منابع و ماخذ پایان نامه اجتماعی و سیاسی

منابع و ماخذ پایان نامه اجتماعی و سیاسی

دانلود پایان نامه

 

از جمله عواملی که باعث محرومیت زنان از وظایف و حقوق اجتماعی و مسائل سیاسی شده است میتوان به برداشتهای نادرست جاهلان عالم نما و تأثیر آن بر افکار مردم، شرایط زمان و مکان، سنتهای غلط اجتماعی و محیطی، تعصبهای نابجا، کوتاهی ورزیدن خود زنان در خود شناسی، نداشتن شیوۀ مطلوب در زندگی، مرد سالاری و بی عدالتی مردان، ضعف فرهنگی مردم و دید کوتاه افراد جامعه اشاره کرد.
این دیدگاههای تبعیض آمیز و ستمگرانه پیرامون زن و حقوق فردی و اجتماعی او، در نقطه نظرات بسیاری از فیلسوفان یونان باستان و مغرب زمین، مشهود است. فیلسوفی چون سقراط میگوید: «وجود زن، منشأ بحران و انهدام جهان است. زن مانند درخت مسمومی است که از بیرون زیباست، ولی وقتی گنجشکها آن را میخورند، بی درنگ میمیرند» . از میان اندیشمندان معاصر غربی نیز افرادی چون شوپنهاور و نیچه نظر مثبتی دربارۀ زن نداشتند و او را موجودی فرو دست میدانستند.
نخستین گام برای دفاع از زنان در غرب، در دهههای اول قرن بیستم برداشته شد. پس از آن، جنبش زنان با شعار برابری حقوق زن و مرد آغاز شد و به تدریج، رفع تبعیضهای حقوقی ناشی از جنسیت، با تأکید بر حقوق زن، محور تمامی معاهدات و اعلامیههای بین المللی قرار گرفت.
این جنبش که به پشتوانۀ نظریههای فلسفی، حقوقی و سیاسی در شکل مکتب اصالت زن(فمینیسم) ادامه یافت، کوشید بنیاد مردانه نگریستن به همه چیز را بر هم زند و سیمای حقیقی زن را معرفی کند.
نظریه پردازان این مکتب، در دفاع از حقوق زنان بر سه نکته اساسی تأکید می کنند:
1. زن انسانی کامل و بالغ است و در زندگی زناشویی، استقلال و اختیار و حقوق برابر با مردان دارد.
2. زن از نظر فکری، انسانی آزاد و مستقل است.
3. زن باید در مسائل اجتماعی و سیاسی شرکت کند و حقوق برابر با مردان داشته باشد.
شایان ذکر است که دسته ای از گرایشهای افراطی برخاسته از این مکتب، با اعلام دیدگاههای تخریب گر پیرامون ارزش زدایی از خانه داری زن و ترغیب زنان به تقلید از الگوهای جنسی مردانه، بنیان خانواده را زیر سؤال برده اند.
شاید به طور کلی بتوان گفت که در اصل، زنان توانایی و امکان انجام هر گونه کاری را مانند مردان دارند. حتی کارهای سخت و سنگین بدنی نیز که به نظر میرسد چندان با جسم لطیف و روحیۀ ظریف زنان سازگار نباشد، انجامش از سوی آنان غیر ممکن نیست؛ چه رسد به کارهای ظریف علمی و فکری و امور اجتماعی.
با قبول اصل امکان و قابلیت زنان در همۀ میدانهای فعالیت مردان و با قائل شدن این حق برای زنان، باید در برنامه ریزیها و تنظیم قواعد اجتماعی و تقسیم کار و وظایف، شیوه ای را که سازگارتر با طبیعت زندگی انسانی و نزدیک تر به ساختار جسمی و روحی زن و مرد است انتخاب کرد.
3-1-1-1 جایگاه زن در آثار توفیق حکیم
قبل از ظهور اسلام، زن عرب جایگاهی بسیار پست داشت اما به برکت دین اسلام شرایط وی نیز بسیار متفاوت شد؛ با این وجود باز هم جایگاه زن در نظام اجتماعی و فرهنگی کشورهای عربی، تا نخستین دهههای قرن بیستم، متأثر از اوضاع ناگوار سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشورهای عربی بود. وجود حکومتهای خود کامه، چیرگی بیگانگان و فقر اقتصادی سبب شده بود جوامع عربی در تمامی عرصهها، به ویژه فرهنگی و علمی، عقب نگه داشته شوند و عموم مردم از جمله زنان، نتوانند از کمترین حقوق شهروندی برخوردار شوند.
این در حالی است که وی نقشی حیاتی در اجتماع داشته و دارد. نسلی را تربیت می کند فضائل و کمالاتش را به ایشان منتقل می کند؛ نسلی صالح که پرچم اسلام را در تمام دنیا به اهتزاز در می آورد. زنان عرب علاوه بر این، در بسیاری از نهضتهای عربی-اسلامی با مردانشان همراهی کرده اند. به عنوان مثال در هند و آندلس با حمایتهای معنوی خود مردانشان را یاری نمودند؛ همچنان که در نهضتهای علمی و ادبی حضوری فعال داشته اند.
شایان ذکر است که زنان مصری نیز در نخستین سالهای تاریخ معاصر مصر، در زمینههای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، نه تنها قدرت برابری با مردان را نداشتند، بلکه از حقوق اولیه، مانند تحصیلات مقدماتی نیز محروم بودند.
با گذشت زمان و در پی شکل گیری حرکتهای آزادی خواهانه در پاره ای از کشورهای عربی، به ویژه با انحلال رسمی خلافت عثمانی به دست مصطفی کمال در سال 1924، زمینۀ گسترش دیدگاههای اصلاح طلبانه، با دو رویکرد اسلامی و غربی برای دانش آموختگان عرب در مدارس دینی و مراکز آموزشی وابسته به کشورهای غربی فراهم آمد. آنان کوشیدند در راستای دستیابی به استقلال سیاسی، مبارزه با استبداد و سلطۀ بیگانگان، نگرشهای سنتی و بازدارنده از جمله برداشتها و تلقیهای غلط دربارۀ «زنان» را که با آمیزه ای از آموزههای دینی بر اذهان سایه افکنده بود، اصلاح کنند و الگوهای نو و متفاوتی که بر اساس تعالیم قرآن یا تجربههای جدید غرب است به زنان عرب و حاکمان سیاسی بشناسانندو به تعلیم و تربیت زنان و آزادی آنها از بند بسیاری از محدودیتهای اجتماعی، بپردازند.
انعکاس این دیدگاه در ادبیات عربی عصر جدید که به زن، به عنوان عضوی فعال در جامعه پرداخته به خوبی مشهود است. زن به عنوان عنصری اساسی و تأثیر گذار بر سرنوشت فرد، خانواده و جامعه، دست مایۀ مضامین آثار ادبی شده است. این موضوع در دهههای اخیر بیش از پیش مورد توجه نویسندگان و صاحب نظران این حوزه قرار گرفته است. ادیبان نو اندیش مصری هم، با نگاهی متناسب با جهان نوین به مسائل زنان، کوشیدند در راستای دفاع از حقوق زنان مانند طلاق، پوشش، شغل، آموزش و مشارکتهای اجتماعی، راه کارهایی بیابند.
نمایشنامه هم در این مسیر و در پرداختن به موضوع زن، مسائل و مشکلاتش و حقوق مادی اش، عقب نماند و ملاحظه میکنیم که نمایشنامه نویسان، بسیار به این مسأله اهتمام ورزیده اند و از جنبههای مختلف ازجمله: سیاسی، اجتماعی و هنری مورد بررسی قرار داده اند.
از جمله این نمایشنامه نویسان، توفیق حکیم است که در آثارش به دو گونۀ متناقض، به زن پرداخته است. ابتدا در جبهه ای مخالف و با نگاهی انتقادی و بدبینانه و سپس با دیدگاهی کاملا متفاوت؛ به گونهای که خود وی نیز از آن دیدگاه منفی اظهار تعجب میکند.
او که در ابتدای جوانی برای تحصیل به قاهره رفته بود و در کنار دو عمو و عمه اش زندگی میکرد، عاشق و دلبستۀ یکی از دختران همسایه گردید. اما پایان این عشق، شکست و ناکامی را نصیب وی ساخت؛ شکستی که به دنبال خویش نگاه توفیق حکیم به زن را تغییر داد و بعدها به واسطۀ انتشار مقالات انتقادی اش از زن، به دشمن زن معروف شد. وی همچنین به واسطۀ انتشار نمایشنامۀ فکاهی «المرأه الجدیده» ، زن متجدد و فرنگی مآب را به باد انتقاد گرفت. او در برابر آنچه آن روز به «حرکه تحریر المرأه» معروف بود، موضع گرفت. برخی این موضع گیری حکیم را منفی تلقی کرده و عقیده دارند این حرکت را نمی توان در خط سیر اندیشه تکاملی وی قرار داد.
توفیق حکیم در مرحلۀ جدید زندگی یعنی پس از ازدواج در سال 1946، در نظر و موضع گیری خویش نسبت به زن، تجدید نظرهایی کرد و دربارۀ زن چنین گفت:

مطلب مرتبط :   منابع تحقیق با موضوع عناصر اساسی برنامه درسی الگوی والدورف

بستن منو