منابع پایان نامه ارشد درباره دوران کودکی

منابع پایان نامه ارشد درباره دوران کودکی

دانلود پایان نامه

2- اگر به راحتی عصبانی میشوید، برای مثال در حال رانندگی یا فعالیت عادی روزانه؛ هنگامی که برای ایجاد تعارض دلیلی پیدا میکنید؛ یا به جای گفتن چیزی به طور مستقیم به فرد دیگر به شیوه ظریفی از او روی برگردانید، ممکن است خشم دخالت داشته باشد.  

3- اگر متوجه شوید که دیگران را خیلی سرزنش میکنید یا احساس میکنید که باید از همه چیز فرار کنید، یا احساس فریب خوردگی و جریحه دار شدن احساسات خود را دارید در واقع ممکن است از چیز خاصی که به آن موقعیت بی ربط است، خشمگین باشید.
4- خشم درونی شده میتواند به افسردگی (شدید) منجر شود. نادیده گرفتن این حقیقت که خیلی خشمگین هستید می تواند شما را بیمار کند.
در خصوص خشم خودتان
چیزهای دیگری در مورد خشم وجود دارد که دانستن آن ها مفید است و می تواند به شما کمک کند تا تصمیم بگیرید چگونه با آن کنار بیایید.
نخست، در دوران کودکی چگونه با خشم کنار میآمدید؟ آیا از آن می ترسیدید؟ به هیجان میآمدید یا آن را ابراز یا سرکوب می کردید؟ واکنش شما چه بود؟ آیا تشویق میشدید آن را ابراز کنید یا نه؟
اگر در کودکی اجازه نداشتید خشم خود را ابراز کنید یا اگر خشم شما پذیرفته نمی شد ممکن است حالا ندانید چه وقت خشمگین می شوید. ما از توجه به سر نخ هایی برای پی بردن به این که چه وقت واقعاً خشمگین می شویم، صحبت کردیم. اگر خانواده در کودکی واکنشهای شما را شدیداً کنترل می کرد، هر خشمی که حالا ممکن است تجربه کنید، در سطح ناخودآگاه است و ممکن است بدون اطلاع فوران کند.
از طرف دیگر، در کودکی ممکن است به شما اجازه داده شده باشد تا که هرچه دلتان خواست بکنید؛ شاید به اندازه کافی از راهنمایی و انضباط بهره مند نشدهاید. در این مورد هم اگر آرزوهای شما برآورده نشود، باز ممکن است مانند یک کودک رفتار کنید و عصبانی و دلخور شوید. در اینجا میتوانید از خود سؤال کنید حالا که بزرگ شدهام آیا چنین رفتاری به دردم می خورد؟
دوم، به طور کلی آیا احساس می کنید در زندگی با شما با خشونت رفتار شده است؟ آیا احساس می کنید که بالنسبه ناتوان هستید و اغلب قربانی می شوید؟ فکر می کنید اغلب نیازهایتان برآورده نمی شود؟ این خشمی که باید به فرد خاصی ابراز شود بلکه بیشتر ناکامی در مورد موقعیت خاصی در زندگی خودتان است. اگر پا پیش گذاشته و بپذیرید که مسؤول موقعیت خود هستید شانس بیشتری برای تغییر آن دارید.
مثلاً ممکن است از زندگی خود لذت کافی نبرید: با خود قرار بگذارید که کارهایی که بیشتر از آن ها لذت میبرید انجام دهید. ممکن است احساس کنید به اندازه کافی پیشرفت نمیکنید: بیشتر خطر کنید. ممکن است احساس کنید از شما قدردانی نمیشود: بیشتر از خود تقدیر کنید. همه چیز باید از شما شروع شود.
توجه کنید و ببینید چه چیزی باعث عصبانیت یا ناراحتی شما میشود و آیا میتوانید در جهت انجام آنچه ضروری است تا به شما کمک کند تا در آن قسمت از زندگی خود احساس کامیابی بکنید، گامهایی بردارید؟ انرژی موجود در خشم همان انرژی است که برای ابراز وجود در زندگی به کار می بریم، یعنی کامروایی خود. هر چه بیشتر بتوانیم خشم خود را در راه این هدف متمرکز کنیم کمتر احتمال دارد که آن را صرف ناکامی ها و عصبانیتهای جزئی کنیم.
سوم، آیا در روانتان خشم حل نشده از گذشته وجود دارد؟ اگر چنین است احتمالا شرایط یا رویدادهای خاصی این خشم را آشکار می کنند و باعث میشوند که شما بیش از حد واکنش نشان دهید. نقاط حساس خود را بشناسید. ممکن است به راحتی نسبت به فرد یا افراد خاصی خشمگین شوید. اگر به این طریق از الگوهای واکنش خود آگاه شوید، بیشتر می توانید خشم خود را کنترل و با آن کنترل بیایید.
شاید تا به حال برایتان آشکارتر شده که چه وقت و چرا خشمتان بروز میکند و الگوهای عمل کدام اند؟ درباره ابراز خشم چه می توانید بکنید؟ آیا خوب است خشم خود را ابراز کنید یا نه؟ پاسخ گاهی اوقات بله است و گاهی نه.
چه وقت خشم خود را ابراز کنید
در مورد این که آیا عاقلانه است که در زمان خاصی خشم ابراز شود یا نه، راه حل هایی وجود دارد.
اول، ببینید هدف شما در آن موقعیت چیست. اگر خشم خود را ابراز کنید آیا برای مقصود شما بسیار مناسب است؟ مثلاً اگر از کسی به خاطر انجام ندادن کاری که به شما قول داده خشمگین هستید؟ ابراز خشم بهترین روش تشویق او برای انجام آن کار در دفعه بعد نیست. مؤثرتر آن است که بر اهداف خود در موقعیت تمرکز کنید تا بر احساس ناکامی خود (ولو این که قابل درک هم باشد) و چیزی مانند «اگر دفعه بعد در را ببیندید واقعاً تشکر می کنم» بگویید. موضوع را از دیدگاه خود تبیین کنید و ببینید برای شما چه معنی دارد.
به خاطر داشته باشید که حتی وقتی خشم خود را به صورت مستقیم و بدون تهمت زدن ابراز میکنید، افراد معمولاً احساس می کنند مورد انتقاد واقع شدهاند و تدافعی برخورد میکنند. ارزش دارد که این موضوع را مورد توجه قرار دهید و برای آن ها توضیح دهید که به آن ها حمله نمیکنید بلکه صرفاً درباره احساسات خود صادق هستید.
دوم، آیا میخواهید سرزنش کنید یا تهمت بزنید یا واقعاً میخواهید موقعیت را توضیح دهید؟ در اینجا با خود صادق باشید، خود را درباره انگیزههای خود فریب دادن آسان است. وقتی با کسی که به شما نزدیک است سروکار دارید مراقب باشید، زیرا آسان است که خشم گذشته بروز کند.
سوم، ممکن است ابراز خشم نسبت به فرد خاص مجرایی برای ابراز خشمی که فرد به طور کلی از موقعیت خود در زندگی دارد یا خشمی که نسبت به فرد دیگری احساس می کند باشد. از این کار آشکارا هیچ چیز به جز یک تسکین موقتی نصیبتان نمیشود، ولی منجر به این می شود که خشمگینتر شوید.
بالاخره، این باور خطرناک که «دنیا به من مدیون است» رابطه تنگاتنگی با موضوع بالا دارد و شامل این درخواست درونی است که همه چیز باید مطابق سلیقه شما باشد و وقتی چنین نباشد شدیدا خشمگین میشوید. نمونه پیام هایی که ممکن است از این قبیل به خود بدهید، عبارت اند از: «افراد باید بدانند من چه میخواهم بدون این که آن را درخواست کنم.
– من نباید منتظر باشم.
– من نباید کار خانه را انجام دهم.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه درباره کشورهای اسلامی

Close Menu