منابع و ماخذ پایان نامه 
روزه داری ماه رمضان

منابع و ماخذ پایان نامه روزه داری ماه رمضان

دانلود پایان نامه

دارند. البته گفته می شود ترکیب مولفه های مختلف اسنادهای مذهبی و غیرمذهبی می تواند روابط متفاوتی بدست دهد – برخی مثبت، برخی منفی، برخی نامرتبط – و بگونه ای مهمتر ممکن است افراد همیشه از دو نظام تبیینی به شیوه ای مشابه استفاده نکنند. بعلاوه، بین اسنادهای پایدار به خدا و این پنداشت که افراد در کوششهای خودشان به عنوان عاملان خدا تلقی می شوند، رابطه ای مثبت دیده می شود. نیز، یافته های این پژوهش این یافته را بدست داد که اسنادهای مذهبی، حتی در افراد مذهبی قوی، نسبت به اسنادهای غیرمذهبی در تبیین ها کمتر بکار گرفته می شوند. محققان این پژوهش ابراز می دارند که اسنادها به خدا و شیطان تنها زمانی به کار برده می شوند که چند شرط ضروری حضور داشته باشد؛ – رخداد نامعمول یا تغییر دهنده زندگی است، – اسناددهنده بارها شاهد آن رخداد بوده است، و – رخداد هیجانات قوی ای را برانگیخته باشد. محققان فرضیه “خدای خلاءها” را نیز -که نشان می دهد برای مثال، افراد اسنادها به خدا را زمانی می سازند که هیچ عامل علّی دیگری در تبیین رخداد مکفی نباشد-، در توجیه و تبیین این یافته موافق می دانند.
باز، لاپفر و تولیور و جکسون (1996) در پژوهشی با فراهم ساختن شرایطی که در آن افراد را وادار می کردند تنها اسنادهای مذهبی را ارائه دهند، کاربست یا عدم کاربست مفهوم “خدای خلاءها” را در فرایند اسنادی آزمون نمودند. در کل نتایج این پژوهش نشان داد که هنگامیکه پیامدها، تغییردهنده زندگی هستند آزمودنیها بیشتر خدا را به عنوان عامل علّی مطرح می کنند و اسنادها به خدا در وقایع تغییردهنده زندگی با پیامد مثبت ولی اسنادها به شیطان در وقایع تغییردهنده زندگی با پیامد منفی افزایش می یافتند.
ماینر و مک نایت (1999) نیز دریافتند اسنادهای مذهبی در موقعیتهای شدید، غیرقابل کنترل و مثبت با احتمال بیشتری بکار گرفته می شوند.
نیز، واینر (1985،1986؛ به نقل از مالری و دیگران 2000) به همسوئی هایی بین مکان کنترل با اعتماد به نفس و عزت نفس، بین ثبات با انتظار موفقیت، ناامیدی و امیدواری و بین کنترل پذیری، هم با عاطفه خود رهبری شده (شرم در مورد علل غیرقابل کنترل و گناه در مورد علل قابل کنترل) و هم با عواطف دیگری هدایت شده (عصابنیت، حق شناسی و دلسوزی) اشاره نمود. این نکته را نیز اضافه نمود که بنابر نظر واینر (1985) می توان هر کدام از این سه بُعد مکان، کنترل پذیری و ثبات را یک پیوستار دوسویه (برای مثال مکان به عنوان پیوستاری از درونی تا بیرونی) نشان داد.
پارگامنت (1997) نیز با مطالعه تحقیقات پیشین در زمینه اسنادها و مقابله های مذهبی، به این نتیجه دست یافت که استناد رویدادها و موقعیتها به خدا و نیز واگذاری کارها به او به عوامل شخصی (مانند خصوصیات فرهنگی و جمعیت شناختی، شخصیت و مذهب)، ویژگیهای رویداد و زمینه و گستره آن بستگی دارد (نقل از هاریسون و همکاران 2001).
2-2-2: مذهب و اضطراب امتحان
اضطراب امتحان پدیده ای جهانی و مشکل آموزشی مهمی است که سالانه میلیونها دانش آموز را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می دهد (هیل 1984). کثرت نوشته ها و تحقیقات انجام شده در پنجاه سال اخیر بیانگر اهمیت و توجه خاص کشورهای مختلف به این پدیده آموزشی است (به نقل از بهرامی1381).
از سویی نیز، دین یکی از ابعاد مهم فرهنگی است و روانشناسان به لحاظ اخلاقی نیاز دارند که به مسایل فرهنگی حساس باشند (شفرنسکی و مالونی1996 ). روانشناسان معروفی از جمله جیمز (1985)، آلپورت (1950) و یونگ (1969) به نقش و تأثیر مثبت مذهب بر زندگی افراد پرداخته اند و آن را مهم می دانند. اخیرا پژوهشهای متعددی در مورد اثر مذهب بر سلامت روانی انجام شده است و نتایج حاصل از این تحقیقات نشان دهنده اثر مثبت مذهب بر سازگاری و بهداشت روانی و اثر کاهنده آن بر نشانه های بیماری بوده است (به نقل از شجاعیان و زمانی منفرد 1381). به اعتقاد هاریسون و همکاران (2001) با وجود اینکه مدتهاست تصور می شود بین مذهب و سلامت روانی ارتباط مثبتی وجود دارد اما اخیرا روانشناسی مذهبی، شواهد تجربی بسیاری را در این زمینه، و با توجه به هدف پژوهش حاضر؛ اضطراب، فراهم کرده است. در خارج این شواهد بدین قرارند:
پارگامنت با مرور 130 پژوهش در زمینه سازگاری مذهبی و نقش آن در سلامت روانی، نتیجه گرفت که 34 درصد از مطالعات اثرات مثبت و معنادار مذهب در کاهش افسردگی و اضطراب اشاره دارد، 4 درصد از آنها حاکی از اثرات منفی مذهب بر سلامت روانی و 62 درصد نیز هیچ گونه ارتباطی بین مذهب و سلامت روانی نشان نداده اند (خزائی، رضایی، قدمی، طهماسیان، قاسمی مبرا و شیری 1389).
بکر و گروش (1982) گزارش داده اند که بین جهتگیری مذهبی درونی و اضطراب یک همبستگی منفی معنی دار و بین جهتگیری مذهبی بیرونی و اضطراب همبستگی مثبت و معنی دار وجود دارد. پترسن و روی (1985) رابطه اضطراب و تدیّن را بر روی یک نمونه مسیحی مورد مطالعه قرار دادند. آنها نتیجه گرفتند که جهتگیری مذهبی یک عامل مهم در کاهش اضطراب است.
الیسون، بردمن، ویلیامز و جکسون (2001) در یافتند که رفتن به کلیسا با احساس بهزیستی ذهنی رابطه مثبت و با درماندگی رابطه منفی دارد و تعداد انجام مراسم دعا با احساس بهزیستی رابطه ضعیف معکوس و با مضطرب بودن رابطه مثبت اندکی دارد (نقل از رجائی و بیاضی و حبیبی پور 1388).
یافته های پارک و همکاران (1990) نیز از مذهب به عنوان عامل تعدیل کننده در حالتهای اضطرابی سخن گفته است. نتایج یافته های بیرشک و همکاران (1380)، امینی و ملکشاهی (1380) و گله دار و ساکی (1380) نیز بر نقش مذهب در کاهش اضطراب تأکید کرده اند (نقل از بهرامی 1381).
اضطراب امتحان بخصوص در افراد روانرنجور، می تواند از تنیدگی بالا نشأت بگیرد (خسروی و بیگدلی 1387). با در نظر داشتن این رابطه، در ادبیات تحقیقی اسنادها نیز به موردی دست یافتیم که در آن روسچ و آنو (2003) دریافتند افراد در مقابله با تنیدگی از سیستم سوگیری مذهبی بهره می گیرند که آنان را برای ارائه اسنادها و مقابله عوامل تنیدگی زا بصورت قابل پیش بینی آماده می کند. در این پژوهش از شرکت کننده ها خواسته شد تا یک واقعه تنیدگی زای اخیر را شرح دهند و در آن به علل رویدادها (اسنادها)، چگونگی مواجهه با آن (مقابله)، و حالت احساسی بعد از آن (پیامدها) اشاره کنند. بطور خلاصه، نتایج مطالعه روسچ و آنو (2003) نشان داد که سوگیری مذهبی و اسنادهای به نحو غیرمستقیم (و در برخی از موارد بطور غیرمستقیم) با سازگاری روانشناختی رشد شخصی از طریق روش های مقابله مربوط هستند. و نیز اینکه افراد با سوگیری مذهبی درونسو، از اسنادهای چندگانه برای رویدادهای تنیدگی زا استفاده می کنند؛ آنان علاوه بر اسناد به خدا، اسناد به شیطان را نیز مطرح می کنند و ممکن است عامل فشارزا را محصول تعارض خدا و شیطان بدانند.
ماینر و مک نایت (1999)، اثرگذاری اسنادهای مذهبی بر پاسخهای مقابله ای افراد بر حسب چهار موقعیت فرضی از جمله؛ موقعیتهای تهدیدکننده سلامتی (برای مثال، سرطان، صدمه در اثر تصادف و…)، موقعیتهای مربوط به مسایل اخلاقی (برای مثال، رانندگی در حال مستی)، موقعیتهای منفی یا اندکی ناراحت کننده (برای مثال، جعل اسناد در محل کار) و موقعیتهای مثبت (برای مثال، برنده شدن در مسابقه و…) آزمودند. آزمودنیها احتمال هر یک از این عوامل را در تفسیر موقعیتها ارزیابی می کردند: شانس، خود، دیگران، خدایی که به بروز موقعیتی اجازه می داد (خدا به عنوان عامل مستقیم) و خدایی که از طریق انسانها عمل می کرد ( خدا به عنوان عامل غیرمستقیم). در کل، یافته های این پژوهش نشان داد که اسنادهای مذهبی در موقعیتهای شدید، غیرقابل کنترل و مثبت، در مقایسه با سایر موقعیتها قویتر هستند.
نیز پارگامنت و هان (1986) بیان می کنند به احتمال زیاد، در موقعیتهای با پیامد منفی، آزمودنیها بیشتر به خدا رجوع می کنند تا برای موقعیت معنایی پیدا کنند و احساسات خود را درباره وقایع و رفتار خود بیان کنند. بعلاوه در موقعیتهای با پیامد مثبت بیشتر از اسناد دوستی خدا و در موقعیتهای با پیامدهای منفی بیشتر از اسناد خشم خدا در فهم و تبیین موقعیتها بهره گرفته می شود (هرچند که برخی آزمودنیها در موقعیتهای با پیامد منفی اسناد به دوستی خدا را نیز به کار بردند).
در ایران نیز در این باره شواهد ذیل بدست آمده است:
بیانی و همکاران (1387) در تحقیق خود با گزارش وجود رابطه ای معکوس و معناداری از لحاظ آماری بین جهتگیری مذهبی دانشجویان و اضطراب و افسردگی پیشنهاد می کنند تقویت و درونی سازی ارزشهای دینی در افزایش سطح سلامت روانی مؤثر خواهد بود.
سرگلزایی، بهدانی و قرابن (1380) به رابطه ای معکوس بین مدت زمان صرف شده برای فعّالیتهای مذهبی و دچار شدن به اضطراب، افسردگی و سوءمصرف مواد دست یافتند.
پوردهکردی و همکاران (1387) در تحقیقی که بر روی 60 نفر نمونه دانشجوی پرستاری اجرا شد به مقایسه تاثیر آرام سازی پیشرونده عضلانی و آوای قران، ذکر خدا بر سطح اضطراب آشکار دانشجویان پرستاری در بدو ورود به کارآموزی در دانشگاه علوم پزشکی شهر کرد پرداختند. نتایج نشان داد تمرینات آرام سازی پیشرونده عضلانی و آوای قران باعث کاهش اضطراب می شود و براساس این نتایج توصیه می نمایند که دانشجویان قبل از ورود به محیطهای بالینی پرستاری به آوای دل نشین قرآن گوش فرا دهند یا تمرینات آرام سازی پیشرونده عضلانی را انجام دهند.
بهرامی (1381) در تحقیقی که به بررسی روابط بین جهتگیری مذهبی، اضطراب و حرمت خود با 60 نفر نمونه از بین جامعه آماری دانشجویان دانشگاه تهران پرداخته است نتیجه می گیرد که جهتگیری مذهبی واجد همبستگی منفی با اضطراب (r=-0/44 و p0/001) می باشد. بر طبق یافته های این پژوهش مذهب قادر است نقشی درون روانی در تأمین سلامتی ایفا کند. چارچوبهای مرجع مذهبی قادرند تا نظیر مکانیزمهای مقابله ای، حرمت خود و اضطراب را اداره کنند. بدین قرار که جهتگیری مذهبی نه تنها با حالت اضطراب رابطه معکوس دارد با رگه اضطراب نیز رابطه عکس دارد. به عبارت دیگر، جهتگیری مذهبی به نوعی به تغییرات عمیق ساختاری منجر می گردد که بر اساس آن یک صفت شخصیتی (رگه اضطراب) تعدیل شده و تغییر می یابد.
بهرامی مشعوف (1373)، اسلامی (1375)، و بیرشک و همکاران (1380) نیز در پژوهشهای خود وجود همبستگی میان نگرش مذهبی و مذهبی بودن، با افسردگی و اضطراب بررسی نموده اند که نتایج آنها وجود رابطه منفی را تأیید می کنند (به نقل از بهرامی و تاشک 1383).
در مطالعه ای که مقدم نیا و مقصودی (1383) به منظور بررسی تأثیر روزه داری ماه رمضان بر میزان اضطراب در جامعه آماری متشکل از کلیه دانشجویان پسر مقیم در خوابگاههای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی گیلان انجام دادند این نتیجه بدست آمد که روزه داری ماه رمضان بر سطح اضطراب دانشجویان مؤثر بوده است. ببدینصورت که میانگین شدت اضطراب در ماه رمضان 5/57 بر مبنای معیار اضطراب هامیلتون بوده است، به طوریکه 71% در سطح اضطراب خفیف و 29% در سطح اضطراب متوسط و 0% در سطح اضطراب شدید و 0% در سطح اضطراب خیلی شدید بوده اند. در کل این پژوهش نتیجه گیری می کند که شدت اضطراب در دانشجویان گروه پژوهشی در ماه رمضان کمتر از شدت اضطراب پس از ماه رمضان است.
یوسفی و حسن پور (1376) با بررسی تأثیر قرائت قرآن کریم بر کاهش اضطراب و افسردگی نتیجه گیری نمودند که میزان اضطراب و گرایش به افسردگی در آزمودنیهایی که بطور مرتب به قرائت قرآن می پرداختند در حد چشمگیر کمتر از آزمودنیهای گروه مقایسه بود.
غباری بناب (1380) رابطه معنی داری بین توکل به خدا، صبر و تحمل و آرامش روانی گزارش نمود.
بوالهری، احسان منش و کریمی (1379) نشان دادند که با بالا رفتن نمرات آزمودنیها در پرسشنامه توکل، نمرات آنها در پرسشنامه نشانگان استرس کاهش می یابد.
هادیانفرد (بی تا) نیز در پژوهش خود نشان داد که افرادی که بیشتر بر پایه باورهای دینی عمل می کنند، احساس بهزیستی بالاتری دارند. نیز بر پایه نتایج این پژوهش زنان در انجام برخی فعالیتهای مذهبی (دو حوزه عمل به واجبات و عمل به مستحبات) پایبندی بیشتری نسبت به مردان دارند. آموزه های اسلام به گونه ای است که زنان همگام با مردان شریعت اسلام را پذیرفته اند. اما در کل بر اساس یافته های نتایج این پژوهش تفاوت معنی داری بین عمل به باورهای دینی زنان و مردان وجود ندارد. در مرور پیشینه پژوهشی همسو با یافته های این پژوهش نتایج بررسی جلیلوند (1380) روی 948 دانشجوی پزشکی، تفاوت معنی داری میان پایبندی به نماز و جنسیت نشان نداده است.
مطالعه بیرشک و همکاران (1380) در بررسی رابطه بین تنیدگی، افسردگی و اضطراب و مذهب نشان می دهد که بین مذهبی بودن و اضطراب رابطه ای منفی وجود دارد. نیز، گنجی و همکارانش (1380) در مطالعه ای رابطه معناداری مذهبی و سازگاری با دانشگاه، بویژه در دانشجویان جدیدالورود نشان دادند و دریافتند دانشجویانی که از تعالی روحانی برخوردار بودند، علیرغم تجربه مشکلات و تغییرات زندگی، آشفتگی روانی کمتری را چه از نظر اضطراب و چه از نظر اختلال جسمانی تجربه می کنند. نریمانی و همکارانش (1385) روش شناختی-رفتاری، ذکرخدا و دعا را از میان روش های مقابله با اضطراب امتحان مؤثر یافته اند. یافته های پارک و همکاران (1990)، امینی و ملکشاهی (1380) و گله دار و ساکی (1380) نیز از مذهب به عنوان عامل تعدیل کننده در حالتهای اضطرابی سخن رانده است (نقل از بهرامی 1381).
2-2-3: مذهب و شخصیت
مطالعات در زمینه روابط بین مذهب و عاملهای شخصیتی نشان می دهند:
بُعد روان رنجوری (یکی از سه بُعد مشترک دو مقیاس شخصیت آیزنگ و پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیتی مک گری و کوستا)، با مذهب رابطه ای ندارد (آیزنگ 1998، به نقل از ژورم و کریستنسن 2004؛ فرانسیس1992، نقل از تایلر و مک دونالد 1999)، نمرات بدست آمده از IEROS (مقیاس جهتگیری درونی و بیرونی) با روان رنجوری NEO رابطه ای ندارد (تایلر و مک دونالد 1999)، زمانیکه تفاوتهای جنسیتی هم در مذهبی بودن و هم در روان رنجوری کنترل می شود رابطه ای بین مذهب و روان رنجوری دیده نمی شود (فرانسیس 1992؛ نقل از تایلر و مک دونالد 1999)، روان رنجوری کنشی متفاوت از وابستگی مذهبی با افراد، بخصوص زنان، به نظر می رسد (تایلر و مک دونالد 1999)، بین فعّالیتهای مذهبی پنهانی و آشکار (برای مثال نماز و حضور در کلیسا) و روان رنجوری رابطه ای وجود ندارد (فرانسیس 1997؛ نقل از تایلر و مک دونالد 1999)، روانجوری پایین با سازگاری، باوجدانی، بازبودن رابطه دارد (ساراگلو 2002)، مذهبی بودن بیرونی با روانرجوری رابطه دارد (ساراگلو 2002)، دوریز و سوئننز (2006) و ساراگلو (2002) نیز یافته ها را ضد و نقیض

مطلب مرتبط :   منبع تحقیق با موضوع اموال غیر منقول

دیدگاهتان را بنویسید

بستن منو