منبع تحقیق درباره 
باورهای خودکارآمدی

منبع تحقیق درباره باورهای خودکارآمدی

دانلود پایان نامه

بیماران جوان سرطانی نسبت به دیگران در رویارویی با استرس از سبک انکار استفاده می‎کردند. بانسون(1981) به بررسی اثرات عوامل استرس زا و روش‎های مقابله با آنها در بیش از 1500 زن که به علت احتمال وجود سرطان سینه به یک متخصص ارجاع داده شده بودند پرداخت در این بررسی مشاهده گردید زنانی که استرس زیادی را تجربه می‎نمایند ولی آن را انکار می‎کنند امکان زیادتری دارد که به عنوان مبتلا به سرطان سینه تشخیص داده شوند و زنانی که خشم و عصبانیت خود را به راحتی ابراز می‎نمایند، امکان کمتری دارد که به عنوان مبتلا به سرطان سینه تشخیص داده شوند. استفاده از انکار یا توجه برگردانی می‎تواند باعث شود که افراد جستجوی مراقبتهای بهداشتی در واکنش به علائم مختلف را به تأخیر اندازند، تلاش عمدی برای اجتناب از فکر کردن درباره رویدادهای منفی بسیار مشکل است و بنابراین مستلزم تلاش قابل ملاحظه‎ای است(پنی بیکر، 1989به نقل از صدوقی، تمنایی فر، 1388).محققان دریافتند افرادی که خطر مهلک سرطان را انکار می‎کردند در مقایسه با بیمارانی که مضامین بیماری را پذیرفته و ترس از مرگ داشتند اختلال خلقی کمتری را گزارش می‎کردند(واتسون، گریر، بلک، شراپنل، 1984). انکار خلق و خوی منفی را از بین نمی برد و ممکن است که کمک کند که یک زن افکار منفی و احساسات منفی را از خود دور کند و به پرورش احساس امید و پیامدهای بهداشتی مثبت باشد، انکار در قالب اجتناب از همه افکار در مورد اثرات مخرب ممکن است به نفع برخی از بیماران در زمان تشخیص باشد(لازاروس و فالکمن، 1985).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-3 – خودکارآمدی
2-3-1 – تعریف خودکارآمدی
خودکارآمدی از نظریه اجتماعی شناختیآلبرت بندورا، (1997) روان‌شناس مشهور، مشتق شده است که به باورها یا قضاوتهای فرد به تواناییهای خود در انجام وظایف و مسئولیتها اشاره دارد. نظریه اجتماعی شناختی مبتنی بر الگوی علّی سه جانبه رفتار، محیط و فرد است. این الگو به ارتباط متقابل بین رفتار، اثرات محیطی و عوامل فردی(عوامل شناختی، عاطفی و بیولوژیک) که به ادراک فرد برای توصیف کارکردهای روان شناختی اشاره دارد، تأکید می‎کند. بر اساس این نظریه، افراد در یک نظام علّیت سه جانبه بر انگیزش و رفتار خود اثر می‎گذارند. اثرات یک بعدی محیط بر رفتار فرد که یکی از فرضیه‎های مهم روان شناسان رفتار گرا بوده است، را این نظریه پرداز رد کرد و عنوان نمود انسانها دارای نوعی نظام خود کنترلی و نیروی خود تنظیمی هستند و توسط آن نظام برافکار، احساسات و رفتار‎های خود کنترل دارند و بر سرنوشت خود نقش تعیین کننده‌ای ایفا می‎کنند(بندورا، 1997).
بدین ترتیب رفتار انسان تنها در کنترل محیط نیست بلکه فرایندهای شناختی نقش مهمی در رفتار آدمی دارند. عملکرد و یادگیری انسان متاثر از گرایشهای شناختی، عاطفی و احساسات، انتظارات، باورها و ارزش هاست. انسان موجودی فعال است و بر رویدادهای زندگی خود اثر می‎گذارد. انسان تحت تاثیر عوامل روان شناختی است و به‌طور فعال در انگیزه‎ها و رفتار خود اثر دارد. براساس نظر «بندورا»، افراد نه توسط نیروهای درونی رانده می‎شوند، نه محرکهای محیطی آنها را به عمل سوق می‎دهند، بلکه کارکردهای روان شناختی، عملکرد، رفتار، محیط و محرکات آن را تعیین می‎کند(بندورا، 1997).
خودشناسی از طریق پردازش مهارتهای شناختی، انگیزشی و عاطفی که عهده دار انتقال دانش و تواناییها به رفتار ماهرانه هستند، فعال می‎شود. به‌طور خلاصه، خودکارآمدی به داشتن مهارت یا مهارتها مربوط نمی شود، بلکه داشتن باور به توانایی انجام کار در موقعیتهای مختلف اشاره دارد. باور کارآمدی عاملی مهم در نظام سازنده شایستگی انسان است. انجام وظایف توسط افراد مختلف با مهارتهای مشابه در موقعیتهای متفاوت به‌صورت ضعیف، متوسط و یا قوی و یا توسط یک فرد در شرایط متفاوت به تغییرات باورهای کارآمدی آنان وابسته است. مهارت‎ها می‎توانند به آسانی تحت تأثیر خودشکی یا خود تردیدی قرار گیرند، درنتیجه حتی افراد خیلی مستعد در شرایطی که باور ضعیفی نسبت به خود داشته باشند، از تواناییهای خود استفاده کمتری می‎کنند (بندورا 1997). به همین دلیل، احساس خودکارآمدی، افراد را قادر می‎سازد تا با بهره گرفتن از مهارتها در برخورد با موانع، کارهای فوق العاده ای انجام دهند(وایت 1982؛به نقل از عبدالهی، 2006).
عملکرد مؤثر هم به داشتن مهارتها و هم به باور در توانایی انجام آن مهارتها نیازمند است. اداره کردن موقعیتهای دایم التغییر، مبهم، غیرقابل پیش بینی و استرس زا مستلزم داشتن مهارتهای چندگانه است. مهارتهای قبلی برای پاسخ به تقاضای گوناگون موقعیتهای مختلف باید غالباً به شیوه‎های جدید، ساماندهی شوند. بنابراین، مبادلات با محیط تا حدودی تحت تأثیر قضاوتهای فرد در مورد تواناییهای خویش است. بدین معنی که افراد باور داشته باشند که در شرایط خاص، می‎توانند وظایف را انجام دهند. خودکارآمدی درک شده معیار داشتن مهارتهای شخصی نیست، بلکه بدین معنی است که فرد به این باور رسیده باشد که می‎تواند در شرایط مختلف با هر نوع مهارتی که داشته باشد، وظایف را به نحو احسن انجام دهد(سیف، 1386).
خودکارآمدی درک شده نقش تعیین کننده‎ای بر خود انگیزشی افراد دارد. زیرا باور خودکارآمدی بر گزینش اهداف چالش آور، میزان تلاش و کوشش در انجام وظایف، میزان استقامت و پشتکاری در رویارویی با مشکلات و میزان تحمل فشارها اثر می‎گذارد(لوک، لسام، 1990؛ بندورا، 2000).
باور خودکارآمدی از طریق بعضی تعیین کننده‎ها بر رفتار انسان نقش اساسی دارد برخی تعیین کننده‎ها به شرح ذیل می‎باشد:
1.انتخاب اهداف : افراد فعالیتها و موقعیتهایی می‎جویند که با شور وشوق به آنها گرایش دارندو احساس می‎کنند می‎توانند با آنها سازگار شوند و از پس آنها برآیند و از فعالیتها و موقعیتهایی که فکر می‎کنند توانایی مقابله کردن با آنها را ندارند و مقابله با آن، آنها را از پا در می‎آورداجتناب می‎کنند(بندورا 1997، 1989). فرد معمولا برای محافظت از خود در برابر از پای در آمدن توسط ضروریات وچالش‎ها برخی از موقعیت‎ها ترجیح می‎دهد از آنها اجتناب کند، که تردید در این مساله مؤثر است , تردید ضد خود کارآمدی است، وقتی تردید بر خودکارآمدی غلبه کند تصمیم اجتنابی به بار می‎آورد انتخابهای اجتنابی تأثیر بلند مدت، عمیق و زیان باری بررشد فرد دارند (بندورا، 1986). وقتی افراد به دلیل تردید نسبت به شایستگی خود از فعالیتی دوری می‎جویند به فرآیند تباه شدن خودشان کمک می‎کنند و این وضعیت اجتناب به تدریج دامنه فعالیتها و موفقیت افراد را محدود می‎کند(بندورا، 1982، بتز، هاکت، 1986، هاکت، 1985).
2.تلاش و استقامت:خودکارآمدی در میزان تلاش و استقامت، جدیت و پشتکار فرد در نیل به اهداف مورد انتظار در برخورد با موانع، اثر می‎گذارد. افراد خودکارآمد در مواجهه با رویدادهای دشوار، استقامت و پشتکار زیادی به خرج می‎دهند و از منابع مختلف فردی و محیطی بازخوردهای مثبت می‎گیرند که آن بازخوردها به نوبه خود به عنوان تقویت کننده یا قدرت دهنده به خودکارآمدی عمل می‎کنند. برعکس، افرادی که خودکارآمدی پایینی دارندو درکسب نتایج مورد انتظار تلاش نمی کنند، بازخوردهایی که نشانگر عدم توانمندی آنان در انجام وظایف است، دریافت می‎کنند(بندورا، 1997). هنگامی که افراد کاری را انجام می‎دهند خودکارآمدی بر مقدار تلاشی که به خرج می‎دهند ومدت زمانی که این تلاش را در صورت بروز نا ملایمات ادامه می‎دهند تاثیر می‎گذارد(بندورا، 1989). عقاید کارآیی قوی برای غلبه کردن بر بدبیاری‎ها و مشکلات تلاش‎های مقابله کردن را به بار می‎آورند(سالومن، 1984).

تردید باعث می‎شود افراد در صورت روبه رو شدن با موانع تلاش خود را کم کنند یا کلا دست از تلاش بردارند (بندورا، کرون، 1983، وینبرگر، گولد ، جکسون، 1979). احساس تردید نسبت به خودکارآمدی باعث می‎شودکه افراد در موقعیتهای مختلف به راه حلهای پیش پا افتاده رضایت دهند. خود کارآمدی در کمک کردن به تلاش و استقامت نقش مهمی دارند نه به این علت که از شکست و تردید جلوگیری می‎کند بلکه به بهبود سریع اطمینان از خود می‎انجامد (بندورا، 1986). بندورا (1989) اعلام می‎دارد که بهبود پذیری در صورت ضربه دیدن از شکست پی در پی است که برای ادامه دادن تلاش مستمر جهت عملکرد شایسته و پرورش مهارتها حمایت انگیزشی لازم را تامین می‎کند.
3.تفکر و تصمیم گیری : کسانی که خودکارآمدی بالایی دارند هنگام رویدادهای استرس زا از نظر تفکر تحلیلی کارآمد می‎مانند، اما افرادی که به توانایی‎های حل مسأله خودشان شک دارند به طور آشفته فکر می‎کنند(بندورا، وود، 1989؛ وود، بندورا، 1989). خودکارآمدی نیرومند به فرد توانایی می‎دهد که حتی در صورت رو به رو شدن با استرس موقعیتی و بن بست‎های حل مسأله تمرکز خود را بر تکلیف ادامه دهد. در مقابل افراد با خودکارآمدی پایین تفکر متمرکز با تکلیف ندارندبه طوری که توجه آنها بر نارساییهای خود و ضروریات طاقت فرسای تکلیف معطوف می‎شود به طور خلاصه تردید و خودکارآمدی پایین تفکر و تصمیم گیری فرد را در مدت عملکرد خراب می‎کند، در صورتی که خودکارآمدی بالا از تفکر و تصمیم گیری مطلوب محافظت می‎کند(ریو، بی تا، ترجمه سیدمحمدی، 1386).
4.هیجان پذیری : قبل از شروع عملکرد افراد درباره اینکه چگونه عمل خواهند کرد مدتی فکر می‎کنند افرادی که خودکارآمدی بالایی دارند به ضروریات و چالش‎های تکلیف توجه دارند و سناریوهای خوبی برای رفتارهای آینده پیش بینی می‎کنند و به چالش‎ها و بازخورد تکلیف با تلاش آکنده از شوق و شور، خوش بینی و علاقه واکنش نشان می‎دهند، اما کسانی که خودکارآمدی پایینی دارندبه نارساییهای شخصی توجه می‎کنند و تجسم می‎کنند که با موانع دشوار روبه رو شده‎اند وبه چالش‎ها و باز خورد با بد بینی، اضطراب و افسردگی واکنش نشان می‎دهند(بندورا، 1986). کسانی که خودکارآمدی بالایی دارند وقتی عملکرد شروع می‎شود و اوضاع رو به خطا می‎رود اضطراب را دفع می‎کنند، اما کسانی که خودکارآمدی پایینی دارند فورأ مرعوب مشکلات می‎شوند و با پریشانی به بد بیاری‎ها واکنش نشان می‎دهند و در می‎یابند که توجه آنها نارساییهای شخصی معطوف شده است. خودکارآمدی در تعیین اینکه پیشامدها و شرایط مختلف چقدر استرس و اضطراب برای افراد ایجاد می‎کند نقش مهمی دارد(تهدید) به جای اینکه ویژگی ثابت رویدادها باشد همیشه به رابطه فرد با تکلبف بستگی دارد (فالکمن و لازاروس، 1985، لازاروس و فالکمن، 1984، الف). آگاهی فرد از اینکه توانایی‎های مقابله کردن او نمی توانند از پس ضروریات یک رویداد برآیند، افکار فاجعه انگیختگی هیجانی و احساس ناراحتی و اضطراب را فرا می‎خواند (بندورا، 1983، بندورا، ریز، آدامز، 1982، بندورا، تایلور، ویلیامز، مفرد، بارچاس 1985، لازاروس، 1991). خودکارآمدی بالا ترس و اضطراب را از بین می‎برد پژوهشگران خودکارآمدی می‎گویند علت اساسی اضطراب پایین بودن خودکارآمدی است(بندورا، 1983، 1988). خودکارآمدی شیوه‎های رفتار کردن را پیش بینی می‎کند که می‎توان آن را عملکرد شخصی یا قدرتمندی شخصی نامید. قدرتمندی عبارتست از داشتن آگاهی، مهارت‎ها و عقایدی که به افراد امکان می‎دهند تا زندگی خود را کنترل کنند، وقتی خودکارآمدی بالا وجود دارد برای قدرتمندی شخصی شالوده انگیزشی تامین می‎کند..خودکارآمدی در جنس و سن تفاوت دارد. مردان به طور متوسط نمرات بالاتری از زنان می‎گیرند این تفاوت جنسیت در20 تا 30 سالگی به اوج می‎رسد و در سالهای بعدی افت می‎کند خود کارآمدی در هر دو جنس در طول دوران کودکی و جوانی افزایش می‎یابد در میانسالی به اوج میرسد و بعد از 60 سالگی افت می‎کند (گکاس، 1989، لاچمن، 1985).
5.انتخاب شغل و عملکردهای شغلی: تفاوتهای جنسیتی در خود کارآمدی می‎توانند برانتخاب شغل تاثیر بگذارند، مردان خود کارآمدی بالاتری نسبت به مشاغلی که به طور سنتی مردانه وزنانه محسوب می‎شوند دارند، در مقابل زنان برای نقشهایی که به اصطلاح زنانه هستند خودکارآمدی بالاتری دارند ولی برای مشاغلی که به طور سنتی مردانه هستند خودکارآمدی پایین تری دارند(شولتز، شولتز، بی تا، ترجمه سیدمحمدی، 1388).
سلامت جسمی وذهنی:خودکارآمدی بر چندین جنبه سلامت جسمی وذهنی تاثیر می‎گذارد(شولتز، شولتز، بی تا، ترجمه سیدمحمدی، 1388).
2-3-2 -ابعاد خودکارآمدی
مطابق گفته‎های بندورا (1997)باورهای خودکارآمدی دارای سه بعد می‎باشند واز نظر سطح، عمومیت ونیرومندی باهم تفاوت دارند وثابت شده است که این ابعاد نقش مهمی در اندازه‎گیری خودکارآمدی دارند:
سطح:اولین بعد باورهای خودکارآمدی سطح می‎باشد. کارآمدی یک فرد ممکن است در یک قلمرو در حد کارهای ساده، متوسط یاشامل سطوح سخت گردد. اگر هیچ مانعی وجود نداشته باشد، انجام آن کار ساده بوده، و هرکس ممکن است احساس خودکارآمدی بالا در مورد انجام آن داشته باشد(بندورا، 1977). در واقع سطح به دشواری مشکلاتی که شخص آمادگی مقابله با آنها را دارد اشاره می‎کند. به طور مثال برخی از افراد این نکته را قبول دارند که باید چیزهای جدید را امتحان کرد اما هرگز این کار را انجام نمی دهند. برخی دیگر ممکن است در ارتباط با کودکان خود پرجرات باشند، اما در برخورد با افراد بزرگتر اینگونه نیستند، یا ممکن است مرد یا زنی هنگام صحبت کردن در یک گروه کوچک به خود اطمینان داشته باشد، اما موقع سخنرانی در یک مجمع چنین اطمینانی نداشته باشد(بورلسون، کامینر، 2005).
عمومیت:دومین تفاوت باورهای خودکارآمدی در بعد تعمیم پذیری است، افراد ممکن است در یک قلمرو یا بخش کوچکی از آن خود را خود کارآمد بدانند. عمومیت خودکارآمدی از چند عامل تاثیر می‎پذیرد: شباهت فعالیت ها، حیطه بروز آن، کیفیت شرایط و خصوصیات افرادی که آن رفتار یا فعالیت مربوط به آنهاست(بندورا، 1997). به بیانی دیگر عمومیت به میزان اطمینان شخص به خود برای انجام رفتارهای خاص در شرایط و موقعیت‎های مختلف اشاره دارد. به این معنی که عمومیت خودکارآمدی به توانایی فرد برای دادن مناسب‎ترین پاسخ در تمام موقعیت‎ها اشاره دارد. برخی تجربه ها، باورهای خودکارآمدی محدودی ایجاد می‎کنند، برخی دیگر حس کارآمدی تعمیم یافته را القا می‎کنند که به فراسوی موقعیت‎های خاص گسترش می‎یابد(بندورا، 1977).
نیرومندی: باورهای خودکارآمدی ضعیف در اثر تجارب ناموفق به آسانی بی اعتبار می‎شوند.اما کسانی که اعتقاد محکمی به قابلیت‎های خود دارند، در برابر موانع آنرا حفظ می‎نمایند. باور‎های خودکارآمدی هر چقدر نیرومندتر باشند، دوام بیشتری می‎آورند و رابطه بیشتری با رفتار پیدا می‎کنند. در واقع نیرومندترین خودکارآمدی به اعتقاد فرد به فکر مبنی بر اینکه می‎تواند از عهده یک رفتار دشوار برآید اشاره دارد. قدرت خودکارآمدی به تفاوت بین این فکر

مطلب مرتبط :   دانلود تحقیق با موضوع تحلیل و بررسی

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu