منابع پایان نامه ارشد درمورد رسیدگی به اعتراض

منابع پایان نامه ارشد درمورد رسیدگی به اعتراض

دانلود پایان نامه

ب) اشکال ورود ثالث:  

1ـ ورود ثالث اصلی: در صورتی که ثالث در دعوای در حال جریان برای خودش حق مستقلی قائل باشد وارد ثالث اصلی خوانده می شود. مانند حالتی که در دعوایی که الف علیه ب به خواسته تحویل چند تخته فرش اقامه کرده است. ج که تعدادی از آن ها را متعلق به خود بداند وارد فرایند دادرسی می شود.
2ـ ورود ثالث تبعی: در صورتی که ثالث خود را در ذیحق شدن یکی از طرفین ذینفع بدان وارد ثالث تبعی خوانده می شود. مثال حالتی که در دعوایی که الف علیه ب اقامه کرده است ج که حق ارتفاقی را از ب دریافت کرده است برای تقویت موضع ب وارد دعوا می شود.
گفتار دوم: زمان ورود شخص ثالث:
مطابق ماده 130 ق.آ.د.م ثالث اعم از اصلی یا تبعی می‌تواند تا وقتی که ختم دادرسی اعلام نشده است؛ وارد دعوا شود چه این‌که رسیدگی در مرحله بدوی باشد؛ چه در مرحله تجدید نظر. برخلاف جلب ثالث که دادخواست مربوط به آن باید تا جلسه اول رسیدگی به ‌صورت کامل به دادگاه تقدیم یا حداکثر در جلسه اول، هریک از طرفین نظر خود را در مورد جلب شخص ثالث اظهار و ظرف 3 روز دادخواست آن را تسلیم دفتر دادگاه نمایند.(م 135 ق.ج). در دعوی ورود ثالث چنین محدودیتی وجود ندارد؛ زیرا اصلاً معلوم نیست که وی از طرح دعوا از ابتدا آگاه شده است یا نه و درصورت آگاهی اثبات تاریخ اطلاع او از جریان دعوی اصلی بسیار مشکل می‌باشد. بر این اساس به لحاظ فرجه زمانی ورود ثالث تا زمان اعلام ختم دادرسی امکان‌پذیر است. اما ختم دادرسی چه زمانی می باشد؟«اعلام ختم دادرسی در پرونده مدنی به معنای پایان یافتن رسیدگی دادگاه و آماده بودن پرونده برای صدور رأی است». ختم دادرسی درصورتی محقق می‌شود که دادگاه بتواند اقدام به صدور رأی قاطع نماید. دادگاه پرونده را در وضعیتی می‌بیند که تمامی رسیدگی‌ها و اقدامات قانونی لازم برای کشف واقع و فعل خصومت انجام و نتایج آن‌ها مشخص شده و آماده صدور رأی قاطع است در این صورت دادگاه ختم دادرسی را اعلام و حداکثر ظرف یک‌ هفته اقدام به صدور رأی می‌نماید. بنابراین منظور از ختم دادرسی را باید آن دانست که دادگاه بتواند رأی قاطع صادر کند. پس اگر نظر کارشناس واصل شده ولی هنوز نسبت به آن اعتراض نشده است و مهلت اعتراض هم باقی است؛ دادگاه نباید ختم دادرسی را اعلام دارد. طبق ماده 130 ثالث می‌تواند تا زمانی که ختم دادرسی اعلام نشده است وارد دعوا شود اعم از این‌که در مرحله بدوی باشد یا تجدید نظر.
الف) تا ختم دادرسی بدوی:
بر اساس ماده 130 قانون جدید شخص ثالث می تواند تا قبل از ختم دادرسی بدوی وارد دعوا شود. در مورد ختم دادرسی توضیح دادیم و گفتیم هر لحظه که دادگاه آماده صدور رأی قاطع است باید ختم دادرسی حساب شود. اما دادرسی بدوی می تواند در موارد متفاوتی در حال جریان باشد که هرچند این موارد همگی رسیدگی بدوی می باشند؛ اما امکان یا عدم امکان ورود ثالث در همه آن ها یکی نخواهد بود.
این موارد شامل واخواهی در دادگاه بدوی، اعتراض ثالث در دادگاه بدوی، اعاده دادرسی در دادگاه بدوی و ارجاع به داوری از سوی دادگاه بدوی می باشد که لازم است در این مورد توضیحاتی داده شود. در مورد واخواهی در دادگاه بدوی باید بگوییم که در مرحله واخواهی دادرسی در جریان است؛ بنابراین باید امکان ورود ثالث وجود داشته باشد. البته درست است که در این خصوص نص صریحی وجود ندارد؛ اما با توجه به این‌که طبق ماده 130 ق.ج. مادامی که ختم دادرسی اعلام نشده است؛ شخص می‌تواند وارد دعوا شود؛ پس ورود ثالث در این مرحله امکان‌پذیر می‌باشد. و دلیلی بر منع آن دیده نمی شود.
در مورد ورود ثالث در اعاده دارسی که در مرحله بدوی مطرح است؛ با توجه به تصریح قانونی در مورد عدم امکان ورود ثالث در مرحله اعاده دادرسی (ماده 441 ق.ج) امکان ورود ثالث در این مرحله ممکن نیست. در واقع در اعاده دادرسی تنها به جهات ادعا شده و در همان محدوده رسیدگی می شود پس امکان ورود ثالث که مستلزم گسترش این مرحله می باشد وجود ندارد. درمورد امکان یا عدم امکان ورود ثالث در مرحله اعتراض ثالث قانون تصریح به جواز یا منع آن نکرده است و در این زمینه اختلاف نظر وجود دارد. یک دیدگاه قائل بر این است که علیرغم نحوه تنظیم قسمت اخیر ماده420 ق.ج. با توجه به این که دادگاه در رسیدگی به اعتراض وارد بودن یا نبودن آن را تنها باید تشخیص دهد.( ماده 425 ق ج) و نیز شیوه تنظیم مواد 130 و 135 ق.ج. امکان ورود ثالث در این مرحله وجود ندارد. در مقابل دیدگاهی قائل بر این است که ممکن است ادعای معترض ثالث مخل به حقوق غیر باشد و با توجه به این که در زمان مطرح بودن اعتراض ثالث، ثالث دوم از حق اعتراض برخوردار نیست و باید منتظر بماند تا رای صادر شود و بعد اقدام به اعتراض ثالث مجدد نماید؛ باید بپذیریم که ثالث دوم بتواند وارد دعوای حاضر شود و به عبارت دیگر پذیرش ورود ثالث در این مرحله با عنایت به وضعیت خاص وارد ثالث که بر خلاف سایر طرق نزدیک به قاعده عمومی است و فقدان دلیلی بر عدم پذیرش دعوای ثالث و این که لزوم انتظار برای اتمام دادرسی فعلی، ممکن است حقوقی از ثالث تضییع کند که بعضاً امکان اعاده به وضع سابق نباشد؛ منطقی تر می نماید.
به نظر می رسد با توجه به این که قانون موارد خاص عدم امکان ورود اشخاص دیگر در فرایند دادرسی را تصریح کرده است. ( اعاده دادرسی ماده 441 ق ج) ونیز نظر به وضعیت خاص طریقه اعتراض ثالث که آن را به طرق عادی شکایت بسیار نزدیک کرده است و با توجه به ملاک ماده 130 ق. ج. که امکان ورود ثالث را در مرحله بدوی قائل شده است و از طرف دیگر مبنای ورود ثالث که جلوگیری از تضییع حقوق وی می‌باشد باید بگوییم بهتر است امکان ورود ثالث در این مرحله ( اعتراض ثالث در مرحله بدوی)، وجود داشته باشد. ورود ثالث در هنگامی که دعوا از طریق دادگاه بدوی به داوری ارجاع شده است. بر اساس ماده 454 و 475 ق.ج امکان پذیر می باشد. در واقع در این حالت هنوز ختم دادرسی اعلام نشده است.
ب) تا ختم دادرسی تجدیدنظر:
طبق ماده 130 ق.ج. امکان ورود ثالث در مرحله تجدیدنظر وجود دارد. بنابراین اگر ثالث در مرحله نخستین به هر دلیل اعم از عدم اطلاع یا دلیل دیگر نتواند یا نخواهد وارد دعوا شود می‌تواند قبل از ختم دادرسی در این مرحله وارد شود. از طرف دیگر رد یا ابطال دادخواست یا رد دعوای شخص ثالث در مرحله بدوی مانع از ورود او در مرحله تجدیدنظر نخواهد بود. این سعه نظر به خاطر آن است که اصل در دعوی شخص ثالث احقاق حق است. بنابراین اگر ثالث در مرحله نخستین وارد شده باشد؛ ولی قرار رد دعوای او صادر شده باشد او می‌تواند بدون توجه به این قرار، در مرحله تجدیدنظر وارد جریان رسیدگی شود. در این حالت دادگاه تجدیدنظر یک نوع رسیدگی بدوی را انجام می دهد. اما در مرحله تجدیدنظر نیز دادرسی ممکن است در موراد متفاوتی در حال جریان باشد. در موارد ورود ثالث در واخواهی که در دادگاه تجدیدنظر در حال رسیدگی است؛ نظر به اینکه واخواهی از طرق عادی شکایت است و منعی از این بابت در قانون وجود ندارد؛ باید بگوییم امکان ورود ثالث در این مرحله وجود دارد. در مورد عدم امکان ورود ثالث در اعاده دادرسی که در دادگاه تجدیدنظر رسیدگی است نظر به نص صریح ماده 441، تردیدی وجود ندارد.اما در خصوص ورود ثالث در اعتراض ثالثی که در دادگاه تجدیدنظر درحال رسیدگی است. باید بگوییم این امکان وجود ندارد. در واقع اگرچه در این حالت نیز هنوز ختم دادرسی اعلام نشده است؛ اما نظر به اینکه از یک طرف اعتراض ثالث از طرق ویژه است و نباید دامنه آن گسترش یابد و از طرف دیگر اصل بر دو درجه ای بودن رسیدگی است و رسیدگی بدوی در دادگاه تجدیدنظر خلاف اصل است که فقط در موارد منصوص ممکن می باشد؛ لهذا امکان ورود ثالث در اعتراض ثالثی که در دادگاه تجدیدنظر در جریان است امکان پذیر نمی باشد.
ورود ثالث در داوری که از طریق دادگاه تجدیدنظر به داوری ارجاع شده است نظر به مواد 454 و 475 ق.ج. امکان پذیر می باشد.
مبحث دوم: نحوه طرح دعوا و رسیدگی به دعوای ورود شخص ثالث:‌
گفتار اول: ‌نحوه طرح دعوا:
برای رسیدگی به دعوای ورود ثالث طبق قواعد عام باید دادخواست تقدیم شود؛ دادخواست تقدیمی باید کامل بوده و شرایط خاص خود را دارا باشد. بعد از تنظیم دادخواست باید به مرجع صالح تعیین شده توسط قانون تقدیم گردد. در مورد دادخواست ورود ثالث با توجه به وضعیت خاص آن مباحثی مطرح می‌شود که باید مورد بررسی واقع شوند. از طرف دیگر در مورد صلاحیت (ذاتی یا محلی) مرجع تقدیم دادخواست نیز توضیحاتی لازم است. بنابراین این مباحث را در دو قسمت جداگانه بررسی خواهیم کرد.
الف) تشریفات دادخواست و ضمانت اجرای خاص هرکدام:
گفتیم که اقامه دعوی ثالث مستلزم تقدیم دادخواست است. در تنظیم دادخواست باید شرایط و ویژگی‌های دادخواست اصلی رعایت شود. (ماده 131). درصورت نقص در دادخواست مواد 53 تا 56 و در مرحله تجدیدنظر ماده 345 ق.آ.د.م لازم‌الرعایه است.
1ـ تعیین خواسته:

مطلب مرتبط :   منابع تحقیق با موضوع برنامه های آموزشی

بستن منو