منابع و ماخذ مقاله انتخاب آگاهانه

منابع و ماخذ مقاله انتخاب آگاهانه

دانلود پایان نامه

«سلام و درود و دعا بر امام و امت. امامی که ما باید با تلاش و جهاد و ایثار و شهادتمان رهبری و امامت جهانیشان را عینیت بخشیم و جهان انقلابی و اسلامی بسازیم. انقلاب خونین‌مان سنگر کفر جهان را عقب نشانده و این بار با رحمت خدائی “جنگ” مقدمه‌ای شده برای تشکیل اتحاد جماهیر اسلامی ” انشاء الله” و بدانید که این وضع، ایثارمی خواهد و خون،  

که پیامدش نصر الهی است که پیروزی اسلام در اثر رنج و سعی و کوشش زجر و ناراحتی و خون دادن است…» .
جدول 6 . خلاصه‌ای از وصیت‌نامه شهدا و تحلیل آنها برای دال امت محوری
دال نمونه تحلیل نام شهید
امت محوری اسلام آمده است تا تمام ملل دنیا را، عرب را و عجم را، ترک را و فارس را، همه را با هم متحد کند و یک امت بزرگ به نام امت اسلامی در دنیا برقرار کند. امام اسلام را دینی جهانی می‌داند که در آن همه با هم برادر دانسته می‌شوند و فرقه‌ها و قومیت‌ها و… در آن با هم تفاوتی ندارند مگر با معیار اسلام.
امام خمینی(ره)
برای من که معیارم قرآن و پیغمبر و ائمه و ولایت فقیه و در حال حاضر امام خمینی می‌باشد و جز این حق نمی‌باشد ایشان معتقدند که خیلی‌ها ادعای حق بودن می‌کنند ولی اختلاف بر سر معیارهاست و حق از نظر ایشان تنها امام خمینی(ره) است که با معیار قرآن، پیغمبر، ائمه و ولایت فقیه قابل تشخیص است.
محمد کچویی
خواهشم این است که به ریسمان الهى چنگ بزنید و متفرق نشوید هر چند اختلاف سلیقه و نظر وجود دارد و خواهد داشت. ایشان نیز محور وحدت برای مسلمانان را ریسمان الهی که همان قرآن، پیغمبر، ائمه می‌باشند، می‌داند. عبدالرسول محمدپور
وحدت را بین خودتان حفظ کنید…
اگر مسلمانان جهان متحد شوند ابر جنایتکارانى همچون صهیونیزم و امریکا و شوروى بر خود اجازه نمى‌دهند. .. ممالک اسلامى مسلمانان را مورد تاخت و تاز خود قرار دهند. ایشان مسلمانان را به اتحاد دعوت می‌کند و این اتحاد را مانع طمع ورزی ابرجنایتکاران به آنها می‌داند.
مرتضی زارع
انقلاب خونین‌مان سنگر کفر جهان را عقب نشانده و این بار با رحمت خدائی “جنگ” مقدمه‌ای شده برای تشکیل اتحاد جماهیر اسلامی ” انشاء الله” ایشان جنگ را رحمتی از جانب خدا می‌داند که مقدمه‌ای جهت تشکیل اتحاد جماهیر اسلامی نیز خواهد شد و البته این را با خون دادن شدنی می‌داند.
مجید بقایی
آزادی
اصولاً معنای آزادی با معنای اختیار توأم است و اختیار داشتن نیز به معنای قدرت انجام یا عدم انجام کار- و به تعبیر دیگر به معنای تصمیم گیرنده بودن فرد در محدوده مورد اختیار خود- است. از طرف دیگر معنای آزادی با مسئولیت پذیری نیز عجین است. همین که گفته شد آزاد بودن به این مفهوم است که فرد خود تصمیم گیرنده است لازمه اش چنین می‌شود که مسئولیت تصمیم گرفته شده و عواقب آن نیز بر عهده شخص گذارده می‌شود و اصولاً به همین دلیل است که بنابر تفکر دینی، اختیار ملازم با ثواب و عقاب بوده و مجوز تکلیف است.لذا بنابر عقاید تمامی ادیان توحیدی که معتقد به مبدأ و معادند، پذیرش اختیار و آزادی اولیه انسان، ملازم با متوجه شدن مسئولیت و تکلیف بر عهده اوست که دقیقاً به دلیل همین آزادی است که امکان بازخواست از فرد در حوزه مورد اختیار پیدا می‌شود و بالاتر از این حتی اگر قائل به هیچ یک از مکاتب توحیدی نیز نباشیم؛ پذیرش آزادی در نظام اجتماعی، به اعتقاد غالب متفکرین و صاحبنظران در این مسأله، ملازم با قبول مسئولیت می‌باشد.(پیروزمند، 1378: 225-226)
فرد به مقتضای طبیعت و فطرت خود اختیار دارد؛ ولی اولین، مهمترین و محوری ترین موضعی که به اِعمال اختیار در آن می‌پردازد، جایی است که مهمترین انتخاب را انجام می‌دهد و جهت گیری اصلی خود را تعیین می‌کند. یعنی تعیین اینکه تبعیت از خدای متعال نموده و به عبودیت او تن در دهد و یا هواپرستی و دنیاپرستی را اختیار نماید. اختیار اولیه انسان از این دو حال خارج نیست؛ هرچند در عمل آنچه واقع می‌شود در یک جهت، نبوده و التقاط از این دو را به همراه داشته باشد. همین اختیار اولیه است که تعیین کننده ملاک آزادی است. اگر شخص هواپرستی را اختیار کرد، طبعاً عقاید دنیاپرستی، حدود آزادی او را معین خواهد کرد؛ و اگر تبعیت از خداوند را قصد نمود، انبیاء(ع) که مبلغان وحی الهی هستند حدود اختیاراتی را که رعایت آن، شخص را به کمال خواهد رساند، تعیین می‌نمایند.(همان: 227)
بنابراین اگر اختیار اولیه، بر خداپرستی شکل گیرد، منبع تعیین آزادی، شریعت الهی خواهد بود و اگر اختیار اولیه بر دنیاپرستی باشد، عقول دنیاپرستان ملاک تعیین آزادی خواهد بود. در اینجا چند نکته قابل توجه است اول اینکه در نسبتِ بین اختیار و قانون، قهراً اختیار و آزادی انسان، عامل و محرک اولیه اوست. لذا اینکه او از چه قانونی پیروی کند با توجه به اختیار اولیه او شکل می‌گیرد.
ثانیاً تبعیت انسان از قانون و الزام او به تبعیت از قوانین- اعم از قوانین مادی یا الهی- به معنای سلب اختیار از او نیست بلکه اختیار وی در تمام مراحل محفوظ مانده و می‌تواند از خداپرستی به دنیاپرستی و عکس آن سیر کند؛ لکن با قبول خداپرستی ملزم خواهد شد که لوازم آن را نیز بپذیرد و این الزامی است که شخص به تبع انتخاب آگاهانه خود بر خود اعمال می‌کند. لذا چنین الزامی به هیچ وجه منافی تکلیف نبوده، بلکه در صورت اختیار، خداپرستی به توسعه اختیار او خواهد انجامید.
ثالثاً مشخص می‌گردد که آزادی را بدون پسوند الهی یا مادی نمی‌توان معنا و حدودی را برای آن ذکر کرد. اینکه چه الزاماتی مانع آزادی است و چه الزاماتی طبیعت آزادی است- و حتی به توسعه آزادی خواهد انجامید – تابع اختیار آگاهانه و آزادانه اولیه و ملاکی است که برای آزادی پس از آن، پذیرفته می‌شود؛ به این معنا که اگر شخص، توسعه عبودیت و بندگی خدای متعال را پذیرفت، حفظ حریت خود را در ارتقای بندگی می‌داند و بر این اساس تکالیف الزامی شریعت مقدس را به هیچ وجه منافی آزادی خود نمی‌پندارد؛ بلکه عکس آن، عدم وجود چنین محدودیت هایی را در جوامع غیراسلامی علامت بی بندباری و لاابالی‌گری می‌داند.
با این وصف بنابر قضاوت مومنین، بسیاری از مواردی که در تمدن غرب به عنوان مظاهر آزادی شناخته می‌شود مورد نفرت و انزجارند و عوامل بی بندوباری شناخته می‌شوند؛ از جمله همجنس بازی، قمار، شرابخواری، مصرف بعضی از غذاها و امثال آن و در نقطه مقابل نیز در جامعه‌ای که فرهنگ مادی پذیرفته شده باشد قضاوت متقابلی از جانب آنها نسبت به جامعه اسلامی وجود دارد. یعنی آنچه در جامعه اسلامی به عنوان تکلیف پذیرفته شده است از منظر آنها به عنوان عوامل سلب آزادی شناخته می‌شود؛ از جمله حجاب، رعایت عنف، رعایت تقوا و خلاصه کلیه تکالیف الزامی که از جانب شارع مقدس برای مومنین بیان گردیده است و البته توجه به این معنا در روشن شدن معنای آزادی حائز کمال اهمیت است.
امام خمینی(ره)، رهبر گفتمان انقلاب اسلامی که در صدد عالم گیر کردن اسلام بود؛ معتقد بودند که انسان باید تنها عبد و مطیع خدا باشد و هیچ کس جز خدا این حق را ندارد که بر انسان‌های دیگر حکم براند چرا که مالک و خالق، اوست و تنها کسانی که از جانب او اذن داده شده باشند شایسته اطاعت و فرمانبری هستند. و با این گفتار تمامی انواع حکومت‌ها به جز حکومتی که حاکم آن از جانب خدا مشخص شده باشد از جانب ایشان رد و طرد می‌شود. امام می‌فرماید با توجه به این اصل، ما اصل آزادی بشر را می‌آموزیم و اینکه هیچکس حق ندارد قوانینی را که حاصلِ درک و شناخت ناقص خود است و یا بنا به خواسته‌ها و امیال ایشان تنظیم شده است را بر سایر انسان‌ها نیز تحمیل کند و حکومت‌های استبدادی و دیکتاتوری به این معنا طرد شده‌اند. اما حکومت هایی که در آن گروهی از مردم بر دیگری حکومت می‌کنند و حتی حکومت هایی که مدعی حکومت مردم بر مردم هستند نیز چون از جانب خداوند مأذون نیستند حق حکومت بر مردم را ندارند هرچند که در برپایی حکومت حق کاملاً نقش دارند اما در حکم راندن بر آن باید از ولی الله تبعیت بکند:
«انسان تنها در برابر ذات اقدس حق باید تسلیم باشد و از هیچ انسانی نباید اطاعت کند مگر اینکه اطاعت او اطاعت خدا باشد؛ و بنابراین هیچ انسانی هم حق ندارد انسان‌های دیگر را به تسلیم در برابر خود مجبور کند. و ما از این اصل اعتقادی، اصل آزادی بشر را می‌آموزیم که هیچ فردی حق ندارد انسانی و یا جامعه و ملتی را از آزادی محروم کند، برای او قانون وضع کند، رفتار و روابط او را بنا به درک و شناخت خود که بسیار ناقص است و یا بنا به خواسته‌ها و امیال خود تنظیم نماید. و از این اصل ما نیز معتقدیم که قانونگذاری برای بشر تنها در اختیار خدای تعالی است، همچنانکه قوانین هستی و خلقت را نیز خداوند مقرر فرموده است. و سعادت و کمال انسان و جوامع تنها در گرو اطاعت از قوانین الهی است که توسط انبیا به بشر ابلاغ شده است».(خمینی(ره)، ج5: 388)
بسیجی شهید محمد علی جهان‌آرا، در فرازی از وصیت‌نامه خود، «سران تازه به دوران رسیده» را مورد سرزنش و نکوهش خود قرار می‌دهد چرا که آزادی موجود را احساس نکرده اند و بر سر اموال این دنیا جهانی را به نیستی کشانده‌اند. ایشان در قبال این آزادی تعهدی می‌بیند و می‌گوید که تمام وقت و هستی خود را برای ارج گذاری به آن گذرانده است. ایشان دو نوع آزادی را با هم مقایسه می‌کند یکی آزادی ای هست که ایشان تا پای جان برای آن هزینه کرده و به آن متعهد بود و از انقلاب به ایشان رسیده بود و دیگری آزادی‌ای که با رسیدن به اموال این دنیا و یا گذراندن عمر در گوشه‌های تریاهای پاریس، لندن و هامبورگ بوده‌اند و یا در… می‌توان به آن رسید و البته برای رسیدن به آن نباید در بند و تعهدی(نسبت به خداوند و انقلاب) بود.

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد رایگان درباره حوزه علمیه

بستن منو