منابع و ماخذ پایان نامه 
پایبندی مذهبی-خرید و دانلود فایل

منابع و ماخذ پایان نامه پایبندی مذهبی-خرید و دانلود فایل

دانلود پایان نامه

می دانند.
به لحاظ تفاوتهای فردی در نگرش به مذهبی بودن عامل روان نژندی (بُعد دوم مقیاس شخصیت آیزنگ)، بعد اساسی شخصیت محسوب می شود (کارتر، کای و فرانسیس 2002؛ به نقل از دوریز و سوئننز 2006)، افراد مذهبی کمتر دچار روان نژندی می شوند (فرانسیس 1992، 1993؛ فرانسیس و کاتز 1992؛ لویس و جوزف 1994؛ لویس و مالتبی 1995؛ به نقل از دوریز و سوئننز 2006؛ مالتبی 1999)، رابطه ای بین مذهب و روان نژندی وجود ندارد، با این حال، روان نژندی پایین با مذهب همسویی وجود دارد، (کای 1981؛ فرانسیس 1985،1991،1992،1993؛ فرانسیس و پیرسون 1985؛ وایت ، جوزف و نیل 1995؛ نقل از تایلر و مک دونالد 1999؛ آیزنگ 1998؛ به نقل از ژورم و کریستنسن 2004؛ ساراگلو 2002) به ویژه با “جهتگیری شخصی به مذهب” تا “جهتگیری عمومی به مذهب” (فرانسیس 2002)، بین روان نژندی و فعّالیتهای مذهبی پنهانی و آشکار (برای مثال نماز و حضور در کلیسا) رابطه منفی دارد (مالتبی 1995؛ فرانسیس و ویلکاکس 1996؛ اسمیت 1996؛ فرانسیس 1997؛ فرانسیس و بولگر 1997؛ نقل از تایلر و مک دونالد 1999)، و برعکس، مطالعات از همسوئی روان نژندی با مذهبی بودن (ژورم و کریستنسن 2004) و نگرشهای مذهبی حمایت کر دند (فرانسیس 1992؛ به نقل از ژورم و کریستنسن 2004)، بین روان نژندی و مذهبی بودن افراد رابطه معناداری وجود ندارد (فرانسیس و جکسون 1993، به نقل از ژورم و کریستنسن 2004).
یافته ها در بُعد برونگرایی (بُعد مشترک دوم بین دو مقیاس شخصیت آیزنگ و پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیتی مک گری و کوستا) ضدّ و نقیضند (دوریز و سوئننز2006)؛ در یافته های ساراگلو (2002)، برونگرایی با اندازه های بازبودن، مذهب بلوغ یافته و معنوی بودن رابطه دارد، تایلر و مک دونالد (1999) نیز ابراز می دارند با هیچ شکل از اندازه های مذهب برونگرایی رابطه معنادار نداشت و به نظر می رسد همایندی منفی بین برونگرایی و مذهبی بودن وجود دارد، بر اساس پژوهشهای موجود نمرات بدست آمده از IEROS (مقیاس جهتگیری درونی و بیرونی) با بعد برونگرایی رابطه معکوس دارد و بخصوص، براساس یافته های مالتبی و دیگران (1995) زیر مقیاس جهتگیری مذهبی درونی، روابط قویتری با بعد برونگرایی، و نیز با ابعاد سازگاری و وظیفه شناسی بدست داده است (نقل از تایلر و مک دونالد 1999)، برونگرایی ،چه مثبت و چه منفی، با مذهبی بودن رابطه ندارد (فرانسیس 2002)، برونگرایی با روحیه مذهبی داشتن چندان سازگار نیست (محمدزاده، موحد و احدی 1384).
ابعاد سازگاری/دلپذیری و باوجدانی/وظیفه شناسی پرسشنامه پنج عاملی شخصیت ((NEO-PI-R، با مذهب رابطه معنادار دارند و از آن تأثیر می پذیرند، گرچه تفاوتهای جنسیتی نیز مشاهده شد (تایلر و مک دونالد 1999). ساراگلو(2002) رابطه بین مذهبی بودن با ابعاد سازگاری و باوجدانی رابطه ای منفی بدست می دهد. شرکت در فعّالیتهای مذهبی با سازگاری و باوجدانی رابطه ای قوی دارد (تایلر و مک دونالد 1999). دوریز و سوئننز(2006) نیز اظهار می دارند گرچه برخی مطالعات (کوسِک 1999،2000؛ تایلر و مک دونالد 1999) به رابطه مثبت بین مذهبی بودن با سازگاری و باوجدانی اشاره کرده اند اما این روابط نوعاً ضعیف بودند(ساراگلو b2002) و گاهی اوقات حتی وجود نداشتند(سائوسیر و گلدبرگ 1998؛ استری فلر و مک نالی 1998؛ سائوسیر 2000). تایلر و مک دونالد(1999) نیز بیان می کند بر اساس پژوهشهای موجود نمرات بدست آمده از IEROS (مقیاس جهتگیری درونی و بیرونی) با ابعاد سازگاری و باوجدانی رابطه مثبت دارد. بخصوص، براساس یافته های مالتبی و دیگران (1995) زیر مقیاس جهتگیری مذهبی درونی روابط پیش بینی شده قویتری با ابعاد برونگرایی، سازگاری و باوجدانی بدست داده است.
بُعد انعطاف پذیری/بازبودن در یافته های تایلر و مک دونالد (1999) با مذهب رابطه زیادی نداشت مگر یک همبستگی منفی معنی دار با اندازه جهتگیری مذهبی بیرونی. اما واسیلا ساراگلو (2002) نشان می دهد انعطاف پذیری/بازبودن با مذهبی بودن قوی رابطه ای منفی دارد. این فراتحلیل الگوی پیچیده اما واضحی از روابط بین مذهب و بازبودن به تجربه را نشان داد، بدینصورت که مذهب و معنویت باز و بلوغ یافته با بازبودن به تجربه رابطه دارد. مذهبی بودن قوی بگونه ای نه چندان جالب با باز بودن به تجربه رابطه دارد و مذهبی درونی-عمومی هم بگونه ای جالب توجه، رابطه ای ضعیف اما معنادار با بازبودن پایین نشان می دهد. نیز همسو با کوستا، بوش، زاندرمن و مک کری (1986)؛ دالینگر و کلانسی (1993) و لیک و فیش (1999)، نتایج تحلیل عامل ساراگلو (2002) نشان می دهد بازبودن به تجربه با مذهب درونی شخصی رابطه ندارد (اگر نگوییم رابطه منفی دارد)، درحالیکه بطور مثبتی با معنویت رابطه دارد و حتی مذهبی بودن بطور منفی با سطح (زیرمقیاس) باز بودن به ارزشها رابطه دارد. از سویی نیز، در حالیکه مک گری( 1999) ادعا می کنند که افراد مذهبی باید در عامل بازبودن به تجربه بالا باشند، به ویژه افرادی که نسبت به معنویت منعطف هستند، تایلر و مک دونالد (1999، ص1254) در اساس شواهد تجربی مبنی بر اینکه “بازبودن ممکن است سهم کمی در درک رابطه مذهب و شخصیت داشته باشد” توافق دارند.
در پژوهش مانسون و هسلی(1982) نیز که به بررسی تفاوتهای بین “اسنادهای ارائه شده از دید عامل” و “اسنادهای ارائه شده از دید اسنادکننده” پرداخته است، پیش بینی شد که اسنادهای علّی برای رفتارهای هماهنگ با صفات شخصیتی عامل، زمانیکه از دید عامل ارائه می شدند بیشتر موقعیتی بودند تا زمانیکه از دید مشاهده کننده ارائه می شد. در مقابل پیش بینی شد اسنادهای علّی برای رفتارهای ناهماهنگ با صفات شخصیتی عامل زمانیکه از دید عامل ارائه می شد بیشتر منشی بود تا زمانیکه از دید مشاهده گر تفسیر میشد. همسو با این فرضیه ها، برونگراها رفتارهای درونی شده و درونگراها رفتارهای برونی شده را بیشتر از دید عامل موقعیتی تبیین کردند تا از دید مشاهده گر. بعلاوه، برونگراها رفتارهای برونی شده و درونگراها رفتارهای درونی شده را از دیدگاه عامل بیشتر منشی تعبیر کردند تا از دیدگاه مشاهده گر. از سویی نیز، هنگامیکه اسنادکننده ها به اطلاعات موقعیتی مفیدی دسترسی داشتند از میزان تفاوتهای اسنادی عاملان و مشاهده گران کاسته شد، اما کاملاً هم حذف نشدند.
اختصاصاً، در گرایش عمومی به کاربرد تبیینهای مذهبی یا طبیعی نیز، ریتزما (1979؛ نقل از اسپیلکا، شیور و کرکپاتریک 1985) به تفاوتهایی بین افراد دست می یابد، بخصوص زمانیکه فرد دیگران را در نقاط انتهایی پیوستار مذهبی/ضدمذهبی بودن می بیند. اسپیلکا، شیور و کرکپاتریک (1985) نیز از شواهد قابل قبولی یاد می کنند که بر اساس آنها رابطه ای بین اجتماعی سازی اولیه مذهبی و حضور در مراسم عبادی(کلیسا)، آگاهی از ایمان فردی، احتمالِ داشتن تجارب قویاً مذهبی، نیرومندی عقاید مذهبی و احتمال تبدیل به دیگری وجود دارد (کلارک1929؛ کو 1900؛ استاربوک 1899؛ ویلسون 1978).
مطالعات نیز با بهره گرفتن از مقیاس جهتگیری مذهبی درونی و بیرونی آلپورت (1959، 1966؛ آلپورت و راس1967) – که به لحاظ تعریفی، باور درونی، “تعهد کلی به مذهب یا ترجیح زندگی مذهبی بر دیگر ملاحظات” است و در مقابل ایمان بیرونی، “سودمندی و میل به کسب اهداف غیرمذهبی از قبیل ایمنی فردی در مواجهه با تهدیدها”- نشان می دهند که افراد دارای جهتگیری درونی خدا را هنگام نیاز خیرخواه، شکیبا، اغماض کننده، قابل دسترس و بطورخلاصه به عنوان منبع عشق و حمایت نامشروط می پندارند(برای مثال اسپیلکا و مولین1977). این جهتگیری بنظر می رسد بواسطه هر دو احساس کنترل فردی و کنترل توسط خدا با عزت نفس بالا همراه باشد (فلکول 1974؛ سیلوستری 1979؛ اسپیلکا و اسمیت 1982). در مقابل، مذهبی های بیرونی تصاویر بی رحمانه تری از خدا دارند، اغلب تهدید می کنند و عزت نفس پایینی دارند (اسپیلکا و مولین 1977). آنها بنظر می رسد اسناد به خدا را مشروط تر می سازند مثل زمانیکه بنظر محتمل می رسد که کمک خدا از طریق یک موقعیت بحرانی بی واسطه بدانها می رسد (اسپیلکا و اشمیت 1982). بنابراین، رویهمرفته، جهتگیری درونی و بیرونی به مذهب می توانند به عنوان مجموعه های بخصوصی از مؤلفه های معنادهی، کنترل و عزت نفس باشند که اکثراً همزمان رخ می دهند و در تبیینهای مذهبی آشکار می شوند.
این حقیقت که تصاویر خدای اغماض کننده (بخشاینده) با زمینه خانوادگی حمایت کننده و عزت نفس بالا رابطه دارد و اینکه همه اینها با مذهبی بودن درونی و انواع خاصی از اسنادهای کنترل رابطه دارند، نشان می دهد که به لحاظ علّی به شیوه ای باهم تعامل دارند (به نقل از اسپیلکا، شیور و کرکپاتریک 1985).
لوونتال و کورناوال (1993) نقش مذهبی بودن در اسناد رخدادها را برای 74 آزمودنی بزرگسال انگلیسی بررسی کردند. نمونه شامل 37 نفر از افراد مذهبی و 37 نفر از افراد غیرمذهبی بود که عللی را برای 38 واقعه فرضی تعیین می کردند. علل احتمالی عبارت بودند از خدا افراد قدرتمند دیگر، شانس و خود. نتایج تحقیق آنان نشان داد که آزمودنهای مذهبی، وقایع را به خدا استناد می دادند در عین حال، عوامل دیگر را نیز موثر می دانستند.
در باب عوامل اسنادی نظریه اسناد واینر نیز، اسکات و کریستوفر (1997) با بررسی سبک تبیینی و متغیرهای شخصیتیِ پرسشنامه روانشناختی کالیفرنیا (CPI) بر روی دانش آموزان دختر و پسر دبیرستانی نشان دادند که ابعاد پایدار و کلّی سبک تبیینی با سبک تبیینی بدبینانه بیشترین رابطه را دارد. روابط با سبک تبیینی منفی بطور قابل توجهی بین متغیرهای پرسشنامه روانشناختی کالیفرنیا(CPI) برای پسران گزارش شد، درحالیکه سبک تبیینی منفی دختران با بهزیستی و impression خوب رابطه نشان داد. دو مقیاس اصلی (اجتماعی بودن و اجتماعی سازی) نشان دادند که جنسیت روابط سبکهای تبیینی را برای رخدادهای منفی تحت تأثیر قرار می دهد. نتایج این تحقیق نشان از این دارد که الگوی متفاوت روابط سبک تبیینی در دختران و پسران می تواند با ابعاد مختلف شخصیتی ارتباط داشته باشد.
در ایران نیز، خداپناهی و خوانین زاده سریزدی (1379) با بررسی نقش ساخت شخصیت در جهتگیری مذهبی دانشجویان نتیجه می گیرد که بین ریختهای شخصیتی مختلف (بر حسب ابعاد شخصیتی برونگردی-درونگردی و پایداری و ناپایداری هیجانی) به لحاظ پایبندی به مذهب تفاوت معنادار می باشد. سطح پایبندی مذهب برونگردهای ناپایدار هیجانی نسبت به درونگردهای پایدار هیجانی و نیز نسبت به برونگردهای پایدار هیجانی بطور معناداری بیشتر است. احتمال دارد که برونگرد ناپایدار هیجانی برای کسب امنیت و آرامش به مذهب روی آورد و از این طریق سعی داشته باشد اضطراب و نگرانی خود را کاهش دهد. اما از آنجا که در مؤلفه روی آورد به مذهب، برونگرد ناپایدار هیجانی کمترین میانگین و برونگرد پایدار هیجانی به ترتیب بیشترین میانگین را کسب کرده اند، چنین استنباط می گردد که علیرغم بالا بودن سطح گرایش و پایبندی مذهبی برونگردهای ناپایدار هیجانی، این پایبندی به مذهب نقشی در ایجاد جهتگیری مذهبی درونی (روی آورد مذهب) این افراد که در ایجاد سلامت و وحدت یافتگی روانی مؤثر است، ایفا نمی کند. بنابراین طبق نظریه آلپورت (1967) میزان دینداری مهم نیست بلکه نقشی که مذهب در زندگی فرد ایفا می کند، تعیین کننده تأثیر دینداری بر سلامت روان است. این مطلب درباره معنی دار بودن سطح بالای پایبندی مذهبی درونگردهای ناپایدار هیجانی نسبت به درونگردهای پایدار هیجانی نیز می تواند صادق باشد.
محمدزاده، موحد و احدی (1384) در بررسی تأثیر ایمان بر شخصیت در دانشجویان علوم پزشکی اردبیل نتیجه گیری می کنند با افزایش ایمان درصد نرمال بودن افراد افزایش و درصد نوروتیک و برونگرا کاهش می یابد.
ویلیام جیمز، پدر روانشناسی، نیز معتقد است عشق و نیروی مذهبی منجر به وقار و سنگینی، صبر و شکیبایی و اعتقاد و اطمینان در فرد می شود. چنانچه احساسات مذهبی در نزد هرکس که باشد یک نیروی روزافزونی در کار و زندگی او وارد می کند و هنگامیکه در نبرد زندگی امیدها بر باد می رود و دنیا به آدمی پشت می کند احساسات مذهبی دست به کار شده در درون ما هیجان و شور زندگی را زنده نگه می دارد (جیمز1372). به گفته تحقیق مذکور به نظر می رسد صفاتی که ذکر شد در برونگرایی با روحیه مذهبی داشتن چندان سازگار نیست. نیز، درونگرایان استعداد سرشتی بیشتری برای تحریک پذیری دارند، بیشتر در خود فرو می روند، خیال پرور، گوشه گیر و انزواطلب اند. برای کارهایی که انجام می دهند ارزش قایل نیستند و بیشتر پایبند به اصول و سنتهای دیرین هستند، گرایش به احساس کمبود در آنها زیاد است، برای ابتلا به دلواپسی و افسردگی و وسواس و درنهایت اسکیزوفرنی استعداد بیشتر دارند. روابط اجتماعی سالم که جزء لاینفک خصوصیات افراد باایمان قوی و مخصوصاً علمای مذهبی است در افراد درونگرا رنگ کمتری دارند و عزت نفس و خودباوری که ماحصل اعتقاد به ارزشها و تواناییهای انسانی خویش است در افراد درونگرا کاهش یافته است (نقل از محمد زاده و همکاران 1384). نتایج تحقیقات خداپناهی و خوانین زاده سریزدی (1379)، محفوظی و جان بزرگی (1377) و رابرتز (1984؛ به نقل از کاظمی 1371) در بررسی تفاوتهای جنسیتی در عامل مذهب نیز نشان می دهند زنان نسبت به مردان بطور معناداری گرایش و پایبندی مذهبی بیشتری داشته و در عامل روی آورد به مذهب نیز بطور معنادار قویتر هستند.
2-2-4: ویژگیهای شخصیتی و اضطراب امتحان
در زمینه شخصیت و ارتباط آن با مؤلفه های سلامت، اولین پژوهش که بوسیله کوستا و مک کری (1986) انجام یافت، نشان داد شادکامی با سطح بالای برونگرایی و سطح پایین روان نژندی در افراد مرتبط می باشد. به دنبال این پژوهش، اکثر پژوهشهای دیگر نیز مثل چن و همکاران (2000)؛ فورنهام و همکاران (1997)؛ و هیلز و همکاران (2001) این ارتباطها را تأیید کرده اند. همچنین، مک کری و کوستا (1991) بیان کردند که ابعاد شخصیتی دلپذیر بودن و باوجدان می توانند تسهیل کننده عمده ای در تجارب مثبت بیشتر به ترتیب در موقعیتهای اجتماعی و کسب موفقیت باشند که در نتیجه آن، میزان احساس شادکامی افزایش پیدا کند. با این حال، انعطاف پذیری در تجربه، فرد را به سمت تجربه حالات هیجانی مثبت و منفی هدایت می کند.
گوستاوسون (2003) عقیده دارد، بعضی از صفات شخصیتی نقش مهمی در سبب شناسی و پیشرفت اختلالات دارند و شخصیت فرد می تواند بطور غیرمستقیم و از طریق ایجاد رفتارهای ناسالم نظیر سیگار کشیدن، سوء استفاده از مواد، بیخوابی، سوء تغذیه، و … باعث بیماری فرد شود. نتایج تحلیل رگرسیون انجام شده در پژوهش برنادو و همکاران (2005) نیز نشان داد که شخصیت (خصوصاً از طریق ابعاد برونگرایی و نوروتیسیسم)، یکی ا

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ مقاله گفتمان ناسیونال سکولار دولت پهلوی

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu