمریکایی آسیایی تبار مبتلا به سرطان سینه باور داشتند که بیماری آنان دست خداست و در نزد آنان جنبه‎های مذهبی در رهایی از بیماری، مهم‎تر از دریافت خدمات بهداشتی بود(آشینگ، پدیلا، تجرو، کاگاوا- سینگر، 2003). یکی ازجنبه‎های مهم در مقابله با سرطان سینه در زنان ایرانی بهره گیری از رویکرد مذهبی بوده است که از ابعاد مهم مقابله با بیماری می‎باشد راهکارهای دارای ریشه مذهبی قوی از روش‎های فعالی هستند که به بیماران کمک می‎نمایند تا اندیشه خود را پالایش نموده بر روی مشکل و تصمیم گیری درباره آن تمرکز کنند (اسپیلکا، اسپنگلر، نلسون، 1991، کورتس، وایتوکورتس، 1993، هالستد، فرنسلر، 1994، پوتس، 1996، فهر، مالی1999، گال، کورن بلات، 2002، کولور، آرنا، آنتونی، کارور، 2002، لام، فیلدینگ، 2003، هندرسون، گوری، دویس، سوندن، 2003، آشینگ وهمکاران، 2003، ).
مقابله مبتنی بر پذیرش: عبارت از یک پاسخ مقابله‎ای کنشی است که در آن شخص واقعیت شرایط فشارزا را می‎پذیرد. این امر در شرایطی که منبع فشار قابل تغییر نیست (فوت یکی از عزیزان) مهم و مؤثر است(ریو، بی تا، ترجمه سیدمحمدی، 1386).
مقابله های نا کارآمد عبارتند از: مجموعه‎ای از شیوه‎های مقابله‎ای را دربرمی گیرد که اگر چه برای تغییر منبع فشارها و بهبود احساسات ناشی از موقعیت فشارزا به کار گرفته می‎شوند ولی متأسفانه این شیوه وضع را بدتر می‎کنند و لذا نمی توان از این عوامل مقابله‎ای به مهارت مقابله‎ای تعبیر نمود، این مقابله‎ها عبارتند از:
پرداختن به احساسات دردناک از طریق تفکر آرزومندانه: این مقابله شیوه‎ای برای خنثی کردن آنچه اتفاق افتاده می‎باشد. این افکار نوعاً با عبارتی از قبیل: اگر فقط… یا‎ای کاش حقیقت نداشته باشد که…، شروع می‎شود. گاهی اوقات این افکار به شکل آنچه باید اتفاق می‎افتاد، اگر فقط…، یک روش مقابله‎ای مسکن برای طفره رفتن موقتی از رنج ناشی از حقیقت است، زیان این حالت آن است که هیچ مقدار از آرزوها جای حقایق را نخواهد گرفت و دیر یا زود واقعیت چهره خود را نمایان خواهد کرد. در این حالت زمان و فرصتی که می‎توانست برای یافتن راه‎های جدید مواجهه با واقعیت و مشکل اتفاق افتاده مورد استفاده قرار بگیرد به هدر می‎رود(پاری، 1991، ترجمه مقدسی، 1385).
استفاده از دارو برای فرار از رنج: گاهی اوقات افراد برای رهایی از رنج ناشی از استرس‎ها و بحران‎ها از داروهایی مانند الکل، نیکوتین، تریاک، هروئین و مسکن‎های خواب آور و ضد افسردگی بدون تجویز پزشک استفاده می‎کند. استفاده از این داروها و داروهایی که اخیراً به این عوامل افزوده شده و با نام‎های مختلف به بازار وارد می‎شود مانند اکستازی خطرات زیادی را به همراه می‎آورد و ضمن مشکل‎تر کردن روند بازسازی روانی اکثراً خود منبع جدیدی برای افزایش رنج برای فرد استفاده کننده می‎شوند، مثلاً الکل موجب از دست رفتن نیروی مهار درونی یا خویشتنداری می‎شود و فرد به هنگام خشم به خشونت روی می‎آورد. استفاده نادرست از مواد بر فرایندهای ذهنی فرد هم که قبلاً توسط استرس و هیجان شدید بی کفایت شده است به طور جانبی اثر می‎گذارد و توانایی هایی مانند قضاوت، برنامه ریزی، استدلال و تمرکز که برای حل مشکل لازم است آسیب مضاعف می‎بیند(پاری، 1991، ترجمه مقدسی، 1385).
تفکر منفی: در این حالت فرد به طور غیر واقع گرایانه‎ای به موارد منفی مشکل تأکید کرده و مشکلات را بیشتر از آنچه هست و به صورت غیرقابل حل ارزیابی می‎کند.
رفتارهای تکانشی: به شیوه خاصی از مقابله اطلاق می‎شود که طی آن فرد بدون فکر، اندیشه و ارزیابی درست از آنچه رخ داده و یا رخ خواهد داد فوراً دست به اقدام و عمل می‎زند و نوعاً منجر به بدتر شدن وضعیت می‎شود.
عدم درگیری ذهنی و رفتاری: در این مقابله فرد با انجام رفتارهای متنوع و با رفتارهای مختلف خود را مشغول می‎کند و به این وسیله سعی می‎کند به مسئله فکر نکند، مثلاً سرگرم شدن با یک فرد دیگر، پناه بردن به رویاهای روزانه، فرار از مسئله به صورت خوابیدن و یا تماشای تلویزیون و دیدن فیلم(پاری، 1991، ترجمه مقدسی، 1385).
مقابله به صورت انکار: در این مقابله فرد به گونه‎ای برخورد می‎کند که انگار مسئله‎ای روی نداده است. انکار واقعیت رخ داده و حادثه پیش آمده بر وخامت مسئله می‎افزاید و مانع مقابله مؤثر بعدی می‎شود. گرایش به سمت انکار یکی از عوامل مهم خطر برای سرطان است(مورلی، 1997).انکار یک مکانیسم مقابله‎ای است که در زمان حضور بیماری و تشخیص پزشکی وجود دارد و به طور معمول بعد از اولین مرحله بعد از اولین مرحله از یک شوک فعال شده و معمولا پس از زمان کوتاه ناپدید می‎شود (کریتلر، 1999، گریر، 1992). انکار ممکن است اثر مطلوب داشته باشد پس از تشخیص به دلیل اینکه استرس را کاهش می‎دهد ولی برخی اثرات منفی در انکار وجود دارد به عنوان مثال برای درمان شدن (تاخیر در رفتن به دکتر، نشان ندادن پی گیری، عدم رعایت). علاوه براین ممکن است تاثیر منفی برروابط بین فردی، تشکیل افسردگی و حتی اختلال در سیستم ایمنی وارد کند (کریتلر، 1999).
موریس، گریر، پتینگل، واتسون، (1981) در مطالعه خود مشاهده کردند که

مطلب مرتبط :   منابع تحقیق درمورد عوامل مؤثر بر تعهد سازمانی

دیدگاهتان را بنویسید

بستن منو