منابع و ماخذ پایان نامه ایمان به خدا

منابع و ماخذ پایان نامه ایمان به خدا

دانلود پایان نامه

 

نیکى، (تنها) این نیست که (به هنگام نماز،) روىِ خود را به سوى مشرق و (یا) مغرب کنید؛ (و تمام گفتگوى شما، در باره قبله و تغییر آن باشد؛ و همه وقت خود را مصروف آن سازید؛) بلکه نیکى (و نیکوکار) کسى است که به خدا، و روز رستاخیز ، و فرشتگان، و کتاب (آسمانى)، و پیامبران، ایمان آورده؛ و مال (خود) را، با همه علاقه‏اى که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق مى‏کند؛ نماز را برپا مى‏دارد و زکات را مى‏پردازد؛ و (همچنین) کسانى که به عهد خود -به هنگامى که عهد بستند-وفا مى‏کنند؛ و در برابر محرومیتها و بیماریها و در میدان جنگ، استقامت به خرج مى‏دهند؛ اینها کسانى هستند که راست مى‏گویند؛ و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است؛) و اینها هستند پرهیزکاران‏.
چون تغییر قبله سر و صداى زیادى در میان مردم بخصوص یهود و نصارى به راه انداخت، یهود که بزرگترین سند افتخار خود (پیروى مسلمین از قبله آنان) را از دست داده بودند زبان به اعتراض گشودند، که قرآن در آیه 142 با جمله (سَیَقُولُ السُّفَهاءُ) به آن اشاره کرده است آیه فوق نازل گردید و تایید کرد که اینهمه گفتگو در مساله قبله صحیح نیست بلکه مهم‏تر از قبله مسائل دیگرى است که معیار ارزش انسانهاست و باید به آنها توجه شود و آن مسائل را در این آیه شرح داده است.همانگونه که در تفسیر آیات تغییر قبله گذشت، نصارا به هنگام عبادت رو به سوى شرق و یهود رو به سوى غرب کرده، عبادات خود را انجام مى‏دادند، اما خدا کعبه را براى مسلمین قبله قرار داد که در طرف جنوب بود و حد وسط میان آن دو محسوب مى‏شد.و نیز دیدیم که مخالفین اسلام از یک سو و تازه مسلمانان از سوى دیگر چه سر و صدایى پیرامون تغییر قبله به راه انداختند.آیه فوق روى سخن را به این گروه‏ها کرده، مى‏گوید:” نیکى تنها این نیست که به هنگام نماز صورت خود را به سوى شرق و غرب کنید و تمام وقت خود را صرف این مساله نمائید” (لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ).( مکارم شیرازی،1374، ج‏1،597)
الف-2-4-5 ) سوره آل عمران- آیات31و32 : قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ (31)قُلْ أَطیعُوا اللّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ الْکافِرینَ(32)
بگو: «اگر خدا را دوست مى‏دارید، از من پیروى کنید! تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد؛ و گناهانتان را ببخشد؛ و خدا آمرزنده مهربان است.» (31)بگو: «از خدا و فرستاده (او)، اطاعت کنید! و اگر سرپیچى کنید، خداوند کافران را دوست نمى‏دارد.» (32)
در باره آیات فوق دو شان نزول در تفسیر” مجمع البیان” و” المنار”، آمده است: نخست این که جمعى در حضور پیغمبر ص ادعاى محبت پروردگار کردند، در حالى که” عمل” به برنامه‏هاى الهى در آنها کمتر دیده مى‏شد، آیات فوق نازل گردید و به آنها پاسخ گفت.
دیگر این که جمعى از مسیحیان” نجران” در مدینه به حضور پیامبر ص آمدند و ضمن سخنان خود، اظهار داشتند که ما اگر مسیح ع را فوق العاده احترام مى‏گذاریم، به خاطر محبتى است که به خدا داریم، آیات فوق نازل شد و به آنها پاسخ گفت.( مکارم شیرازی،1374، ج‏2، 512)
الف-2-4-6 ) سوره آل عمران – آیه 69 : وَدَّتْ طائِفَهٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ لَوْ یُضِلُّونَکُمْ وَ ما یُضِلُّونَ إِلاّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما یَشْعُرُونَ.
جمعى از اهل کتاب (از یهود)، دوست داشتند (و آرزو مى‏کردند) شما را گمراه کنند؛ (امّا آنها باید بدانند که نمى‏توانند شما را گمراه سازند،) آنها گمراه نمى‏کنند مگر خودشان را، و نمى‏فهمند!
بعضى از مفسران نقل کرده‏اند که جمعى از یهود کوشش داشتند افراد سرشناس و مبارزى از مسلمانان پاکدل چون” معاذ” و” عمار” و بعضى دیگر را به سوى آئین خود دعوت کنند و با وسوسه‏هاى شیطانى از اسلام بازگردانند آیه فوق نازل شد و به همه مسلمانان در این زمینه اخطار کرد (این شان نزول با اختلاف مختصرى در تفسیر ابو الفتوح، روح المعانى و تفسیر کبیر و غیر آن آمده است.)بى‏شک اگر مى‏توانستند در یک یا چند نفر از یاران نزدیک آن حضرت نفوذ کنند ضربه بزرگى بر اسلام وارد مى‏شد و زمینه براى تزلزل دیگران نیز فراهم مى‏گشت.آیه فوق ضمن افشاى این نقشه دشمنان، به آنها یادآور مى‏شود که دست از کوشش بیهوده خود بر دارند، مى‏فرماید:” جمعى از اهل کتاب دوست داشتند شما را گمراه کنند” (وَدَّتْ طائِفَهٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ لَوْ یُضِلُّونَکُمْ) غافل از اینکه تربیت مسلمانان در مکتب پیامبر ص به اندازه‏اى حساب شده و آگاهانه بود که احتمال بازگشت وجود نداشت، آنها اسلام را با تمام هستى خود دریافته بودند و به آن عشق مى‏ورزیدند، بنا بر این دشمنان نمى‏توانستند آنها را گمراه سازند.بلکه به گفته قرآن در ادامه این آیه” آنها تنها خودشان را گمراه مى‏کنند و نمى‏فهمند” (وَ ما یُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما یَشْعُرُونَ).زیرا آنها با القاء شبهات و نسبت دادن خلافها به اسلام و پیامبر ص روح بدبینى را در روح خود پرورش مى‏دادند زیرا کسى که در صدد عیب‏جویى و خرده‏گیرى است، نقطه‏هاى قوت را نمى‏بیند و گاه بر اثر تعصب و لجاجت نقاط نورانى و قوت در نظرش تاریک و منفى جلوه مى‏کند و به همین دلیل روز به روز بیشتر از حق فاصله مى‏گیرد.جمله” وَ ما یَشْعُرُونَ” (آنها متوجه نیستند و نمى‏فهمند) گویا اشاره به همین نکته روانى است که انسان ناخودآگاه تحت تاثیر سخنان خویش است. و به هنگامى که سعى دارد دیگران را با سفسطه و دروغ و تهمت گمراه کند خودش از آثار آن بر کنار نخواهد بود و این خلاف‏گویى‏ها کم کم در روح و جان او چنان اثر مى‏گذارد که به صورت یک عقیده راسخ در مى‏آید، و آنها را باور مى‏کند و براى همیشه گمراه مى‏شود. (مکارم شیرازی،1374، ج‏2،609و610)
الف-2-4-7 ) سوره یونس – آیه15و16و17 : وَ إِذا تُتْلى عَلَیْهِمْ آیاتُنا بَیِّنات قالَ الَّذینَ لایَرْجُونَ لِقاءَنَا ائْتِ بِقُرْآن غَیْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ ما یَکُونُ لی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّ ما یُوحى إِلَیَّ إِنِّی أَخافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذابَ یَوْم عَظیم(15) قُلْ لَوْ شاءَ اللّهُ ما تَلَوْتُهُ عَلَیْکُمْ وَ لا أَدْراکُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فیکُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ(16) فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللّهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیاتِهِ إِنَّهُ لایُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ(17)
و هنگامى که آیات روشن ما بر آنها خوانده مى‏شود، کسانى که ایمان به لقاى ما (و روز رستاخیز) ندارند مى‏گویند: «قرآنى غیر از این بیاور، یا آن را تبدیل کن! (و آیات نکوهش بتها را بردار)» بگو: «من حق ندارم که از پیش خود آن را تغییر دهم؛ فقط از چیزى که بر من وحى مى‏شود، پیروى مى‏کنم! من اگر پروردگارم را نافرمانى کنم، از مجازات روز بزرگ (قیامت) مى‏ترسم!» (15)بگو: «اگر خدا مى‏خواست، من این آیات را بر شما نمى‏خواندم؛ و خداوند از آن آگاهتان نمى‏کرد؛ چه اینکه مدّتها پیش از این، در میان شما زندگى نمودم؛ (و هرگز آیه‏اى نیاوردم؛) آیا نمى‏فهمید؟!» (16)چه کسى ستمکارتر است از آن کس که بر خدا دروغ مى‏بندد، یا آیات او را تکذیب مى‏کند؟! مسلماً مجرمان رستگار نخواهند شد! (17)
بعضى از مفسران گفته‏اند که این آیات در باره چند نفر از بت پرستان نازل شد، چرا که خدمت پیامبر ص آمدند و گفتند: آنچه در این قرآن در باره ترک عبادت بتهاى بزرگ ما، لات و عزى و منات و هبل و همچنین مذمت از آنان وارد شده براى ما قابل تحمل نیست، اگر مى‏خواهى از تو پیروى کنیم، قرآن دیگرى بیاور که این ایراد در آن نباشد،! و یا حد اقل این گونه مطالب را در قرآن کنونى تغییر ده! آیات فوق نازل شد و به آنها پاسخ گفت. (مکارم شیرازی،1374، ج‏8، 245)
الف-2-4-8 ) سوره هود – آیات 12و13و14 : فَلَعَلَّکَ تارِکٌ بَعْضَ ما یُوحى إِلَیْکَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُکَ أَنْ یَقُولُوا لَوْلا أُنْزِلَ عَلَیْهِ کَنْزٌ أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَکٌ إِنَّما أَنْتَ نَذیرٌ وَ اللّهُ عَلى کُلِّ شَیْء وَکیل
شاید (ابلاغ) بعض آیاتى را که به تو وحى مى‏شود، (بخاطر عدم پذیرش آنها) ترک کنى (و به تأخیر اندازى)؛ و سینه‏ات از این جهت تنگ (و ناراحت) شود که مى‏گویند: «چرا گنجى بر او نازل نشده؟! و یا چرا فرشته‏اى همراه او نیامده است؟!» (ابلاغ کن، و نگران و ناراحت مباش! چرا که) تو فقط بیم دهنده‏اى؛ و خداوند، نگاهبان و ناظر بر همه چیز است (؛و به حساب آنان مى‏رسد)!
گاهى کفّار از پیامبر مى‏خواستند کوه‏هاى مکّه را با معجزه به طلا تبدیل کند و یا فرشته‏اى براى تأیید او نازل شود، از سوى دیگر بعضى به خاطر بغض و کینه حاضر نبودند که‏پیامبر صلى الله علیه و آله آنچه را مربوط به حضرت على علیه السلام است، بیان کند و اگر هم بیان مى‏فرمود، نمى‏پذیرفتند. لذا پیامبر صلى الله علیه و آله سینه‏اش تنگ و ناراحت مى‏شد و در نتیجه پیام آیات را به تأخیر مى‏انداخت و این با عصمت پیامبر صلى الله علیه و آله منافاتى ندارد. زیرا گاهى ابلاغ پیام الهى فورى نیست و پیامبر صلى الله علیه و آله هم روى ملاحظاتى که آن هم شخصى نیست، (بلکه بر اساس مصلحت است،) ابلاغ آیات را به تأخیر مى‏انداخت. امّا با نزول این آیه، آن ملاحظات هم کنار گذاشته مى‏شود و با قاطعیّت، پیام آیه ابلاغ مى‏گردد.ممکن است ترک بیان وحى تنها نسبت به برخى افراد لجوج بوده که پیامبر صلى الله علیه و آله از هدایت آنان مأیوس بوده است، لکن خداوند مى‏فرماید: گرچه ایشان ایمان نخواهند آورد، امّا تو وظیفه‏ى خودت را ترک نکن.شاید معناى آیه این باشد که کفّار افرادى بى‏تفاوت و بهانه‏گیر هستند که گویا تو وحى ما را بر آنان نخوانده‏اى، و شاید مراد این باشد که اندیشه‏ى تأخیر و ترک ابلاغ برخى از آیات قرآن، مایه‏ى دلتنگى تو است.(قرائتی،1383،ج‏4،29و30)
الف-2-4-9 ) سوره اسراء- آیات73و74 : وَ إِنْ کادُوا لَیَفْتِنُونَکَ عَنِ الَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ لِتَفْتَرِیَ عَلَیْنا غَیْرَهُ وَ إِذاً لاَتَّخَذُوکَ خَلِیلاً (73)وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناکَ لَقَدْ کِدْتَ تَرْکَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئاً قَلِیلاً(74)
نزدیک بود آنها تو را (با وسوسه‏هاى خود) از آنچه بر تو وحى کرده‏ایم بفریبند، تا غیر آن را به ما نسبت دهى؛ و در آن صورت، تو را به دوستى خود برمیگزینند! (73)و اگر ما تو را ثابت قدم نمى‏ساختیم (و در پرتو مقام عصمت، مصون از انحراف نبودى)، نزدیک بود به آنان تمایل کنى. (74)
حدیثى از امام باقر و امام کاظم علیهما السلام نقل شده که درباره‏ى ولایت حضرت على علیه السلام است که خداوند از طریق وحى سفارش‏هایى را به پیامبر کرد. خداوند براى توجه نکردن پیامبر به‏ حسادت مردم و نپذیرفتن و تحمّل نکردن آنان، این آیه را نازل کرد و تلاش‏هاى کفّار براى عدول و تغییر موضع پیامبر را بى‏نتیجه گذارد. کفّار براى جذب انبیا و رهبران نیز طرح و برنامه دارند. «کادُوا لَیَفْتِنُونَکَ».رهبران مذهبى باید از توطئه‏هاى دشمن در جهت ایجاد سستى و تغییر در مواضع مکتبى، هوشیار باشند. «کادُوا لَیَفْتِنُونَکَ».اگر دوستى و ارتباط با افراد و کشورها به قیمت چشم‏پوشى از مکتب و مقدّسات باشد، بى‏ارزش است. «إِذاً لَاتَّخَذُوکَ خَلِیلًا».تا مسلمانان دست از مکتب و آیین خود بر ندارند، کفّار و دشمنان، دوست واقعى آنان نخواهند شد، دشمن به کم قانع نیست، مى‏خواهد شما را از مکتب جدا کند. «إِذاً لَاتَّخَذُوکَ خَلِیلًا».
آیه74 با عصمت پیامبر صلى الله علیه و آله هیچ گونه تعارضى ندارد.امام رضا علیه السلام فرمودند: این آیه از این باب مى‏باشد که به در مى‏گویند تا دیوار بشنود. «3» و در واقع خطاب آیه به مسلمانان است، نه شخص پیامبر. عقب‏نشینى در مسائل اعتقادى واصول مکتب، تمایل وگرایش به ظالمان است ورهبران در معرض چنین خطرى مى‏باشند. «لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناکَ لَقَدْ کِدْتَ تَرْکَنُ إِلَیْهِمْ».کمترین عقب‏نشینى از اصول و ارزشها نیز ممنوع است. زیرا براى دشمنان یک موفّقیت و پیروزى حساب مى‏شود. «شَیْئاً قَلِیلًا»( قرائتی،1383،ج‏5، 98تا100)
الف-2-4-10 ) سوره ممتحنه – آیات1و2و3 : یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاتَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّهِ وَ قَدْ کَفَرُوا بِما جاءَکُمْ مِنَ الْحَقِّ یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِیّاکُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللّهِ رَبِّکُمْ إِنْ کُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً فِی سَبِیلِی وَ ابْتِغاءَمَرْضاتِی تُسِرُّونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّهِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَیْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ وَ مَنْ یَفْعَلْهُ مِنْکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِیلِ(1) إِنْ یَثْقَفُوکُمْ یَکُونُوا لَکُمْ أَعْداءً وَ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ وَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَ وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ(2) لَنْ تَنْفَعَکُمْ أَرْحامُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ یَفْصِلُ بَیْنَکُمْ وَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ(3)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید! شما نسبت به آنان اظهار محبّت مى‏کنید، در حالى که آنها به آنچه از حقّ براى شما آمده کافر شده‏اند و رسول اللّه و شما را به خاطر ایمان به خداوندى که پروردگار همه شماست از شهر و دیارتان بیرون مى‏رانند؛ اگر شما براى جهاد در راه من و جلب خشنودیم هجرت کرده‏اید؛ (پیوند دوستى با آنان برقرار نسازید!) شما مخفیانه با آنها رابطه دوستى برقرار مى‏کنید در حالى که من به آنچه پنهان یا آشکار مى‏سازید از همه داناترم! و هر کس از شما چنین کارى کند، از راه راست گمراه شده است! (1)اگر آنها بر شما مسلّط شوند، دشمنانتان خواهند بود و دست و زبان خود را به بدى کردن نسبت به شما مى‏گشایند، و دوست دارند شما به کفر بازگردید! (2)هرگز بستگان و فرزندانتان روز قیامت سودى به حالتان نخواهند داشت؛ میان شما جدایى مى‏افکند؛ و خداوند به آنچه انجام مى‏دهید بیناست. (3)

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه ارشد با موضوع جایگاه سلامت روان در جامعه

بستن منو