منابع پایان نامه ارشد درباره اشتباهات

منابع پایان نامه ارشد درباره اشتباهات

دانلود پایان نامه

گذشتۀ ما  

برای این که بتوان با انتقاد کنار آمد، مهم است که قادر به ارزیابی خود باشیم. این موضوع در دوره کودکی به ما آموخته نمی شود، زیرا بزرگترها درباره درستی یا نادرستی اعمال ما اظهارنظر می کنند بی آنکه در نظر بگیرند که چرا ما عمل خاص را انجام داده ایم یا چه نتیجه ای را گرفته ایم. کودک اغلب طوری تربیت می شوند که برای ارزیابی رفتارهایشان به بزرگترها وابسته باشند. و معمولاً والدین، آن ها را ترغیب نمی کنند که برای ارزیابی خودشان ملاک هایی داشته باشند.
ما نیازمندیم که برای سنجش خودمان ملاک هایی داشته باشیم، در غیر این صورت، انتقاد دیگران از خودمان را به سادگی می پذیریم. به طور مثال، اگر به طور مکرر به شما گفته شود که کندکار می کنید حتی اگر بدانید که سرعت کار کردن شما مناسب است، کم کم آن را باور خواهید کرد و اگر عزت نفس کافی نداشته باشید که خود را دقیقاً ارزیابی کنید، آنگاه در مورد رفتارهای خود شروع به معذرت خواهی خواهید کرد.
متأسفانه در گذشته والدین و آموزگاران، ما را از این پیام ها اشباع کرده اند. ممکن است برخی پیام ها چنان محکم و همراه با تقویت به ما داده شده باشند که حالا هم واقعاً فکر می کنیم درست هستند. اولین گام در برخورد با انتقاد می تواند شناختن بعضی از این پیام ها باشد.
به طور مثال: اگر پیامهای «امیدی برایت نیست»، «تو احمقی»، «تو خیلی کندی»، «تو از عهده آن کار بر نمی آیی» درونی شوند در ما احساس ناتوانی به وجود می آورد. به این ترتیب شما تمایل پیدا می کنید که اشتباه خود را بپذیرید و در نتیجه در مورد کنار آمدن با انتقاد حالت دفاعی خواهید گرفت.
به دلیل آن که از این پیام ها اشباع شده ایم، ملاک های سنجشی که برای ارزیابی خودمان به کار می بریم اغلب ما را حمایت نمی کنند. بیشتر اوقات فکر میکنیم که کارهایمان را آن طور که باید، انجام نمی دهیم. ما فقط آمادگی زیادی خواهیم داشت که باور کنیم بد هستیم. این یکی از دلایلی است که برخورد با خشم را برای افراد مشکل می سازد، یعنی اگر کسی از آن ها خشمگین شود، احساس خطاکاری، سرخوردگی و صدمه می کنند.
محروم شدن کودک از حمایت [پذیرش] والدین می تواند آسیب زیادی به او برساند. اکثر افراد با دردهای عاطفی که باقی مانده از تجارب کودکی است، بزرگ می شوند. تشکل عزت نفس پایین در دوره کودکی منجر به آن خواهد شد که فرد بزرگسال خوبی نباشد.
بیایید به کمک پیامهایی که دریافت کرده ایم و به منشأ انتقادهای درونی خود نگاه دقیق تری بیندازیم.
نخست این که اغلب اوقات والدین ما مشخص نکردهاند که فقط رفتار خاصی از کودک است که مورد پذیرش آنها نیست و نه خود کودک. در نتیجه اگر کودکان در کارهای خانه به والدین کمک نمیکنند و یا اگر نظری مغایر با نظرات والدین دارند، احساس میکنند که بد هستند. از این رو، اساس عزت نفس پایین و انتقاد منفی از خود ریخته می شود.
دوم این که اگر چیزی زیاد تکرار شود، آنگاه شما آن را باور خواهید کرد. اگر به هنگام طفولیت یک بار به شما گفته شده که کم هوش تر، زشت تر و یا بدتر از برادر و یا خواهر یا پسر همسایه هستید، احتمال دارد آن را نپذیرید. اما اگر مکرارا به شما گفته شود، فکر میکنید که این حتما باید صحیح باشد.
سوم این که ارزیابی و باور والدین شما از خودشان با ارزیابی شما از خودتان مرتبط است. اگر والدین شما خود را به طور نادرستی ارزیابی کنند، برای مثال، خود را مستحق دستاوردهای خود ندانند. شما نیز این طور خواهید شد. اگر در خانۀ شما معمول باشد که افراد به نکات خود اهمیت ندهند، در این صورت شما هم فکر خواهید کرد که باید همین طور باشد.
وقتی سالهای سال به برچسب خاصی عادت کردیم، بعداً مشکل می توان بین آن برچسب و آنچه که واقعاً وجود دارد تمایز قایل شد.
در اینجا تمرینی است که به شما کمک می کند تا این کار را بکنید.
1- به یکی از اشتباهاتی که اخیراً انجام داده اید فکر کنید.
2- به خودتان چه گفتید؟
3- به آن موقعیت خوب فکر کنید و ببینید که آیا این پیام ها درست است یا صرفاً احکامی کلی برایخ فیف کردن هستند، یعنی تعمیم هایی کلی اند که به این موقعیت خاص مربوط نمی شوند.
4- به خودتان حقیقت را بگویید، یعنی آنچه را که واقعاً اتفاق افتاده است نه تعبیر و تفسیر خود را از آنچه که اتفاق افتاده است.
دوست
دو نفر همدیگر را در مجلسی ملاقات می کنند و با توجه به علایق مشترکشان قرار می گذارند که با یکدیگر ارتباط داشته باشند اما یکی از آن ها پا پیش گذاشته و به دیگری تلفن می زند و پامی برای او می گذارد. یک هفته می گذرد اما جوابی دریافت نمی کند. به خودش می گوید که حتماً او فرد خسته کننده و غیر جذابی است و این که آن شخص و رابطه شان را خوب ارزیابی نکرده است. با توجه به این که او خودش را خیلی خفیف می شمرد از خودش سؤال کرد که آیا این یک ارزیابی صحیح از خود و از موقعیت است یا نه؟ ولی وقتی منصفانه به این امر توجه کرد دید که این طور نیست.
آن ها در موقع ملاقات از یکدیگر خوششان آمده بود. طرف مقابل گفته بود که به عنوان بخشی از کارش مسافرت می کند. شاید او رفته، یا مشغله داشته و یا نظرش عوض شده است. هریک از این ها که باشد، معنایش این نیست که او خسته کننده و غیرجذاب است و یا این که او از آنچه بین آن ها رخ داده، ارزیابی غلطی داشته است. شما نمی توانید مسؤول رفتار دیگران باشید.
بنابراین به یاد داشته باشید وقتی خیلی از خودتان انتقاد می کنید یا خودتان را دست کم می گیرید، کمی تأمل کنید و از خود بپرسید که آیا این واقعیت دارد؟ آیا این تصور همان است که رخ داده است؟ آیا توجیهات دیگری (موارد ممکن) نمی توانند وجود داشته باشند.
آموزشگر بعد از بحث در مورد موضوع جلسه قبل و جمعآوری تمرینها بحث خود را آغاز میکند.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد دربارهپیش دبستانی، انتخاب همسر، اصول اخلاقی، رسول خدا (ص)

Close Menu