منابع پایان نامه ارشد درمورد ادراکات اعتباری

منابع پایان نامه ارشد درمورد ادراکات اعتباری

دانلود پایان نامه

این نگاه از منظر شیعه نیز پذیرفته است، و چه بسا استدلال هم بکنند که ملائکه مطبوع بر اطاعت خدایند، و اطاعت طبیعت و فطرى آنها است، اصلا قادر بر معصیت نیستند، به خلاف انسان که هم مى‏تواند اطاعت کند و هم مخالفت، و سازمان وجودش را هم دو قسم نیرو تشکیل مى‏دهد یکى نیروهاى شیطانى و دیگرى رحمانى، یکى عقل و یکى شهوت و غضب. پس انسان مؤمنى که با نفس خود جهاد نموده، با آن که مى‏تواند معصیت کند خوددارى نموده، در عوض خداى را اطاعت مى‏کند از ملائکه افضل است. ولى با همه این حرفها افضلیت انسان به آن معنایى که گذشت در میان شیعه و اشاعره اتفاقى نیست، و از اشاعره کسانى هستند که قائل به افضلیت ملک شده‏اند، مانند زجاج، و به ابنعباس هم نسبت داده‏اند. بعضى از ایشان مثل زمخشری قائل شده‏اند به افضلیت پیغمبران از سایر موجودات.  

بعضى دیگر قائلند به برترى کروبین از ملائکه بطور مطلق، آن گاه برجستگان بشر، سپس عموم ملائکه از عموم بشر، که امام فخر رازى این قول را اختیار کرده و به غزالى هم منسوب است.
و اما معتزله معتقد شده‏اند به افضلیت ملائکه از بشر و استدلال کرده‏اند به ظاهر آیه «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنِی آدَمَ.» زمخشرى به کسانى که قائل به افضلیت انسان از ملک شده‏اند خیلى بدگویى کرده و در ذیل جمله« وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى‏ کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِیلًا.» گفته است: مراد از کثیر آن طور که اینان پنداشته‏اند جمیع نیست، بلکه موجودات غیر ملائکه است، و همین فضیلت براى بنى آدم بس است که مافوقشان ملائکه است، و غیر از این موجودات شریف و مقرب درگاه خدا ما فوق دیگرى ندارند.
علامه میفرماید: حق مطلب این است که صرف امکان فعل و ترک و اینکه انسان به طور مساوى به طاعت و معصیت قدرت دارد و طاعت را ترجیح میدهد ملاک اصلى فضیلت، نیست، بلکه اطاعت بشر از این جهت افضل است که از صفاى طینت و حسن سریره او کشف مى‏کند، به دلیل این که مى‏بینیم عبادت و اطاعت کسى که مى‏دانیم داراى خبث سریره و پلیدى نفس است هیچ قیمتى ندارد، هر چند در تصفیه عمل و بذل منتهاى قدرت نهایت درجه سعى را کرده باشد. بنابراین ذات ملائکه که قوامش بر طهارت و کرامت است و اعمالش جز ذلت عبودیت و خلوص نیت حکمى ندارد از جنس و ذات انسان که با کدورت‏هاى هوا و تیرگى‏هاى غضب و شهوت مشوب و مکدر است افضل و شریف‏تر است.
البته ممکن است همین انسان که کمال ذاتى خود را به تدریج یا به سرعت و یا به کندى از راه به دست آوردن استعدادهاى تازه کسب مى‏کند در اثر آن استعدادهاى حاصله به مقامى از قرب و به حدى از کمال برسد که ما فوق حدى باشد که ملائکه با نور ذاتی شان در ابتداى وجودش رسیده، ظاهر کلام خداى تعالى هم این امکان را تایید مى‏کند.
از نگاه علامه هرچند جنس ملائکه از جنس بنی آدم برتری دارد اما برتری در جنسیت به جایگاه انسان بر فرشتگان لطمهای وارد نمیسازد. زیرا دلایل به اندازه کافی از آیات و روایات بر اثبات این ادعا وجود دارد. علاوه بر مطالب مذکور که در بیانات تفسیریشان بر تایید این مطلب ارائه کردند در شرح و تفسیر بیانات شبستری در گلشن راز در ذیل برخی از ابیات مربوطه، نکات دقیق و ظریفی دارند. آنجا که شبستری گوید:
تو بودی عکس معبود ملائک از آن گشتی تو مسجود ملائک
میفرمایند: ای انسان تو بودی که مظهر تجلیات جمالی و جلالی و اسمائی و صفاتی حق تعالی گشتی و به ملائک امر شد تا سجدهات کنند و در برخی روایات وارد شده که آدم برای ملائک به منزله قبله بود. و در تفسیر لب و روح جهان بودن انسان، تحلیل او این است که همه مظاهر مسخر انسانند.
تو مغز عالمی زآن در میانی بدان خود را که تو جان جهانی
انسانی که دارای چنین کمالاتی باشد ابتدا پیامبرو چهارده معصوم مصداق آنند که حکومت تکوینی و تشریعی بر عالم دارند و دیگران هم در اثر تبعیت از آنان میتوانند بالوراثه چنین کمالاتی را بیابند و حکومت تکوینی داشته باشند نه تشریعی؛ زیرا که حکومت تشریعی مخصوص پیامبر و معصومین میباشد.
گفتار سوم: ساحت های وجودی انسان
3-3-1. شئون وجودی انسان
برای شناخت حقیقت انسان لازم است که ابعاد وجودی او شناخته شود و بدون تردید مادامی که ساحات وجودی انسان شناخته نشود ارائه یک تعریف واقعی برای او ناممکن خواهد بود. علامه برای تبیین حقیقت انسان و جایگاه او در هندسه نظام، اهتمام نموده تا ساحات وجودی او را نمایان سازد. هر چند ایشان واژه ساحت را در تعابیر خود ندارند اما به جای آن از الفاظی چون قوای نفس، مراتب وجودی، شئون وجودی، جهات نفس و اطوار استفاده می کنند که با آن مرادف است.
در موارد مختلف حوزه انسان شناختی علامه از این تعابیر بهره می گیرند و با توجه به ساحات و شوون نفس معتقدند که انسان علاوه بر ساحت جسمانی دارای تکثر ابعاد و تعدد ساحات است که ساحت معرفتی، اعم از معرفت و ادراک حسی و وهمی و عقلی ( نظری و عملی )، جنبه حقیقت محوری، کمال طلبی، میل به پرستش و عبودیت، تمایل به امور معنوی، اراده و اختیار در مسیر زندگی، گرایش به اخلاق متعالی، بخشی از ساحت های وجودی او را شکل می دهد که سایر موجودات از آن بهره ای ندارند. در خصوص به کار گیری قوای نفسانی نگاه علامه این است که با فعلیت بخشیدن به قوای نفس و انجام برخی از اعمال و افعال خاص، سعادت و کمال برای انسان رقم می خورد و نیز با عدم فعلیت قوا، شقاوت و انحطاط انسانی سرنوشت او را تعیین می نماید.
در باب ساحت ادراکی و معرفتی که از جمله قوای نفس به شمار می آید حیات انسانی او ممتاز می گردد و با به کار گیری این قوه است که بر حوادث اطرافش احاطه یافته و هویت حقیقی خود را پیدا می کند چه این که بین ساحت عقلانی و شناخت حقیقی، ارتباطی عریق و پیوندی عمیق وجود دارد؛ به این معنا که تجلی واقعی حقیقت در پرتو نیروی عقلانیت میسر است و رسالت اصلی قوه ادراکی که عقل نظری است شناخت حقایق اشیا است.
هر چند در مباحث عرفانی برای تطهیر درونی و امور باطنی در نیل به حقایق و درک واقعیات هستی و تاثیر آن در حیات پاک و سعادتمندانه بسیار تاکید دارند اما این مطلب او را از اهمیت ادراکات عقلی و جایگاه مهم عقل در انسان شناسی باز نداشته است. به همین جهت در آثار فلسفی به تفصیل در باب اقسام عقل و مراتب آن سخن گفته و رابطه بین سپری ساختن مراتب عقل و سعادت و کمال انسان را بیان داشته است.
در تحلیل عقل می فرماید: «عقل نظری دارای چهارمرتبه است که عبارتند از: «عقل هیولائى، عقل‏ بالملکه‏، عقل بالفعل، عقل مستفاد.» و مراد از عقل عملی عقلی است که به حسن و قبح دعوت می کند. کمال انسانی مرهون شکوفایی قوای عقل نظری و عملی هر دو است و بدون به فعلیت رساندن نیروی عقل ساحت وجودی او کامل نمی گردد.
علوم و معارف که از قوه عاقله بر می خیزند دارای دو قسم حضوری و حصولی است و ادراک حصولی به چهار قسم حسی، خیالی، وهمی و عقلی قابل تقسیم می باشد. نکته بدیع در اندیشه علامه این است که ایشان حیات انسان را با مراتب عقول و علوم پیوند زده و معتقدند که نورانیت انسان در پرتو به کار گیری از این ادراکات تحصیل می شود. بنابراین ساحت عقل و ادراکات عقلی در انسان شناسی علامه از جایگاه بسیار رفیعی برخودار است. وی با توجه به تقسیماتی که برای عقل قائلند معتقدند که با حاکمیت این قوه در مقام نظر، موجب واقع بینی و کسب حیات حقیقی می گردد. و در مقام عمل، انسان را به حق دعوت می کند و به حسن و قبح حکم می نماید. این همان عقل عملی است که منشاء ادراکات اعتباری بوده و این ادراکات، رابط بین انسان و اعمال او است.
از نگاه علامه ادراکات اعتباری یکی از ساحت های وجودی انسان به شمار می آید و یکی از مقوله هایی است که در تعامل انسان با جهان خارج در شکل گیری نظام حقوقی ، اخلاقی و سیاسی و اجتماعی نقش مهمی را ایفا می کند.
یکی دیگر از ساحات وجودی انسان که مورد توجه علامه قرار گرفته است ادراکات فطری اوست که انسان را به واقعیات و تفکر رئالیستی سوق می دهد. انسان ها در زندگی و حیات مادی با گرایش ها و ادراکاتی مواجه هستند که آنها را در شناخت حقایق به چالش می کشد و هرگز او را آرام نمی گذارد. این همان گرایش فطری است که در نهاد و نهان انسان مفطور است.
3-3-2. تعالیم الهی و توجه به ساحات باطنی
نگرش دین به انسان یک نگاه واقعبینانه است که شاید کمترین مناقشه بر بینش عمیق آن وارد نباشد. سطحینگری و ظاهربینی از مقام دینبری است، خصوصا برای دینی که داعیه جاودانگی و جهانی بودن داشته باشد. اسلام آخرین سخن و محکمترین بیان را در باب انسان و جهان تبیین فرمود لذا آن چه را بیان نمود حقیقت به معنای واقعی کلمه است. در تعالیم همین دین آمده است که: «انسان جز خدای یگانه کسی را نپرستد و به کسی جز وی که پروردگار جهانیان است سر تعظیم فرود نیاورد. هر فرد مسلمان باید اعتماد به نفس داشته باشد و از استقلالی که خدا به وی داده است استفاده کند و راه زندگی را بپیماید. توجه به غیر خدا انسان را خوار و پست میکند». چرا که تعالیم بشری قدرت تبیین تمام ابعاد انسانی را ندارند و این فقط نگرش دینی است که با نگاه عمیق باطنی به انسان و جهان توجه دارد. از نگاه دین، هویت انسان را نمیتوان به ظاهر دانست و او را به شاکله ظاهری خلاصه نمود، ظاهر انسان که در جسمش خلاصه میشود بخشی از واقعیت اوست نه همه حقیقت انسان، رویکرد اسلام با محدود نمودن تمام ماهیت و حقیقت انسان به ساحت جسمانی یک پارادوکس آشکار است. چرا که انسان در مرتبه جسمانی با سایر حیوانات مشترک است وامتیازی بر آنها ندارد. بدون تردید پیروی از قوانین بشری که شناخت درستی از حقیقت انسانی ندارند و تمام حقیقت او را در ساحت مادی محدود میدانند بتدریج انسانیت انسان را به زوال میکشانند.
قوانین غیر دینی تنها زندگی چند روزه این جهان را در نظر میگیرند و برای انسان وظایفی را وضع میکنند که در سایه آنها بتواند از زندگی مادی منابع جسمانی که میان انسان و سایر حیوانات مشترک است بهره برداری نماید. و در حقیقت یک زندگی حیوانی را با منطقی که از احساسات و عواطف چرندگان و درندگان سرچشمه میگیرد برای انسان تنظیم میکنند و هیچ توجهی به واقعبینی انسان و زندگی جاوید و مملو از معنویات وی ندارند.
همه اجتهاد و تلاش علامه در شناخت واقعی انسان بر این نکته معطوف است که او را از لایه بیرونی به درونش دعوت نماید و به تامل وا دارد که باطنش چون ظاهر نیازهایی دارد و این حاجات درونی از واقعیاتی حکایت می کند که به او اصالت میبخشد و نیازهای بیرون به نوعی از درون نشات می گیرد. بنابراین حقیقت انسان به هیات و شاکله ظاهری نیست بلکه علاوه بر ظاهر دارای ساحات باطنی نیز میباشد.

مطلب مرتبط :   تحقیق رایگان درمورد اجتماعی

Close Menu