منابع مقاله درباره به عنوان یک استراتژی

منابع مقاله درباره به عنوان یک استراتژی

دانلود پایان نامه

تولیدگر همان گونه که به سرمایهی انسانی به دو شکل سرمایه فکری و سرمایه فیزیکی و بدنی نیاز دارد؛ لازم است تا ثروتی در اختیار داشته باشد تا بتواند منابع انسانی را به کار گیرد و آن را فعال سازد و یا منابع مادی را تهیه و در اختیار گیرد تا با فعالیت و کار انسانی در منابع مادی تغییرات مطلوب و مناسبی را انجام دهد. بسیاری از کشورهای جهان دارای مواد خام و منابع مادی هستند. به عنوان نمونه کشورهای آفریقایی غنیترین منابع مادی را در اختیار دارند و با آنکه حتی نیروی انسانی در حد مطلوبی را نیز دارا میباشند، ولی به سبب فقدان سرمایه نخستین یعنی ثروت و پشتوانه کار و تولید، نمیتوانند از منابع خام خود استفاده کرده و آن را فراوری نمایند و به تولید محصولات برسانند.  

درجریان رشد اقتصادی، اهمیت سرمایه بعنوان عامل مهم تولید روز به روز افزایش مییابد؛ همین امر موجب سیاستهای جهانی برای جلب سرمایه گردیده است. اهمیت بازار سرمایه درتأمین مالی طرحهای سرمایهگذاری در مقایسه با بازار پول، اثرضد تورمی آن است. توسعه بازار سرمایه موجب تأمین مالی و گسترش تولید و اشتغال، کنترل تورم گردیده و با هدایت سرمایهها به تولید موجب رشد اقتصادی میگردد.
2-3-4-نظریهی پایهی اقتصادی شهر
این نظریه که براساس نظریهی اقتصادی قطب رشد، پس از جنگ جهانی دوم توسعه یافت، فعالیتهای اقتصادی شهر را به دو بخش فعالیتهای پایه و غیرپایه تقسیم میکند. فعالیتی که محصولات و خدمات آن به خارج از شهر صادر میشود، فعالیت پایه و فعالیتی که محصولات آن محدود به مصرف خود منطقه شهری است فعالیت غیرپایه محسوب میگردد. براساس این نظریه رشد شهری بستگی به نسبت فعالیتهای پایهای به غیرپایهای دارد. هر چه این نسبت بالاتر باشد رشد شهری بیشتر است.
بخشهای غیرپایهای وابسته به بخش پایهای خواهد بود و ایجاد اشتغال در فعالیتهای پایهای تقاضا برای محصولات غیرپایهای را فراهم خواهد کرد. در نتیجه تزریق اشتغال پایهای به شهر با ضریبی افزایشی، باعث افزایش کل اشتغال و در نهایت افزایش جمعیت خواهد شد. برعکس اگر یک ناحیه شهری تعدادی از اشتغال پایهای خود را از دست بدهد، اشتغال غیرپایهای کمتری مورد نیاز خواهد بود و جمعیت شهر کاهش خواهد یافت.(yeates & Garner,1976)
جهت محاسبه نرخ پایه به غیرپایه اغلب از آمار مربوط به اشتغال در شهرها به جای درآمد استفاده میشود، چرا که در اغلب موارد بدست آوردن اطلاعات مربوط به درآمدها و محاسبه میزان آن برای یک شهر بسیار دشوار میباشد. یکی از مشکلات موجود در این زمینه کسب درآمدهایی بدون انجام فعالیت در شهرهاست. برای مثال در شهرهای استراحتگاهی و بازنشستگی به علت بالا بودن تعداد بازنشستگان مستمری بگیر، تقسیم بندی درآمدهای حاصله در دو گروه پایه و غیرپایه بسیار پیچیده است.(همان)
2-3-5- توسعه اقتصاد محلی
به طور کلی شکست استراتژیهای سنتی توسعه بالا به پایین در جهت دستیابی به توسعه پایدار نشان میدهد، که هیچ راه ساده و جهانی برای مقابله با چالشهای ناشی از جهانی شدن و همچنین هیچ گونه راهحل منحصر به فردی برای مشکلات توسعه هر منطقه صرف نظر از شناخت و درک شرایط محلی وجود ندارد.
شکست این استراتژیهای سنتی خصوصاً در سطح جهانی باعث شده است که تجدید نظری کامل در چگونگی حل مشکلات توسعه صورت گیرد، که نتیجه آن به وجود آمدن روشی برای توسعه مناطق در سطوح پایینتر از سطح ملی است. این روش، به طور کلی تحت نام توسعه محلی و منطقهای و یا توسعه اقتصاد محلی گروه بندی میشود، که مزایای برجستهای چون تمرکز بر سطح محلی نسبت به بعد بخشی و یکپارچه سازی محورهای توسعه مختلف در یک استراتژی را داراست. این روش همچنین تأکید بیشتر بر ساختارها و نهادهای دولتی به منظور دستیابی به پایداری بیشتر و تولید، همراه با کار با کیفیتتر میباشد. (Rodríguez-Pose and Tijmstra,2009,35)
رویکرد توسعه اقتصاد محلی در افزایش پتانسیل و پایداری اقتصادی اشتغال محلی از طریق ارائه ابزار به دولتهای محلی جهت طراحی استراتژیهای مناسب در سطح محلی و با همکاری ذینفعان و بازیگران محلی، منطقهای و بینالمللی میباشد. این روش به عنوان یک استراتژی توسعه مکمل به طور بالقوه میتواند فرصتهایی برای رشد در تمامی مناطق ارائه دهد.(همان منبع)
در کشورهای کم درآمد و متوسط نیز به تدریج به دلایل مشابه این روش به عنوان استراتژی توسعه اقتصادی معرفی شده است. تغییرات در محیط اقتصاد ملی و بینالمللی، به همراه تداوم مشکلات رشد اقتصادی آهسته و گسترش فقر در بسیاری از مناطق، تجدیدنظر در استراتژی های توسعه بالا به پایین را تقویت کرده است. جهانی شدن و ناتوانی موثر بسیاری از کشورهای مرکزی برای مداخله در سطح محلی نیاز به ابتکارات مبتنی بر سطح محلی را ایجاد کرده است. (NEL,2001)
اگر چه رویکرد توسعه اقتصاد محلی به سرعت در حال گسترش است، اما مفهوم این رویکرد اغلب نامشخص باقی مانده است. بنابراین در ادامه جهت روشن سازی این رویکرد به ارائه تعاریفی از آن پرداخته خواهد شد و همچنین فرایند برنامه ریزی بر پایه این رویکرد توضیح داده میشود.
2-3-5-1-تعریف توسعه اقتصاد محلی
یک تعریف استاندارد از توسعه اقتصاد محلی وجود ندارد، اما روشهای توسعه اقتصاد محلی باید شامل ویژگیهای زیر باشند: (Rodríguez-Pose and Tijmstra,2009,37-38)
توسعه اقتصاد محلی یک رویکرد مبتنی بر سطح محلی است که هدف آن توانمندسازی ذینفعان برای شکل دادن به آینده جایی است که آنها در آن محل زندگی میکنند. یعنی موفقیت این روش تا حد زیادی به مشارکت تمامی ساکنان محلی و نقشآفرینی آنها در این رویکرد، وابسته میباشد.
توسعه اقتصاد محلی یک رویکرد توسعه مشارکتی میباشد. در این رویکرد طیف گستردهای از ذینفعان محلی در کنار دولتهای منطقهای و ملی و سازمانهای بینالمللی در تلاش برای تحقق بخشیدن به پتانسیل کامل اقتصادی در سطح محلی میباشند. از طریق این تمرکز بر مشارکت، توسعه اقتصاد محلی مشوقها و فرصتهایی برای همکاری بین ذینفعان بخش خصوصی و دولت محلی و همچنین دیگر گروههای اجتماعی و سیاسی ایجاد میکند.
توسعه اقتصاد محلی جهانی شدن را نادیده نمیگیرد، بلکه بر روی فرصتهای جدید اقتصادی و اجتماعی که بازارهای محلی، ملی و بینالمللی ممکن است برای افراد و شرکتهای خود ارائه دهند، تمرکز میکند. این تمرکز فرصت تدوین و اجرای استراتژیهای توسعه محلی را که باعث استفاده بهتر از منابع موجود محلی و مزیتهای رقابتی میشوند را ایجاد میکند.
هدف نهایی رویکرد توسعه اقتصاد محلی ایجاد توسعه اقتصادی پایدار، از طریق مشارکت طیف وسیعی از ذینفعان میباشد. این رویکرد در پی یافتن راهحلهایی است که هدفشان از توسعه اقتصادی و ایجاد اشتغال، کاهش فقر و حفظ و افزایش کیفیت مشاغل محلی موجود باشد.
این ویژگیها نشان میدهد، توسعه اقتصاد محلی شامل تعدادی از ارزشهای اصلی است که لزوماً در سایر رویکردهای توسعه یافت نمیشود. این رویکرد به دنبال ترویج یک فرآیند سیاسی واقعاً فراگیر و ارزش نهادن به نظرات طیف گستردهای از ذینفعان محلی و ترویج برابری در میان آنهاست. این رویکرد ایجاد فرصتهای جدید برای گفت و گوهای اجتماعی، هم در شکل فرآیندهای رسمی مانند انتخابات و هم نشست غیر رسمی محلی و انجمنها را تشویق میکند. برخی فرآیندها شامل پایداری، توسعه حامی فقرا و ایجاد فرصتهای شغلی مناسب و معقول میباشد.(همان منبع)
توسعه اقتصاد محلی بیش از آن که به معنای رشد اقتصادی باشد، به معنی فراهم کردن فرصت برای زنان و مردان جهت به دست آوردن کار مناسب در سطح محلی است. توسعه اقتصاد محلی؛ مردم محور، ترویج کننده مشارکت و گفتگوهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی محلی و ارتباط دهنده میان مردم و منابع آنها برای اشتغال بیشتر و بهتر و زندگی با کیفیت بالاتر میباشد.( International Labour Organazation, 2012)
این استراتژی یک فرایند مشارکتی است که در آن مردم یک مکان یا محل شاغل در بخشهای اقتصادی جهت تحریک فعالیتهای تجاری محلی با یکدیگر به همکاری میپردازند، و نتیجه آن ایجاد یک اقتصاد پایدار و انعطافپذیر است. این یک روش برای کمک به ایجاد شغل مناسب و بهبود کیفیت زندگی برای همه مردم، از جمله فقرا است. (UN-HABITAT,2005,2)
این رویکرد بخشهای دولتی، خصوصی و جامعه مدنی را به مشارکت و همکاری جهت پیداکردن راهحلهای محلی برای چالشهای اقتصادی مشترک تشویق میکند. فرایند توسعه اقتصاد محلی به دنبال توانمندسازی مشارکتکنندگان محلی است تا به طور موثر از سرمایهگذاری تجارت، نیروی کار، سرمایه و منابع محلی دیگر برای رسیدن به اولویتهای محلی (به عنوان مثال جهت ترویج مشاغل با کیفیت، کاهش فقر، تولید مالیات شهری) استفاده کنند. شاغلین این رویکرد فرصتهای شغلی بسیاری در دسترس دارند. برای موفقیت این نوع توسعه، مشارکت کنندگان و شاغلین باید دانش انجام این مشاغل را داشته باشند و به یک فرایند پایدار جهت دستیابی به نتایج متعهد باشند. استراتژی توسعه اقتصاد محلی یک تلاش فرایند گرا و غیر تجویزی شامل موارد زیر میباشد:( همان منبع)
ارزشهای محلی (کاهش فقر، نیازهای اساسی، شغلهای محلی، یکپارچه سازی ارزشهای اجتماعی و زیست محیطی)؛
محرکان اقتصادی (استفاده از منابع ارزش افزوده، آموزش مهارتهای محلی، حفظ درآمد محلی، همکاری منطقهای) و

مطلب مرتبط :   پایان نامه رایگان درمورد نظریه پیچیدگی

بستن منو