منبع تحقیق درباره 
باورهای خودکارآمدی

منبع تحقیق درباره باورهای خودکارآمدی

دانلود پایان نامه

که “شاید بتوانم این کار را انجام دهم” و این فکر که “مطمئنم که می‎توانم این کار را انجام دهم” اشاره دارد(بندورا، 1993).
2-3-3 – منابع باورهای خودکارآمدی
به نظر بندورا (1993) اکتساب انتظارات کار آمدی بالا 4 منبع اصلی دارد:
دستاوردهای عملکرد
تجربه‎های جانشین
ترغیب کلامی
حالتهای فیزیولوژیک
2-3-3-1 -دستاورد‎های عملکرد
تجارب موفق یا عملکرد موفقیت آمیز و یا به قول «وتن» و «کمرون» پرورش تجربه تسلط شخصی مؤثرترین منبع ایجاد و تقویت کارآمدی شخصی هستند (باندورا 1997 ص 85). باندورا (1997) اشاره می‎کند که موفقیتها باور کارآمدی را تقویت می‎کنند و شکستها بخصوص اگر قبل از احساس کارآمدی رخ دهند، باور خودکارآمدی را تضعیف می‎کنند. عملکردهایی که به نتایج مورد انتظار ختم نشوند، می‎توانند کارآمدی پایین تری را ایجاد کنند. وقتی احساس خودکارآمدی ایجاد می‎شود که فرد قادر باشد با پشتکار و تلاش مداوم بر موانع غلبه یابد. هنگامی که افراد باور کنند که الزامات کسب موفقیت را دارند در مواجهه با ناملایمات و سختی‎ها پشتکار بیشتری به خرج می‎دهند و با تحمل سختیها، قوی‎تر و تواناتر می‎شوند. تجربه هایی که اطمینان توانمندی فردی را فراهم کنند، به وی اجازه می‎دهند که مشکلات و شکستها را بدون از دست دادن شایستگیها تحمل کند.
2-3-3-2 -تجربه‎های جانشین
افراد در ارزیابی خودکارآمدی خویش تنها به موفقیتهای قبلی خود متکی نیستند. بلکه تحت تأثیر تجربه‎های جانشینی از طریق الگوسازی یا سرمشق گیری هستند. الگوسازی که با عوامل محیطی مرتبط است، ابزاری مؤثر برای ارتقا و تقویت احساس خودکارآمدی شخصی است. “الگوسازی به مشاهده رفتار دیگران به عنوان الگو در حین انجام وظایف اشاره دارد” (اپلبام و هانگگر، 1998، ص 36).مشاهده کردن الگویی که رفتاری را با مهارت اجرا می‎کند که فرد قرار است همان رفتار را اجرا کند احساس خود کارامدی فرد افزایش پیدا می‎کند (بندورا، آدامز، هاردی، هوولز، 1980، کازدین، 1979). و مشاهده الگویی که ناشیانه عملی را انجام می‎دهد، احساس خود کارآمدی فرد کاهش می‎یابد(ریو، بی تا، ترجمه سید محمدی، 1386). تاثیررفتار الگو بر خود کارآمدی افراد به دو عامل بستگی دارد، اول هر چه شباهت بین الگو و مشاهده گر بیشتر باشد ر فتار الگو تاثیر بیشتری بر خودکارآمدی مشاهده گر دارد، دوم اینکه هر چه مشاهده گر در رفتار خاصی کم تجربه‎تر باشد تجربه غیر مستقیم تاثیر بیشتری خواهد داشت (شانک، هانسون، 1989 ).
2-3-3-3 -ترغیب کلامی
” سومین منبع ایجاد و تقویت خودکارآمدی ترغیب کلامی یا پیامهای دریافتی فرد ازمحیط اجتماعی است,بدین معنی که او شایسته انجام رفتارهای معینی است” (بندورا، 1997، ص، 101). تاثیر این منبع محدود است و تحت شرایط مناسب، قانع سازی کلامی می‎تواند خودکارآمدی را بالا یا پایین بیاورد.یکی از شرایط این است که فرد باید به قانع کننده معتقد باشد.ترغیبها یا انتقادهای یک منبع معتبر از یک منبع غیر معتبر، موثرتر واقع می‎شود. یکی از شرایط دیگر این است که فعالیتی که فرد برای انجام آن ترغیب می‎شود به طرز معقولی در خزانه رفتاری ایشان باشد (فیست وفیست، 2002، مترجم سیدمحمدی، 1391). یادآوری به افراد که توانایی انجام هر کاری را که بخواهند دارنداحساس خودکارامدی را افزایش می‎دهد (شولتز، شولتز، بی تا، ترجمه سیدمحمدی، 1388).قانع سازی کلامی خودکارآمدی موقتی فرد را به قدر کافی تقویت می‎کند تا در فرد انگیزش لازم را برای یکبار دیگر سعی کردن بوجود آورد (شانک، 1991).
2-3-3-4 -حالتهای فیزیولوژیک
آخرین منبع خودکارآمدی، حالت‎های فیزیولوژیکی و هیجانی فرد هستند، بندورا (1997) می‎گوید که “قضاوت افراد در مورد توانمندیهای خود تابع حالات جسمانی است که آنها به نوبه خود متأثر از حالات عاطفی و فیزیولوژیک شخصی هستند” (ص 106). سطح بالا برانگیختگی فیزیولوژیکی و هیجانی باعث احساس خوکارآمدی پایین بوجود می‎آورد واحساس خونسردی خودکارآمدی را بالا می‎برد(شولتز,شولتز، 2005، ترجمه سید محمدی، 1388). “برانگیختگی هیجانی به معنی دور کردن احساسات منفی: ترس، نگرانی و بداخلاقی و ایجاد احساسات مثبت مانند عشق، هیجان و سبقت جویی است” (وتن، کیم، کمرون ، 1998، ص، 390). بندورا (1997) پیشنهاد می‎کند که برای تغییر باورهای خودکارآمدی باید توان جسمانی را افزایش، سطح استرس و گرایشهای منفی عاطفی را کاهش دادو سوء برداشتهای حالات بدنی را اصلاح کرد.
شرایط جسمی و عاطفی مانند اضطراب، استرس، انگیزش و شرایط روحی اطلاعاتی را در مورد باور‎های خودکارآمدی فراهم می‎کنند. فشارهای روانی و تنش اغلب به عنوان شاخص‎های آمادگی برای شکست تفسیر می‎شوند. همچنین خلق فرد نیز می‎تواند تاثیر عمده‎ای روی باورهای خودکارآمدی داشته باشد. خوشبینی وخلق مثبت باورهای خودکارآمدی را افزایش می‎دهند و ناامیدی و افسردگی باورهای خودکارامدی را کاهش می‎دهند(بورلسون و کامینر، 2005).
با توجه به این چهار منبع می‎توان نتیجه گرفت که تنظیم رفتار به وسیله اهداف از پیش تعیین شده و آگاهانه می‎باشد. این تعیین هدف شخص تحت نفوذ خود ارزیابی فردی قرار دارد(بندورا، 1993).

 

مطلب مرتبط :   حکومت اسلامی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-3-4 – خودکارآمدی و تنیدگی
بالا بودن خودکارآمدی و احساس کنترل بر رویدادهای موجود در زندگی شخصی، به طور مثبت به توانایی کنار آمدن با استرس و به حداقل رسیدن اثرات زیان بخش آن بر کارکرد زیستی مربوط است. کنترل پذیری با توجه به ماهیت آثار استرس، اصل تشکیل دهنده مهمی است. این شرایط زندگی استرس زا به خودی خود نیست که آثار زیان بخش زیستی را تولید می‎کند، بلکه ناتوانی ادراک شده در کنترل آنهاست(بندورا، 1993، دولان رزماری، مارتینب، روهسنو، 2008).از سویی دیگر شواهد پژوهشی حاکی از آن است که شکست در مدیریت هیجانها (افزایش اضطراب و استرس ناکارآمد ) اغلب نتیجه مستقیم باور خودکارآمدی پایین است (بندورا، 1997، سالوی، مایر، کاروسو، 2002). خودکارآمدی بالا اعتماد بنفس در توانایی فرد برای انطباق با عوامل استرس زا را ایجاد می‎کند و ناراحتی کمتر روحی و نتایج بهتر به عنوان مثال احساس درد کمتر را باعث می‎شود(رابینسون- اسمیت، جانستون، الن، 2000). وید(2002)اعتقاد دارد که افراد دارای خودکارآمدی و احساس کنترل بالا هنگامی که با یک محرک دردناک مواجه می‎شوند تولید اپیوئیدهای درونزا درآنها افزایش می‎یابد و این امر باعث افزایش تحمل در برابر درد و کاهش شدت آن می‎شود. احساس خودکارآمدی باعث کاهش عواطف منفی و برانگیختگی فیزیولوژیک همراه آن می‎شود
در مورد استرس شغلی اکثر الگوهای استرس شغلی نشان داده‎اند که محرکهای تنش زا در محیط تغییراتی را در رفتار، روان وجسم افراد ایجاد می‎کنند. این الگوها همچنین پیشنهاد می‎کنند که رابطه بین استرسورها و پیامدهای منفی آنها (تنش) به وسیله فاکتورهایی مانند ویژگیهای جمعیت شناختی و ویژگیهای شخصیتی، محیط اجتماعی و غیره تعدیل می‎شوند. باورهای شخص در مورد خودش به عنوان یک متغیر تعدیل کننده در رابطه با استرس-تنش-عمل می‎کند. این باورها در بخش روانشناسی سازمان مورد مطالعه قرار می‎گیرند. برای مثال اثرات تعدیل کننده عزت نفس در رابطه با استرس مورد مطالعه قرار گرفته و نتایج نشان داده بودند که وقتی افراد تصور مثبتی از خودشان دارند محرکهای استرس زا اثر کمتری دارند(کارادامس و کالانتزی، 2004).
بندورا(2001)، نقش تعدیل کننده باورهای خود کارآمدی با استرس شغلی را بررسی نمود. نتایج از یک رابطه مثبت وقوی بین باورهای خودکارآمدی و استرس‎های شغلی حمایت می‎کرد.
2-3-5 – ویژگیهای افراد خودکارآمد
افراد خودکارآمد تکالیفی که چالش انگیزی بیشتری دارند را انتخاب می‎کنند واهداف بزرگتری را برمی گزینند و پایداری بیشتری نسبت به آن اهداف از خود نشان می‎دهند(پاجارس، 1997).

افراد دارای باورهای خودکارآمدی بالا به توانایی هایشان در هر عملکرد اعتقاد دارند و به احتمال زیاد با تمام تلاش جهت موفقیت خود تلاش می‎کنند. افراد با خودکارآمدی بالا حتی با وجود موانع و پیامدهای منفی پشتکار زیادی خواهند داشت آنها قادر هستند در ناکامی‎ها و ناامیدی‎ها کنار بیایند و بهتر به راه خود ادامه دهند، آنها کمبود را نه به عنوان نتیجه پایانی بلکه فقط به عنوان یک عقب نشینی موقت قلمداد می‎کنند. این افراد همچنین رویکردشان به موقعیت‎های پر استرس با اطمینان عمل کردن است و آنها قادر خواهند بود استرس‎ها را قبل از شروع عملکردشان مهار کنند و در واقع افراد خودکارآمد آسیب پذیری نسبت به استرس و افسردگی را ندارند(کارادامس و کالانتزی، 2004).
افرادی که احساس خودکارآمدی بالا دارند، دارای سلامت روان هستند، در مواجهه با تکلیف مشکل به جای اجتناب از آنها با تکالیف چالش می‎کنند، تعهد بالایی برای رسیدن به اهداف خود دارند، شکست خود را بیشتر به تلاش ناپسند و دانش و مهارت ناقص اما جبران پذیر اسناد می‎دهند. هنگام مواجهه با مشکل به جای اضطراب و ترس احساس آرامش را تجربه می‎کنند، دیدگاه گسترده‎ای از شیوه حل مساله دارند، بعد از شکست اعتماد تضعیف شده آنها به سرعت بهبود می‎یابد، در انجام تکالیف علاقه مندی ودرگیری بیشتری از خود نشان می‎دهند و به راه حلهای خود اطمینان دارند، ولی در عین حال انعطاف پذیر هستند(بندورا، 2001).
افراد دارای خودکارآمدی بالا از نقاط قوت و ضعف خود مطلع اند، آنها اهداف واقع بینانه انتخاب می‎کنند، و از خود انتظارات معقولی دارند و از مزایای استفاده از مقابله متمرکز بر مساله، در مقابل مقابله متمرکز بر هیجان آگاه هستند. افراد دارای خودکارآمدی بالا بسیار جراتمندند، اجتماعی‎اند و عزت نفس بالایی دارند و نیز کنترل بیشتری بر زندگی شان دارند. کارایی شخصی زیاد ترس از شکست را کاهش می‎دهد، سطح آرزوها را بالا می‎برد و توانایی‎های مساله گشایی و تفکر تحلیلی را بهبود می‎بخشد(پاجارس، 1997).
2-3-6 – نقش خودکارآمدی در بیماری‎ها
سه هدف اصلی از اهداف توسعه هزاره سوم عبارتست از توانمندی زنان، ارتقاء بهداشت روانی و کاهش مرگ و میر کودکان، که در این بین دو مورد اول در اولویت می‎باشند به طوریکه در زمینه افزایش توانمندی و ارتقاء خودکارآمدی زنان نیاز به یادگیری مهارت‎های جدید مانند اصلاح رژیم غذایی، کنترل وزن، انجام ورزش و فعالیتهای فیزیکی عامل کلیدی مهمی در پیشگیری از بیماری‎های صعب العلاج است که قویا بر خود کارآمدی اثر گذار است (هیمن، نیوبرن -کوک، گرین، الیوت،، هیلیوا، 2008). توانمندی اصطلاحی است برای توصیف هموارکردن راه خود یا دیگران به سمت تلاشهایی که دستیابی به اهداف شخصی راامکانپذیر می‎سازند(بلتلیوالا، 1994). توانمندی فرایندی است که طی آن زنان توانایی تشکل وسازماندهی خود را پیدا می‎کنند تا بتوانند اعتمادبه نفس خویش را افزایش دهند، حق انتخاب آزادانه ومستقل را برای خودطلب می‎کنند ومنابعی را که به مبارزه با فرودستی ایشان ومحو این فرودستی مدد می‎رساند، تحت کنترل بگیرند. توانمندی به معنی قدرتمندشدن برای رسیدن به هدف است ونه اعمال قدرت بر دیگران(ابوت، ولس، بی تا، ترجمه عراقی 1380). بندورا(2000) می‎گوید: قضاوت افراد در مورد توانمندی‎های خود (خودکارآمدی) تابع حالات جسمانی است که آن‎ها نیز به نوبه خود متاثر از حالات عاطفی شخص و به طور کلی کیفیت زندگی در تمام ابعاد آن است.هیجانات منفی مانند ترس، اضطراب، تنش، افسردگی سبب می‎شود که افراد در انجام وظایف، توانایی‎های خود را دست کم بگیرند که این در واقع مفهوم خودکارآمدی پایین است و بالعکس خودکارآمدی پایین نیز سبب می‎شود حالات روحی وروانی مانند خستگی، عصبانیت، درد و رنج در فرد بوجود بیاید و منجر به نقصان کیفیت زندگی بشود.
خودکارآمدی بخشی مهم از نظریه شناختی اجتماعی که به رسمیت شناخته شده است و اثر قابل توجهی بر سازگاری بیماران به بیماری خود و رفتارهای مراقبت از خود دارد(لو، همکاران، 2001). خودکارآمدی برای افراد موفق آنها را قادر می‎سازد به تلاش کافی که به آن نیاز دارند و به این باور است که آنها می‎توانند برای رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت عمل لازم را انجام دهند و آنها به خودکارآمدی برای تسهیل دستیابی به رفتارهای سالم نیاز دارند(آکسایان، گوزوم، 1998، لو و همکاران، 2001). خودکارآمدی برروی احساسات اعمال فرد موثر است واگر فردی معتقد باشد که می‎تواند کاری را انجام بدهد احتمال موفقیتش در آن کار بیشتر می‎شود(بابن، کارسیون، 2007). خودکارآمدی، عامل پیش بینی کننده مهمی در تصمیم گیری افراد در انجام رفتارهای بهداشتی می‎باشد و می‎تواند فرد را به اتخاذ رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت و ترک رفتارهای مضر برای سلامت قادر سازد(کریمی، نیک نام، امین شکروی، شمسی، حاتمی، 2009). بنابراین می‎توان گفت، خودکارآمدی یک درک رفتاری است که احتمال التزام به یک برنامه کاری و رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت را افزایش می‎دهد(پندر، موردگ، پارسونز، 2002).
شواهدی از طرفداری اهمیت خودکارآمدی وجود دارد که باعث تولید نتایج بهتر سلامت می‎شود(بندورا، 1997). خودکارآمدی مختص موقعیتهای مختلف، متفاوت است(ویلیامز، 2010). سودمندی خودکارآمدی در سرطان به طور گسترده‎ای مستند است(هاس، 2005، لو وهمکاران، 2001). از جنبه‎های مهم مربوط به بیماری، خودکارآمدی حس کنترل و دخالت در درمان و مشارکت فعال افراد در برخورد پزشکی است که با چند نتیجه مطلوب همراه است از جمله رضایت بیشتر، افزایش پایبندی به درمان و نتایج درمان مثبت همراه است(تنسیدت، 2000). خودکارآمدی به عنوان یک منبع کلیدی روانی برای کمک به مردم در سازگاری با بیماری جسمی در نظر گرفته شده است. تعدادی از مطالعات نشان می‎دهد که خودکارآمدی نقش مهمی در پیش بینی نتایج، روانی اجتماعی و عملکردی در میان افراد مبتلا به بیماری‎های ناتوان کننده وجود دارد. این مطالعات نشان داده است که افراد با سطح بالایی ازخودکارآمدی در توانایی خود برای مقابله با عوامل استرس زا بهتر عمل می‎کنند و گزارش زجر روانی کمتر را می‎دهند(ایسر، ریاضی، ایسر، همرسلی، توک، 2001، رابینسون-اسمیت، جانسون، آلن، 2000).
خودکارآمدی بر انتتخاب رفتار، تلاش، پشتکار و پی گیری اهداف موثر است و نحوه ی مواجهه با موانع و چالش‎ها را تعیین می‎کند، طبق نظریه بندورا خودکارآمدی نقش مهمی در سازگاری روان شناختی، مشکلات روانی، سلامت جسمانی و نیز راهبردهای تغییر رفتار خود رهنمون و مشاوره دارد(مادوکس، 2002). برک(2000)، معتقد است خودکارآمدی فرد نقش حساسی در بازداری یا پدیدآیی رفتار او در موقعیت‎های گوناگون ایفا می‎کند. پاجارس (1997) بر این باور است که خودکارآمدی در بهبود مسائل بالینی مانند بیهوده ترسی، افسردگی، مهارت‎های اجتماعی و ابراز وجود نقش حیاتی دارد.محققان نشان داده‎اند که خود کارآمدی می‎تواند از طریق جهت گیری و

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه با موضوع مقررات بین المللی

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu