منابع پایان نامه ارشد درباره نیروهای اجتماعی

منابع پایان نامه ارشد درباره نیروهای اجتماعی

دانلود پایان نامه

غیریت، ما را به مفهموم دیگری رهنمون می‌کند که از آن به عنوان «منطق تفاوت » یاد می‌شود. منطق تفاوت و منطق هم ارزی یا زنجیرۀ همارزی در قالب ایجاد زنجیره هویت‌های هم ارز در میان عناصر مختلف عمل می‌کند و در پی تبیین روابط غیریت سازانه‌ای است که ساختار فضای سیاسی حاکم بر جامعه را تعیین می‌کنند. (سلطانی، 1384: 93-92). منطق تفاوت به ویژگی متکثر بودن جامعه اشاره دارد و بر تمایزها و تفاوتهای میان نیروهای اجتماعی تأکید میکند. منطق تفاوت میکوشد از راه تأکید بر تفاوتها و تنوعات و به تبع آن اختلافات موجود در عرصۀ اجتماعی، زنجیرۀ همارزی موجود را به هم بریزد. منطق یا زنجیرۀ همارزی، منطق سادهسازی فضای سیاسی است. گفتمانها پیوسته در تلاشاند تا تفاوتهای موجود را پنهان کنند و جامعه را یکدست نشان دهند. این کار به وسیلۀ ایجاد یک زنجیرۀ همارزی انجام میشود. به عبارت دیگر در فرایند مفصل‌بندی، دال‌های اصلی در یک زنجیره معنایی با دال‌های (نشانه‌ها) دیگر ترکیب می‌شوند و در مقابل یک غیر که به نظر می‌رسد آنها را تهدید می‌کند، قرار می‌گیرد.(De-Vos, 2003:165)
بنابراین منطق تفاوت بر اختلافات و مرزبندیهای موجود میان نیروهای اجتماعی تأکید میکند و در مقابل آن منطق هم ارزی در تلاش است تا از طریق مفصلبندی بخشی از این نیروها، تمایز میان آنها را کاهش داده و آنان را در برابر غیر، منسجم نماید. بدین ترتیب تمایزات موجود میان عناصر متفاوت به دست فراموشی سپرده میشود و همۀ آنها در نظام معنایی که گفتمان ایجاد میکند حل میشوند. برای مثال؛ در انقلاب اسلامی ایران نیز همه گروههای مخالف رژیم شاه اعم از اسلام گرا، لیبرال، مارکسیست، ملی گرا و غیره در زنجیره هم ارزی گفتمان انقلاب اسلامی قرار گرفتند و تفاوت‌های بنیادین آنها با یکدیگر به طور موقت فراموش گردید. (Anna Marie Smith, 1998: 89).  

رقابت
گفتمان‌ها همواره غیر را به حاشیه می‌رانند و خود را بر جسته می‌نمایند. اماحاشیه رانی غیر هر اندازه نیز شدید باشد، نمی‌تواند رقیب را به طور کامل از صحنه چالش و رقابت حذف نماید. بنابراین همیشه امکان بازسازی و «بازگشت سرکوب شدگان» وجود دارد.
«رقابت سیاسی» را این‌گونه می‌توان تعریف کرد: «تلاش نیروهای رقیب سیاسی برای تثبیت نسبی دال‌های مورد نظرشان در قالب پیکره‌های خاص» (تاجیک، 1385: 24). لاکلاو موفه از گفتمان «رادیکال دموکراسی» نام می‌برند و بر آن تاکید می‌کنند، چرا که مشروعیت نزاع و حق مخالفت را به رسمیت می‌شناسد. آنها در این زمینه مفهوم رقابت را به جای خصومت پیشنهاد میکنند. چنین رویکردی سبب می‌شود دشمن به رقیب و خصومت به رقابت تنـزل یابد (حسینی زاده، 25:1386 -24). با توجه به اینکه حذف کامل غیر ممکن نیست، اما به طور کل می‌توان گفت که هر چه ظرفیت گفتمان‌ها برای تبدیل خصومت به رقابت بیشتر باشد‌، موقعیت آنها نیز بیشتر تثبیت خواهد شد.
به هر ترتیب، در منازعات گفتمانی نباید افراط کرد. سرکوب خشن گفتمان غیر، احتمال رادیکال شدن آن را افزایش خواهد داد. برای مثال، اولین جرقه انقلاب اسلامی ایران در پانزده خرداد سال چهل و دو، در پی سرکوب شدید و خشونت بار مردم توسط رژیم پهلوی شعله و رشد و سرانجام به سرنگونی رژیم پهلوی انجامید.
البته گفتمان‌ها در برخی شرایط قادرند خصومت‌ها را بدون سرکوب و به کمک «مداخله هژمونیک» از بین ببرند. دخالت هژمونیک نوعی بازسازی گفتمانی و مفصل‌بندی جدید است که با تکیه بر ابزارهای قدرت واقناع ایدئولوژیک صورت می‌گیرد و با برطرف نمودن دشواری‌ها و بحران‌های موجود، مانع از فروپاشی هویت گفتمان می‌شود (سلطانی،1384: 95-94). در واقع دخالت هژمونیک، پدیدآورنده‌ی زنجیره‌های هم ارزی در شرایط بحران هستند، هویت‌های متفاوت و نیروهای سیاسی متمایز را حول محور دال مرکزی پیوند می‌دهند و از عناصر پراکنده و متنوع در شرایط نا آرام ، نظم اجتماعی نوینی را خلق می‌نمایند. به عنوان نمونه، ممکن است در یک جامعه، گفتمان‌های مختلف غرق در غیریت‌سازی و منازعات گفتمانی باشند، اما اگر در همین زمان یک دشمن خارجی به این کشور حمله کند، هویت‌های متفاوت به نفع هویت ملی محو می‌شود. در چنین شرایطی سرکوب گفتمان رقیب در افکار عمومی مشروعیت خواهد داشت (سلطانی، 1384 :97 ).
5- هژمونی و تثبیت معنا
لاکلا و موفه با استعانت از مفهوم هژمونی آنتونیو گرامشی مارکسیست ایتالیایی تلاش کردند به تبیین فرایندهای روبنایی بپردازند که در ایجاد آگاهی مردم نقش دارند (حقیقت،1385: 513) لاکلا و موفه از انعطاف‌ناپذیری رابطه میان دال و مدلول استفاده سیاسی میکنند و آن را به مفهوم هژمونی پیوند میدهند. به این ترتیب اگر مدلول خاصی به دال خاصی نزدیک شود و در نتیجه بر سر معنای خاصی برای یک دال در اجتماع اجماع حاصل شود آن دال هژمونیک میشود. با هژمونیک شدن دالهای یک گفتمان کل آن گفتمان به هژمونی دست پیدا میکند (کسرایی، 1388: 351).
هژمونیک شدن یک نشانه به این معناست که معنای آن در سطح وسیعی در افکار عمومی مورد پذیرش قرار گرفته است و یا در واقع نوعی انسداد هر چند موقتی در معنای نشانه به وجود آمده است. در این حالت هژمونی حاصل میشود. هژمونی به کمک تثبیت معنا شکل می‌گیرد. از این رو موفقیت طرحهای سیاسی را به واسطه تواناییشان برای تثبیت نسبی معنا در بافتی مشخص و محدود میتوان سنجید. به این معنا، تولید معنا ابزار مهمی برای ثبات روابط قدرت به شمار میآید. از طریق تولید معنا، روابط قدرت طبیعی و همسو با عقل سلیم جلوه داده میشود تا از نظرها پنهان بماند و قابل مواخذه نباشد.(.(DeVos,2003:163-18
هژمونی بودن گفتمان‌ها و موقعیت طرح‌های سیاسی برای تثبیت معنا «موقتی» است یا در معرض تهدید است. بنابراین هژمونیک شدن دال‌ها مطلق و تام نیستند و گفتمان‌ها برای از هم پاشیدن ناراضیان خود به راهبردهایی چون تطمیع مخالف، به جان هم انداختن جناح‌های مخالف، محو کردن هر نوع مقاومت و مخالفت تهدیدآمیز دست می‌زنند (بابایی،1379: 100).
بنابراین، هژمونی حول وحوش این مطلب است که چه کسی برتری خواهد داشت؟ و چه سوژه یا گفتمانی سیاس- اجتماعی قدرت بیشتری دارد؟ (مارش و استوکر،1387: 209) از نظر لاکلا و موفه هژمونی شدن بر اساس یک شکل‌بندی گفتمانی استوار است که از طریق مفصل‌بندی حاصل می‌شود. به عبارت دیگر فرض وجود یک نیروی هژمونیک در صورتی امکان‌پذیر است که، رابطه میان عناصر برقرار شود (تاجیک،1383: 52). از دیگر خصلت‌های هژمونی برای شکل‌بندی سیاسی خود تبعیت عامه است)حقیقت ، همان :540 ( .

مطلب مرتبط :   پایان نامه درباره تاریخ اجتماعی

شکل 2-3. مدل هژمونی لاکلا و موفه
از جمله مفاهیم هژمونی به شرح ذیل می‌باشد:
انسداد یا توقف
گفتمان‌ها همواره در حال رقابت برای تثبیت معنا هستند. وقتی که یک عنصر چندگانگی معنایی خود را از دست داده و به یک معنای تثبیت شده دست یابد یعنی به وقته تبدیل شود، می‌گویند انسداد یا توقف صورت گرفته است. اما انسداد در معنای یک نشانه عمل موقتی است و زمینه برای برجسته‌سازی معانی دیگر یک نشانه توسط گفتمان‌های دیگر همواره مهیا است (سلطانی، 1383: 80-79).
لازمۀ تثبیت معنای یک نشانه (انسداد) درون یک گفتمان که موضوع همۀ منازعات گفتمانی است، برجسته‌سازی معنای مورد نظر خود و طرد و حاشیه رانی معانی احتمالی دیگر است. معانی دیگر پس از طرد شدن، در حوزۀ گفتمان‌گونگی قرار میگیرند. اما حذف معانیِ غیر، موقت است و همواره این احتمال وجود دارد که این معانی توسط گفتمانهای دیگر برجسته شده، به تهدیدی برای گفتمان طرد کننده بدل شود.
همۀ مباحث فوق مؤید این نکتۀ اساسی است که؛ گفتمانها همیشه در حال رقابت برای تثبیت معنای خویش و استیلای آن بر سایر معانی بوسیله ساختار‌شکنی و حاشیه‌رانی معانی غیر هستند. از این‌رو نزاع بر سراسر این نظریه و در واقع، بر سراسر حیات گفتمان‌ها در جوامع بشری سایه افکنده است. نزاعی همیشگی بر سر خلق معنا که در عین حال نیروی پیشبرندۀ جامعه به حساب میآید.
تولید و تثبیت معنا یکی از ابزارهای مهم گفتمانها برای کسب قدرت و ایجاد ثبات در روابط قدرت و استمرار هژمونی به شمار میرود. گفتمانها از طریق تولید معنا، برجسته سازی آن و ایجاد اجماع در سایۀ استیلای هژمونیک در سراسر جامعه، روابط قدرت را طبیعی، معقول و مقبول جلوه میدهند تا از نظرها پنهان بماند و قابل مؤاخذه نباشد.

مطلب مرتبط :   منابع مقاله با موضوع رابطه اخلاق و سیاست

Close Menu