مقاله رایگان درمورد  
سوء مصرف مواد

مقاله رایگان درمورد سوء مصرف مواد

دانلود پایان نامه

استفاده از ابزارهای 1- مقیاس ذهن آگاهی شناختی- عاطفی 2- پرسشنامۀ افسردگی بک (توسط بک و همکاران، 1996) 3- مقیاس افسردگی هامیلتون (توسط میلر و همکاران، 1985) 4- پرسشنامۀ سبک های پاسخ نولن هوکسما و مارو (توسط نالن هاکسما و مارو، 1991) و 5- پرسشنامۀ قبول و عمل (توسط هیز و همکاران، 2004) برای ارزیابی میزان اجتناب از هیجانات و افکار، به این نتیجه دست یافتند که افزایش در ذهن آگاهی (یکی از عناصر درمانی در شناخت درمانی رویارویی محور) به طور مشخصی با کاهش در اجتناب و نشخوار فکری (دو استراتژی تعدیل هیجانی و دو عنصر متضاد با ذهن آگاهی) همراه بود.
رومر و همکاران (2009)، در پژوهش خود با عنوان «ذهن آگاهی و مشکلات در تنظیم هیجانی در اختلال اضطراب فراگیر» دو تحقیق جدا را اجرا کردند که در نهایت به نتیجۀ مشابهی دست یافتند. محققان در تحقیق اول 395 نفر را به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و پاکت های پرسشنامه را برای تکمیل کردن به آنها تحویل دادند. ابزارها در تحقیق اول شامل 1- مقیاس مشکلات در تنظیم هیجانی 2- مقیاس ذهن آگاهی (توسط برون و ریان، 2000) 3- مقیاس خود- ترحمی (توسط نِف، 2003) 4- پرسشنامۀ نگرانی (توسط می یر و همکاران، 1990) 5- مقیاس استرس، اضطراب، و افسردگی (توسط لُوی باند و لُوی باند، 1995) و 6- پرسشنامۀ اختلال اضطراب فراگیر (توسط نیومَن و همکاران، 2002) بودند. در تحقیق دوم از بین کسانی که برای درمان اختلال اضطراب فراگیر به کلینیکی در بوستون ماساچوست مراجعه کرده بودند 16 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و 16 نفر هم برای گروه کنترل از بین افرادی که از طریق آگهی اینترنی کاندید شده بودند، انتخاب شدند. ابزارهای تحقیق دوم شامل 1- پرسشنامۀ نگرانی 2- مقیاس استرس، اضطراب، و افسردگی و 3- گزارش شخصی آزمودنی ها در مورد میزان تنظیم هیجانی و ذهن آگاهی بودند. نتیجۀ هر دو تحقیق نشان دهندۀ ارتباط قوی بین مشکلات در تنظیم هیجانی، ذهن آگاهی، و شدت علائم اختلال اضطراب فراگیر بود. در تحقیق اول، ارتباط بین جنبه هایی از ذهن آگاهی، مشکلات در تنظیم هیجانی، و شدت علائم اختلال اضطراب فراگیر اثبات شد و در تحقیق دوم ثابت شد که افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، به طور قابل توجهی مشکلات بیشتری در تنظیم هیجانی و سطح پایین تر ذهن آگاهی را دارا می باشند. در نهایت ثابت شد که هم ذهن آگاهی و هم مشکلات در تنظیم هیجانی نقش های مهم و مستقلی را با دو مسیر متفاوت در اختلال اضطراب فراگیر بازی می کنند.
بوئن و همکاران (2009)، در پژوهش خود با هدف بررسی «اثربخشی جلوگیری از عود مصرف مواد بر پایۀ ذهن آگاهی (MBRP) در درمان اختلالات سوء مصرف مواد» تعداد 168 نفر را با تشخیص اختلالات سوء مصرف مواد به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب کردند. ابزارهای مورد استفاده شامل 1- پرسشنامۀ ارزیابی روزانۀ مصرف الکل و مواد (توسط سابل و سابل، 1992) 2- مقیاس ولع مصرف الکل و مواد (توسط فلانری و همکاران، 1999) 3- پرسشنامۀ کوتاه 15 آیتمی مشکلات به منظور ارزیابی عواقب مصرف الکل و مواد 4- پرسشنامۀ پنج فاکتوری ذهن آگاهی و 5- پرسشنامۀ عمل و قبول (توسط هیز و همکاران، 2004) بودند. این محققان از تحقیق خود به این نتیجه رسیدند که درمان «جلوگیری از عود مصرف مواد بر پایۀ ذهن آگاهی» برای افرادی که اخیراً برای اختلالات سوء مصرف مواد درمان شده اند می تواند مثمر ثمر باشد؛ افرادی که این درمان را دریافت کردند در مقایسه با افراد دیگر نرخ پایین تر سوء مصرف مواد را در 4 ماه آتی نشان دادند.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

مطلب مرتبط :   منبع مقاله درمورد فعالیت های اقتصادی

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

برِوِر و همکاران (2009)، در پژوهش خود با هدف «بررسی آموزش های ذهن آگاهی و عکس العمل به استرس در سوء مصرف کنندگان مواد مخدر (الکل و کوکائین)» تعداد 36 نفر را با تشخیص اختلال سوء مصرف الکل و کوکائین (نمونه گیری در دسترس) به صورت تصادفی انتخاب کردند و سپس آنها را در دو گروه که یکی از آن گروه ها مراقبۀ ذهن آگاهی و دیگری درمان شناختی رفتاری دریافت می کردند، قرار دادند. این محققان با بهره گرفتن از ابزارهای 1- پرسشنامۀ ذهن آگاهی پنج وجهی(فاکتوری) 2- پرسشنامۀ درجۀ اعتبار درمان 3- مقیاس هیجان تغییریافته 4- تقویم مصرف مواد و 5- مصاحبۀ بالینی دارای ساختار برای تشخیص اختلالات سوء مصرف مواد به این نتیجه دست یافتند که مراقبۀ ذهن آگاهی درمانی نویدبخش برای سوء مصرف کنندگان مواد است و همچنین این مراقبه در هدف قرار دادن استرس سودمندتر از درمان شناختی رفتاری است.
ویکی ویتز و بوئن (2010)، در پژوهش خود با عنوان «اثربخشی درمان جلوگیری از عود مصرف مواد بر پایۀ ذهن آگاهی (MBRP) در افسردگی، ولع مصرف، و سوء مصرف مواد» تعداد 168 نفر را که اختلالات سوء مصرف مواد داشتند (روش نمونه گیری در دسترس) به صورت تصادفی در دو گروه قرار دادند و با بهره گرفتن از ابزارهای 1- پرسشنامۀ ارزیابی مصرف الکل و مواد (توسط سابل و سابل، 1992) ،2- پرسشنامۀ افسردگی بک (توسط بک و همکاران، 1996) 3- پرسشنامۀ پنج آیتمی ولع مصرف الکل و مواد (توسط فلانری و همکاران، 1999)، و 4- مقیاس ذهن آگاهی پنج فاکتوری مورد آزمایش قرار دادند. یافته ها نشان دادند که درمان «جلوگیری از عود مصرف مواد بر پایۀ ذهن آگاهی» می تواند پاسخ های شناختی و رفتاری در افسردگی و متعاقب آن ولع مصرف مواد را تحت تأثیر خود قرار داده و از سوء مصرف مواد جلوگیری کند.
هیمل اشتین (2010)، در پژوهش خود با عنوان بررسی «درمان جلوگیری از سوء مصرف مواد بر پایۀ ذهن آگاهی (MBRP) در جوانان زندانی» تعداد 60 جوان زندانی مرد مبتلا به اختلال سوء مصرف مواد را به روش نمونه گیری تصادفی از کمپی واقع در کالیفرنیای شمالی انتخاب و سپس با بهره گرفتن از ابزارهای 1- پرسشنامۀ 4 آیتمی آینده نگری (توسط جان استون و همکاران، 1991) که برای ارزیابی فهم خطر مصرف مواد توسط آزمودنی ابداع شده است 2- مقیاس سنجش تکانشگری (توسط باسوُرس و اسپِلیگ، 1995) و 3- مقیاس خود- تنظیمی سالم (توسط وِست، 2008) به این نتیجه رسیدند که مداخلات بر پایۀ ذهن آگاهی، مداخله ای نوید بخش در درمان جوانان زندانی سوء مصرف کنندۀ مواد است، به خصوص تکانشگری کاهش یافتۀ منتج شده از درمان، منجر به کارکرد روانی بالاتر در این جمعیت خاص می شود.
گلدین و گراس (2010)، در پژوهشی با هدف بررسی «تأثیر درمان کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی بر تنظیم هیجانی در افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی» تعداد 16 بیمار که تشخیص اختلال اضطراب اجتماعی (SAD) گرفته بودند را با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و آنها را تحت درمان قرار دادند. مشخصۀ SADها سوگیری هیجانی و توجه، و همچنین عقاید منفی و تحریف شده در بارۀ خود است. پس از اتمام درمان، آزمودنی ها تحت تصویر برداری مغناطیسی مغز قرار گرفتند. در طی انجام MRI، از بیماران خواسته شد که به هیجانات منفی و عقاید تحریف شده در بارۀ خود واکنش نشان دهند؛ بیماران در دو حالت متفاوت پاسخ می دادند یکی زمانی که از آنها خواسته می شد توجهشان بر تنفس متمرکز باشد و دیگری زمانی که از آنها خواسته می شد حواس پرت و توجه غیرمتمرکز داشته باشند. ابزارهای مورد استفاده شامل 1- مصاحبۀ تشخیصی بالینی 2- مقیاس اضطراب اجتماعی لیبوویتز (1987) 3- پرسشنامۀ افسردگی بک II(توسط بک و همکاران، 1996) 4- پرسشنامۀ سبک پاسخ نشخواری (توسط نولن هوکسما، 1991) 5- پرسشنامۀ اضطراب حالت- صفت اسپیلبرگر (توسط اسپیلبرگر و همکاران، 1970) و 6- مقیاس اعتماد به نفس روزنبرگ (1965) بودند. در حالتی که آزمودنی ها توجه متمرکز بر تنفس (عنصر اساسی در ذهن آگاهی) داشتند کاهش تجربۀ هیجانی منفی، کاهش فعالیت آمیگدال، و افزایش فعالیت مغزی در نواحی مرتبط به توجه را نشان دادند. بنا به گفتۀ محققان این پژوهش، کاربرد درمان MBSR در افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی منجر به کاهش اضطراب، افسردگی، و عکس العمل های هیجانی، تقویت تنظیم هیجانی، بالا رفتن اعتماد به نفس میشود که این تغییرات باعث کاهش رفتارهای اجتنابی و علائم کلینیکی در این گروه از بیماران می شود.
گریسون و همکاران (2011)، در پژوهش خود با عنوان «تغییرات در معنویت و بالا رفتن کیفیت سلامت زندگی با کاربرد درمان کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی»، تعداد 279 نفر را به صورت نمونه گیری در دسترس (از کلینیک کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی) انتخاب و با بهره گرفتن از ابزارهای 1- مقیاس ذهن آگاهی شناختی- عاطفی (فرم تجدید نظر شده) 2- مقیاس تجربیات معنوی روزانه و 3- فرم کوتاه مقیاس سلامتی 12 آیتمی به این نتیجه رسیدند که کاربرد درمان کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی باعث بالا رفتن معنویت و افزایش سلامت روانی در آزمودنی ها می شود.
کرامر و همکاران (2012)، در پژوهشی سیستماتیک با هدف بررسی «تأثیر درمان کاهش استرس بر یایۀ ذهن آگاهی بر کمردرد: فراتحلیل» تعداد 25 مقاله را انتخاب که از بین اینها فقط 3 مقاله با متن کامل و به روش آزمایش کنترل شدۀ تصادفی واجد شرایط بودند. در این سه پژوهش 117 آزمودنی با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شده بودند که در دو تا از آنها، گروه لیست انتظار (گروه کنترل) هم وجود داشت. ابزارهایی که در این سه پژوهش به کار رفته بودند شامل 1- مقیاس آنالوگ بینایی 2- پرسشنامۀ درد مَک گیل 3- پرسشنامۀ ناتوانی رولاند موریس 4- پرسشنامۀ قبول درد مزمن 5- شاخص کیفیت خواب پیتسبورک 6- مقیاس خود کارآمدی درد مزمن 7 – مقیاس ذهن آگاهی و 8- پرسشنامۀ 5 وجهی ذهن آگاهی بودند. بر اساس گفتۀ محققان این پژوهش، این تحقیق مدارکی دال بر مؤثر بودن درمان MBSR در کوتاه مدت برای کاهش درد یا ناتوانی در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن ارائه می دهد؛ نمونۀ بزرگتر آزمودنی ها، مداخلات کنترل شدۀ کافی، و پیگیری های دراز مدت می تواند تأثیرات آشکار این درمان را در این گروه از بیماران بیشتر به اثبات برساند.
مالبیوف- هرتیوبایس و همکاران (2013)، در پژوهشی با هدف بررسی «تأثیر مداخله بر پایۀ ذهن آگاهی در کودکان و نوجوانان مبتلا به سرطان» تعداد 40 نفر را از بین افراد 18-11 ساله مبتلا به سرطان که به صورت داوطلب در فرانسه کاندید شده بودند به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و آنها را در دو گروه آزمایشی و کنترل قرار دادند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش شامل 1- مقیاس های افسردگی و اضطراب بِک برای جوانان (توسط پیرسون، 2002) 2- مقیاس سنجش عاطفۀ مثبت و منفی کودکان (توسط واتسون، کلارک، و تِلِگن، 1988) 3- پرسشنامۀ کیفیت زندگی کودکان سرطانی (توسط وارنی و همکاران، 1998) و 4- شاخص کیفیت خواب پیتزبرگ (توسط بایسی و همکاران، 1988) بودند. محققان با بررسی نتایج به این نتیجه رسیدند که ذهن آگاهی روی کیفیت زندگی، خواب، و خلق کودکان و نوجوانان سرطانی تأثیر گذاشته و باعث می شود که آنها بهتر بتوانند سرطان و مشکلات مربوط به این بیماری را قبول و با آن زندگی کنند. همچنین تأثیر ذهن اگاهی بر سلامت روانی و جسمی این جمعیت خاص باعث بالا رفتن توانایی روحی و جسمی این بیماران در مقابله با بیماریشان می شود.
2-3-2 پیشینۀ پژوهش در ایران
دباغی و همکاران (1386)، پژوهشی با هدف بررسی «اثربخشی شناخت درمانی گروهی بر پایۀ تفکر نظاره ای (ذهن آگاهی) و فعال سازی طرح واره های معنوی در پیش گیری از عود مصرف مواد افیونی» انجام دادند. در این پژوهش، 90 بیمار مرد با تشخیص وابستگی به مواد افیونی بر پایۀ معیارهای DSM-IV پس از دوره سم زدایی انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه جای داده شدند. آزمودنی ها به کمک 1- مصاحبه ساختار یافته شاخص مصرف مواد افیونی 2- پرسش نامه سلامت عمومی 28 سوالی و 3- پرسش نامه اثر معنویت بر رفتار، ارزیابی شدند. گروه گواه بدون هیچ درمان گروهی تنها داروی نالترکسون دریافت کرد. محققان این پژوهش به این نتیجه رسیدند که روش شناخت درمانی بر پایۀ تفکر نظاره ای و فعال سازی طرح واره های معنوی از نظر کاهش میزان عود، افزایش میزان اطاعت درمانی، کارکرد اجتماعی، کاهش مصرف مواد و بهبود سلامتی و معنویت از رفتاردرمانی شناختی موثرتر بود. بنا به گفتۀ این محققان، به نظر می رسد به کارگیری این روش درمانی به شکل چشم گیری اثربخشی درمان دارویی و رفتاردرمانی شناختی را در پیش گیری از عود مواد افیونی افزایش می دهد
آذرگون و همکاران (1388)، در پژوهش خود با هدف بررسی «اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر کاهش نشخوار فکری و افسردگی دانشجویان دانشگاه اصفهان» تعداد 70 نفر از دانشجویانی که به خاطر داشتن علائم افسردگی به مرکز مشاورۀ دانشگاه اصفهان مراجعه کرده بودند (روش نمونه گیری هدفمند) جدا و سپس به روش نمونه گیری تصادفی ابتدا 36 نفر از آنها را انتخاب و دوباره با نمونه گیری تصادفی آنها را در دو گروه جای دادند. این محققان با بهره گرفتن از ابزارهای 1- پرسشنامه افسردگی بک 2- پرسشنامه نشخوار فکری و 3- پرسشنامۀ ویژگی های جمعیت شناختی به این نتیجه رسیدند که روش مذکور در بالا بردن تمرکز و همچنین پیشگیری از افسردگی مؤثر است.

حناساب زاده اصفهانی و همکاران (1388)، در پژوهش خود با هدف «بررسی مقدماتی کارایی راهنمای شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCT) برای بیماران افسرده با افکار خود کشی» تعداد یک نفر بیمار افسرده دارای افکار خودکشی (مطالعۀ تک آزمودنی) را با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با بهره گرفتن از ابزارهای 1- پرسشنامه افسردگی بک 2- مقیاس بک برای افکار خودکشی و همچنین 3- دو فرم جداگانه محقق، به این نتیجه دست یافتند که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی موجب کاهش معنادار افسردگی (10نمره) ونیز افکار خودکشی (4 نمره) در بیمار شد، به علاوه این نتایج در دو نوبت پیگیری 3 ماهه (در مجموع 6ماه) دوام داشت.
رسولی آزاد و همکاران (1388)، در پژوهش خود با هدف بررسی «تاثیر گروه درمانی با رویکرد شناختی رفتاری بر مردان وابسته به مواد افیونی با همبودی اختلال افسردگی اساسی» تعداد 30 آزمودنی مرد با روش نمونه گیری قضاوتی(هدفمند) از چند مرکز ترک اعتیاد سطح مشهد انتخاب کردند. تمام آزمودنی ها بر اساس ویرایش چهارم معیارهای کتابچه تشخیصی و آماری اختلالات روانی، دارای همبودی اختلال وابستگی مواد افیونی (شیره تریاک و کریستال) و افسردگی اساسی بودند و به صورت تصادفی در گروه های شاهد و آزمون قرار گرفتند (15 نفر در هر گروه). برای ارزیابی از ابزارهای 1- پرسش نامه افسردگی بک و 2- تست مورفین در اول و آخر درمان استفاده شد. راهنمای درمانی 12 جلسه ای در گروه آزمون اجرا شد و گروه شاهد مداخله شناختی رفتاری دریافت نکرد. این محققان به این نتیجه رسیدند که استفاده از روش گروه درمانی شناختی رفتاری در درمان مبتلایان به اختلال وابستگی به مواد افیونی همراه با افسردگی اساسی موثر می باشد.
لطفی کاشانی و عسکری (1388)،

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوع سازمان همکاری شانگهای

دیدگاهتان را بنویسید

بستن منو