منابع پایان نامه ارشد درباره آموزش مهارتهای اجتماعی

منابع پایان نامه ارشد درباره آموزش مهارتهای اجتماعی

دانلود پایان نامه

فرض1: بین سازگاری اجتماعی گروه کنترل و آزمایش در پیشآزمون و پسآزمون تفاوت معناداری وجود دارد.  

برای بررسی تفاوت میان سازگاری اجتماعی دو گروه در پیشآزمون-پسآزمون از آزمون t وابسته استفاده شد. نتایج نشان داد، میانگین سازگاری اجتماعی دانش‌آموزان در گروه آزمایش، قبل و بعد از مداخلهی آموزشی اختلاف معناداری داشته است (001/0 >P). این اختلاف نشاندهندهی تأثیر مثبت آموزش ابراز وجود در افزایش سازگاری اجتماعی دانشآموزانی است که به دلیل فقدان مهارت ابراز وجود، که از جمله مهارتهای اجتماعی و ارتباطی سازنده است، از سازگاری اجتماعی ضعیفی برخوردار هستند. لازم به توضیح است که پایین بودن نمرهی تفاضل در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه با توجه به نحوهی نمرهگذاری پرسشنامه به کار برده شده، نشاندهندهی افزایش سازگاری است. نتایج این فرضیه، با یافتههای دیلک و بوند (1996)، کافی و خوشروش (1390)، کیخای فرزانه (1390)، رشیدزاده، فتحیآذر و هاشمی (1390) و عاشوری، فدایی و ملایری (1387)، حاتمیفرد، همسو است. این پژوهشگران، به این نتیجه رسیدند که آموزش ابراز وجود، کمبود مهارتهای اجتماعی دانشآموزانی که با مشکلات بیشمار در سازش با محیط کلاس درس همراهند، رفع مینماید.
فرض2: بین خودپندارهی گروه کنترل و آزمایش در پیشآزمون و پسآزمون تفاوت معناداری وجود دارد.
نتایج آزمون t وابسته برای سنجش این فرضیه در مورد گروه کنترل معنادار نبود (05/0P>). از طرفی دیگر نتایج این آزمون برای گروه آزمایش معنادار بود (001/0>P). تأیید این فرضیه نشاندهندهی این امر است که بین آموزش ابراز وجود و خودپندارهی بالا رابطهی مثبت و معنادار وجود دارد. دانشآموزان با فراگیری مهارتهای ابراز وجود میتوانند به درک درست، عمیق و مثبتتری از خود برسند. پژوهش هولی و هلر (2001) نشان داد ابراز هیجانات مثبت با توصیفی که دانشجویان از ویژگیهای شخصیتی خود ارائه دادند و شایستگی آنها همبستگی مثبت دارد، لوت واک، رزینو و فراری (1998) به این نتیجه رسیدند، افرادی که در رفتارهای خود مدام، خجالت و عدم قاطعیت نشان میدادند، ارزیابی منفی از خود داشتند. کاتز و کمپیل (1994) رابطهی مثبتی بین ابراز هیجانات مثبت و سلامت روانشناختی افراد بهدست آوردند. آنها همچنین به این نتیجه رسیدند که، ابراز هیجانات و احساسات تأثیر بهسزایی در خودپندارهی فرد دارد.
فرض3: بین انگیزهی پیشرفت گروه کنترل و آزمایش در پیش آزمون و پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد.
نتایج آزمون t وابسته برای سنجش این فرضیه نیز در سطح (001/0>P) معنادار بود. لذا این فرضیه نیز تأیید شد و نشاندهندهی اثربخشی آموزش ابراز وجود در گروه آزمایش برخلاف گروه گواه بود. در تبیین این یافته میتوان گفت، زمانی که دانشآموز از مهارتهای ابراز وجود، مانند درخواست کردن، بله گفتن و نه گفتن برخوردار است میتواند بر محیط خود کنترل داشته باشد و تجربیات خوشایندی کسب کند که باعث ایجاد انگیزهی قوی برای وی میشود. یافتهی این فرضیه با پژوهش ناتوینگ و همکاران (2003) کنو، لینتونن و اوتیو (2002)، کمپل و فهر (1990) همسو است.
فرض4: بین ناراحتی از ابراز وجود گروه کنترل و آزمایش در پیشآزمون و پسآزمون تفاوت معناداری وجود دارد.
آزمون t در سنجش این فرضیه در سطح (001/0>P) معنادار بود. بنابراین فرضیهی حاضر در پژوهش تأیید گردید و نشان داد که آموزش قاطعیت یا ابراز وجود میتواند به افراد کمک کند، با دیگران رابطهی خوب و منطقی برقرار کنند، خودشان را از سوء استفادهی دیگران نگه دارند و دامنهی وسیعی از نیازها و افکار مثبت و منفی را ابراز کنند، بی آنکه احساس گناه و اضطراب کنند و یا به حقوق دیگران لطمه بزنند. یافتههای این فرضیه با پژوهش محبی و همکاران (2012)، اکبری و همکاران (2012) پرچل و ترینگر (1998) و لی و کراکت (1994) همسو است. این پژوهشگران نیز در یافتههای خود نشان دادند، آموزش ابراز وجود، ناراحتی ناشی از بیان صریح و مستقیم عقاید و نظرات را کاهش میدهد.
فرض 5: آموزش ابراز وجود باعث افزایش سازگاری اجتماعی در گروه آزمایش میشود.
جهت بررسی اثربخشی آموزش ابراز وجود بر سازگاری اجتماعی دانشآموزان از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده گردید. نتایج نشان داد، آموزش ابراز وجود تأثیر معناداری بر سازگاری اجتماعی دانشآموزان داشته و میزان این تأثیر برابر با 467/0 بوده است. برای تبیین و اثبات یافتهی فوق، میتوان گفت که ابراز وجود، یک مداخلهی نظامدار است که به بهبود اثربخشی شیوهی ارتباطی پرداخته و به افراد آموزش میدهد تا احساسات ممنوع شدهی خود را ابراز کنند و با تمرین برای طرح تقاضاهای قاطعانه، پاسخهای بهتر و سازنده را بیاموزند و از این طریق اضطراب و هراس اجتماعی خود را از بین ببرند. در واقع آموزش مهارتهای اجتماعی، مانند ابراز وجود موجب ایجاد رفتارهای اجتماعی مثبت در نوجوانان و تعامل مثبت و مؤثر با همسالان و افزایش حمایت و مقبولیت اجتماعی میشود. نتایج این فرضیه، با یافتههای بذله، ترخان و شیخ محمودی (2012)، لین و همکاران (2004)، ورداین، آزایس و همکاران (1999)، لرد و فرست (1990)، نادری، پاشا و مکوندی (1386)، برغندان، ترخان و قائمی خمامی (1390)، حاتمیفرد، کافی و خوشروش (1390)، رشیدزاده، فتحیآذر و هاشمی (1390)، کیخای فرزانه (1390)، معتمدین و بدری (1390)، مهرابیزاده هنرمند، تقوی و عطاری (1388)، عاشوری، فدایی و ملایری (1387)، نادری، پاشا و مکوندی (1386) و نیسی و شهنی ییلاق (1380) همسو است.
یافتههای واکرمن (1984)، آزایس و همکاران (1999)، بذله، ترخان و شیخ محمودی (2012) نیسی و شهنی ییلاق (1380)، نادری، پاشا و مکوندی (1386)، عاشوری، فدایی و ملایری (1387)، مهرابیزاده هنرمند، تقوی و عطاری (1388) حاتمیفرد، کافی و خوشروش (1390)، رشیدزاده، فتحیآذر و هاشمی (1390)، کیخای فرزانه (1390)، معتمدین و بدری (1386)، تلن و میلر (2006)، نشان داده است که آموزش ابراز وجود تأثیر مثبت و معناداری بر مؤلفههای مهارتهای اجتماعی دانشآموزان دارد. برغندان، ترخان و قائمی خمامی (1390) نیز در پژوهش خود نشان دادند که آموزش مدیریت خشم به عنوان یکی از زیرمجموعههای ابراز وجود میتواند سازگاری را در دانشآموزان پرخاشگر و ناسازگار افزایش دهد.
آموزش مهارتهای ابراز وجود به دانشآموزان کمک میکند بهتر به مدیریت ارتباطشان بپردازند. آنها با ابراز احساسات مثبت دوستان بیشتری پیدا میکنند. این آموزش به خصوص در سنین نوجوانی که دوستان نقش مهمی در زندگی فرد دارند به دانشآموزان کمک میکند، به دوستان و نزدیکان خود علاقهمند شوند و با صراحت و قاطعیت، احساسات صمیمانهای را به دیگران بروز دهند و به راحتی تأثیر مثبتی بر روی آنها بگذارند و این گونه به سازگاری اجتماعی بالایی برسند. به طور تلویحی نتایج آزمون حاکی از آن است که کاربرد آموزش ابراز وجود در محیطهای آموزشگاهی تأثیر بهسزایی در ارتقاء مهارتهای اجتماعی دانشآموزان و زندگی آنها دارد.
فرض 6: آموزش ابراز وجود باعث افزایش خودپنداره در گروه آزمایش میشود.
نتایج آزمون مورد نظر با استفاده از آزمون کوواریانس نشان داد، آموزش ابراز وجود در افزایش میزان خودپندارهی دانش‌آموزان دختر تأثیر دارد. به صورتی که متغیر پیش‌آزمون با سطح معنا‌داری 000/0 و میزان اثر 499/0 معنا‌دارشده بود. در تبیین این یافته میتوان گفت، آموزش ابراز وجود به دانشآموزان کمک میکند تا نسبت به عواطف، احساسات، علایق و خواستههای خود آگاهی یافته و بتوانند، آنها را به صورت منطقی و صحیح ابراز نمایند. یافتههای این فرض با مطالعهی سولاف و همکاران (2011)، ماخیجا و سینگ (2010)، لیزارج و همکاران (2003)، لاورنس، برویک و بیگل (1974)، رضاپور میرصالح، ابوترابی کاشانی و ابراهیمی قوام (1391)، رضاپور میرصالح و همکاران (1389)، رنجبرکهن و سجادینژاد (1389)، صاحبالزمانی و همکاران (1388)، بهپژوه و حجازی (1386)، نیسی و شهنیییلاق (1380)، همسو و با یافتههای سعیدیان و نیلی (1390) ناهمسو است.
لاورنس، برویک و بیگل (1974)، در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند افرادی که از قاطعیت بیشتری برخوردار هستند و در تعامل با دیگران کمتر مضطربند، بیشتر خود را میپذیرند و از خودپندارهی مثبت و بالاتری برخوردار هستند. لیزارج و همکاران (2003)، در بررسی خود نشان دادند، آموزش مهارتهای اجتماعی مانند ابراز وجود، بر فرآیندهای خودگردانی و خودکنترلیتأثیر مثبتی دارد. سولاف و همکاران (2011) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که همزمان با افزایش ابراز وجود در افراد، اعتماد به نفس نیز در آنها افزایش پیدا میکند و به نوعی همبستگی مثبتی بین این دو قرار دارد. نیسی و شهنیییلاق (1380)، صاحبالزمانی و همکاران (1389) و رضاپور میرصالح و همکاران (1389) بیان کردند، ابراز وجود یکی از روشهایی است که از طریق آن میتوان به پرورش عزت نفس دانشآموزان همت گماشت. آنها اظهار داشتند که با آموزش نحوهی ابراز وجود سالم به دانشآموزان در تمامی مقاطع تحصیلی و خصوصا سالهای ورود به دوران سرکش نوجوانی و جوانی میتوان از بروز برخی از اختلالات رفتاری و مشکلات تحصیلی پیشگیری کرد. نتایج بهپژوه و حجازی (1386) بیانگر این است که اجرای برنامه آموزش مهارتهای جرأتورزی به دانشآموزان گروه آزمایشی کمک کرده است تا در تعامل با همسالان خود، جرأتمندانه و با عزت نفس بالایی رفتار کنند. رنجبرکهن و سجادینژاد (1389) جهت بررسی تأثیر آموزش ابراز وجود بر عزت نفس نشان دادند که آموزش این مهارت به ایجاد توانایی در افراد برای رویارویی منطقی با عوامل استرسزای بیرونی، کسب تجربیات مثبت و به موازات آن بالا رفتن عزت نفس و خودپندارهی مثبت کمک میکند. رضاپور میرصالح، ابوترابی کاشانی و ابراهیمی قوام (1391) در مطالعهی خود به این نتیجه رسیدند، مؤلفههای ابرازگری هیجانی پیشبینیکنندههای خوبی برای خودپندارهی دانشجویان است. به عبارتی دیگر، آنها نشان دادند دانشجویانی که از ابراز احساس صمیمیت بیشتری نسبت به دیگران برخوردار هستند، نگرش و تصویر مثبتی از خود در ذهن دارند. سعیدیان و نیلی (1391) بیان کردند، عدم تأثیر برنامههای آموزش ابراز وجود به گروه نمونه را میتوان به تجارب اجتماعی محدود آنها در مدت زمان بین آموزشها نسبت داد. در صورتیکه ادامهی تعاملات مثبت با دیگران و دریافت بازخوردها و ارزیابیهای دیگران از عملکردشان امکان ایجاد خودپندارهی مثبت را در آنها فراهم میآورد.
بنابراین میتوان گفت، یکی از بهترین شیوهها برای افزایش شناخت خود و شکلگیری خودپنداره در نوجوانان و یا دانشآموزان کمک به آنها برای شناسایی و ابراز درست هیجانها و احساساتشان با توجه به موقعیت مورد نظر است. شرکت در برنامههای آموزش ابراز وجود به افراد کمک میکند با انواع سبکهای ارتباطی و تعاملات اجتماعی آگاه شده و به پیامدها و نتایج این سبکها پی ببرند و با توجه بیشتر به سبک ارتباطی خود به خودشناسی لازم برسند و رفتارهای جرأتمندانه را در تعامل با دیگران به کار ببرند. آموزش قاطعیت در واقع، نگرش افراد را نسبت به خود تغییر میدهد و آنها را به سمت بینش مثبت نسبت به رفتارها و احساسات خود هدایت و از حقوقشان آگاه میکند.
فرض 6: آموزش ابراز وجود باعث افزایش انگیزهی پیشرفت در گروه آزمایش میشود.
جهت آزمودن این فرضیه از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد، متغیر پیش‌آزمون با سطح معنا‌داری 000/0 و میزان اثر 308/0 معنا‌دار بود. بدین معنی که مداخلهی آموزشی توانسته انگیزهی پیشرفت را در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل افزایش دهد. در تبیین این فرضیه میتوان گفت از آنجایی که فراگیری مهارت ابراز وجود احساس حمایت اجتماعی و به دنبال آن خودپندارهی مثبت و عزت نفس را افزایش میدهد موجبات پیشرفت در عملکرد تحصیلی را نیز فراهم میآورد و به نوعی نیرو و انگیزهی قوی در فرد ایجاد میکند. علاوه بر این میتوان خاطرنشان کرد که، پیشرفت تحصیلی در گرو عوامل زیادی مانند هوش، سبکهای شناختی، عوامل شخصیتی و نگرش میباشد. بنابراین دانشآموزی که از مهارتهای ابراز وجود از جمله، درخواست کردن، بله گفتن و نه گفتن برخوردار است در برقراری ارتباط با دوستان، معلمان و خانوادهی خود توانایی بیشتری کسب میکند و این امر میتواند باعث ایجاد اسنادهای درونی و مناسب در او شود (برای مثال، موفقیت خود را در زمینهی تحصیلی به تلاش و کوشش نسبت دهد، نه آسان بودن امتحانات).
یافتهی حاضر با پژوهش ماخیجا و سینگ (2010)، یاوریان، سهرابی و یاوریان (2010)، دلوتی (1981)، حاتمیفرد، کافی و خوشروش (1390)، کیخای فرزانه (1390)، مبلغی (1387)، عاشوری، ترکمن ملایری و فدایی (1386)، پاییزی و همکاران (1386) همسو و با پژوهش معتمدین و بدری (1386) ناهمسو است.
دلوتی (1981) در پژوهش خود اظهار کرد که بین رفتارهای قاطعانه، اعتماد به نفس و پیشرفت تحصیلی در افراد ارتباط معناداری وجود دارد. ماخیجا و سینگ (2010)، یاوریان، سهرابی و یاوریان (2010) بیان کردند، آموزش ابراز وجود اثرات بالقوهای بر روی پیشرفت تحصیلی نوجوانان دارد. به این صورت که دانشآموزان یا نوجوانان پس از فراگیری آموزشهای ابراز وجود، این مهارت را در ارتباط با معلمان، مدیر و همسالان خود به کار میگیرند. این امر به آنها کمک میکند اظهارات و عقاید خود را به صورتی منطقی و راحت ابراز نمایند و تجربیات خوشایندی را در مدرسه کسب کنند که به دنبال آن به افزایش انگیزه و پیشرفت آنها کمک خواهد کرد.
عاشوری، ترکمن ملایری و فدایی (1386) در یافتههای خود تبیین کردند، از آنجایی که دانشآموزان پرخاشگر به نوعی فاقد توانایی ابراز وجود برای بیان صحیح و منطقی احساسات و نظرات خود هستند، با رفتارهایشان جو متشنجی را برای خود و دیگران پدید میآورند و از آنجا که این دسته از دانشآموزان مهارتهای اجتماعی مناسب برای کنترل خود و رویدادهای پیرامون را ندارند، در سطوح بالای برانگیختگی توجه آنها محدود شده در نتیجه در درک کامل آنچه لازم و مناسب است شکست میخورند. ولی آموزش ابراز وجود به آنها کمک میکند نحوهی درست ابراز نظرات و عقاید را کسب کرده و با دیدگاهی روشن و خالی از هرگونه ناراحتی ذهنی به پیشرفت برسد.
معتمدین و بدری (1386) در تبیین علت عدم تأیید فرضیهی خود در این زمینه اظهار داشتند، ممکن است حجم مطالب درسی نیمسال اول و دوم که مورد آزمون قرار گرفتند بر میزان معدل دانشآموزان یعنی بر افت نسبی معدل آنها تأثیرگذاشته باشد و یا ممکن است نحوهی ارزشیابی معلمان در نیمسال اول و دوم متفاوت باشد، بنابراین نمیتوان اثر آموزش ابراز وجود بر افزایش انگیزهی پیشرفت دانآموزان را به راحتی تبیین کرد.

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ تحقیق دانشگاه فردوسی مشهد

Close Menu