مقاله رایگان درمورد عوامل موثر بر طلاق

مقاله رایگان درمورد عوامل موثر بر طلاق

دانلود پایان نامه

نوع ادراک کودکان از خویشتن بستگی به نوع ادراکی اطرافیان و به خصوص والدین از آنها دارد. رشد هویت کودکان بستگی به شرایط و تغییرات خانوادگی آنها در طول دوران کودکی دارد. کودکی  

که در یک خانواده ی بدون پدر یا مادر رشد می کند به دلیل عدم وجود یکی از طرفین ، الگوهای والدینی کاملی را دریافت نخواهد کرد. کودکانی که والدین شان را در طول دوران طفولیت از دست
می دهند. بیشتر در معرض خطر از دست دادن اعتماد به دیگران هستند. آنها بعدها زمانی که درگیر روابط عاطفی و اجتماعی خاص نظیر ازدواج می شوند اعتماد لازم را نخواهند داشت. بریور(2010)
در مطالعه خود به این نتیجه رسید که سن کودک می تواند بر میزان تاثیراتی که وی از طلاق والدینش دریافت می کند تاثیر بگذارد. چرا که فرض محقق در راستای تایید نظریه اریکسون مبنی بر این امر بود که کودکان طی مراحل سنی مختلف با بحران های روانی – اجتماعی کوناگونی روبرو هستند. و با توجه به سن شان از طریق روش های مختلفی با رویدادهای مختلف زندگی برخورد می کنند.
2-1-3-2 نظریه دلبستگی جان بالبی
یکی دیگر از نخستین نظریاتی که در رابطه تاثیرات اولیه ارتباط کودک با مراقبت خویش بحث کرده است نظریه جان بالبی می باشد به عقیده وی دلبستگی اولیه کودک به والدین میتواند بر رشد بعدی
او تاثیر عمیقی داشته باشد. بالبی عمیقا معتقد بود دلبستگی هائی که در کودکی شکل می گیرند بر شخصیت دوران بزرگسالی افراد تاثیر می گذارند. به عقیده وی زمانی که کودک از مراقبت کننده اصلی خود جدا می شود یک رشد واکنش های روشنی را نشان میدهد. کودکاین که به مادرشان یا مراقبی دیگر ، دلبستگی ایمن دارند در مقایسه با کودکانی که دلبستگی ناایمن دارند. در کاوش کردن محیط شان،
از اعتماد به نفس بیشتری برخوردارند. نظریه بالبی براین دو فرض استواراست که اولا مراقبت باشد برای کودک قابل دسترس و قابل اعتماد باشد و پایگاه امنی برای او ایجاد کند. و دوم اینکه رابطه پیوند دهنده یا فقدان آن درونی شده و به عنوان یک مدل روانی عمل می کند که روابط دوستانه و عاشقانه بعدی کودک براساس آن شکل می گیرد. زمانی که کودک در رابطه با علت ترک مراقبت اصلی خویش ، حال چه به واسطه طلاق و جدائی و چه به واسطه مرگ، اطلاعات کافی را از محیط پیرامون دریافت نمی کند آسیب بیشتری از این امر خواهد دید. خیلی از والدین بدون آنکه در رابطه با علت جدائی
و طلاقشان با کودک گفتگو کنند اقدام به اینکار می نمایند(عبدی و پورپهلوان،1392).
2-1-3-3 دیدگاه سلیگمن
سلیگمن معتقد بود کودکان طلاق، چه قبل از طلاق، چه بعد از آن و چه در حین فرایند طلاق، الگوهای فکری منفی بسیار زیادی را تجربه می کنند و این الگوهای منفی با آنها ماندگار خواهد بود. این امر می تواند توضیحی باشد مبنی بر این سوال که چطور افسردگی ناشی از جدائی و طلاق والدین با کودکان باقی خواهد ماند( استکول ، 2011).
2ـ1ـ4 عوامل موثر در وقوع طلاق
صاحب نظران عوامل مختلفی را در افزایش طلاق موثر دانسته اند. نظیر: عدم تفاهم زوجین ، عدم آشنایی زوجین با مسئولیت های زندگی مشترک، عدم آگاهی زوجین با مهارتهای زندگی زناشویی ، افزایش مقبولیت اجتماعی طلاق، افزایش استثلال مالی زنان ، بیکاری، اعتیاد، افزایش انتظارات زوجین را ازدواج و غیره . برخی از منابع، عوامل موثر بر طلاق زوجین را به چند دسته کلی تقسیم بندی کرده اند که در ادامه به اختصار در مورد هر یک از این عوامل توضیح کوتاهی خواهیم داد.
الف) عوامل اجتماعی
تغییراتی از قبیل تغییر در جایگاه نقش زن و شوهر، شاغل بودن زوجین، جزء عوامل اجتماعی هستند که تا حدودی بر نرخ طلاق تاثیر می گذارند در طول این دوره های تغییرات سریع است که ارزش ها ، باورها و آداب و رسوم مردم در جوامع گوناگون مورد تهدید قرار می گیرند دامنه این تهدیدها متاسفانه به حوزه مقدس ازدواج و روابط خانوادگی نیز کشانده می شود(نوابی نژاد، 1380). نتایج یک پژوهش (2006) در دانشگاه آکسفورد نشان داده است که طلاق در محیط کار میتواند واگیردار باشد. بهاین ترتیب که اگر در محیط کار، تعداد زیادی از کارکنان طلاق گرفته باشند
و این موضوع بهصورت عادی در آید. ممکن است تأثیرات منفی اجتماعی و روان شناختی آن نادیده گرفته شود و فضایی ایجاد شود که سایر افراد احساس کنند افراد مجرد و آنهایی که طلاق گرفته اند راحت تر هستند و درگیر مسائل خانوادگی نیستند یا این که میتوانند بیشتر اضافه کاری کرده
و در مأموریتهای شغلی شرکت کنند (فولادبند، 1385).
از دهه شصت میلادی شاهد پیدایش شیوه های دیگری از زندگی بوده ایم برخی از ا ین شیوه ها عبارتند از زندگی مشرک بدون ازدواج، ازدواج با هم جنس ، رابطه جنسی آزاد، ازدواج آزاد ، ازدواج گروهی یا اشتراکی و ازدواج مجدد. در واقع تمایل نداشتن به ازدواج سنتی به دلیل رضایت بخش نبودن آن نیست بلکه به علت جذابیت کمتر آن نسبت به شیوه هائی است که تا پیش از این وجود نداشته اند. همچنین در گذشته، طلاق گرفتن یک زوج مایه ننگ خانواده ها بود. در صورتی که امروزه قبح این مسئله در نزد بیشتر خانواده ها از بین رفته است(برنشتاین و برنشتاین، 1389).
ب) عوامل شخصی
ادارک نادرست و انتظارات غیر واقع بینانه نسبت به ازدواج از مهمترین نمونه‌های مربوط به عوامل فردی است. انتظارات و ادراکات نادرستی از قبیل اینکه : رابطه زناشویی‌، پیوسته سرشار از هیجان خواهد بود. اگر دو نفر واقعاً عاشق هم باشند می توانند افکار و احساسات و نیازهای یکدیگر را پیشگویی کنند. زن و شوهر موفق در همه چیز با یکدیگر توافق دارند و غیره. اینگونه باورهای نادرست و توقعات آرمانی جز دور کردن زن و شوهر از یکدیگر و در نهایت از هم پاشیدگی کانون خانواده نتیجه‌ای در بر‌نخواهد داشت(نوابی نژاد، 1380). تا زمانی که جامعه به ترویج آرمان های رمانتیک
و انتظارهای بیهوده و خیالی ادامه دهد و افراد به پذیرش آنها تنها در دهند. بر سرخوردگی و دلسردی
از زندگی زناشویی نیز افزوده خواهد شد از عوامل فردی دیگر موثر بر افزایش نرخ طلاق، ارزش ها

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ تحقیق رشد شهرهای کوچک و متوسط

Close Menu