منبع تحقیق درباره 
بیماران سرطانی

منبع تحقیق درباره بیماران سرطانی

دانلود پایان نامه

جسمانی، روانی و اجتماعی مردم را ارتقاء دهند (ریبریو، 2004).

2-5-4- کیفیت زندگی و بیماری ها
در بیماران مبتلا به سرطان، بلافاصله بعد از تشخیص بیماری ممکن است اضطراب و دیگر اختلالات خلقی در فرد بوجود بیاید که این علائم با گذشت زمان و در پاسخ به تشخیص، عود، بهبود بیماری دستخوش تغییر می‎شوند (اپلباوم و همکاران، 2011). در چندین مطالعه مشکلات وخیم اضطراب و افسردگی در بیماران جسمی، اختصاصا در مبتلایان به سرطان ارزیابی شده است این مشکلات نه تنها بر وضعیت روان شناختی خانواده، بلکه بر کیفیت زندگی بیمار، نرخ اقدام به خودکشی، خودکشی موفق، طولانی شدن بستری و حتی طول بیماری تاثیر می‎گذارند(استارک و همکاران، 2002، پالمن، فیسچ، 2005، هریسون، هادس، ماگویر، 1995، آکچی و همکاران، 2000). حسن پور و آذری(2006) در مطالعه خود بر روی 200 بیمار مبتلا به انواع سرطان، 34% بیماران تحت بررسی کیفیت زندگی مطلوبی نداشتند درحالیکه 66% در صد دیگر کیفیت زندگی مطلوبی را دارا بودند.
سرطان سینه اثر بالقوه ایی بر کیفیت زندگی می‎گذارد(اسلی، جیک، سینتیا، 2008). بازماندگان سرطان سینه به طور قابل توجهی گزارش سطوح پایین‎تر کیفیت زندگی را از بازماندگانی که سرطان ندارند می‎دهند(باکر، دینستون، هافر، 2009،، باکر، هافر، دینسون، 2003). مشکلات و نیازهای بیماران همچنین وضعیت تاهل به عنوان یک عامل هم در کیفیت زندگی عمومی و هم در تمام ابعاد آن تاثیر دارد (کوی و همکاران، 2004، گونر و همکاران، 2006، لام و فیلدینگ، 2007، اسپاگنولا و همکاران، 2003، وانگ، کوزبی، هریس، لیو، 1999 ). مطالعات تغییر قابل توجهی را در بسیاری از ابعاد کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان سینه از جمله در ابعاد جسمی و روانی(لی، کو، داو، پای، 2001، لو وهمکاران، 2007)، اجتماعی و حوزه‎های احساسی و معنوی نشان می‎دهند (منینگ والش، 2005)در مطالعات دیگری نیز نشان داده شده که تقریبا نیمی از بیماران تحت بررسی کیفیت زندگی مطلوبی نداشتند. البته در این زمینه ویژگی‎های شخصیتی مانند خوش بینی نیز به کیفیت زندگی بعد از درمان کمک می‎کند(هافمن، رابرت، لنت، تریشا، راکوی بوکدن، 2013). چرا که بنا بر تحقیقات صورت گرفته، سرطان اثر منفی بر کیفیت زندگی و ابعاد آن دارد(صفاری، محمدی زیدی، پاک پورحاجی آقا، 1391).
تحقیقات دیگری بر این امر متمرکز شده‎اند که بین مدت زمان تشخیص سرطان سینه و کیفیت زندگی عمومی و همه ابعاد آن رابطه وجود دارد. حتی نتایج بررسی‎ها نشان داده، در مقایسه با زنان بدون سرطان سینه، زنان تازه تشخیص داده شده به سرطان سینه نمرات پایین تری را در کیفیت زندگی کسب می‎کنند(ماهون، 2007). کیفیت کلی زندگی و ابعاد آن (سلامت روانی و سلامت عمومی) بیشتر تحت تاثیر سن بوده و بیماران جوانتر را بیشتر تحت تاثیر قرار می‎دهد(آویس، کراوفورد، مانوئل، 2005). خستگی مرتبط با سرطان یکی از شایع‎ترین تجارب آشفته ساز بیماران سرطانی است تخمین زده می‎شود که 60 تا 90% بیماران سرطانی خستگی را تجربه می‎کنند و مهم‎تر آنکه خستگی با فعالیت روزانه تداخل پیدا می‎کند و اثر منفی بزرگی برکیفیت زندگی بیمار دارد (وگلرنگ و همکاران، 1997به نقل ازرحیمیان بوگر، 1388). تمایلات جنسی می‎تواند مرکزی برای سلامت روانی و کیفیت زندگی باشد (سازمان بهداشت جهانی سازمان کیفیت زندگی و بهداشت جهانی، 1995). مشکلات عملکرد جنسی نیز یکی از اثرات روانی اجتماعی سرطان است برآوردهای مشکلات عملکرد جنسی بسته به نوع سرطان متفاوت است اما به نظر می‎رسد در همه وضعیت‎های سرطانی رایج باشد(اندرسون، اندرسون، دپروس، 1989). خود درمان سرطان سهم زیادی در بوجود آوردن اختلالات کارکرد جنسی بیمار دارد(رحیمیان بوگر، 1388).طبق پژوهش‎ها اختلالات کارکرد جنسی یک تا دو سال بعد از درمان ادامه می‎یابد که نشان دهنده اثری بزرگ بر کیفیت زندگی بیمار است (مارکز وهمکاران، 1997، به نقل از رحیمیان بوگر، 1388).

 

مطلب مرتبط :   منبع تحقیق درمورد نظریه یادگیری اجتماعی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

زنان شاغل مبتلا به سرطان سینه چالش‎های بسیاری برای بازگشت به کار در طول دوره بهبود دارند(ماونسل، بریسن، دوبویس، لوزیر، فراسر، 1999).آنها با مسائل متعددی دربازگشت به کار مواجه می‎شوند مانند از دست دادن شغل، تنزل رتبه و تغییر ناخواسته در کار(الیزابت، بریسن، دوبویس، لوزیر، فراسر، 1999). مسائل متعدد بازگشت به کار می‎تواند یک مسئله یا مشکل شغلی باشد و تاثیر زیان آور بر کیفیت زندگی و بر کار قبلی نجات یافتگان از سرطان سینه داشته باشد(فولان، سیو، تین تین، ویدابل ولو، لی، 2012).
پس از بررسی مفاهیم، تعاریف و ابعاد هر یک از متغیرهای پژوهش در بخش بعدی به مرور پژوهش‎های انجام شده در دو بخش داخلی و خارجی پرداخته می‎شود.
2-6 – مرور پیشینه پژوهش‎های انجام شده
2-6-1 – پیشینه پژوهش‎های انجام شده در داخل کشور
فرهادی، موحدی و موحدی (1393) در پژوهشی با عنوان ” اثربخشی روان درمانی گروهی امید محور بر بهبود ابعاد کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در بیماران مبتلا به سرطان” دریافتند که آموزش روان درمانی گروهی امید محور موجب بهبود ابعاد کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در گروه می شود.
محمدی آریا و همکاران (1393) در مطالعه خود با عنوان “تاثیر آموزش گروهی روش‎های مقابله با استرس بر میزان امیدواری و کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان سینه” بیان کردند که آموزش گروهی روش‎های مقابله با استرس بر میزان امیدواری و کیفیت زندگی مؤثر بوده است.
تقدسی و فهیمی فر در سال 1393 در مطالعه‎ای که بر روی کیفیت زندگی بیماران سرطانی داشتند عنوان کردند که درمان مرور زندگی با رویکرد معنوی باعث بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان میشود؛ بنابراین، درمان مذکور میتواند بهعنوان یک روش موثر جهت بهبود کیفیت زندگی این بیماران بهکار گرفته شود.
سیدرسولی و همکاران (1393) در مطالعه خود در رابطه با خودکارآمدی و سرطان بیان کردند بیمارانی که درک مثبتی از پیش آگهی بیماری خود داشتند، خودکارآمدی خود را بالا گزارش نمودند. همچنین، ارتباط مثبت و معنی داری بین درک از پیش آگهی با خودکارآمدی در بیماران شرکت کننده در مطالعه وجود داشت. بیمارانی که پیش آگهی بیماری خود را منفی می‎دانستند خودکارآمدی پایین تری داشتند.
مومنیان، رنگرزجدی، صنیعی ایرانی، ادیبی گرگانی و سروی (1393) در مطالعه‎ای که در رابطه با سرطان سینه انجام دادند، دریافتند خودکارآمدی در افرادی که خودآزمایی را انجام ندادند با افرادی که انجام دادند، اختلاف معنی داری دارد. در زمینه پیش بینی انجام خودآزمایی سینه نیز تنها حساسیت درک شده و خودکارآمدی در انجام خودآزمایی نقش داشت. یافته‎های این مطالعه نشان داد خودکارآمدی و حساسیت درک شده، مهم ترین پیش بینی کننده‎های انجام خودآزمایی سینه هستند. بنابراین می‎توان در برنامه‎های آموزشی با افزایش خودکارآمدی، مهارت آموزی و ایجاد احساس خطر بیشتر، میزان انجام خودآزمایی سینه را افزایش داد.
رنجبرنوشهری و همکاران (1392) در پژوهش خود با عنوان ” همبسته‎های روان شناختی سرطان: نگرانی، سبک زندگی، خودکارآمدی” بیان کردند که میانگین نمره نگرانی در گروه بیمار بالاتر از گروه سالم و همچنین میانگین نمرات متغیرهای سبک زندگی و خودکارآمدی در گروه سالم بالاتر از نمرات افراد گروه بیمار بوده است. نتایج این پژوهش نشان دادند، نگرانی، خودکارآمدی و سبک زندگی به عنوان متغیرهای روان شناختی نقش مهمی در سلامت جسمی و روانی افراد دارد.
هاشمیان و همکاران در سال 1392 در پژوهش خود در رابطه با بیماران سرطانی نشان دادند که بین جایگاه کنترل درونی سلامت با خودکارآمدی زنان در خصوص رفتار ماموگرافی همبستگی مثبت و معنی دار وجود دارد و با آزمون رگرسیون گام به گام، به ازای 1 واحد افزایش در متغیر مرکز کنترل درونی، افزایشی معنی دار به اندازه 547/0 در متغیر خودکارآمدی مشاهده گردید. نتیجه این که باور به مرکز درونی کنترل سلامت می‎تواند بر میزان خودکارآمدی زنان با سابقه فامیلی سرطان سینه جهت انجام ماموگرافی تاثیر گذار باشد.
شعاع کاظمی(1392) در پژوهش خود بیان کرد که رابطه مثبت و معنادار بین میزان دریافت حمایت اجتماعی خانواده و سبک‎های مقابله ای مساله مدار وجود دارد. نتیجه این که، در یک نتیجه گیری کلی می‎توان عنوان نمود که هر چه میزان حمایت خانواده نسبت به بیمار بیشتر باشد احتمال بهبودی و استفاده از شیوه مقابله مساله مدار نیز افزایش می‎یابد.
کلان فرمانفرما، جلیلی، ضاربان و شهرکی پور (1392) در رابطه با سرطان و خودکارآمدی در پژوهش خود عنوان کردند که بین آگاهی، منافع و موانع درک شده و خودکارآمدی با عملکرد افراد مورد مطالعه همبستگی مثبت و معنی داری وجود دارد. علاوه بر این بررسی تاثیر مطلق هر یک از متغیر‎ها نشان می‎دهد که خودکارآمدی بیشترین تاثیر را بر رفتار داشته است و این تاثیر معنی دار می‎باشد. این مطالعه نشان داد که آگاهی، منافع وموانع درک شده بیشترین پیشگویی کننده‎ها بوده و خودکارآمدی بیشترین تاثیر را داشته است. بنابراین طراحی و اجرای برنامه‎های آموزشی مناسب در جهت ارتقاء رفتارهای پیشگیرانه در این افراد با تاکید بیشتر بر سازه خودکارآمدی توصیه می‎گردد.
جنگی گوجه بیگ لو، نریمانی، جانی و پوراسماعیل در پژوهشی در سال 1392 تحت عنوان دخالت تفاوت‎های فردی در ویژگی‎های شخصیتی در عود بیماری‎های جسمی و عواقب روانی-دریافتند که هر دو سیستم بازداری و فعال ساز رفتاری قادر به پیش بینی کیفیت زندگی هستند و سیستم بازداری رفتاری قادر به تبیین سبک مقابله ای هیجانمدار و اجتنابی و سیستم فعالساز رفتاری قادر به تبیین سبک مقابله ای مسالهمدار میباشد. نتیجه این که، سیستمهای مغزی-رفتاری قادر به پیشبینی کیفیت زندگی و راهبردهای مقابلهای بیماران سرطانی میباشند.
صحرایی، نوروزی و طهماسبی (1392) در تحقیق خود به بررسی نقش خودکارآمدی با سرطان پرداختند. نتایج نشان داد که تنها 9/10% از زنان به طور منظم اقدام به انجام خودآزمایی می‎نمایند. سازه خودکارآمدی درک شده پیشگویی کننده قوی بود که به صورت مستقیم با رفتار خودآزمایی سینه در ارتباط بود. متغیر آگاهی به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر رفتار خودآزمایی تاثیر می‎گذاشت و محور کنترل سلامت پیشگویی کننده رفتار خودآزمایی سینه نبود. با توجه به نتایج مطالعه توصیه می‎شود جهت ارتقای رفتار خودآزمایی سینه، افزایش خودکارآمدی به ویژه برای زنان جوان مد نظر قرار گرفته و آگاهی در مورد سرطان نیز افزایش داده شود.
بهزادی پور و همکاران(1392) در مطالعه خود در رابطه با راهبردهای مقابله‎ای در زنان مبتلا به سرطان سینه بیان کردند که بهبودی و تفاوت معنیدارگروه آزمایش در تمامی ابعاد مقیاسهای کیفیت زندگی و راهبردهای مقابله در مقایسه با گروه گواه بود. پیگیری بعد از 2 ماه، نتایج بهدست آمده دردو گروه را تایید کرد. در پایان نتیجهگیری میشود که مداخله شناختی رفتاری مدیریت استرس باعث بهبود کیفیت زندگی و راهبردهای مقابلهای بیماران دچار سرطان سینه میشود.

ترخان(1392) در بررسی خود در رابطه با استرس در زنان مبتلا به سرطان سینه بیان کرد که ابراز وجود 80/24%، مقابله هیجان مدار 52/15% و مقابله مسئله مدار 38/9% از واریانس مشترک (R2) استرس ادراک شده را تبیین نمودند. این مطالعه نشان داد، ابراز وجود پایین، مقابله هیجان مدار بالا و مقابله مسئله مدار پایین به ترتیب در میزان استرس ادراک شده زنان در معرض خطر ابتلا به سرطان سینه نقش اساسی و تعیین کننده دارند در این خصوص وی آموزش مهارت‎های مقابله‎ای را مناسب دانستند.
نقی پور، زارع بهرام آبادی، تقی لو و حیدری(1391) طی مطالعه‎ای علی-مقایسه ای که به منظور مقایسه رضایت جنسی، تصور بدنی و کیفیت زندگی در میان سه گروه زنان مبتلا به سرطان سینه در دو گروه جراحی با ماستکتومی و جراحی حفظ سینه و زنان غیر مبتلا انجام شد. نتیجه گرفتند که بین سه گروه در متغیرهای رضایت جنسی و تصور بدنی تفاوت معناداری وجود نداشت، اما نتایج نشان داد بین سه گروه در متغیر کیفیت زندگی تفاوت معناداری وجود داشت. استفاده از آزمون شفه نشان داد که کیفیت زندگی زنان غیر مبتلا به صورت معناداری بیشتر از دو گروه دیگر بود.
شعاع کاظمی(1391) در مطالعه‎ای به بررسی مقایسه ای خودکارآمدی و میزان توانمندی زنان سالم و مبتلا به سرطان سینه پرداخت. نتایج نشان داد که بین دو گروه در احساس خود کارآمدی و میزان توانمندی تفاوت معناداری و رابطه مثبت وجود دارد. زنان مبتلا به سرطان در مقایسه با زنان سالم خودکارآمدی و توانمندی پایین تری داشتند. بدین صورت که بیماری می‎تواند روی خود کارآمدی و میزان توانمندی افراد تاثیر بگذارد.
نظرپور و خزایی(1391) در پژوهشی به بررسی رابطه ی تصویر بدن و سبک‎های مقابله‎ای با شدت دیسمنوره ی اولیه در دانشجویان پرداختند. نتایج نشان دادکه بین شدت دیسمنوره ی اولیه با تصویر بدن و سبک‎های مقابله ای(مسئله محوری و هیجان محوری) و تمام مولفه‎های تصویر بدن رابطه معنی دار وجود دارد و مولفه‎های تصویر بدن از توانایی پیش بینی شدت دیسمنوره برخوردارند. هم چنین از بین مولفه‎های سبک‎های مقابله‎ای، بین شدت دیسمنوره با مشکل گشایی برنامه ریزی شده، جستجوی حمایت اجتماعی، خویشتن داری، ارزیابی مجدد مسئله و مسئولیت پذیری رابطه ی معنی داری وجود داشته و مولفه ی مشکل گشایی برنامه ریزی شده از توانایی پیش بینی شدت دیسمنوره برخوردار است.
خوش کنش و ساردوئی در سال 1391 به بررسی رابطه دلزدگی زناشویی، تصویر بدنی و خودکارآمدی و عزت نفس دانشجویان متاهل دختر دانشگاه آزاد جیرفت پرداختند. نتایج بررسی شان نشان داد که بین تصویر بدنی و دلزدگی زناشویی، عزت نفس و دلزدگی زناشویی، خودکارآمدی و دلزدگی زناشویی رابطه مستقیم وجود دارد. بین خودکارآمدی و خودتوصیفی بدنی، خودکارآمدی و عزت نفس، عزت نفس و خودتوصیفی رابطه مستقیم وجود دارد.
رجب پور و توکلی زاده(1391) در بررسی خود تحت عنوان رابطه هوش هیجانی و سازگاری در افراد مبتلا به سرطان دریافتند که بین هوش هیجانی با سازگاری جسمانی و سازگاری عاطفی همبستگی معناداری وجود دارد. از میان ابعاد هوش هیجانی، بعد انطباق پذیری 43% از واریانس سازگاری جسمانی و دو بعد خلق و خوی و کنترل تنش روی هم رفته 63% از سازگاری عاطفی را پیش بینی می‎کند. همچنین تمامی مولفه‎های 15 گانه هوش هیجانی بجز مولفه ی همدلی با سازگاری جسمانی و سازگاری عاطفی همبستگی معناداری داشته که از این میان، بیشترین میزان همبستگی در سازگاری جسمانی مربوط به مولفه مسوولیت پذیری و در سازگاری عاطفی مربوط به مولفه عزت نفس بوده است. 
حمزه، بیرامی و هاشمی نصرت آبادی(1390) در پژوهش خود در زمینه بیماران سرطانی بیان کردند ، که دو گروه زنان سرطانی و سالم از نظر تجربه هیجانات

مطلب مرتبط :   پایان نامه -پروپوزال و سمینار- قسمت 47

دیدگاهتان را بنویسید

بستن منو