منابع پایان نامه ارشد درمورد کمال انسانی

منابع پایان نامه ارشد درمورد کمال انسانی

دانلود پایان نامه

 

پس، سالک إلى اللّه باید مقام خلافت کبراى احمدیّه را به باطن قلب و روح برساند، و به واسطه آن، کشف حجاب و خرق ستور نماید و از حجب تعیّن خلقى بکلّى خارج شود، پس، ابواب جمیع سماوات براى او مفتوح شود و به مقصد خود بى حجاب نائل گردد.
اعتقاد ایشان این است که مراحل نهایی کمال انسان بدون ولایت و شفاعت رسالت حاصل نمی شود. و به واسطه اولیای دین می توان خدا را شناخت ؛ زیرا آنها کلید وجودند. ولایت ، باطن رسالت و نشان تام و کامل حق است. به همین جهت امام بر تداوم قرائت زیارت جامعه کبیره که در وصف معرفت ائمه اطهار(ع) می باشد اصرار می ورزیدند.
خلاصه این که نفس ذومراتب است و هر روز با سیر کمالی به کمالی نایل می شود و از جلوات طبیعت تا اندازه ای بیرون می رود ولی در هر حدی از کمال دارای هویتی است که واجد مرتبه ای از کمال می باشد. بدان که انسان همانند حیوان محدود نیست بلکه موجودی است که برای او در تکامل و انحطاط مرزی تعیین نشده است. سایر حیوانات محدود هستند. انسان‏ محدود نیست؛ یعنى انسان در طرف سعادت و در طرف فضیلت غیر محدود است. مى‏رسد تا آنجایى که تمام صفاتش الهى مى‏شود؛ یعنى نظر مى‏کند نظرِ الهى؛ دستش را دراز مى‏کند دست الهى‏ «وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمى‏.» دست، دست خداست. تو انداختى (رَمَیْتَ) لکن ما رمیت- ان اللَّه رمى‏. آنهایى که با تو بیعت کردند، إِنَّما یُبایِعُونَ اللَّهَ‏ . انسان در طرف کمال‏ به آنجا مى‏رسد که «یَدُ اللَّه» مى‏شود، «عَیْنُ اللَّه» مى‏شود، «اذُنُ اللَّه» مى‏شود. در طرف کمال‏ این طورى است، غیر محدود است. در طرف نقص هم، در طرف شقاوت هم غیر محدود است.
تردیدی نیست که انسان جامع جمیع کمالات است به طوری که کمال نباتی وحیوانی و جمادی و معدنی در اصل حقیقت او موجود است اما روح او اکمل از همه موجودات طبیعت است و اگر او را باز کنی عالم کون را در او منطوی می بینی .
2-5-6. کمال حقیقی انسان
این که انسان موجود برتری نسبت به سایر مخلوقات است تردیدی نیست. او مراحل جماد و نبات و حیوان را سپری ساخت تا به مرحله انسانی رسید. وجود انسانی از جهات مادی و جسمانی با سایر موجودات نباتی و حیوانی تمایزی ندارد و همانند بقیه موجودات بالفعل خلق میشود یعنی جهاز بدنی او کامل است اما دارای روح انسانی است که در او بالقوه بوده و فعلیت نیافته است چون دارای این دو بعد است لذا دارای دو ساحت شخص و شخصیت است برخلاف سایر موجودات که فقط شخص و فاقد شخصیت میباشند؛ جسم و شاکله ظاهری اش شخص او را میسازد و روحش شخصیت او را شکل میدهد و چون قوای مادی در ابتدای خلقت در او بالفعل است و قوای روحی و معنویش بالقوه لذا استاد مطهری معتقدند که انسان از لحاظ روحی و معنوی یک مرحله عقبتر از مرحله جسمانی و بدنی است. شخص انسان که همان اعضا و جوارح و جهازات جسمیاش میباشد در رحم مادر تکمیل میگردد اما شخصیت وی که ابعاد معنوی و روحی اوست باید رشد یابد. اینجا ست که هر شخصی از انسان باید قلم بدست گیرد و با همت عقل و ارادهاش شخصیت خویش را ترسیم نماید. وی قادر است که با به فعلیت رساندن قوای نفسانی، خود را در جهتی از جهات به کمال رساند. اگر بخورد و بیاشامد و قوه شهویه را به کار گیرد به مقام بهیمیت میرسد، اگر قوه غضبیه را به کار گیرد و آن را به کمال رساند درنده و سبع میشود و اگر قوه عاقله را به فعلیت رساند مَلَک شود و در سیر الی الله و فی الله گرایش پیدا کند و به کمال انسانی دست یابد.
خواجه نصیر در اخلاق ناصری و مرحوم نراقی در معراجالسعاده و امام در آثار فلسفی و عرفانی بر آن تاکید و تصریح مینمایند. با نگاه حکمی و عرفانی، انسان در اول پیدایش، پس از طی منازلی، حیوان ضعیفى است که جز به قابلیت‏ انسانیّت‏ امتیازى از سایر حیوانات ندارد. و آن قابلیّت‏ میزان انسانیت‏ فعلیه نیست. پس، انسان حیوانى بالفعل است در ابتداى ورود در این عالم، و در تحت هیچ میزان جز شریعت حیوانات، که اداره شهوت و غضب است، نیست. و چون این اعجوبه دهر ذات جامع یا قابل جمعى است، از این جهت براى اداره آن دو قوّه صفات شیطانى را از قبیل کذب و خدیعه و نفاق و نمیمه و سایر شیطانهاى دیگر نیز به کار مى‏برد، و با همین سه قوّه، که اصول مفسدات و مهلکات است، ترقى کند، و این‏ها نیز در او نموّ و ترقى روز افزون نمایند. و اگر در تحت تأثیر مربى و معلمى واقع نشود، پس از رسیدن به حد رشد و بلوغ یک حیوان عجیب و غریبى شود که در هر یک از شئون مذکوره گوى سبقت از سایر حیوانات و شیاطین ببرد، و از همه قویتر و کاملتر در مقام حیوانیت و شیطنت شود. و اگر بر همین حال روزگار بر او بگذرد، و جز تبعیت هواى نفس در شئون ثلاثه نکند، هیچ یک از معارف الهیه و اخلاق فاضله و اعمال صالحه در او بروز نکند، بلکه جمیع انوار فطریه او نیز خاموش گردد. انسان، به این صورت ظاهر که مى‏خورد و مى‏آشامد و سایر کارهایى که حیوانات هم انجام مى‏دهند، نیست؛ بلکه با سایر حیوانات فرقها دارد… در میان همه موجوداتى که در این طبیعت موجود هستند، انسان اختصاصاتى دارد که سایر موجودات ندارند. یک مرتبه باطن، یک مرتبه عقلیت، یک مرتبه بالاتر از مرتبه عقل، در انسان بقوه‏ هست. از اول در سرشت انسان هست که این انسان از عالم طبیعت سیر بکند تا برسد به آنجایى که وَهْم ماها نمى‏تواند برسد و همه اینها محتاج به تربیت است. باید استعداد و قوای انسانی شکوفا شوند و با تربیت به فعلیت رسند و انسان مجلای اسمای حسنای الهی گردد زیرا نعمت کمال جمع اسمایی است که بالاترین نعمتهای الهیه است. با معنویت است که شما مى‏توانید استقلال خودتان را حفظ کنید و آزادى خودتان را حفظ کنید و به مراتب‏ کمال‏ برسید. کمال حقیقی انسان شدت اتصال به خدای سبحان است و انسان عارف به حق وجهه کمال را به حق منتسب میداند.
پس میتوان گفت که کمال واقعی با دو اصل محقق میشود؛ حکمت و حریت اما حکمت همان علم رساندن به نظام وجود است نه به ماهیات و مفاهیم و حدود؛ بلکه مطالعه نظام وجودات عالم، حکمت است و حریت ذاتی یعنی انسان از عبودیت شهوت و حرص خود را خلاص نماید اگر صفای ذاتی را فراهم آورد این دو معنا حاصل میشود. که این معنا در مناجات شعبانیه مولای متقیان متجلی است . «الهى هَبْ لى‏ کَمالَ‏ الْانْقِطاعِ‏ الَیْکَ وَ انِرْ ابْصارَ قُلُوبِنا بِضِیاء نَظَرها الَیْکَ حَتّى‏ تَخْرِقَ ابْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ الى‏ مَعْدِنِ الْعَظَمَه» این کمال انقطاع ، خروج از منزل خود وخودی و پیوستن به اوست و این هبهای است به اولیای خلص پس از صعق حاصل از جلال.
از منظر امام، کمال نفس آدمی در اتصال به ذات ربوبی است که در پرتو آن انوار الهی در وجود انسان متجلی است؛ به این معنا که انسان هر چه ارتباطش با خدا مستحکم تر شود نورانیتر است و هرچه نورانیتش بیشتر گردد درجه وجودیاش بالاتر و سعه وجودیاش بیشتر است.
گفتار ششم: انسان کامل
2-6-1.انسان کامل، مقامات و اوصاف
یکی از اصطلاحات رایج در اندیشه انسانشناسی امام، تعبیر انسان کامل است که ایشان با تبعیت از برخی از عرفای سلف این اصطلاح را در آثار خود کرارا بیان داشتهاند. آنچه در این بخش برای ما حائز اهمیت است بیان ماهیت و ضرورت وجود انسان کامل از دیدگاه امام است که تعریف ایشان متمایز از تعاریف دیگران است. تعریفی که امام ارائه میکنند با سیره عملی ایشان کاملا مطابق است و این حکایت از توام بودن عرفان نظری و عملی در شخصیت والای عرفانی ایشان است. با علم و آگاهی به ابعاد شخصیتی و ساحات وجودی این عارف بزرگ اگر گفته شود که این تعریف در مقام عمل نیز در ایشان متجلی بود سخنی به گزاف گفته نشد؛ یعنی امام بیان و تعریفی از انسان کامل ارائه نمود که در آن کوشید تا خود را با آن تطبیق دهد و تمام اهتمام خود را به کار گرفت که این تعریف در مقام نظر متوقف نشود بلکه از مسیر گفتار به منتهای عمل رسید و ماهیتش را در عمل به اثبات رساند. به همین جهت در تعریف انسان کامل چنین میفرمایند که: «انسان کامل کسی است که فیوضات عالم بالا را به نحوی که افاضه می شود حفظ و ضبط نماید و به طوری که باید به پائین فیض بدهد و فیض برساند؛ خلاصه اینکه از آن طرف دستش کوتاه نباشد و از این طرف هم غافل نباشد.»
در این تعریف چهار نکته مهم نهفته است. اول این که انسان کامل باید از فیوضات الهی بهرهمند باشد. دوم آن که فیوضات الهیه را باتمامه دریافت نماید. سوم این که آن را حراست نماید و در حیات خویش بدان عامل باشد. چهارمین نکته آن که فیوضات الهی را منحصر در زندگی خود ننماید بلکه آن را به صورت تام و کامل که تلقی نموده به دیگران برساند؛ یعنی اسفار اربعه را سیر کرده و یا به تعبیر برخی از مشایخ عرفا معراج سهگانه تحلیلی و ترکیبی و عود را به اتمام رساند. و در غیر این صورت حقیقت انسان کامل بر او مترتب نخواهد بود. به همین جهت امام بارزترین مصداق انسان کامل را وجود مقدس حضرت ختمی مرتبت دانسته و در وصف او میفرماید: «لذا حضرت ختمی مرتبت جامعالکلم است و کاملترین موجود ممکنه است و معنای نبوت ختمیه هم همین است.» این استعداد و ظرفیت وجودی در انسان موجود است و او قادر است که این قوا را به فعلیت رساند و به مقامات عالی انسانی که کمال وجودی اوست بار یابد. چون انسان کامل علت غایی و هدف نهایی آفرینش است و اوست که قادر است مظهر اسما و صفات الهی گردد لذا وجودش امری لازم و ضروری است.
حق تعالی در وجود انسان کامل که خلیفه خداست تجلی نموده و عکس انوار تجلیات از آینه قلب او بر عالم فایض میشود. نظام هستی و عوالم وجود با وجود او مامون و محفوظ است و تجلیات ذاتی و رحمت رحمانی و رحیمی حق به واسطه او بر خلق ساری و جاری است.
اوج اندیشه عرفانی امام که توام با عمل بوده این است که انسان کامل محل مشیت الهی است و به منزله روح عالم است و عالم جسد برای اوست. بسیار روشن و بدیهی است که روح بدن را تدبیر میکند پس انسان کامل عالم را تدبیر مینماید. این مقام برای کسی است که چشم سر را ببندد و چشم دل را باز نماید بال و پر نفس را از وجود خود بر کند و بر عوالم دیگر سیر نماید. نقش مشیت در بیان امام بسیار برجسته میباشد به نحوی که انسان اگر در توحید الهی به مرتبه حقیقیاش راه یابد محل مشیت الهی میگردد. در مقابل توحید ثلاثه (ذاتی و صفاتی و افعالی) فنای ثلاثه قرار گرفته است.
نخست فنای افعالی است در این مرحله سالک به مقامی بار مییابد که همه افعال خود را الهی میبیند. این مقام را « مقام محو» گویند.
دوم فنای صفاتی است که عارف همهی اوصاف کمال را صفات حق بداند. این مرتبه را «مقام طمس» مینامند.
سوم فنای ذاتی است که بالاترین مقام فناست، در این مرتبه سالک مجذوب ذات حق میشود و هستی خود را محو در ذات و هستی حق مییابد. این مرحله را «مقام محق» میگویند.
هرگاه عبد در حق فانی گردد، ذات حق سمع و بصر و ید او میشود این همان اثر قرب نوافل است که برای سالک مجذوب حاصل میشود. و این اشاره به همان حدیث قدسی معروف دارد که فرمود: «و انه لیتقرب الی بالنافله حتی احبه.» وقتی عبد باقی به بقاء بالله گردد مشمول توفیق الهی میشود که حق، اعضا و جوارح او میگردد. در این مقام انسان به مملکت الهی که همان مقام مشیت الله است میرسد و این نتیجه قرب فرائض است. به این مطلب اشاره دارد حدیث نورانی که فرمود: «رضاالله رضانا اهل البیت.» و فرمود که: «انا یدالله انا عین الله انا…» و به مقام اول اشاره دارد کلام مولانا در مثنوی که گوید «از عبادت نیتوان الله شد.» و به مقام ثانی اشاره دارد که گوید: «می توان موسی کلیم الله شد.»
امام در مجموع آثارشان بالغ بر صد و سی مورد از این واژه مقدس استفاده نمودند و در غالب این موارد به اوصاف انسان کامل و شاخصه او اشاره دارند که به اجمال به برخی از آنها اشاره میشود:
1. انسان کامل واسطه فیض الهی است، چرا که اگر مقام او نباشد کسی قادر به دریافت فیض نخواهد بود.
2. چون خدای سبحان فیاض علیالاطلاق است و فیض او دائمی است لذا وجود انسان کامل ابدی و دائمی است چه این که او باید باشد تا این فیض را دریافت نماید.
3. یکی از شاخصه های انسان کامل این است که او مظهر جمیع اسما و صفات الهی و مربوب حق تعالی است .و مجلای اسم ربوبیت حق است.
4. انسان کامل صراط مستقیم الهی است. وجودش مصداق واقعی صراط حق و منعم علیهم میباشد.

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوع رئالیسم جادویی

Close Menu