منابع پایان نامه درمورد برنامه ریزی استراتژیک

منابع پایان نامه درمورد برنامه ریزی استراتژیک

دانلود پایان نامه

مرکز ارتقاء سلامتی دانشگاه تورنتو، کیفیت زندگی را امکانات، فرصتها و محدودیتهایی تعریف می‌کند که فرد از زندگی خود دارد و نشان دهنده تعامل عوامل انسانی و محیطی است(بخشنده، 1387). تعریف ویور (2001 ) مورد قبول بسیاری از صاحب نظران است و وی کیفیت زندگی را برداشت هر شخص از وضعیت سلامت خود و میزان رضایت از این وضع تعریف می‌کند. مفهوم کلی پذیرفته شده از کیفیت زندگی عبارت است از احساس ذهنی فرد از بهزیستی که به طور کلی از تجارب فعلی زندگی نشأت گرفته است(پور حاجی، 1389).
سازمان جهانی بهداشت(1993 )کیفیت زندگی را “تصورات افراد از موقعیت خود در زندگی،با توجه به محتوای فرهنگی و ارزش سیستمی که در آن زندگی میکنند و در رابطه با اهداف، استانداردها و نگرانیهای آنها” تعریف می‌کند. در این تعریف شش حیطه بیان شده که شامل سلامتجسمانی، وضعیت روانی، سطوح استقلال، ارتباطات اجتماعی، ارتباطات محیطی و علایق معنوی است(نجات، 1387).
مدیریت کیفیت زندگی  

آیا واقعا برای علم، تکنولوژی، مدیریت، حکومت، برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری توسعه، هدفی مهم‌تر از تلاش در راه بهبود مستمر کیفیت زندگی انسان و فراهم آوردن شرایطی که در آن افراد جامعه از بودن خود و از زندگی خویش لذت ببرند، می‌توان تصور کرد؟. جهان معاصر، جهانی است پر توفان و بحران خیز. جامعه جهانی اکنون در چرخش گاه تمدنی بی سابقه‌ای قرار گرفته است که تحولات پرشتاب علمی- تکنولوژیک عامل اصلی چنین وضعیتی است.
در چنین وضعی، بنیان‌‌ها و شالوده‌‌های اصلی زندگی فردی و اجتماعی برای برقراری تعادل زندگی به هم ریخته است. مهم‌ترین این شالوده‌‌ها، ارزش‌‌ها و هنجارهایی است که در گذشته راهگشای فهم و حل مسائل بودند، ولی امروزه دیگر چنین نیستند. همین چند نکته کافی است تا متوجه شویم که محیط زندگی انسان از ریشه دگرگون شده است، ولی انسان برای دست و پنجه نرم کردن با مسائل تازه عصر حاضر، به دانش و مهارت و توانایی‌‌های لازم مجهز نیست. نظام آموزش رسمی‌و غیر رسمی‌، خانواده و جامعه، افراد را برای زمانه‌ای آماده می‌سازند که از دست رفته است. در چنین وضعیتی است که اداره زندگی برای همه دشوار می‌شود. بنابر این، طرح بحث کیفیت زندگی می‌تواند راهگشا باشد. برای سنجش و مدیریت مفهوم کیفیت زندگی کوشش‌‌های زیادی در جریان است. کیفیت زندگی بیش از هر چیز امری است نسبی و برای تعریف و سنجش آن معیار مطلق، جامع و جهان شمولی وجود ندارد که در همه جا مصداق داشته باشد؛ این مفهوم به شدت متأثر از زمان و مکان است و عوامل مؤثر برآن نیز با توجه به زمان، مکان جغرافیایی و شرایط فرهنگی تغییر می‌کنند(خوارزمی،1386).
بالا بردن رفاه شخصی سیاست اصلی کلیه جوامع اروپایی است و شهروندان شاد،راضی و متعهد نشانه یک جامعه در حال پیشرفت هستند. البته عواملی مانند در آمد،روابط اجتماعی و غیره تاثیر زیادی روی کیفیت زندگی افراد می‌گذارد (First European 2005). انسان موجودی است که براساس تصویر ذهنی خود از واقعیت –نه خود واقعیت- زندگی می‌کند و رفتارش متأثر از برداشت‌‌های ذهنی و درکی است که از واقعیت دارد و این برداشت‌‌ها و ادراکات، الزامأ با واقعیت انطباق ندارند. برداشت ما از شرایط عینی و واقعیت‌‌های زندگی، احساس ما را درباره زندگی و کیفیت زندگی شکل می‌دهد. پس این شخص است که باید احساس کند کیفیت زندگی‌اش مطلوب است یا نه. البته برداشت افراد در این به اره یکسان نیست. بر این اساس شاید بتوان نتیجه گرفت که میان ارزیابی افراد از واقعیت‌‌های زندگی و مطلوبیت کیفیت زندگی و مهم‌تر از آن معیارهایی که برای ارزیابی زندگی خود دارند، با آنچه پدران و مادران، حاکمان و مسئولان جامعه دارند، تفاوت وجود دارد. این شکاف، مدام رو به گسترش است و عمیق‌تر خواهد شد.
مدیریت کیفیت زندگی یعنی تغییر شرایط عینی زندگی در جهت مطلوب، که وظیفه اصلی حکومت و دولت است. شاید آشنایی و حساس شدن به مفهوم کیفیت زندگی، به دولت‌‌ها و حکومت‌‌ها کمک کند تا در راه مطلوب کردن شرایط عینی زندگی و واقعیت‌‌ها گام بردارند و به فرد نیز امکان دهد در قلمرو نفوذ خویش، مدیریت کیفیت زندگی خویش را در دست گیرد. به هر حال کیفیت زندگی پارادیمی‌است که با مفاهیم اقتصاد نوین و توسعه پایدار، سازگاری معنایی دارد و هم اکنون مورد توجه بسیاری از کشورها از جمله انگلستان و کانادا و کشورهای اسکاندیناوی می‌باشد. در واقع، به عنوان گفتمانی جهانی، در برابر آثار و پی‌آمدهای ناگوار حکمرانی بد و بی‌خردی رهبران جوامع درمدیریت کلان توسعه سیاسی-اجتماعی-اقتصادی،یک واکنش طبیعی است.انگلستان در سال 1994 استراتژی توسعه پایدار در کیفیت بهتر زندگی را تدوین و بیان کرد که در قلب توسعه پایدار،این ایده ساده وجود دارد که هدف توسعه پایدار چیزی نیست مگر تضمین کیفیت بهتر زندگی برای هریک از افراد جامعه، برای نسل حاضر و نسل‌های بعدی. تامین نیازهای نسل حاضر بدون از بین بردن توانایی نسل‌های آینده در تامین نیازهای خود، ایده ساده‌ای است ولی تحقق آن بسیار دشوار است(خوارزمی،1383).
پیام اصلی تحقیقات در ارتباط با کیفیت زندگی اروپایی این است که کیفیت زندگی را می‌توان با بالا بردن استانداردهای معیشتی،با توسعه فرهنگ سیاسی و دموکراتیک در یک کشور و با فراهم کردن فرصت‌های برجسته در زندگی شهروندان( بر طبق نیازهایشان) بالا برد (First European 2005). در ایران، مسئولان برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری توسعه، هنوز به مفهوم کیفیت زندگی توجهی نشان نداده‌اند و کیفیت زندگی را غایت توسعه و هدف برنامه‌‌های توسعه ملی تلقی نمی‌کنند. پروژه‌ای تحت عنوان “کیفیت زندگی” تعریف و تا آن جا که اطلاعات موجود نشان می‌دهد، در راه شاخص سازی آن گامی برداشته نشده است. دشواری بحث کیفیت زندگی در ایران در آن است که ضمن اثرگذاری بر حال باید آینده را نیز کانون توجه قرار دهد، آن هم آینده‌ای پر ابهام و نه چندان قابل پیش بینی.در بررسی‌های سال 2007، ایران رتبه هشتادو سوم را به لحاظ کیفیت زندگی در جهان بدست آورده است.با توجه به اهمیت موضوع کیفیت زندگی باید برای مدیریت درست این مقوله، اولویت هائی را در نظر گرفت.در سطح کلان، بحث کیفیت زندگی، به عنوان غایت برنامه ریزی توسعه مطرح شود و “انسان” به عنوان عامل اصلی کانون توجه این برنامه ریزی قرار گیرد. پروژه‌های متعددی باید برای تعریف ابعاد کیفیت زندگی، تدوین شاخص‌های آن، نظریه پردازی درباره مولفه ها، مدل سازی و سرانجام شاخص سازی تعریف شود و گروه‌های توانمند نظریه پرداز و پژوهشگر برای اجرای این پروژه‌ها تحت حمایت مالی و سیاسی قرار گیرند. بحث کیفیت زندگی در ایران ابعاد سیاسی قوی دارد و نمی‌توان از این ابعاد چشم پوشید.در سطح حکومت محلی، شهرداری‌ها متولی راه اندازی این بحث شوند و برنامه ریزی استراتژیک خود را حول محور شاخص کیفیت زندگی تعریف کنند. در سطح مردم، به ویژه زنان و جوانان که شمارشان به سرعت در حال افزایش است می‌توانند دو نقش مهم را ایفا کنند: آگاه کردن مقامات محلی و ملی درباره اهمیت بحث کیفیت زندگی و آثار زیان بار غفلت از آن، ایفای نقش نظارت و کنترل بر عملکرد سازمان‌ها به ویژه شهرداری‌ها با هدف تضمین تعهد در برابر بهبود کیفیت زندگی مردم، نظارت مستمر بر هدایت برنامه ریزی توسعه در جهت تحقق بهبود کیفیت زندگی همه مردم ایران. و دوم،آگاه کردن و توانمند سازی افراد و گروه‌های مردم در زمینه کیفیت زندگی و جلب مشارکت آنان در پروژه‌ها و اقدامات مربوط.
براساس تجربه موجود جهانی، کیفیت زندگی باید به طور جامع و در چارچوب واقعیت‌های عصر دیجیتال و پارادایم جدید ناشی از آن تعریف شود، شاخص‌های معتبری برای آن تدوین گردد، مکانیسم اجرایی معتبری برای سنجش وضع موجود طراحی شود؛ و از نتایج این ارزیابی در برنامه ریزی و سیاست گذاری‌های ملی و محلی استفاده شود. در این صورت برنامه‌های توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی ایران به هدف‌های واقعی خود دست خواهند یافت و جامعه را در مسیر توسعه واقعی و پایدار قرار خواهند داد (خوارزمی، 1383). امید است نتایج تحقیقات انجام شده در ارتباط با کیفیت زندگی، سیاست گذاری را برای رفاه همگانی تشویق کند و برای بهبود استانداردهای منافع اجتماعی تلاش شود. کیفیت زندگی از متغیرهای مختلفی تشکیل شده است که در تحقیق حاضر،فقط 6 متغیر کیفیت زندگی مورد بررسی قرار گرفته است.به همین دلیل در ادامه مطالب فصل دوم این 6 متغیر بررسی شده‌اند.
بهزیستی بدنی/ سلامت جسمانی و کیفیت زندگی
در تاریخ معاصر وازه کیفیت زندگی اولین بار توسط پیگو در کتابی( درباره اقتصاد و رفاه) بکار گرفته شدو پس ازآن، مدتها به دست فراموشی سپرده شد. پس از پایان جنگ جهانی دوم و به دنبال تعریف و بسط واژه “سلامت” توسط سازمان جهانی بهداشت ( WHO) باب جدیدی در این مقوله گشوده شد. فعالیت‌های این سازمان برای ارزیابی کیفیت زندگی در اواسط سال 1980 شروع و منجر به شکل گیری پروژه ارزیابی کیفیت زندگی مربوط به سلامتی شد (Who- Qol Group, 1996).
تعریف سازمان جهانی بهداشت (1999) از کیفیت زندگی چنین است: “درک فرد از موقعیت زندگی خویش که تحت تاثیر سیستم فرهنگی، ارزشی و موقعیتی است که فرد در آن زندگی می‌کند”. بر همین اساس اهداف،انتظارات،استانداردها و خواسته‌های فرد به میزان وسیعی متاثر از وضعیت‌های جسمانی،روانی، میزان استقلال و روابط اجتماعی و اعتقادات اوست(میرخانی، 1387).
کیفیت زندگی وابسته به سلامت، بیانگر اثرات عملکردی عدم سلامتی و برآیندهای آن بر درک فرد از جنبه‌های جسمانی،روانشناختی و اجتماعی زندگی فردی است(محمدی، 1385). در چندین دهه گذشته،سلامتی به عنوان یک حق بشری و هدف اجتماعی در جهان شناخته شده است، یعنی،سلامتی برای ارضا نیازهای اساسی انسان لازم است و باید در دسترس همه انسان‌ها قرار بگیرد. کیفیت زندگی مفهوم وسیع‌تری از سلامتی است. شاید بتوان مجموعه‌ای از رفاه جسمانی،روانی و اجتماعی که به وسیله شخص یا گروهی از افراد درک می‌شود مانند شادی،رضایت و افتخار،سلامت وتندرستی،موقعیت‌های اقتصادی،فرصت‌های آموزشی و خلاقیت را به عنوان کیفیت زندگی دانست. شیوه زندگی ارتباط نزدیکی با سلامتی دارد. به هر حال آنچه بیش از هر نکته‌ای در این تعریف جلب توجه می‌کند رفاه جسمانی، روانی واجتماعی است که چیزی جز تعریف سلامت نیست.در واقع سلامتی در مرکز مفهوم زندگی قرار دارد(نیازی، 1386).
سلامتی موضوع مهمی است که در کیفیت زندگی مطرح می‌شود و دامنه آن بسیار گسترده‌تر از رهائی از بیماری‌ها ست. سلامتی مطلوب شامل خوب بودن از نظر جسمانی،روحی،عاطفی،اجتماعی، ذهنی و با توجه به محدودیت‌های وراثتی و توانائی‌های شخصی هر فرد می‌باشد. اهمیت هر یک از این ابعاد در سلامتی بدن به یک اندازه می‌باشد.این مساله در شکل 2- 1، به نمایش در آمده است.

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ مقاله قانون مجازات اسلامی

شکل ‏2 1 ابعاد سلامتی و بهزیستی(World Health,2010)
بیش از 50 سال پیش سازمان جهانی بهداشت سلامتی را به عنوان آزاد بودن از هر گونه بیماری و شرایط ناتوانی تعریف می‌کرد.در سال‌های اخیر کارشناسان سلامت عمومی، سلامتی را به عنوان حس بهزیستی و کیفیت زندگی تعریف کردند. پژوهش‌های سال 2010 روی افراد سالم، میزان فعالیت روزانه (عملکرد مطلوب=کار معنادار و مشارکت در جامعه) را به عنوان شاخصی از سلامتی استفاده می‌کنند(World Health,2010).

شکل ‏2 2 مدل سلامتی مطلوب (World Health,2010)
ورزش و فعالیت بدنی نقش بسیار مهمی در سلامت عمومی مردم دارد و یک عنصر حیاتی در جوامع امروزی می‌باشد و باعث افزایش کیفیت زندگی می‌شود.بیماری و ناتوانی که در اثر بی تحرکی ایجاد می‌شود باعث افزایش رنج‌های بشری می‌شود وبه کیفیت زندگی انسان آسیب می‌رساند.مردمی که به سبک زندگی غیر فعال دارند، خطر ابتلا به یک سری از بیماری‌های قلبی عروقی وغیره را افزاش می‌دهند[Jon ,2005]. بررسی‌ها نشان می‌دهد که روی هم رفته عدم فعالیت بدنی، باعث 9/1 میلیون از مرگ‌های جهانی است.ضمنا عدم تحرک باعث حدود 16%-10% از سرطان‌های سینه،سرطان روده بزرگ، دیابت و حدود 22% بیماری‌های ایسکیمیک قلبی در جهان می‌شود.
فعالیت بدنی برای سلامتی در سنین بالا از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و باعث بهبود کیفیت زندگی و افزایش استقلال افراد در این سنین می‌شود. برای افراد ناتوان باید فرصت فعالیت بدنی فراهم شود و حمایت‌های لازم در این زمینه برای آنان انجام گیرد. در مورد این افراد، هدف افزایش قدرت عضلانی و بهزیستی بدنی و روانی و کیفیت زندگی است.
سازمان بهداشت جهانی با تعیین روز جهانی بهداشت، در واقع حرکت ملی را به سوی سلامتی و ایجاد جامعه‌ای بدون دخانیات آغاز کرد. این سازمان همه ساله مردم را تشویق می‌کند که روز جهانی بهداشت را جشن بگیرند و فعالیت بدنی را به عنوان یک عنصر ضروری برای سلامتی و بهزیستی بدن ارتقا دهند. اهداف این حرکت عبارتند از:
شروع فعالیت بدنی منطقه‌ای و ایجاد سیاست‌ها وبرنامه های لازم از طرف دولت در این زمینه.

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه ارشد با موضوع دیدگاه ابن سینا

Close Menu