منابع پایان نامه ارشد درباره رویدادهای زندگی

منابع پایان نامه ارشد درباره رویدادهای زندگی

دانلود پایان نامه

 

جلسه دهم
ارائه گزارش تکلیف جلسه قبل به کلاس و دادن پسخوراند ارتباط کلامی، رعایت فضای شخصی در ابراز وجود، توضیح زبان بدنی باز و بسته، تشکر و قدردانی از شرکت کنندگان در جلسات.
شرح جلسات آموزشی
جلسهی اول
آموزشگر: بعد از سلام و احوالپرسی و معرفی خود و هدف از انجام برنامهی آموزشی مقررات کلاس را پای تابلو نوشتم که به شرح زیر بود:
حضور به موقع و همیشگی در جلسات
محرمانهبودن آموزش و حرفها
انجام به موقع تکالیف
فعال بودن در کلاس
آموزشگر بحث خود را پرسیدن این سؤال آیا تا به حال واژهی ابراز وجود به گوش شما خورده است؟ هیچکس میداند ابراز وجود به چه معناست؟ بعد از جمع آوری تعدادی پاسخ آموزشگر توضیحات خود را شروع میکند.
دانشآموزان عزیز ابراز وجود به معنی احترام گذاشتن به خود و دیگران است. ابراز وجود بر این اعتقاد استوار است که عقاید، باورها، افکار و احساسات ما و دیگران به یک اندازه اهمیت دارند و این در مورد افراد دیگر نیز صادق است. ابراز وجود در واقع به معنی آگاه بودن از نیازها و خواستههای خود است. بر خلاف اعتقادات غلطی که در این مورد وجود دارد، ابراز وجود به معنی به دست آوردن خواست فردی به هر قیمتی نیست.
ابراز وجود کردن یعنی توانایی بیان خویشتن به طور روشن، مستقیم و شایسته، ارج نهادن به احساس و فکر خود، عزت و حرمت برای خویشتن قایل شدن و شناخت نقاط قوت و محدودیت های خویشتن است. نکته مهم در ابراز وجود، صداقت است. بی آن که در خصوص افکار و احساسات خویش با خود روراست باشید، دسترسی به ابراز وجود دشوار است. همهی ما غالبا وقتی با افراد دیگر صحبت می کنیم آنچه را که میخواهیم بگوییم تغییر میدهیم به گونهای که شاید تأثیر خاصی را منتقل کنیم، تا دیگران ناراحت نشوند، یا بدین منظور عمل میکنیم که آنها را به انجام آنچه میخواهیم ترغیب کنیم. بنابراین، این ارتباط مبهم و غیرواقعی است.
چرا گاهی اوقات اکراه داریم که حتی دربارهی افکار و احساسات خودمان حقیقت را بگوییم؟ دلیل عمدهاش این است که ما غالبا افکار و احساسات خود را نمی پذیریم یا دربارهی خود قضاوت و فکر میکنیم که باید به گونهای دیگر باشیم. در فصل های بعد در مورد پذیرش خود و این که چرا خود را نمی پذیریم نیز صحبت خواهم کرد.
بچههای عزیز جسارت داشتن که در واقع همان ابراز وجود است به معنی پذیرش مسئوولیت زندگی و انتخابهای خودتان است، یعنی خودتان تصمیم بگیرید نه این که صرفا دستخوش پیشامدها و اتفاقات روزمره شوید و یا تابع تصمیم دیگران باشید؛ شما نباید افراد دیگر یا شرایط را به خاطر آنچه برایتان رخ می دهد ملامت کنید. اگر شما مسئولیت زندگی خودتان را بپذیرید آنگاه میتوانید بخشهایی از زندگی خود را که دلخواه نیستند، تغییر دهید. اگر شرایط بیرونی را مسؤول زندگی خود بدانید، معنایش این است که از تغییر زندگی خود عاجزید. آگاهی بر این نکته که افکار و اعمال ما سازندهی زندگی ما هستند و این که مسؤول رویدادهای زندگی خویش هستیم، جالب و هیجان انگیز است.
وقتی جسور بودن را آموختید، اطلاعات شما نسبت به خودتان افزایش مییابد و خود آگاهیتان بالا میرود، زیرا به رفتار فعلی خود بیشتر توجه میکنید و در صورت تمایل، روش های تغییر رفتار را بررسی میکنید.
اگر بخواهید عملا جسور باشید، میتوانید این کار را باعشق و محبت به خود شروع کنید. اگر، برخلاف آنچه که مرسوم است، در مورد خود قضاوت منفی نداشته باشید، میتوانید خود را دوست بدارید.
افراد اغلب دستاوردهای خود را علنی نمیسازند زیرا میترسند برچسب تکبر به آن ها زده شود. اما اگر خود را دوست نداشته باشیم چگونه میتوانیم دیگران را دوست بداریم و اگر ما خود را دوست نداشته باشیم، چرا باید دیگران ما را دوست بدارند؟ بنابراین، نخست ما باید به نیازهای خود توجه کنیم و این به معنی نادیده گرفتن نیازها و خواستههای دیگران نیست.
ابراز وجود در برابر خود، اولین گام اساسی برای ابراز وجود در حیطه های دیگر زندگی است. خوب است انسان نه تنها به خود به عنوان یک فرد، اطمینان داشته باشد بلکه به دنیا نیز اعتماد کند. در حقیقت، دوست داشتن دنیا پیامد طبیعی دوست داشتن خود است. به طور کلی، وقتی افراد فکر میکنند قرار است وقایع منفی برای آنها رخ دهد، چنان خواهد شد. اگر انتظار داشته باشیم که می توانیم آنچه را که میخواهیم خلق کنیم، به احتمال زیاد قادر به انجام آن خواهیم بود. این انتظار از طریق شیوهی صحبت، موضعگیری و کلمات مورد استفادهی ما، خود را نشان می دهد. مادامی که به خود میگوییم که قابلیت نداریم و شایستگی دستیابی به خواستههایمان را نداریم، در واقع از به تحقق پیوستن آرزهایمان جلوگیری میکنیم.
به یک معنی، جسارت داشتن کار سختی نیست، بلکه شیوهی طبیعی زیستن است، شیوهای که حتی سالها آن را از دست دادهایم اما میتوانیم مجددا آگاهانه و با پذیرش آنچه اکنون هستیم و برداشتن گامهایی به طرف آنچه که می خواهیم در آینده بشویم، به آن دست یابیم. در اینجا مثالی را ذکر می کنیم.
قرار ملاقات فِردجونز (Fred jones)
دکتر براون در یک مجتمع پزشکی کار می کند. یک روز پنجشنبهی بارانی در ماه نوامبر دکتر براون که دیر از خواب بیدار شده بود، پس از جر و بحث با همسرش با ده دقیقه تأخیر به محل کار خود رسید. ضمنا در راه با ترافیک سنگینی روبرو شد. شریکش، دکتر مری، چند لحظه قبل برای ویزیت بیماری به نام فیربردار (Fairbrother) فرا خوانده شده بود. آقای فیربردار مشکوک به حمله قلبی بود، بنابراین بیماران دکتر بروان دو برابر شده بودند و حالا با 15 دقیقه تأخیر آماده پذیرش اولین بیمارش شد. وقتی فِرد جونز داخل شد ساعت ده و پنج دقیقه بود. قرار ملاقات تعیین شده قبلی فِرد نه و سی دقیقه بود و وی ناخرسند به نظر می رسید.
دلایل زیادی برای ناخرسندی فِرد وجود داشت. او با دو کودک و همسرش در یک مجتمع آپارتمانی فرسوده زندگی می کرد. به نظر می رسید مسؤول مجتمع نمیخواست آن را تعمیر کند و فرد نیز قادر به انجام این کار نبود. اخیرا پدر فِرد فوت شده بود. او مدتی بیمار بود و دو سال آخر عمر خود را با خانوادۀ فِرد گذراند. همسر فِرد، مری، تا شش ماه قبل از پدر شوهرش در اثر بیماری سرطان جان سپرد، از وی پرستاری میکرد. حدود یک ماه قبل فِرد غدهای در سینه خود احساس نمود و نگران شد.

مطلب مرتبط :   دانلود رایگان پایان نامه حقوق درباره حقوق بشر

Close Menu