منابع و ماخذ پایان نامه زبان فارسی

منابع و ماخذ پایان نامه زبان فارسی

دانلود پایان نامه

 

السلطان: ولن تضع یدک فی أیدینا…
پادشاه: و هرگز با ما همکاری نمی‌کنی.
در جایی دیگر پادشاه خطاب به زن آوازخوان میگوید:
السلطان: واجهه حانوتک تعلن عن بضاعه لا توجد فی الداخل!…
پادشاه: بیرون دکان تو کالاهایی است که در داخل دکان وجود ندارد. کنایه از این که ظاهر تو با باطنت متفاوت است.
3-2-2-5 تفاوت مجاز و کنایه
در برخی از موارد، تمییز مجاز از کنایه سخت میشود.(مجاز، بر غیر معنی حقیقی سخن دلالت دارد اما کنایه، بر حقیقت آن. با این تفاوت که در کنایه، معنی بعید را در نظر میآورند.)نگارنده نیز، از این تعریف در شناسایی دقیق تر جملات کنایی و مجاز بهره برده است.
3-2-2-6 تشبیه
تشبیه، یکی از شیوههای بیان است و آن، مانند کردن چیزی یا کسی است به چیز یا کس دیگر، بر پایۀ پیوند و شباهتی که در میانۀ آن دو میتوان یافت. در تشبیه، چهار جزء وجود دارد: مشبه، مشبه به، وجه شبه و ادات تشبیه.
مشبه، آن چیزی است که به چیز دیگر تشبیه و مانند کرده اند. مشبه به، چیزی است که بدان مانند میکنند، وجه شبه، پیوند دهندۀ مشبه و مشبه به است و ادات تشبیه، واژه ای است که تشبیه را به یاری آن نشان میدهند.
نمونه ای از تشبیه به کار رفته در داستان، در پردۀ دوم و در صحبت کفاش درمورد زن آوازخوان است که میگوید:
الإسکاف: «ملتفتاً إلی نافذتها» انظر…ها هی ذی فی نافذتها!…تبرق فی أتم زینه وبهرج، کأنها عروس من الحلوی!
کفاش: «به پنجره(خانۀ زن آوازخوان) نگاه میکند» ببین…خودش (پشت پنجره) است! (چهره اش)، از فرط زیبایی و آراستگی، میدرخشد. انگار باقلوا است!
او زن آوازخوان را به خاطر زیبایی و دوست داشتنی بودنش به عروس حلوی که نوعی شیرینی است، تشبیه میکند و از آنجا که این نوع شیرینی در ایران نیست و معادل دقیقی برای نامش وجود ندارد، نزدیک ترین واژه به این معنی که در زبان فارسی کاربرد دارد، یعنی واژۀ باقلوا، آورده شد.
توفیق نمونه ای دیگر از تشبیه را در صحبتهای پادشاه میگنجاند و قانون را به سروری تشبیه میکند و وجه شبَهشان را مورد اطاعت بودنشان میداند:
وأنت نفسک الذی أرانی فی البدایه فضیله القانون وما ینبغی له من احترام، وقال لی إنه هو السید المطاع.
خودِ تو کسی هستی که در اول کار مزیت قانون و احترامی را که برازندۀ آن است به من یاد آوری کرد و گفت: قانون، سروری مورد اطاعت است و من باید در برابر او تعظیم کنم.
در جایی دیگر، تشبیه پادشاه و زن آوازخوان به شهریار و شهرزاد به چشم میخورد:
السلطان: حقاً… هذا ما ینبغی!… ما دمت أنا فی وضع شهرزاد!… هی أیضاً کان علیها أن تحکی القصص اللیل بطوله، فی انتظار الفجر الذی سیقرر مصیرها!…
پادشاه: واقعا…همین مانده بود! تا وقتی که مثل شهرزاد هستم(باید قصه بگویم)….او هم باید تمام طول شب را قصه میگفت و انتظار صبحی را میکشید که سرنوشتش را معلوم میکند.
الغانیه: «ضاحکه» وأنا إذن شهریار الهائل المخیف؟!…

مطلب مرتبط :   گوگنهایم، نورگیر

Close Menu