منابع و ماخذ مقاله دوگانگی شغلی زوجین

منابع و ماخذ مقاله دوگانگی شغلی زوجین

دانلود پایان نامه

 

از نظر زیمل مد عبارت است از تمرکز آگاهی اجتماعی بر نقطهای که موجبات مرگ خود مد را نیز فراهم می کند. بی هیچ دلیل عینی، ناگهان پدیدهای جدید در این نقطه ظهور میکند، آن هم برای اینکه دیگر بار از بین برود. مد شکل زیباشناختی از دانه تخریب است، گسستی سراپا موقتی از گذشته است. در مد، عنصر متغییر حیات جایگزین اعتقادات اصلی ماندگار و بی چون و چرایی میشود که بیش از پیش خود را در مدرنیته از دست میدهند(فریزبی، 1386: 20 ). در نظر زیمل، آزاد شدن فرد از تمامی قید و بندهایی که جامعه سنتی در قالب همبستگیهای گروهی بر آزادی فرد که دائماً به عرصه خود مختاریهای وی تعرض میکند و فشار ساختارهای آن محسوس است. این فشار ساختاری در حالی اعمال می شود که شهر، مبانی تعلقات گروهی را نیز از بین برده است. درگیر شدن در نظام تقسیم کار پیچیده، دستمایه های هویت و تمایز از دیگران را نیز زایل کرده است. در چنین وضعیتی، شیوه خاص مصرف کردن و سبک زندگی، راهی برای بیان خود در رابطه با دیگران و انبوه جمعیت حاضر در کلان شهر است(کوکرهام و ابل1997، به نقل از فاضلی،1382: 25-24).
روش بوردیو، توجه کردن به زندگی روزمره است اما نه به شیوهای که اتنومتدولوژیستها و پدیدارشناسان انجام می دهند، بلکه توجه کردن به شرایط مادی واجتماعی بر ساخته شدن ادراکات و تجربه های فردی . و در این میان « اصل ناآگاهی» راهنمای پژوهش وی است .بر اساس این اصل« پدیده اجتماعی را باید نه در آگاهی و هوشیاری افراد بلکه در نظام روابط عینیای که در آن قرار گرفتهاند جستجو کرد»، نظریه بوردیو از لحاظ ابداع انواع مفاهیم برجستگی خاصی دارد، بوردیو با تلفیقی که از نظریات انجام داد شبکهای از مفاهیم اصلی را به کار میبرد، این مفاهیم شامل میدان، سرمایه، منش، ذوق، عمل، طبقه و قریحه میباشد( فاضلی، 1382: 36)، بوردیو معتقد است تمایز دوران مدرنیته منجر به شکلگیری میدانهای گوناگونی شده و عمل کنشگر در هر میدان، بنا به جایگاه فرد در میدان، سرمایه، تجربیات شخصی در جریان جامعهپذیری، دورۀ زمانی و قدرت میدان در آن دوره شکل میگیرد، اگر چه در اکثر مواقع برای توضیح ذوق کنشگر ویژگیهای میدان تعیینکننده هستند اما در صورتی که ویژگیهای میدان تغییر نکرده باشند، باید برای درک دگرگونی فرد به ذوق وی رجوع کرد(دگرگونی نه ناشی از تغییر ساختار مسلط بلکه ناشی از تغییر ذوق فرد است).
میدانهای اجتماعی و کنشگران آنها کاملاً معطوف به خود عمل میکنند، یعنی براساس تلاش برای بهترکردن جایگاه خود در آن میدان( سپهوند، 1383). بوردیو نظریهای منسجم درباره شکلگیری سبکهای زندگی ارائه کردهاست، مطابق مدلی که وی ارائه میکند شرایط عینی زندگی و موقعیت فرد در ساختاراجتماعی به تولید ذوق خاص منجر میشود، ذوق مولد دو دسته نظام است: نظامی برای طبقهبندی اعمال و نظامی برای ادراکات و شناختها(قریحهها)، نتیجه نهایی تعامل دو نظام، سبکزندگی است، سبکزندگی همان اعمال و کارهایی است که به شیوهای خاص طبقهبندی شده و حاصل ادراک خاصی هستند، سبک زندگی حاصل ترجیحات افراد است که به صورت عمل در آمده و قابل مشاهده هستند( فاضلی، 1382: 45).
2-7-11. تحول در هویت زنانه
کاستلز جوهر نهضت فمنیسم را باز تعریف هویت زنان میداند و معتقد است: چیزی که نهضت فمنیست به انکار آن برخاسته هویتی است که مردان برای زنان تعریف میکنند و در خانواده پدرسالار نیز مقدس میشود (کاستلز، 1384: 217- 218)، از سوی دیگر بسیاری از انتقادات وارد شده بر فمنیسم به همین مسأله یعنی انکار هویت زنانه و تلاش فمنیستها برای ارائه تعریفی جدید از هویت زنانه باز میگردد، منظور از هویت زنانه تصویر و احساسی است که زن از زن بودن خود دارد و انتظاراتی است که به عنوان زن برای خود تعریف میکند. تفکیک جنس(تفاوتهای زیستی و بیولوژیکی) از جنسیت(تفاوتهای دو جنس در رفتار و عملکرده و تواناییها و …) و غیراصیل و ساختگی معرفیکردن جنسیت زنانه مهمترین قدم فمنیستها برای انکار هویت جنسی بودهاست …بنابراین فمنیسم مفهوم زن را از تمام صفات، ویژگیها و نقشهایی که به طور سنتی به او نسبت داده میشد، تهی ساخت و در عوض ارزشها، حقوق و نقشهای مردانه را به عنوان وضعیت مطلوب و آرمانی زنان مطرح کرد.
2-7-12. نقش دوگانه زن
کار میردال و کلاین (1956) در بررسیهایی که انجام دادند نشان دادند که روی آوردن زنان متأهل به کار در بیرون از خانه پرسش برانگیز به نظر میرسید، چون زنان در تقسیم کار پذیرفتهشدۀ جنسی به عرصه خانگی منحصر شده بودند، ارتباط طبیعی زن با نقش مادر و همسر، اصلی بی چون و چرا بود و زن شوهردار از نظر مالی وابسته به مرد محسوب میشد، بنابراین برای توضیح مشارکت روزافزون زنان در بازار کار بر مسأله میزان عرضه کار تکیه میکردند، زنان متأهل از این رو میتوانند برای کار از خانه بیرون بیایند که خانواده کوچکتر و کار کمزحمتتر شدهباشند، به هر تقدیر این بررسیها به تفکیک مشاغل با مبنای ساختاری اشتغال زنان توجهی نداشتهاست(آبوت، 1380: 201). مطالعهای که بر روی زندگی عدهای از دختران صورت گرفت نشان می‌دهد که میان دو نقش که در این واحد به دختران محول میشود تعارض آشکاری وجود دارد، نقش نخستین که زنانه است زنان را ناگزیر میسازد که حساستر و آرامتر از مردان باشند و ستیزهگری و سلطهجویی کمتری از خود نشان دهند و به امور خانهداری علاقهمند باشند، در نقش دوم از زن صفات و شیوه رفتاری توقع میشود که شبیه صفات و رفتار مردان است، بسیاری از دختران مورد مطالعه از ایفای دو نقش در یک زمان و تطابق خود با آن در رنج بودند(حسینا، 1380: 262).
2-7-13. دوگانگی شغلی زوجین
در این وضعیت زن و شوهر به شغلهایی اشتغال دارند که مستلزم درجۀ عالی تخصص و در کنار آن پذیرش مسئولیت در سطوحی مشابهاند، رابرت و رونا راپوپورت به تحلیلی ساختاری از فشارهایی مبادرت ورزیدهاند که این نوع خانوادهها هنگام انطباق با دگرگونی اجتماعی تجربه میکنند. هر یک از زوجین چه نقش مصالحهگرانهای را تقبل میکرد تا تنشها و سردرگمیهایی را که در برابر او بروز میکنند به شیوهای متفاوت کاهش داده یا حل و فصل نماید؟ ویژگی ارزشمند این فرضیه آن است که دامنه نقشها را به شکل کلیتی تفکیکشده و نه یکپارچه منظور میدارد و هم حیطه خانگی و هم حرفهای را در نظر میگیرد (سگالن، 1370: 256). هر گروه خانگی تصمیم میگیرد که آیا در شرایط خاصی که دارد، گذر از مسیر متحول زندگی مختص خانوادههای دوگانه-شغلی، با توجه به تنشهای ناشی از آن، واقعا ارزش دارد؟ راپورتها پنچ سنخ از این تنشها را تشخیص میدهند:
بار اضافی: کسب مزایای دو شغل به بهای بروز نقشهای مازاد تمام میشود و در نتیجه، زوجین از ایفای آن قبیل نقشهای خود که دارای ضرورت حداقل هستند وا میمانند.
تحریمهای اجتماعی: هنجارهای متعارض، که برخی حاوی پذیرش پدیدۀ اشتغال زنان هستند و پارهای از آن انتقاد میکنند، به بروز تنشهایی منجر میشوند.
هویت شخصی و اعتماد به نفس: اگر شوهر و زن هر دو دارای نقشهایی یکسان باشند، دشوار بتوانند هویتهای ویژۀ خود را حفظ کنند.
معضل شبکۀ اجتماعی: هنگامی که بین زن و مرد رقابتی وجود داشته باشد، ارتباط با شبکۀ همسر به جای شبکۀ خود چه سود و زیانی را در پی میآورد؟
معضل تکثر چرخه- نقش: زوجین، هر دو، در سه نظام نقشی درگیر هستند؛ نظام حرفهای فرد، نظام حرفهای مربوط به همسرش و نظام خانوادگی که هر دو نفر در آن مشارکت دارند، هر یک از زوجین تقاضایی متفاوت دارد که از موقعیت نقش او در نظام ناشی میشود و مضافا تقاضاهای ناشی از هر نقش(بنابراینکه زندگی خانوادگی در چه مرحلهای باشد) متفاوت خواهند بود. مثلا در زمانی معین یکی از زوجین ممکن است بذل توجه بیشتر نسبت به نقش حرفهای خود را مرجح داند، در حالی که طرف دیگر تعهدات حرفهای خود را به تعویق میاندازد تا بتواند اوقات بیشتری را صرف خانواده کند، سود در حوزۀ خانوادگی میتواند به معنی زیان در حوزۀ شغلی باشد و بالعکس. ترکیبهای مختلف از نقشها را میتوان در قالب چرخه مضاعف زندگی خانوادگی و حرفهای تصور کرد. این فرضیه تنها به زوجهایی مربوط میشود که هر دو شاغل بوده و از پایگاه و درآمد مشابه برخوردارند، وضعیتی که نسبتا نادر است، در واقع این فرضیه در نفی نظرات پارسونز است؛ زیرا چنین زوجهایی از درجهای عالی از رضامندی برخوردار میشوند. با این همه، تعیین صحت این نتیجهگیری آسان نیست، آنهم در حالیکه نرخ طلاق در میان زنان حرفهای و متخصص رو به افزایش دارد (سگالن، 1370: 256).
2-7-14. ناسازگاری فشار نقش‌های کار- خانواده گرین هاوس و بیوتل
گرین هاوس و بیوتل (1985) مدلی برای تبیین تعارض کار- خانواده با تأکید بر منابع آن در قلمرو نقش‌های کاری و خانوادگی ارائه کرده‌اند:
نمودار شماره 2-1. مدل ناسازگاری فشار نقش‌های کار- خانواده گرین هاوس و بیوتل
منبع: (گرین هاوس و بیوتل،1985: 81)
این مدل از چند جزء اصلی شامل منابع تعارض در قلمرو کار، منابع تعارض در قلمرو خانواده و انواع اصلی تعارض کار- خانواده تشکیل شده است؛ منطق اصلی مدل این فرض است که هر ویژگی نقش که بتواند بر تعهد زمانی، فشار یا رفتار شخص در یک نقش تأثیر بگذارد، موجب تعارض بین آن نقش و نقش دیگر خواهد شد. این فرض نتیجه‌ای از قضایای اصلی ذیل است:
قضایای اصلی این مدل عبارتند از:
قضیه نخست این است که وجود فشارهای همزمان از سوی هر دو نقش کاری و خانوادگی، وقوع تعارض کار- خانواده را تشدید می‌کند، چون بروز تعارض کار- خانواده غالباً نتیجه حضور دو فشار نقش متضاد از سوی قلمروهای کاری و خانوادگی است. لذا می‌بایست اثرات فشارهای کاری و خانوادگی بر تعارض کار- خانواده به طور مشترک بررسی شود. بدین ترتیب علی‌رغم تداخل فعالیت‌های کاری با فعالیت‌های خانوادگی شخص، چنان‌چه فشار زیادی برای مشارکت وی در فعالیت‌های خانوادگی نباشد، احتمالاً احساس تعارض کار- خانواده کمتری خواهد کرد، در حالی که به موازات وجود و افزایش فشار ناشی از انتظارات شخص یا انتظارات دیگر فرستندگان نقش، فرد احساس تعهد بیش‌تری نسبت به فعالیت‌های خانوادگی می‌نماید و فشارهای متضاد و تعارض کار- خانواده به طور برابر شدت می‌پذیرد (گرین هاوس و بیوتل،1985: 82).
در قضیه دوم گرین هاوس و بیوتل بیان می‌کنند که خودپنداره شخص از الزامات نقش شامل باورها، ارزش‌ها، احساسات و ادراکات فرد، منبع مهمی برای فشار، درون قلمروی نقش معینی است. انتظارات شخص از دو جنبه اهمیت دارند. نخست از این حیث که انتظارات و ارزش‌های یک فرد می‌تواند به رفتار نقش او شکل دهند (هال، 1972). دوم از این جنبه که اختلاف بین انتظارات فرد و انتظارات دیگران در قلمرو نقش معینی می‌تواند فشار را افزایش دهد (Kahn et al, 1964) و احتمالاً به تعارض کار- خانواده منجر شود.
در قضیه سوم آنها اظهار می‌دارند که برجستگی نقش بر رابطه بین فشار نقش و تعارض کار-خانواده تأثیر می‌گذارد و فشارهای ناشی از نقش معین را تشدید می‌کند. بدین ترتیب با برجسته شدن هویت شغلی یا خانوادگی فرد، وی به آن نقش یا هویت، تعهد بیش‌تری می‌یابد و نسبت به ایفای آن از سطوح بالاتری از انگیزش برخوردار می‌گردد و نسبت به فشارهای محیطی در آن نقش حساس‌تر شده و موفقیت‌ها و پاداش‌های مربوط به آن نقش برای وی بسیار مهم می‌گردد، درنتیجه تعهد زمانی بیش‌تری نسبت به آن نقش پیدا می‌کند. این وضع سبب بروز فشارهایی می‌شود که می‌تواند باعث برخورد آن نقش با نقش‌های دیگر فرد شود.
آن‌ها در قضیه چهارم مطرح می‌کنند که تعارض کار- خانواده زمانی تشدید می‌شود که برای عدم تبعیت از تقاضاهای نقش مجازات‌هایی وجود داشته باشد. زیرا فقدان مجازات ممکن است فشار برای انجام تقاضاهای نقش را کاهش دهد (گروث و همکاران، 1958). بنابراین ویژگی‌های محیطی‌ای که احتمال مجازات را برای عدم تبعیت از تقاضاهای نقش کاهش می‌دهند، احتمالاً تأثیر فشار نقش را نیز بر تعارض‌های مبتنی بر زمان و فشار و رفتار ضعیف می‌کنند. گرین هاوس و بیوتل در این قضیه به تأثیر عامل جنسیت بر رابطه مجازات- تعارض می‌پردازند. به نظر آنان مردها به طور سنتی مجازات‌های شدیدتری برای عدم تبعیت از تقاضاهای نقش کاری در مقایسه با تقاضاهای نقش خانوادگی تجربه می‌کنند و زنان برعکس. در صورت عدم تبعیت از نقش، منبع مجازات فقط فرستندگان نقش نمی‌باشند، بلکه انتظارات و ادراکات فرد از الزامات نقش نیز می‌تواند منبعی برای مجازات باشد.
قضیه پنجم ناظر بر این موضوع است که جهت‌یابی تعارض کار- خانواده پس از پاسخ فرد به موقعیت تعارض آمیز ادراک می‌گردد. به اعتقاد گرین هاوس و بیوتل علی‌رغم آن که در دیدگاه آنان تعریف تعارض کار- خانواده وجود فشار نقش‌های ناسازگار متقابل را مشخص می‌کند و تداخل بین دو نقش را مدنظر ندارد اما هم در نظریه و هم در روش چنین فرض شده است که کار با خانواده تداخل پیدا می‌کند. حال آن که تعیین جهت تداخل نقش، زمانی میسر است که فرد به موقعیت تعارض‌آمیز پاسخ دهد. در این حالت زمانی که فرد به فشارهای همزمان نقش‌ها از طریق اختصاص زمان بیش‌تر به کار در برابر خانواده پاسخ می‌دهد، احتمالاً چنین ادراک می‌کند که کار با وظایف خانوادگی وی تداخل دارد (گرین هاوس و بیوتل،1985: 84).
در قضیه ششم، مدل تعارض کار – خانواده با مرحله معینی از زندگی شخص پیوند می‌خورد. در این قضیه گرین هاوس و بیوتل از یکسو با استناد به تحقیق بایلن اظهار می‌کنند که تعارض کار-‌خانواده در مراحل اولیه دوره زندگی شغلی شخص شدیدتر است و فرد در سال‌های اولیه اشتغال، از هر دو قلمرو نقش کاری و خانوادگی فشارهای قوی‌تری می‌پذیرد. از سوی دیگر این احتمال نیز وجود دارد که تعارض کار- خانواده در طول مرحله میانی زندگی شغلی شدید‌تر باشد، زیرا در مرحله میانی زندگی شغلی (در سن 42-35) این احتمال وجود دارد که افراد دوباره به سوی زندگی خانوادگی روی آورند و توجه بیش از حد به کار را مورد تردید قرار دهند. بدین ترتیب افزایش اهمیت به نقش‌های غیر کاری و خانوادگی در طول مرحله میانی زندگی شغلی ممکن است فشارهای شدیدتری در درون قلمروی خانوادگی فراهم کند که با فشارهای ناشی از نقش کاری تضاد داشته باشد. تفاوت درتأثیر مرحله زندگی شغلی شخص و تعارض کار- خانواده می‌تواند تا حدی با عامل جنسیت تبیین شود. برای زنانی که باید در مراحل اولیه زندگی شغلی برای تثبیت خود در شغل با تقاضاهای خانوادگی همسر و فرزندان مبارزه کنند، تعارض بیش‌تر می‌باشد و برای مردان، شدیدترین فشارهای متضاد ممکن است در طول مرحله میانی زندگی شغلی پدید آید که کار به عنوان یک جزء مهم از زندگی باقی می‌ماند.

مطلب مرتبط :   دانلود تحقیق در مورد بازنمایی و ایدئولوژی

بستن منو