منابع پایان نامه ارشد درمورد علامه طباطبایی

منابع پایان نامه ارشد درمورد علامه طباطبایی

دانلود پایان نامه

 

در یک سوره یک موضوع مطرح می‌شود و به اتمام می‌رسد و دوباره مطلب جدیدی آغاز می‌شود، با موضوعات مختلفی، همچون توحید، معاد، نبوت اجتماعی، اخلاقی، سیاسی، احکام، تاریخ و قصه بحث خود را پیش می‌برند. این مطلب موجب می‌شود که خواننده یک نوع عدم انسجام را در درون سوره مشاهده کند.
در واقع بسیاری از سوره‌های قرآن کریم، بالوجدان و بالذات از وحدت موضوعی برخوردار نیستند.
با توجه به مطلب فوق متوجه می‌شویم که وحدت موضوعی در تمام سوره‌های قرآن قابل اثبات نیست افزون بر آن موضوعات در سوره های مختلف تکرار می‌شود؛ بنابراین موضوعات نمی‌تواند عامل تشخیص و امتیاز سوره‌ها از یکدیگر باشند حال سؤال اساسی این است که اگر سوره‌ای در قرآن از وحدت در موضوعی خاص پیروی نکند، آیا هیچ نوع پیوستگی، انسجام و وحدت دیگری نیز بر سوره‌های قرآن حاکم نیست. پاسخ به این سؤال منفی است؛ زیرا در هر یک از سوره‌های قرآن کریم حتماً وحدت غرضی وجود دارد.
از جمله مفسرانی که به محتوای سوره توجه و در ضمن بیان کلیات سوره گزارشی از محتویات سوره را نگاشته‌اند نمونه آن محمد عبده و رشید رضا در تفسیر المنار هستند. آن‌ها  تفسیر خود را بر چند پایه بنا نهادند که یکی از آن‌ها «وحدت موضوعی سوره» بود به اعتقاد آن‌ها  تفکر در کلیت سوره را باید اساس در فهم آیات آن گرفت و موضوع سوره، پایه  فهم آیات نازل شده در هر سوره‌ای به شمار می‌رود.
مصطفی مراغی در تفسیر مراغی همین فکر را تعقیب کرده، همین نگاه در تفسیر نمونه تعقیب می‌شود.
سید قطب در تفسیر فی ظلال القرآن به جهت فکری کلی حاکم بر سوره‌ها توجه کرد. به نظر می‌رسد سید قطب گامی جلوتر از مراغی  و معاصرینش گذاشت وی به محور اصلی هر سوره توجه کرد و مجموعه موضوعات متنوع در هر سوره را با آن محور یا محورهای اصلی مرتبط دانست.
شاید صریح‌ترین و دقیق‌ترین تعریف از وحدت سوره‌ها در کلام علامه طباطبایی باشد، علامه به جای استفاده از واژه موضوع و توجه به محور به «غرض»  سوره توجه می‌دهد به اعتقاد وی هر سورهایی با وجُود تنوع موضوعات و ابعاد گوناگونی از اخبار، ‌انشاء، تاریخ و قصص و امثال و نظایر آ‌ن‌ها یک غرض و مقصدی دارد که در ورای این آیات نهفته است. وحدت سوره عبارت از وحدت غرضی می‌باشد که در ورای این الفاظ است «هر سوره غرض خاص و معنای مخصوصی را ایفا می‌کند غرضی را که تا سوره تمام نشود آن غرض نیز تمام  نمی‌شود.»
هنگامی که مفسر ملاک وحدت سوره را نه موضوعات مطرح شده در سوره بلکه غرض و مقصود می‌داند، سوره دارای انسجامی درونی می‌شود که تنوع بخش‌ها و موضوعات گوناگون ابعادی از منظومه و روح ساری و جاری و در تمام سوره شمرده می‌شوند. هر یک از سوره‌ها غرض و مقصودی دارد که ایجاب می‌کند تا مباحث مربوط به اعتقادات، اخلاقیات و احکام و دستورات فقهی و حقوقی هر کدام به میزان لازم در سوره‌ای بیان شود. این نگاه به مفسران کمک می‌کند تا علت ترکیب این موضوعات و دلیل حجم پرداخت شده بر هر موضوع را بداند و به کشف مراد جدی خدای متعال نایل آید.
حال باید دید با توجه به اهمیت مسئله وحدت سور و توجه به غرض، چه پیشینه ای برای ان وجود دارد؟
1-4-2- سیر تطور تاریخی وحدت سور
از جهت تاریخى توجه جدى به غرض سوره‌ها و تأکید بر آنکه هدف هر سوره باید اساس فهم آیات تلقى گردد از اوائل قرن چهاردهم هجرى آغاز شد. اما چنان نیست که گذشتگان به طور کامل از آن غافل باشند.
قرآن‌پژوهان و مفسران پیشین این بحث را از دریچه تناسب و ارتباط آیات می‌نگریستند. نخستین نشانه هاى این رویکرد در قرن هفتم هجرى و در «تفسیر مفاتیح الغیب» به چشم می‌خورد. فخر رازی (606ـ 543) که به گفته سیوطى به اعجاز قرآن از جهت نظم و ترتیب آیات اعتقاد داشت. در قرن هشتم نیز این روش مورد توجه «نیشابوری» (نیشابوری، غرائب القرآن و رغائب الفرقان) قرار گرفت و بخشى از تفسیر خود را به بیان تناسب آیات اختصاص داد. اما سخنى از اغراض و مقاصد سوره‌ها به میان نیاورد.
قرن نهم هجرى گرایش و اهتمام ویژه مفسران به تناسب آیات به اوج خود رسید در نتیجه مقاصد سوره‌ها نیز به کانون توجه آنان راه یافت. نخست المهایمى (835 هـ) در تفسیر «تبصیر الرحمان و تیسیر المنان» به بهانه ذکر وجه تسمیه سوره‌ها به مقاصد آن‌ها اشاره کرد او معتقد بود که بین اسم سوره و مقصد اصلى آن ارتباط معنا دارى وجود دارد.
پس از او نوبت به مجدالدین فیروز آبادى (871 هـ) رسید که در «بصائر ذوى التمیز فى لطائف الکتاب العزیز» به صراحت از مقاصد سوره‌ها یاد کند. وى ابتداى هر سوره بخشى را به «معظم مقاصد السوره» اختصاص داد و مطالب و موضوعات مطرح شده در سوره را فهرست‌وار بیان می‌کرد. گرچه او به هدف اصلى سوره اشاره اى نمی‌کرد اما با بکار بردن عبارت «مقصود السوره» زمینه اى براى نگرش به اهداف و مقاصد سوره‌ها می‌گشاید.
در همان زمان برهان الدین ابن الحسن البقاعى (885 ه. ق) با نگارش کتاب «نظم الدرر فى تناسب الآیات و السور» تحول شگرفى در مبحث «ارتباط آیات» بوجود آورد او به انواع مختلف تناسب همچون تناسب سوره‌ها و تناسب آیات اعتقاد داشت و سعى کرد راه‌یابی به تناسب آیات را قانونمند کند و اصول و بنیان‌های علمى آن را پى ریزى نماید. یکى از مهم‌ترین قواعدى که وى در این خصوص بیان کرده است توجه به غرض سوره است او می‌گوید:
«قاعده کلی‌ای که در شناخت مناسبات آیات در تمام قرآن مفید است آن است که در غرضى که سوره در جهت آن سیاق یافته دقت کنی».
بقاعى نخستین کسى است که به اهداف سوره با نگرش امروزى پرداخته است و ضمن پایبندى به وحدت غرض در هر سوره تلاش نموده با استفاده از راهکارهایی همچون فضائل سوره‌ها، اسامى، شأن نزول و سیاق آیات به غرض سوره راه یابد و آنگاه از رهگذر غرض سوره به مناسبات آیات پى برد. او تحول بزرگى در علم مناسبت بوجود آورد؛ و نگرش هدفمند به سوره‌ها را پى ریزى کرد و از این جهت همه کسانى که پس از او در این وادى گام برداشته‌اند وامدار اندیشه‌ها و تلاش‌های فکرى او هستند.
با شروع قرن چهاردهم هجرى تحولى شگرف در روش‌های تفسیری و سبک‌های تفسیر نگاری مسلمانان پدید آمد یکى از این روش‌ها تفسیر ساختارى و توجه به اهداف سوره‌ها بود که به حق باید محمد عبده را مبتکر این روش در قرن اخیر بدانیم.
محمد عبده اصرار داشت که کشف هدف سوره، به مفسر کمک می‌کند تا به طور دقیق به معانى آیات نزدیک شود و معارف قرآن را درک کند شاگرد وى سید رشید رضا در «تفسیر المنار» این نظر استاد را به خوبى توضیح داده است. درحالی‌که با دقت در این تفسیر می‌توان مشاهده کرد که ایشان به موضوع سوره التفات دارد به عبارتی موضوع محور بوده است و موضوع سوره را هدفی برای ان سوره می‌داند.
در فاصله کوتاهى پس از انتشار «المنار» شیخ طنطاوى (1258 ـ 1287 هـ) «الجواهر فى تفسیر القرآن» را نگاشت (تألیف: 1344 هـ ـ 1923 م) و علاوه بر توجه ویژه به علوم جدید در تفسیر قرآن اهداف و ساختار سوره را نیز در تفسیر دخالت داد و یا شیخ محمود شلتوت تحت تأثیر روش المنار ده جزء نخست قرآن را تفسیر کرد و کوشید مقاصد سوره را گزارش کند اما هنوز این حرکت در ابتداى راه بود.
با شروع دهه چهارم قرن بیستم این حرکت اوج گرفت. این بار سردمدار آن سید قطب بود که با انتشار مقاله اى با عنوان «تصویر هنرى قرآن» در مجله «المقتطف» در سال (1939م ـ1360هـ.ق) و سپس کتابى با همین عنوان (1944 م ـ 1365 ه ـ) نشان داد در فهم قرآن نباید فقط به آیات توجه کنیم بلکه باید نگرشى کلى به سوره داشت و ویژگی‌های عمومى سوره را کشف کرد. در حقیقت به محور سوره توجه نشان داد.
به دنبال طرح این مسئله از سوى سید قطب، دکتر محمد عبدالله دراز در کتاب «النباء العظیم» این نظریه را پى گرفت (1352 هـ ـ 1933 م). پس از وى شیخ محمد مدنى ـ ریاست دانشکده الهیات الازهر ـ نیز بر این مسئله تأکید کرد و گفت: هر سوره اى در قرآن کریم داراى جان و روحى است که در کالبد آیات آن سوره جریان دارد و این روح بر مبانى و احکام و اسلوب آن سوره اشراف دارد.

مطلب مرتبط :   منابع مقاله درمورد مالکیت مدیریتی

بستن منو