منابع مقاله درمورد برنامه های فرهنگی

منابع مقاله درمورد برنامه های فرهنگی

دانلود پایان نامه

 

؟ قلی پور
کارشناس حوزه هنری ( شکرستان ) – حاضر به مصاحبه نشد
2-5 محدویت های تحقیق
اما هنرمندانی که حاضر به مصاحبه نشدند و یا مسافرت بودند و مصاحبه کننده نتوانست جواب های آن ها را در این تحقیق داشته باشد؛ در جدولی در انتهای مقدمه آورده شده است. عدم همکاری هنرمندان و سازندگان حوزه کودک یکی از مشکلاتی بود که وقت بسیاری را از محقق گرفت و زمان انجام تحقیق را طولانی نمود. بسیاری از هنرمندانی که حاضر به مصاحبه شدند با تماس های بسیار و مکرر، در نهایت حاضر به وقت دادن برای پاسخ به سوالات شدند.
کسانی که حاضر به مصاحبه نشدند، با عناوین مختلفی آن را رد می کردند. افراد سرشناسی که برنامه های به یادماندنی در حوزه کودک ساخته اند. سازنده ای چون مرضیه برومند، در طی تماس های بسیار سرانجام حاضر شدند تلفنی سوال ها را پاسخ دهند. اما در همان قدم ابتدایی با پرسش اول، عدم اطلاعات تئوریکی خود را در این زمینه عنوان کرد و حاضر به ادامه مصاحبه نشد. ایرج طهماسب در حالی که خود پاسخ تلفن را می داد، بیان کرد محقق اشتباه شماره گیری کرده است. کارگردان شکرستان، بابک نظری صریحا اعلام کرد حاضر به مصاحبه نیست. سید مسعود صفوی تهیه کننده کار، بعد از حداقل 20 تماس در طی 6 ماه ( دی ماه 1390 تا خرداد 1391 ) 15 دقیقه وقت داد که با پرسش اول، حاضر به ادامه نشد و عنوان کرد این پرسش ها وقت زیادی می طلبد و امروز وقت نیست. و از دفتر دار خود خواستند یک وقت دیگر تعیین کند و با فرستادن محقق به بخش های دیگر حوزه هنری در نهایت بیان کرد وقت مصاحبه ندارد.نویسندگانی چون شکوه قاسم نیا، برای رد مصاحبه مشغله ی کاری را عنوان کرد. فرشید مثقالی و وحید نیکخواه آزاد زمانی را برای تماس و گذاشتن وقت، مقرر کردند اما در تاریخ تعیین شده به تماس ها پاسخ ندادند. هنرمندانی چون محمد محمدی بیان داشت اگر بخواهد مصاحبه کند، روزی 5 مصاحبه باید داشته باشد و به این ترتیب حاضر به مصاحبه نشد. محمد علی بنی اسدی نگارگر کتاب کودک و قلی پور از دست اندر کاران و همکاران شکرستان، موضوع تحقیق را رد کردند و معتقد بودند تحقیق حاضر تحقیقی اشتباه است و بسیاری دیگر که از حوصله ی این چند سطر خارج است.
از طرفی برای به دست آوردن پیشینه ی تحقیق، گردآورنده بارها و بارها به دفتر گروه دانشکده و ساختمان مرکزی سوره مراجعه کرد و هر بار آن ها کار را به دیگری ارجاع می دادند. دفتردار دانشکده وی را برای انجام کار به ساختمان مرکزی دانشگاه ارجاع می دادند. و با مراجعه به ساختمان مرکزی نیز آن ها کار را به دفتر دانشکده محول می کردند. از همین روی بعد از این رفت و برگشت های بی حاصل، گردآورنده پیشینه تحقیق خود را از بین پایان نامه های کتاب خانه ی دانشگاه علامه طباطبایی و دانشگاه تهران را با واسطه دوستان انجام داد.
3-5 جمع بندی و نتیجه گیری
همان طور که در فصول قبل توضیح داده شد، این تحقیق با روش کیفی انجام شد و از طریق مصاحبه ی عمیق داده های آن به دست آمد. برای مصاحبه و گرفتن اطلاعات هنرمندان در حوزه های تخصصی شان ( ساختن، نوشتن و نگارگری ) 13 پرسش طراحی شد.
پرسش اول ( 1. اسطوره چیست؟ و از نگاه شما به چه چیزی اسطوره اطلاق می شود؟ ) و دوم ( 2. جایگاه اسطوره ها کجاست؟ آن ها را از کجا می توان یافت؟ ) برای این بود تا میزان شناخت و مطالعه ی هنرمندان نسبت به موضوع ” اسطوره شناسی ” سنجیده شود. زیرا برای ساخت شخصیت اسطوره ای و پردازش اسطوره ها لازم است نسبت به آن ها شناخت باشد. پراکندگی جواب ها، از تعداد جدول های مربوط به این دو سوال و گزاره های قرار گرفته در آن، کاملا مشهود است. و با پاسخ هایی که خود هنرمندان به سوال هشتم این تحقیق در مورد میزان تحقیق و پژوهش دادند ( 8. به نظر شما در نوشتن و ساختن کتاب ها و برنامه ها برای کودک در ایران چه قدر به پژوهش و تحقیق قبل از انجام، بها داده می شود؟ چه قدر دغدغه ی شناخت قبل از نوشتن و ساختن وجود دارد؟ ) مهر تاییدی بر نتیجه ی پاسخ های سوال اول و دوم شد. آن ها در پاسخ، خود اعتراف نمودند مطالعه و تحقیق در کارهای فرهنگی – هنری ما بسیار کم و ناچیز است. به این امر 12 هنرمند از 22 نفر، اعتراف داشتند. و هم چنین 4 تن بیان کردند اصلا تحقیقی صورت نمی گیرد. باقی افراد با ادبیاتی دیگر به بی اهمیت بودن مطالعه و تحقیق در کارها اشاره کردند. کدهای 1 و 16 ( نورالدین زرین کلک و بهروز غریب پور ) که از هنرمندان با سابقه در امر تولیدات فرهنگی – هنری هستند، بیان نمودند تحقیق لازم نیست. زیرا هنرمندی که وارد کار ساخت و تولید می شود، زمینه ی فکری لازم را دارد. اما دو تن از هنرمندان گفتند برای شروع کار خود، حتما تحقیق و مطالعه می کنند. یکی از پاسخ گوها نیز فقط اشاره داشت تحقیق برای شروع کار لازم است؛ بدون این که بیان دارد تحقیق می شود یا خود، تحقیق انجام می دهد یا خیر. کد 6 ( علیرضا فرمانی ) در این تحقیق نیز معتقد بود تحقیق باید دغدغه ی محقق باشد نه سازنده. تمام این پاسخ ها در تایید پراکندگی اطلاعات و مطالعات هنرمندان صحه می گذارد. به این ترتیب با این سه سوال سعی شد تا حدودی میزان اطلاعات هنرمندان نسبت به شناخت اسطوره سنجیده شود.
رولان بارت معتقد است اسطوره ها ایدئولوژی های غالب هر دوره از تاریخ هستند. با استناد به این نظریه ی وی، بدون وارد شدن به بحث ارزش گذاری برنامه های بومی و غیربومی، می توان این طور اظهار داشت که خواه ناخواه ایدئولوژی های جوامع، با شخصیت های اسطوره ای آن ها که در کارتون های انیمیشنی و دیگر اقلام فرهنگی چون عروسک و … طراحی می شوند، وارد فرهنگ جوامع دیگر می گردند. ورود این شخصیت ها در حد معمول آن، نه تنها بد نیست بلکه به قول بعضی هنرمندان، باعث گسترش جهان بینی و کنجکاوی کودک ( مخاطب این برنامه ها ) به سرزمین های دیگر و نقاط مختلف جهان خواهد شد. اما اگر در این عرصه، جامعه ای تنها مصرف کننده صرف باشد ناگفته پیداست که چه اتفاقی خواهد افتاد. این که کودک فقط در معرض تشعشات ایدئولوژی دیگر جوامع باشد و از فرهنگ خود خوراکی نداشته باشد تا روح او را تغذیه کند یا در صورت بودن، آن قدر جذاب و خواستنی نباشد که مخاطب خود را به همراه داشته باشد، باید منتظر بروز و ظهور شخصیت هایی باشیم که نه این هستند و نه آن؛ انسان هایی که در درون خود به دنبال چه چیز بودن خود می گردند.
در پرسش سوم تحقیق از هنرمند پرسیده شد ( 3. آیا اسطوره در دوره های مختلف هویت ساز است؟ ) که بیش تر افراد ( 20 نفر از 23 هنرمند ) بیان داشتند؛ بله اسطوره ها هویت ساز هستند. اگر پنداشته شود اسطوره بخشی از فرهنگ یک جامعه است در این جا خواهیم دید که اسطوره نیز سازنده ی بخشی از هویت فرهنگی جامعه و افراد آن جامعه خواهد بود. همان طور که بارت معتقد است ” طبیعی ترین اظهارنظرها درباره ی جهان پیرامون، به رمزگان فرهنگی بستگی دارد “، رمزگان فرهنگی که یک بخش آن بر عهده ی اسطوره هاست. هر چیزی برای انسان جهان مدرن نشانه ای است که با آن به خوانش محیط خود بپردازد. بارت در این رابطه می گوید؛ بین چیزهای نامتجانسی چون پوشاک، مدل ماشین، بشقاب تزیین شده ی غذا، یک ادای حرکتی، تصویری تبلیغاتی و بالاخره یک فیلم، نشانه هایی است که مخاطب به خوانش آن ها می پردازد.
یکی از راه هایی که باعث حفظ هویت ما می شود، کمک گرفتن از اسطوره ها برای انتقال مفاهیم و ایده های فرهنگی است. هنرمندان و فرهنگیان ما از افراد رسانه ای تاثیرگذاری هستند که می توانند با هنر خود، مانع بروز از خود بیگانگی در بین افراد جامعه شوند. و این امر باید از کودکی آغاز شود. دوره ی تاثیرگذاری که شخصیت فرد در حال شکل گیری است.
در قسمتی از نظریه ی رولان بارت درباره ی اسطوره های کهن و اسطوره های مدرن می خوانیم؛ هنگام به کار بردن واژه ی اسطوره، عموما به یاد فرهنگ های ابتدایی، باستانی و شکل های اندیشه ی پیش منطقی می افتیم و البته در این فرهنگ های ایستا و بسته، اسطوره بهتر به چشم می خورد. ظاهرا جوامع مدرن آزادتر و استوارتر بر پایه ی خرد می آیند. بارت این را رد می کند و ادامه می دهد؛ اما چنین نیست. نه تنها اسطوره های کهنسال در این جوامع رسوب شده اند، بلکه اسطوره های معلقی، با دوام های گوناگون و حتا نیمه عمرهای بسیار ناچیز، دایما ساخته و پرداخته می شوند.
با توجه به این بخش از نظریه بارت سوال چهارم ( 4. آیا اسطوره ها وجود خارجی دارند و فقط در زمان های مختلف پردازش می شوند؟ یا خیر می توان آن ها را خلق کرد؟ ) طرح شد تا میزان توانایی هنرمندان در پردازش اسطوره های کهن و نیز خلق اسطوره های مدرن به دست آید. در این پرسش هم بیش تر هنرمندان ( 14 تن از 24 هنرمند ) معتقد بودند هر دو اتفاق می افتد. اما در خلق زمان لازم است تا شخصیت ساخته شده با تکرار، پذیرش لازم را پیدا کند و تبدیل به اسطوره شود. از این تعداد ( 24 پاسخ گو )، کدهای 9 و 14 ( مصطفی رحماندوست و مجید راستی ) که هر دو در حوزه ی نویسندگی فعالیت دارند، تاکید داشتند خلق اسطوره نیازمند زمان است. کدهای 4 و 11 ( بهرام عظیمی و محمدرضا یوسفی ) که اولی در حوزه ی انیمیشن فعالیت دارد و دومی از نویسندگان است معتقد بودند خلق اسطوره سخت است. به اعتقاد عظیمی در دوره ای که رسانه های متعدد متولد می شوند و مخاطبان خود را مقهور خود می کنند، ساختن اسطوره ای که مخاطب هدف را پایبند خود کند، بسیار سخت است. وی بیان داشت؛ اگر حافظ با غزلیاتش و … اسطوره شدند، این اسطوره شدن مربوط به دوره ای است که رسانه فقط خط و نوشتار بود و آن ها در یک فضای تک رسانه ای، با خلق اثری ماندگار، خود ماندگار و اسطوره ای شدند. ولی برای زمان معاصر، این اتفاق به سختی روی می دهد. این نظر در مقابل نظرهای کسانی قرار دارد که اتفاقا معتقدند قدرت رسانه ای امروز، در خلق و پذیرش اسطوره به هنرمند بسیار کمک می کند.
کدهای 6 ، 10 و 22 ( فرمانی، محمود برآبادی و کیانوش غریب پور ) که اولی در حوزه انیمیشن فعالیت دارد، دومی در حوزه ی نویسندگی قلم می زند و سومی که نگارگر کتاب است، هر سه معتقد بودند در خلق، قهرمان ساخته می شود و اسطوره ساخته ی فرهنگ است. تعدادی از هنرمندان نیز تاکید داشتند اسطوره مناسب بچه ها نیست. کدهای 12 ، 20 و 21 که به ترتیب در حوزه ی نویسندگی ( محمدرضا شمس ) و نگارگری کتاب ( علیرضا گلدوزیان و پیمان رحیمی زاده ) فعالیت دارند بر این عقیده پا فشاری بسیاری داشتند. آنان به نوعی اسطوره های کهن را در هاله ای از تقدس می پیچیدند و معتقد بودند، اسطوره تنها برای مخاطب نوجوان، جوان و بزرگسال که قابل درک است باید کار شود. شاید بتوان گفت همین امر یکی از علل گره خوردن کار و عدم خلاقیت در ساخت توسط هنرمندان شده است.
با سوال پنجم ( 5. چه کسانی می توانند به خلق اسطوره برای کودک بپردازند؟ ) قصد این بود که از نگاه خود هنرمند دیده شود، این که چه کسی می تواند سراغ تولید این نوع برنامه های فرهنگی برود. پاسخ روشن بود؛ کسانی که در این حوزه تخصص و مطالعه ی همه جانبه داشته باشند. افرادی که شیوه ی بیان درست اسطوره را برای کودک بدانند و در ضمن کودک را نیز خوب بشناسند. با شناخت مخاطب هدف، آن ها می توانند شروع به تولید برنامه های فرهنگی کنند که همچون ساخته های غیربومی، کودک با آن همذات پنداری کند. همذات پنداری که در او لذت ایجاد کند و باعث شود آن ها را دنبال کند. در این زمینه اکثر هنرمندان ( 9 نفر از 23 هنرمند ) به این موضوع اشاره نمودند که مطالعه کننده در این زمینه می تواند در این مسیر موفق باشد. هنرمندانی که به پاسخ های جزیی تری پرداختند، اشاره به نویسنده داشتند که نویسنده باید اسطوره را پردازش یا خلق کند. سپس بقیه هنرمندان در دیگر حوزه ها آن را با تخصص خود تکرار کنند. به این موضوع 8 نفر از 23 هنرمند اشاره داشتند. جالب است کدهای 6 ، 9 ، 10 ، 11 ، 14 ، 16 و 22 که به این گزاره اشاره کردند. کد 6 ( فرمانی ) یکی از کارگردانان انیمیشن است اما کدهای 9 ، 10 ، 11 و 14 ( رحماندوست، برآبادی، یوسفی و راستی ) هر چهار نفر، از نویسندگان حوزه کودک و نوجوان هستند. در واقع از شش نویسنده، چهار تن معتقد بودند خلق اسطوره، کار نویسنده است. کدهای 16 ( بهروز غریب پور ) و 22 ( کیانوش غریب پور ) به ترتیب از کارگردانان فیلم و نمایش های عروسکی و دیگری نگارگر کتاب کودک به این موضوع اذعان داشتند. ودیگر گزاره هایی که در جدول مورد نظر در فصل چهارم به طور مفصل آمده است. تنها کد 1 ( زرین کلک ) به این موضوع اشاره کرد که زمینه ی آن در کشور ما فراهم نیست؛ زیرا سرمایه گذاری کلان و زمان زیادی را می طلبد.
در جایی از کتاب ” اسطوره امروز ” رولان بارت می نویسد؛ ” اسطوره نه به وسیله ی موضوع پیام خود، بلکه به کمک شیوه ی بیان آن پیام، می آید “. نحوه ی بیان در اسطوره، چه اسطوره ی گفتمانی باشد و چه اسطوره ی تصویری، بسیار حائز اهمیت است. و در این تحقیق سعی شد با پرسش های ششم ( 6. اسطوره ها به عنوان الگوی فرهنگی، برای کودک 7 تا 12 سال، باید دارای چه مشخصه هایی باشند؟ ( از نظر ما این سن به مثابه پلی است برای ورود کودک به دنیای بزرگ تر با آموخته های علمی که هم می تواند بخواند و هم بنویسد و نیز تا حدودی برای کارهای شخصی اش تصمیم بگیرد) ) ، یازدهم ( از دریچه ی نگاه شما چه تکنیکی در این کتاب ها، کارتون ها و … برجسته است که موجب پذیرش کودکان در سراسر جهان می شود؟ ( خارج از هر دین و فرهنگی که باشند و با وجود تفاوت بسیاری که در رفتارهاست ) ) و دوازدهم ( به نظر شما آن ها کودک را بهتر می شناسند و در این امر از نظر علمی و نظری از ما جلوترند؟ ( یا در فن زیبا شناختی و ساختار روبنایی خوب کار می کنند ) )، به این چگونگی بیان پیام توسط اسطوره دست یافته شود.
در پاسخ به پرسش ششم، برخی به مشخصه هایی از خود اسطوره پرداختند، برخی به خصوصیاتی که داستان اسطوره ای باید داشته باشد و برخی دیگر با نگاه به خصوصیات کودک مشخصه هایی را بیان نمودند. در هر صورت هنرمندان به یک مجموعه ای اشاره کردند که هر قسمت آن را، یک هنرمند بیان نمود. و در مجموع با در نظر گرفتن این مشخصه ها در نحوه ی بیان پیام رسانی اسطوره ای، در پذیرش یا عدم پذیرش آن، تاثیر بسیاری خواهد داشت. در سوال یازدهم توجه هنرمند به این موضوع معطوف شد که بیان و نحوه ی پیام در اسطوره های غیربومی چه گونه است ( خصوصیات آن ها ) که هر کودکی با هر فرهنگ و رفتار و کنشی که باشد، با آن همذات پنداری می کند و خود را جای شخصیت اسطوره ای کارتون مدنظر قرار می دهد. در حالی که برخی از هنرمندان تا قبل از این سوال، در پرسش ششم معتقد بودند یکی از مشخصه هایی که باعث می شود کودک با کارکتر یا شخصیت اسطوره ای همذات پنداری کنــد این است که به بافت زندگی و اجتمــاعی او نزدیک باشد؛ با پرسیدن این سوال، گویا با چیزی تازه برخورد کــرده اند. در این باره برخی مدتی فکــر می کردند و سپس پاسخ سوال را می دادند. زیرا این پرسش دقیقا در تضاد با جواب های آن ها بود.
با این دو ســوال ( 6 و 11 ) مشخص شــد نگاه هنرمنــد ما، از وسعت و بعد کم تری نسبت به هنرمندان غیربومی مطرح در دنیا، برخوردار است که شاید علت آن به قول خود هنرمندان به کودکی ” انیمیشن ” و ” ادبیات کودک ” در ایران برمی گردد. زیرا انیمیشن تنها دو دهه است که در ایران شروع به فعالیت کرده است ( از دهه هفتاد به بعد ) و ادبیات کودک نیز چون وام دار سبک و سیاق غربی است نویسنده ی ما نسبت به هنرمند اروپایی و غربی که خالق آن هستند کم تر تجربه دارد. در حالی که آن ها دوره رشد خود را تکمیل کرده اند، در ایران تازه این هنر ( نویسندگی برای کودک ) در مرحله ی آغازین رشد خود قرار دارد. یا از دیگر علت هایی که اشاره شد، سرمایه و زمانی است که هنرمندان آنان در اختیار دارند و با فکر آزادتری می توانند بیندیشند و دست به خلاقیت بزنند. در حالی که دستوری بودن این امر در ایران خلاقیت را از هنرمند می گیرد. البته در این جا نمی توان کم کاری از نظر علمی و مطالعاتی هنرمند را نیز نادیده گرفت. زیرا در هر صورت محدودیت، نمی تواند تمام استعداد هنرمند را بگیرد بلکه یک جاهایی این محدودیت باعث خلق اثری ماندگار می شود. زیرا یافتن راه هایی غیر معمول، یکی از دلایل محدودیت ها می تواند باشد. مطمئنا منظور محقق، جانبداری از محدودیت ها نیست بلکه دیدن موضوع از هر بعد آن است؛ این که لازم است به موضوع مورد بحث از همه ی جوانب آن نگریسته شود.
داده های استخراج شده از جواب ها، حاکی از این بود که نگاه بین المللی آن ها و ساختن بر اساس صفات فطری انسان ها که در همه جا و در بین همه ی افراد مشترک است، پذیرش همگانی را برای محصولات آن ها به ارمغان آورده است. زیرا آن ها به این قضایا، صنعتی نگاه می کنند و سرمایه و برگشت آن یکی از موضوعات مورد توجه ی آن هاست. از این رو، روی موضوع هایی مانور می دهنـد که تضادها و اختلافات را بیش تر نکند و به تفاوت ها دامن نزند. بر عکس آن چیزهایی که ما در کشور خود کار می کنیم. برخی هنرمندان معتقد بودند ما روی قضایایی کار می کنیم که نقطه اختلاف ما و دیگــری است و این خــود و دیگــری در کارهای ما زیاد به چشــم می خورد. این نیز می تواند یکی از عللی باشد که باعث شده است تا محصولات فرهنگی ما بازارهای جهانی نداشته باشد.
از طرفی بارت می نویسد؛ شباهت اسطوره های مکان های مختلف همان تشابه و کارکرد یکسان ذهن انسان است؛ در هر مکان جغرافیایی که می خواهد باشد. و بدوی و یا پیشرفته بودن جوامع در آن تاثیری ندارد. کد 5 این تحقیق ( حسین مرادی زاده از کارگردانان انیمیشن ) به همین امر اشاره نمود که اسطوره ها به خاطر شکل فراملی که دارند اتفاقا موضوع خوبی برای تعامل فرهنگی جوامع مختلف با هم خواهند بود. شکل اصلی اسطوره، فراملی بودن است چیزی که در پذیرش کارکترهای غیربومی دیده می شود.
در پرسش دوازدهم اکثر هنرمندان ( 17 نفر از 22 هنرمند ) بیان کردند، آنان نه تنها از نظر جذابیت های بصری و کارهای گرافیکی کارهای زیبا می سازند و خلق می کنند بلکه از نظر علمی و تئوری هم به موضوع توجه کافی دارند و کار را از هر دو بعد جلو می برند. تنها 3 نفر از هنرمندان اشاره کردند که شکی نیست آن ها فقط از نظر جذابیت های بصری خوب کار می کنند. کدهای 1 ، 4 و 15 ( زرین کلک، عظیمی و بیژن شکرریز ) به این موضوع اشاره داشتند که دو هنرمند اول از کارگردانان انیمیشن و شکرریز از کارگردانان فیلم رئال هستند.
اکثر هنرمندان اشاره داشتند؛ شناخت آن ها از روان شناسی کودک، روان شناسی رنگ ها ( کد 8 احمد عربانی از کارگردانان انیمیشن بیان داشت، کارشناس آن ها 20 سال سابقه ی کار فقط در رنگ آبی دارد ) و … فاصله ی ما و آنان را زیاد کرده است. شیوه ی بیان با رنگ ها، تصاویر، هنر و تکنیکی که به عنوان جلوه های ویژه از آن یاد می شود همه و همه حاکی از آن است که آنان کار را بسیار عمیق و موشکافانه تولید می کنند.

مطلب مرتبط :   پایان نامه درمورد علامه طباطبائی

Close Menu