منابع و ماخذ تحقیق ساخت اجتماعی

منابع و ماخذ تحقیق ساخت اجتماعی

دانلود پایان نامه

عصبیت عبارت است از آگاهی نسبت به مسؤلیت مشترک و اتحاد میان کسانی که رابطه خونی آنان را به یکدیگرپیوند داده است. به این ترتیب، عصبیت منشأ قدرت سیاسی و دفاعی است که افراد قبیله را با همدیگر مرتبط می‌سازد و معادل آگاهی و شعور ملی در دولت های ملی است، با این تفاوت که عصبیت مبتنی بر رابطه خونی به مراتب نیرومندتر و آشکارتر از رابطه ملی است. »  

«عموماً جامعه قبیله‌ایی را جامعه‌ایی فاقد دولت تصور می‌کنند؛ این اندیشه بر این پایه استوار است که دولت به عنوان یک قدرت متمرکز، برتر از روابط نسبی و خانوادگی و مسلط بر آنها- نه به عنوان عضوی از آنها عمل می کند.
آنچه درباره جامعه جاهلی می‌توان گفت این است که در جامعه مزبور،‌ قبیله یک واحد سیاسی کوچکی تلقی می‌شود که به تناسب سنتها و آداب و رسوم سیاسی و مذهبی خود حوزه حاکم ومحکوم را مشخص می‌سازد.
در این واحد سیاسی کوچک، متنفذان قوم، سروری طبیعی و خانوادگی دارند.
قدرت در قبیله، برآیند آثار نسبتی، برتریهای خونی و نژادی است و از نظر اِعمال، جنبه ریش سفیدانه دارد. »
الف: ساخت اجتماعی قبیله
ساخت اجتماعی قبیله جاهلی از الگویی واحد برخوردار بود. هر قبیله از دو عنصر یا دو رکن بنیادین تشکیل شده بود؛ اعضای اصلی قبیله،‌ وابستگان
اعضای اصلی قبیله آن گروه از فرزندان قبیله بودند که رابطه خونی، آنان را به یکدیگر پیوند می‌داد. اینان به مثابه ستون قبیله به شمار می‌آمدند و در پاسخ به ندای قبیله و انجام مسئولیت مشترک که در قبال آن داشتند، شمشیر بر کف به جنگ و دفاع بر می‌خاستند.
قبیله نیز، در مقابل، آنان را زیر چتر حمایت کامل قرار می‌داد و سهمی از غنیمت‌های جنگی را به آنان اختصاص می‌داد ولی در عین حال به آنان اجازه خروج از عرف، رسوم و موازین اعتقادی قبیله را نمی‌داد. بدین سان، قبیله، نظامی از زندگی بود که نسب، عقیده و غنیمت، ضلع‌های سه‌گانه آن را تشکیل می‌داد.
اعضای اصلی قبیله، به لحاظ سلسله مراتب درونی، به سه طبقه متمایز تقسیم می‌شدند: شیخ یا رئیس قبیله، شرفا و سادات، و اعضای عادی قبیله.
اعضای وابسته هر قبیله به دو دسته متمایز تقسیم می شدند: پناهندگان و بردگان
این دو دسته، شامل افراد و جماعت‌هایی بودند که رابطه خونی با قبیله نداشتند و از این حیث اعضای الحاقی قبیله به شمار می‌آمدند.
پناهندگان یا موالی از هم پیمانانی تشکیل می‌شد که به علت ارتکاب جرم از قبیله خود طرد شده و «طرید» نامیده می‌شدند.
حقوق عرب جاهلی،‌برده‌داری را مجاز می‌شمرد. به همین دلیل بردگان شمار بزرگی را در جمعیت قبیله تشکیل می‌دادند. برخی از این بردگان سفید پوست و برخی سیاه پوست بودند که حبشی خوانده می‌شدند و از حبشه یا سودان آورده می‌شدند.
ب: عوامل ایجاد ساخت اجتماعی قبیله در عصر جاهلی و عدم تشکیل دولت مرکزی
1-ب- فرهنگ
«در آغاز باید گفت برای وحدت در میان امت، فرهنگی لازم است که نقاط مشترک آنها را در خود جمع کرده و آنها را گرد اندیشه و هدفی واحد متحد گرداند. »
«فرهنگ موجود در جامعه باید عناصری در خود داشته باشد که همه را به سوی تمرکز گرایی سوق دهد. اگر در درون فرهنگ حاکم،‌این عناصر یافت نشد و به عکس عناصر تفرقه زا باشد، نمی‌توان انتظار تمرکز در آن جامعه را داشت. از آنجا که در جزیره العرب، چنین فرهنگی وجود نداشت، هر کس به دنبال اهداف ویژه خود و مصالح شخصی‌اش بود. بر اساس عقاید شرک آلود، هر قبیله در کنار کعبه، بت مخصوص خود را داشت و برای آنان خدای واحد مفهومی نداشت؛ بنابراین چیزی جز تفرقه و پراکندگی در آن جا یافت نمی‌شد. همین امر سبب رشد روحیه فردگرایی و به فکر خویش بودن در حیطه قبیله و در برابر قبایل دیگر در میان آنان حاکم شده بود.
در واقع، مذهب شرک و تعدد معبودها در نظام فکری شرک، هم عامل و هم حاصل جامعه متفرق و متشتت است. در حالی که نگرش توحیدی، درست در نقطه مقابل قرار دارد و عامل مهم همبستگی شناخته می‌شود. »
2-ب- عامل جغرافیایی
«اوضاع جغرافیایی در جزیره العرب، نشان می‌دهد که مناطق قابل سکونت از نظر مکانی، به دور از یکدیگر بوده و تنها نقاط محدودی آمادگی زیست انسانی و حیوانی را دارا بوده است.

مطلب مرتبط :   قانون آیین دادرسی مدنی

Close Menu