منابع و ماخذ پایان نامه 
ویژگیهای شخصیت

منابع و ماخذ پایان نامه ویژگیهای شخصیت

دانلود پایان نامه

عاملهای موقعیتی و فردی معرّفی نموده و اظهار می دارند که عوامل 1)اسنادکننده 2)زمینه اسنادکننده 3)رخدادی که تبیین می شود و 4)زمینه رخداد، مشخصاً بر ماهیّت اسناد انتخاب شده تأثیرگذار هستند. به عبارت دیگر، دسترسی پذیری نسبی نظامهای معنا-باور مذهبی/غیرمذهبی در یک موقعیت خاص (و از اینرو احتمال نسبی کاربرد یک نظام یا نظامی دیگر) نتیجه چهار مقوله عمده اساسی عاملهای مذکور محسوب می شود؛ هر کدام از این مقوله ها هم از مؤلفه های معنادهی، کنترل و عزت نفس ترکیب می شوند، و نهایتاً تعامل این مؤلفه هاست که تعیین می کند در یک مجموعه شرایط خاص، اسنادهای مذهبی بکار گرفته خواهند شد یا اسنادهای غیرمذهبی(نقل از اسپیلکا، شیور و کرکپاتریک 1985).

علاوه بر این مطالعات که تعیین کننده های موقعیتی اسنادها به خدا را بررسی نموده اند، چند مطالعه نیز رابطه بین مکان کنترل(متغیر شخصیتی) و اسنادها به خدا را بررسی نموده اند. برای مثال، پارگامنت، سالیوان، تایلر و استیل(1982) رابطه بین مکان کنترل و کفایتمندی روانشناختی را بررسی کردند. پارگامنت و دیگران بین چهار نوع مکان کنترل تفاوت قایل شده اند: فرد، خدا، دیگران توانمند و شانس. والتون و دستیارانش (1996) نیز مکان کنترل را بررسی نموده و اظهار داشتند که مزایای روانشناختی همسو با مکان کنترل درونی، با “کنترل خدا” نیز بدست می آید (نقل از اسپیلکا و ، شیور و کرکپاتریک 1985).
بک و تایلر (2008) نیز در بررسی خود بر این موضوع که “آیا باور به شیطان، به افراد کمک می کند در مواجهه با رخدادهای دردناک زندگی احساسات خود در مورد خدا را تعدیل سازند”، دریافتند که “باورها به شیطان” تجارب مذهبی مثبت تری را توسط افراد در رابطه خود با خدا پیش بینی کردند و نیز باورهای پایدار به شیطان توسط آزمودنیها، باعث می شد که با احتمال کمتری خدا را بخاطر درد و رنج انسان مقصر بدانند. از سویی نیز، بک و تایلر(2008) اظهار می دارند این تمایلات با پیش بینی های تجربی که نشان می دهند “عقیده به شیطان” می تواند به عنوان مقوله اسنادی “کارکرد کاهش اعتقاد به عدل خدا “داشته باشد، همسوئی دارند.
اسپیلکا، شیور و کرکپاتریک (1985) در رابطه با گزینش اسنادهای مختلف توسط افراد و ویژگیهای شخصیتی، اظهار می دارند افراد در گرایش عمومی به کاربرد تبیینهای مذهبی یا طبیعی متفاوت از هم هستند، حقیقتی که مخصوصاً زمانیکه به گفته ریتزما (1979) فرد دیگران را در نقاط انتهایی پیوستار مذهبی/ضدمذهبی بودن می بیند، قابل مشاهده است. به طور معمول اثرات گوناگون اجتماعی از قبیل تعلیم و تربیت و بارآوری، گرایش افراد به نظامهای باور-معنای مذهبی و طبیعی را تحت تأثیر قرار می دهند. از جمله؛ شواهد قابل قبول وجود دارد که رابطه ای بین اجتماعی سازی اولیه مذهبی و حضور در مراسم عبادی (کلیسا)، آگاهی از ایمان فردی، احتمالِ داشتن تجارب قویاً مذهبی، نیرومندی عقاید مذهبی و احتمال تبدیل به دیگری وجود دارد (کلارک 1929؛ کو 1900؛ استاربوک 1899؛ ویلسون 1978). جنبه ای از این رابطه می تواند با رواج اصطلاحات مذهبی در گفتار روزمره فرد تبیین شود. برای مثال لاسکی (1961) و بورکو و بک (1971) اظهارداشته اند که افرادی که زبان مذهبی دارند، گرایش دارند تجاربشان را با اصطلاحات مذهبی توصیف کنند؛ برطبق نظر برن اشتاین (1964)، “زبان آنچه را که، به لحاظ شناختی و اجتماعی متناسب است تفکیک می کند، و تجربه بواسطه آنچه که متناسب پنداشته می شود، تغییر می یابد (ص 117؛ به نقل از اسپیلکا ، شیور و کرکپاتریک1985).
البته، نظامهای معنا-باور مذهبی و طبیعی اسنادکننده های مختلف، برحسب نوع و شدت نیز متفاوت از یکدیگرند. برای مثال گورساچ و اسمیت (1983) دریافتند که اسنادها به خدا تاحدی به عنوان کارکرد تفاوتهای فردی اسنادکننده ها در ابعاد “مذهبی بودن قوی” و “نزدیکی به خدا” متنوعند. بعلاوه، این فرضیه مطرح می شود که تمایل افراد به ساختن اسنادهای شخصیتی/منشی مانع اسنادها به خدا می شود: یعنی افراد در منابعی که به شخصیت، انگیزه ها، امیال و غیره خدا نسبت می دهند، از هم متفاوتند. پژوهشها در زمینه تصاویر خدا (برای مثال، گورساچ1968؛ اسپیلکا و آرماتاس و نوس باوم 1964) نشان داده است که خدا از یکسو، مهربان، رحیم و بخشنده و از سوی دیگر تحکم آمیز/مسلط، کیفردهنده و منذر پنداشته می شود. نیز به نظر می رسد که تصور فرد از خدا با زمینه خانوادگی و خودپنداره او رابطه دارد (اسپیلکا، آدیسون و روزنسون 1975؛ نقل از اسپیلکا، شیور و کرکپاتریک 1985).
و بالاخره، گرایش به استفاده از اسنادهای مذهبی در مقابل اسنادهای طبیعی تاحدی بواسطه اهمیت نسبی عامل تعیین کننده و حافظ مذهبی و غیرمذهبی خودپنداره مثبت افراد تعیین می شود. برطبق نظر شیور و بورمستر(1983)، اثرات اجتماعی بر عزت نفس شامل هر دو مفهوم مشروط و نامشروط احترام مثبت می شود؛ چنین احترامی ممکن است بواسطه ساختن اسنادهای مذهبی و غیرمذهبی بدست آید. برای مثال خودپنداره فرد ممکن است به سختی در عقاید مذهبی از قبیل احساس مورد لطف خدا بودن، یا این باور که فرد، شخص دیندار است نوسان داشته باشد، درحالیکه عزت نفس فرد دیگری ممکن است از اول بر منابع طبیعی از قبیل دوست داشته شدن توسط اطرافیان یا موفق، اثرگذار بودن و اخلاقی بودن مبتنی باشد. تاحدی که خودپنداره فرد به منابع مذهبی عزت نفس بستگی داشته باشد، احتمالاً این نوع اسناد ترجیح داده می شود (نقل از اسپیلکا، شیور و کرکپاتریک 1985).
مذهبی بودن درونی و بیرونی: دیدگاه های کنونی راجع به مذهبی بودن و باورهای مذهبی توافق دارند که این مفاهیم چندبُعدی هستند، هرچند که راجع به تعداد و ماهیت این ابعاد اختلاف نظرها ادامه دارد. فراگیرترین قالب مفهومی چندبُعدی بررسی شده ازآنِ آلپورت (1959،1966؛ آلپورت و راس1967) است که بین مذهبی بودن درونی و بیرونی تمایز قایل می شود. به لحاظ تعریفی، اعتقاد/باوردرونی، تعهد کلی به مذهب را شامل می شود که زندگی مذهبی را بر دیگر ملاحظات ترجیح می دهد. درمقابل ایمان بیرونی، سودمندی و میل به کسب اهداف غیرمذهبی از قبیل ایمنی فردی در مواجهه با تهدیدها دارد. پیشینه تحقیقی نشان می دهد که افراد دارای جهتگیری درونی خدا را هنگام نیاز خیرخواه، شکیبا، اغماض کننده، قابل دسترس و به طور خلاصه به عنوان منبع عشق و حمایت نامشروط می پندارند (برای مثال اسپیلکا و مولین1977). این جهتگیری به نظر می رسد بواسطه هر دو احساس کنترل فردی و کنترل توسط خدا با عزت نفس بالا همراه باشد (فلکول1974؛ سیلوستری1979؛ اسپیلکا و اسمیت1982). در مقابل، مذهبی های بیرونی تصاویر بی رحمانه تری از خدا دارند، اغلب تهدید می کنند و عزت نفس پایینی دارند (اسپیلکا و مولین1977). آنها به نظر می رسد اسناد به خدا را مشروط تر می سازند مثل زمانیکه به نظر محتمل می رسد که کمک خدا از طریق یک موقعیت بحرانی بی واسطه بدانها می رسد (اسپیلکا و اشمیت1982). بنابراین، رویهمرفته جهتگیریهای درونی و بیرونی به مذهب می توانند به عنوان مجموعه های بخصوصی از مؤلفه های معنادهی، کنترل و عزت نفس باشند که اکثرا همزمان رخ می دهند و در تبیین های مذهبی آشکار می شوند (نقل از اسپیلکا، شیور و کرکپاتریک 1985).
این حقیقت که تصاویر خدای اغماض کننده (بخشاینده) با زمینه خانوادگی حمایت کننده و عزت نفس بالا رابطه دارد و اینکه همه اینها با مذهبی بودن درونی و انواع خاصی از اسنادهای کنترل رابطه دارند، نشان می دهد که به لحاظ علّی به شیوه ای باهم تعامل دارند. گورساچ و اسمیث (1983؛ اسمیث و گورساچ1989) نیز ، از جمله کسانی بودند که رابطه بین جهتگیری مذهبی و تمایل به ساختن اسنادهای مسئولیت و علّیت به خدا را بررسی نمودند. دیدگاه اسناد نشان می دهد چرا: 1) چند مورد از این متغیرها – تصویر خدا، مذهبی بودن و اسنادهای کنترل– بخشی از نظام اسنادهای مذهبی هستند؟ و 2) این دو باور که رخدادها عموماً معنادار، قابل کنترل و سودمند هستند و خود و دیگران (از جمله خدا) منطقی/معقول، قابل اعتماد و مراقبت کننده هستند، به نظر می رسد تجارب اجتماعی پیشین، احتمالاً از قبیل باعاطفه و قابل اعتماد بودن والدین را منعکس می سازد (نقل از اسپیلکا، شیور و کرکپاتریک 1985).
اسپیلکا، شیور و کرکپاتریک (1985) زمینه اسنادکننده را نیز جزو عواملی محسوب می کنند که بر فرایند گزینش اسنادها توسط افراد اثرگذار تلقی می شوند. بنا به نظر اسپیلکا، شیور و کرکپاتریک (1985) باور “دسترسی پذیری” بر این حقیقت مسلم مبتنی است که موجودات انسانی پردازشگران اطلاعات با ظرفیت محدود هستند. در یک لحظه معین تنها انگشت شماری از مفاهیم و ایده ها می توانند در هوشیاری و حافظه کوتاه مدت قابل دسترس می باشند. در نتیجه اکثراً در حل مسئله، تصمیم گیری بر اساس اطلاعاتی که به لحاظ روانشناختی آسانترین و به لحاظ زمانی سریعاً قابل دستیابی هستند “سلسله مراتب دسترس پذیری” را به کار می برند (فیسکه و تایلر 1983؛ نیس بت و راس1980). بنابراین، زمینه اسنادکننده جهت فرایند اسناد تاحدی در انگیزش و یا محدود ساختن فرایندهای گوناگون شناختی از قبیل دسترسی پذیری تبیینهای مذهبی و غیرمذهبی نقش ایفا می کند. اگر تعبیرات مذهبی مهم جلوه کنند و از اینرو برای اسنادکننده دسترسی بالایی داشته باشند، بیشتر احتمال دارد این نوع اسناد مورد استفاده قرار گیرد. مثال روشن در این مورد می تواند بودن اسنادکننده، در موقعیتی مذهبی (برای مثال کلیسا) یا موقعیتی بوضوح غیرمذهبی(برای مثال یک آزمایشگاه روانشناسی تجربی) باشد. دریافته شده است که دوسوم تا سه چهارم تجارب مذهبی در زمانی اتفاق می افتد که افراد در خدمات کلیسا(مذهبی)، خواندن دعا و نماز و از این موارد درگیر هستند (بورکو1969 ، اسپیلکا1980). بعلاوه، گمان می رود که بندرت حضور فرد یا محرکات مذهبی با اهمیت خیلی بالاتر، بر اسنادها اثر داشته باشد؛ دستکاریهایی که توجه اسنادکننده را به یک علت بالقوه معطوف می دارند ارزیابیهای علّی بعدی را تحت تأثیر قرار می دهند (برای مثال تایلر و فیسکه 1975و 1978). خصوصیت دیگر این موقعیتی که بر دسترسی پذیری نسبی نظامهای معنایی تأثیرگذار است میزانی است که اطرافیان حاضر در موقعیت، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، کاربرد اسنادهای مذهبی را برمی انگیزد یا مانع از آن می شود (لافلند 1966، لافلند و استارک 1965). پرودفوت و شیور (1975) چندمثال از اثرات فشار گروهی را بر فرایند اسناد مورد بحث قرار داده اند (نقل از اسپیلکا، شیور و کرکپاتریک 1985).
اسپیلکا، شیور و کرکپاتریک (1985) کارایی ادراک شده مکانیزمهای کنترل/پیش بینی مذهبی و غیرمذهبی را نیز در گرایش افراد به استفاده از یک نوع یا از نوع دیگر اسناد را مؤثر می دانند. بدینصورت که عاملهای زمینه ای که موقتاً چنین ادراکاتی را تغییر می دهند احتمالاً فرایند اسناد را به شیوه ای یکسان تحت تأثیر قرار می دهند. یک مثال روشن، موقعیتی است که در آن اسنادکننده قبلاً یک یا چند بار سعی در کنترل پیامدها با بهره گرفتن از معانی چه مذهبی و چه غیرمذهبی نموده است؛ در چنین مواردی راهبرد اسنادی جدیدی ممکن است گزینش شود زیرا که توانایی حس بالاتری از کنترل را دارد. برای مثال، یک فرد مذهبی قوی که معمولاً از دارو اجتناب می کند ممکن است اسنادهای طبیعی بعد از تلاشهای مختلف در کنترل یک بیماری جدی بوسیله نماز یا مناسک عبادی را برگزیند. عکس این مورد نیز مکرراً دیده شود: یعنی، یک فرد عموماً غیرمذهبی به نماز رو می آورد تا از یک بیماری نجات یابد که با دارو (روش طبیعی) قادر نبوده است درمانش کند. بااین حال، اثر زمینه بر ادراکات کنترل پذیری، درجهت تلاشهای کنترلی خود اسنادکننده محدود نیست. به نظر می رسد احتمالا مشاهده تلاشهای اخیر کنترلی فرد دیگر نیز، به دلالتهای مشابه برای فرایند اسنادی منتج می شود. اسنادهای مذهبی احتمالاً بطور بی واسطه ای در پی شرکت در رخدادی موفقیت آمیز برای مثال شفای ایمانی، عملی و معقولانه تر تصور می شوند، درصورتیکه تبیینهای طبیعی از رخدادها ممکن است بعد از مشاهده پیامد مثبت چند درمان پزشکی، دیده شود.

 

مطلب مرتبط :   منبع تحقیق درباره رسانه‌های الکترونیکی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نیز عاملهای موقعیتی که موقتاً مؤلفه های مذهبی و طبیعی عزت نفس فرد را تغییر می دهند، می توانند همانند تفاوتهای شخصیتی، انتخابهای اسنادی را تحت تأثیر قرار دهند. چنین نوساناتی ممکن است که از زمینه ای نشأت گرفته باشند که در آن اسنادکننده احساسی ناکفایتمند، غیرعاقلانه (اسنادطبیعی) یا غیراخلاقی و گناهکارانه (اسناد مذهبی) دارد. در مورد آخر، برای مثال، تهدید مستقیم مؤلفه عزت نفس مذهبی اسنادکننده، ممکن است باعث صرف نظر اسنادکننده از جستجوی اسنادهای مذهبی برای دیگر رخدادها –بخصوص رخدادهای منفی- شود. تحت این شرایط خودپنداره و احترام به خود مثبت اسنادکننده ممکن است موقتاً با مسکوت ماندن نظام معنا-باور مذهبی بهتر مورد حمایت قرارگیرد تا عزت نفس از طریق معانی جایگزین اصلاح شود.
جنبه های بخصوصی از فشار اجتماعی نیز ممکن است در این مبحث از عزت نفس و زمینه گنجانده باشد. اگر اسنادکننده باور داشته باشد در صورت داشتن یک اسناد بخصوص، مورد پسند سایرین خواهد بود، با احتمال بیشتری آن اسناد را برخواهد گزید تاحدی که در عزت نفس فردی فزونی را احساس خواهد نمود (یا اینکه این انتخاب مانع از کاهش احساس عزت نفس خواهد شد)؛ تأیید و احترام مثبت نسبت به دیگران در موقعیتی حضوری می تواند مثالی در این باب باشد (نقل از اسپیلکا، شیور و کرکپاتریک 1985).
لاپفر، دِپائولا، بروک و کلمنت (1994) نیز با آزمون فرضیه تجدیدنظرشده دسترسی پذیری اسنادهای مذهبی و غیرمذهبی، موافق با فرضیه اولیه “دسترسی پذیری”( اسپیلکا، شیور و کرکپاتریک 1985) دریافتند اسناد به علل طبیعتی متداولتر است تا به علل مذهبی: بنا به نتایج تحقیقاتی آنها در کل حدود 90% اوقات، صفات عامل و عوامل موقعیتی به عنوان علل مهم رخدادها محسوب می شوند. با این حال، این پژوهش نیز تأکید دارد که مواقعی که اسناد دهنده مذهبی قوی است؛ رخدادی که تبیین می شود ارزشهای قوی مذهبی را زنده می کند؛ اسناد کننده پیامد را خشنودکننده تلقی می کند، اسنادها به خدا بیشتر محتمل است. اسنادها به شیطان نیز، هر چند با فراوانی نسبی، بیشتر زمانی بکار گرفته می شوند که اسناددهنده عقاید قویا مذهبی دارد، رخداد با ارزشهای مذهبی قوی مرتبط است، نیات عامل منفی تلقی می شود و پیامد رخداد ناخوشایند است. براساس موارد ذکر شده، به نظر میرسد در اسنادهای مذهبی عامل تعیین کننده تر و معتبرتر “رخداد مورد تبیین” باشد، بدون در نظر داشتن اینکه اسناددهنده نیّات عامل را تبیین می کند یا دنبال مسئول پیامد حاصله است. بعلاوه یافته های این تحقیق نشان می دهد که اسنادهای مذهبی و غیرمذهبی باهم رابطه معکوس

مطلب مرتبط :   تحقیق رایگان درمورد خلیج فارس و دریای عمان

دیدگاهتان را بنویسید

بستن منو