منابع پایان نامه با موضوع
روان درمانی، پرخاشگری، درمان دارویی، کنترل تکانه

منابع پایان نامه با موضوع روان درمانی، پرخاشگری، درمان دارویی، کنترل تکانه

دانلود پایان نامه

بیماران، به قدری تنش زاست که، درمانگر به طور منظم با درمانگری دیگر، مشورت کند تا در مقابله با هیجان های خود، در هنگام کنار آمدن با چالش های غیر معمول کمک به این بیماران، از او توصیه و حمایت دریافت کند (کرینگ و همکاران، 2007، ترجمه شمسی پور، 1388).
از این میان انجمن روان پزشکی در سال 2001، رهنمود هایی را برای درمان این اختلال، ارائه کرده است.
1)انتظار نمی رود درمان، کوتاه مدت باشد.
2)بین بیمار و درمانگر یک رابطه حمایتی قوی، پدید می آید.
3)نقش ها و مسئولیت های روشن بیمار و درمانگر، مشخص می گردد.
4)درمان فعالانه و رهنمودی است نه انفعالی.
5)بیمار و درمانگر سلسله مراتبی از اولویت ها را، تدوین می کنند.
6) درمانگر، ضمن القای تایید همدلانه، نیاز بیمار به کنترل رفتارش را، مطرح سازد.
7)در شرایط تازه، مثلا، استرس، انعطاف پذیری ضرورت دارد.
8)تعیین حدود، مخصوصا با توافق متقابل، مورد استفاده قرار می گیرد.
9)از رویکرد های گروهی-فردی همزمان استفاده می شود.
در اینجا رویکرد های مختلف درمانی، به اختصار، ذکر می گردد.

2-12-1- درمان دارویی BPD
درمان دارویی، برای مدارا با شخصیتی خاص شخصیت مرزی، که در عملکرد کلی او تاثیر می گذارد، مفید است (کاپلان و سادوک، 2003، ترجمه پور افکاری 1386). از دهه 1980 به بعد، درمان دارویی برای مدیریت BPD، تقریبا به یک الزام درمانی، تبدیل شده است، در حالی که، تا قبل از این دوره- به واسطه غلبه دیدگاه های تحلیلی- مداخلات دارویی، فقط یکی از گزینه های درمانی بود (محمود علیلو، 1390). پیش بینی پاسخ به درمان در BPD، دشوارتر است و داروهای به کار رفته در درمان آن دارای طیف گسترده هستند (نیو، تریبوازر، چارنی، 2008).
از آن جایی که دست کم نیمی از واریانس صفات شخصیتی، از طریق عوامل ژنتیکی، قابل تبیین است. بنابراین تردیدی وجود ندارد که سیستم های نورو ترانسمیتری، ارتباط نزدیکی با این صفات داشته باشند (کوکارو و کاووسی، 2001، اسکوول و همکاران، 2002، به نقل از محمود علیلو، 1390).
شماری از داروها، به ویژه داروهای ضد افسردگی و ضد روان پریشی، برای درمان اشخاص دچار BPD، به کار رفته است. شواهدی وجود دارد که فلوکستین (پرزاک)، مقداری از افسردگی و پرخاشگری را که، اغلب در این بیماری دیده می شود، کاهش می دهد (کوکارو و کاووسی، 1995).
همچنین در تحقیقی که بنازاده و غفارنژاد، در یک بیمار مبتلا به BPD انجام داده اند، کاربامازپین به میزان 400 میلی گرم در روز، و فلوکستسن 40 میلی گرم در روز، سبب بهبود نسبی در علائم و کنترل تکانه های بیمار، بعد از یک ماه می شود.داروهای مهار کننده اختصاصی بازجذب سروتونین (SSRI)، به عنوان داروهای انتخابی در درمان BPD، معرفی شده است (انجمن روان پزشکی آمریکا، 2001).بسیاری از کوشش های کنترل شده، اثر بخشی داروهای آنتی سایکوتیک سنتی (با دز پایین) را در کاهش نشانه های شناختی-ادراکی، بیماران مرزی، نشان داده اند (سولوف و همکاران، به نقل از محمود علیلو، 1390).
همچنین اثر بخشی این داروها به نشانه های اضطراب، وسواسی-اجباری، عاطفی و رفتارهای خودکشی گرایانه، نیز گسترش می یابد.
داروهای ضد روان پریشی جدیدتر، مانند، الانزاپین را با پلاسبو، در درمان بیماران BPD، مقایسه کردند و بهبودی عملکرد کلامی در گروه دریافت کننده دارو، نسبت به گروه پلاسبو، به دست آمد (بوگن شوتز، نورنبرگ، 2001). و همچنین این محققین کشف کردند که الانزاپین (دز 9/6 mg) در کاهش خشم نامتناسب در افراد BPD، موثر است.
سولر و همکاران، به نقل از لینهان، مک دیوید، براون و سایرز (2008)، دریافتند که الانزاپین (8/8 mg)، در کاهش خشم و پرخاشگری تکانشی، موثر است.
لینهان و همکاران در سال 2008، عنوان کرد که الانزاپین، در کاهش کج خلقی و پرخاشگری فیزیکی در سطوح بالای کج خلقی زنان مبتلا به BPD، می تواند مفید واقع شود.
از طرفی، لیتیوم، می تواند مقداری از تحریک پذیری و خشم و گرایش به خود کشی افراد مبتلا به BPD، را کاهش دهد (لینکس و همکاران، به نقل از کرینگ و همکاران، 1388).
همچنین داروهای ضد تشنج، که برای درمان تغییرات خلقی در اختلال دوقطبی به کار می رود، در درمان افراد مرزی موثر واقع می شود ( مارکوویتز، 2004، به نقل از کرینگ و همکاران، 1388) و این دارو ممکن است عملکرد کلی را در بعضی بیماران بهبود بخشد ( کاپلان و سادوک، 2003، ترجمه پورافکاری، 1386).

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه درباره جامعه شناسی هنر

2-12-2- درمان سایکودینامیک
از میان روش های درمانی سایکودینامیک، رویکردهای کرنبرگ (1975)، آدلر و بویی (1979) و بتمن و فوناگی (2004)، بیشترین توجه را به خود اختصاص داده اند. در این بی، روش درمانی کرنبرگ، از همه قدیمی تر است (محمود علیلو،1390). اوتو کرنبرگ درمان روانپویشی تعدیل شده ی، روابط موضوعی را ابداع کرد. که به لحاظ نظریه پردازی و تکنیک، کاملا جامع و یکپارچه بوده، و تاثیر قابل ملاحظه ای را بر ادبیات روانکاوی، به جا گذاشته استو در این رویکرد، هدف کلی، تقویت، من ضعیف بیمار است. به نحوی که دو نیمه سازی را کنار بگذارد (کرنبرگ و همکاران، به نقل از کرینگ و همکاران، 1388).
رویکرد کرنبرگ، رهنمودی تر از اغلب تحلیل گران است. وی علاوه بر تفسیر رفتار دفاعی، با دادن پیشنهاد های عینی به بیماران برای رفتار کردن به شیوه سازگارانه، بستری کردن بیمارانی که رفتارشان خطرناک می شود، را توصیه می کند (کرینگ و همکاران، 2007، ترجمه شمسی پور، 1388).
روان درمانی بیانی کرنبرگ برای افراد BPD، یا سازمان شخصیت مرزی (BPO)، درمان مبتنی بر انتقال (TFT)، نامیده
می شود. و برسه عامل اصلی تاکید می کند: تفسیر، خنثی بودن تکنیکی و تحلیل انتقال. کانون تمرکز درمان بر رویارویی و حل و فصل تعارضات درون روانی، قرار دارد.اهداف درمان نیز شامل، افزایش کنترل تکانه و تحمل اضطراب، توانایی تنظیم و تعدیل عواطف و شکل گیری روابط بین فردی باثبات، می شود. علاوه بر این، TFT، برای آماج درمانی از یک رویکرد سلسله مراتبی، در سال اول درمان، استفاده می کند. این آماج عبارتند از: مهار رفتار خودکشی گرایانه و خود آسیب رسان، رفتارهای مخرب درمان، همانند سازی و تکرار الگوهای روابط شیئی، که در ارتباط انتقالی، تجربه می شوند (کلارکین و همکاران، 2001، به نقل از محمود علیلو، 1390). همچنین کرنبرگ برای آن دسته از درمان جویان مبتلا به BPD، یا BPO، که از آشفتگی بیشتری برخوردارند، روان درمانی حمایتی را هم، پیشنهاد می کند. همانند روان درمانی بیانی، روان درمانی حمایتی نیز، بر اهمیت رابطه بین فردی در درمان (انتقال)، تاکید می کند؛ با این تفاوت که در اوایل درمان، تفسیرهای کمتری ارائه می شود و فقط واکنش های منفی نسبت به درمانگر و درمان (انتقال منفی)، مورد کاوش قرار می گیرد.
هر دو درمان، سال های زیادی به طول خواهد کشید و تمرکز اولیه آن ها، بر رفتار خودکشی گرایانه و ورفتارهای مخرب درمان، قرار دارد. درمان ذهنی سازی، که توسط بتمن و فوناگی (2004)، ایجاد شده، روش درمان فشرده ای است که در رده درمان های دلبستگی قرار می گیرد. در این دیدگاه، BPD، به عنوان نوعی اختلال دلبستگی تلقی می شود و بر الگوهای ارتباطی و عوامل ناهوشیاری که موجب بازداری تغییر می شوند، تاکید می کند. “ذهنی سازی” به ادراک یا تعبیر و تفسیر، کنش های ارادی خود فرد یا دیگران، اشاره دارد. با این حساب، کانون اصلی درمان ذهنی سازی، کمک به درمانجو است تا تجربه های ذهنی خود را به سطح هوشیار آورده، و احساس منسجم و کاملی از عاملیت روانی را، تسهیل کند. هدف این روش درمانی، افزایش ظرفیت درمانجو برای بازشناسی افکار واحساساتی است که تجربه می کند (محمود علیلو، 1390).

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه ارشد با موضوع دیوان بین المللی دادگستری

2-12-3- رفتاردرمانی دیالکتیکی
مارشالینهان (1993 ) نوعیروشدرمانیموسومبهرفتاردرمانیدیالکتیکیبرایکمکبهبیمارانمرزیابداعکردهاستکهبهسطحدومدرمانیتعلقدارد. درمانبیمارانیکهملاکهایاختلالشخصیتمرزیرابهطورکاملدریافتمیکنند،بهصورتبستریبیمارستانی،همگرانتماممیشودوهمبسیاروسیعاست، )حدود40درصدازخدماتروانپزشکیسطحبالایآمریکا(. لذا DBT درابتدابعنوانیکبرنامهیدرمانی «سرپایی » برایآندستهازبیمارانمرزیدرنظرگرفتهشدکهبگونهایمفرط،خودکشیگرابودند )لینهانوهمکاران، 2003).دراصل،کاهشمدتوفراوانیبستریشدن،بخشمهمیازفلسفهی DBT راتشکیلمیدهد. جهتگیرینظریرویکرد DBT ،آمیزهایازاینسهدیدگاهنظریاست: علومرفتاری،فلسفهیدیالکتیکی،واعمالذن )لینهانودکستر-مازا، 2008).
.درواقع، DBT رویکردیاستکهپذیرشوهمدلیمراجعمحورراباحلمسئلهیرفتاری-شناختیوآموزشمهارتهایاجتماعیترکیبمیکند )دیویسونوهمکاران،2007).همچنین،برخیازاجزاء DBT ازدیدگاهنظریِدرمانباتجربههیجانیاصلاحی 5 فرانتسالکساندروبرخیازمکاتبفلسفیخاورییامشرقزمین )مانندذن( گرفتهشدهاند. روشدرمانیلینهان،بریکدیدگاهدیالکتیکیازجهاناستواراست،نظریهایجامعاز BPD ارائهمیکندودارایچارچوبیتئوریکبرایفهمرفتارهایمخلدرماناست. درادامهبهبررسینظریهیزیرساز DBT یعنی،نظریهیبیوسوشاللینهانمیپردازیم:
لینهانبربدکارکردیوبدتنظیمیهیجانیومحیطباطلکنندهیابیاعتبارسازهیجاندرپیدایشیاپدیدآییمرضیاختلالشخصیتمرزیتمرکزمیکند. نظریهبیوسوشیاللینهانبیانمیکندکهBPD ،اساسانوعی”بدکارکردیدرسیستمتنظیمهیجان”استوالگوهایرفتاریمشاهدهشدهدربیمارانمرزی،درواقعنتایجغیرقابلاجتنابهمینبدکارکردیدرسیستمتنظیمهیجاناست)چههیجانهایمثبتچههیجانهایمنفی(. بهعقیدهیلینهان،بدتنظیمیهیجانیازآسیبپذیریهیجانیناشیمیشود. آسیبپذیریهیجانیبهنوعیآمادگیبیولوژیکیجهتابتلابهبیثباتیعاطفیاشارهداشتهومعمولاشاملحساسیتوواکنشپذیریافراطیبهمحرکهیجانیوبازگشتکندیاتاخیریبهخطپایهیبرانگیختگیهیجانیمیشود. بسیاریازمطالعاتنشاندادهاندکهبیمارانمبتلابه BPD ،درمقایسهباگروههایغیر BPD ،شدتوعمقبیشتریازهیجاناتویاتغییرپذیریبیشتریدرتجاربهیجانیراتجربهمیکنند. ازدیدگاهلینهان،مشکلدرتنظیمهیجانها،هستهاصلیپاتولوژیمرزیراتشکیلمیدهد )لینهانودکستر-مازا، .(2008 برایناساس،نقصهاییکهدرتنظیموتعدیلهیجانهاوجوددارد،بواسطهناتوانیبیمارانمرزیدرزمینههایزیرمیباشد:
بازداریرفتارهایفاقدکارکردِوابستهبهخلقسازماندهیرفتاردرقالباهدافیمشخص؛ عدمتوجهبهمحرکهایبرانگیزانندهیهیجان )تواناییدرزمینهحواسبرگردانی(؛ اجتنابشناختیوعاطفیازهیجانهاوتجربهیهیجانمنفیوافراطیثانویه.

محیطبیاعتبارساز
بهعقیدهیلینهانآنچهباعثپیچیدگیآسیبپذیریهیجانیمیشودیکمحیطبیاعتبارسازاستکهطیآن،چهرههایمهمزندگیتجاربعاطفیوهیجانیکودکرابیاعتبارمیکنند.چنینشرایطیمیتواندیادریکخانوادهبهظاهرسالموکامل 3 دیدهشود )خانوادههاییکهوجود مشکلاتراانکارمیکنندوبهظاهرتعارضاتکمیدارند( ویادریکخانوادهآشفته )خانوادهایکهباتعارضات،روابطشکننده،اعتیادوغیرهمتزلزلشدهاست(. چنینخانوادههاییهیجانهایمنفیمثلخشموغمرایانادیدهمیگیرندویادرتحملکردنآنهامشکلاتجدیدارند؛هرکسمسئولمشکلاتخودتلقیشدهوخودشبایدشخصابهفکریافتنراهحلبرایمشکلات
شباشد؛شکست،ناکامیودردهیجانیرابهمشکلاتنگرشی )یادیدگاهکودک( ویاتنبلیاونسبتمیدهندوفردبهسادگیمیبایستیبرتمامچالشهایزندگیغلبهکند. چنینخانوادههاییبصورترادیکال،پیچیدگیفردوفرایندحلمسألهراسادهوپیشوپاافتادهتلقیمیکنند. آسانترینروشبراینشاندادنماهیتاینمحیطبیاعتبارساز،مقایسهآنبامحیطیاستکهمهارتهایتنظیم
هیجانرابهشیوهایموثرتروکارآمدترپرورشمیدهد.
شکلافراطییکمحیطخانوادگیبیاعتبارسازوبیمارگونه،سوءاستفادهجسمییاجنسیازکودکاست )دیویسونوهمکاران،2007).نتیجهینهاییاینمحیطبیاعتبارسازایناستکهکودک،احساساتدرونیخودشراعاریازاعتباربداندوخودشرامجبورکندکهراههایدرستتفکرواحساسرادرمحیطاطرافشبیابد،نهدردرونخودش. بیاعتبارسازیهیجانهابویژههیجانهایمنفی،ازخصایصجوامعیاستکهاهمیتفوقالعادهایبرایموفقیتوخودکنترلیفردیقایلاستوحتیآنرارواجمیدهد؛پدیدهایکهدرفرهنگجامعهیغربکاملاًمتداولاست )لینهان، 1993).
بهطورخلاصهنظریهلینهانبیانمیداردکهبیمارانمبتلابه BPD بانوعیآسیبپذیریزیستیاولیهدرزمینهیتنظیمهیجانمتولدمیشوند )آسیبپذیریهیجانی(. اینآسیبپذیری،بایکمحیطخانوادگیناسالمووالدینیبیکفایتهمراهمیشود )محیطبیاعتبارکننده).

دیدگاهتان را بنویسید

بستن منو