مقاله رایگان درمورد  
سوء مصرف مواد

مقاله رایگان درمورد سوء مصرف مواد

دانلود پایان نامه

منفی دارند و هم تمایل به نشخوار فکری روی این شناخت های منفی در پاسخ به حوادث استرس زای زندگی دارند (که همان تئوری نشخوار فکری در پاسخ به استرس» توسط بک است)، احتمال زیادی دارد که افسردگی در آنها آغاز شود (رابینسون و آلوی، 2003). از نظر ارتباط این تئوری با عود مصرف مواد باید گفت که در مدل بک بیان می شود که باورهای هسته ای (که بر تفکر و نگرش فرد از جهان اثر می گذارند)، در مواجهه با برانگیزاننده های معینی مثل حالات هیجانی منفی (افسردگی، خستگی و عصبانیت)، حالات فیزیکی (علایم ترک، درد) یا مسائل بیرونی (مکان های مرتبط با مصرف مواد) فعال می شوند، فعال شدن این باورها، موجب برانگیخته شدن باورهای مرتبط با مواد و افکار خودآیند می شوند (بک، 1993). ارتباط بین اعتیاد و شناخت های منفی هم به اثبات رسیده است. (گولد، 2010) بیان می دارد که اعتیاد، از دید روان شناسی و نورولوژیکی نوعی اختلال ناشی از تغییر در شناخت افراد است، این محقق همچنین بیان می دارد که نواحی مغزی و فرایندهای عصبی که به اعتیاد مربوطند با نواحی از مغز که اعمال شناختی از قبیل یادگیری، حافظه، استدلال منطقی، و کنترل تکانش را رهبری می کنند، همپوشی زیادی دارند. نالن هاکسما، نظریه پرداز دیگری است که به پیروی از تئوری «مدل شناختی آسیب پذیری به استرس در افسردگی» آرون بک، «تئوری سبک های پاسخ در افسردگی» را و سپس «تئوری سبک پاسخ نشخواری» را در سال 1991 ارائه داد. موریسون و اُکانر (2005) بیان می دارند که سبک پاسخ نشخواری یا نشخوار فکری به عنوان افکار و رفتارهایی که در پاسخ به خلق منفی یا غمگین داده می شوند، تعریف می شود که نتیجۀ آن تمرکز فرد بر علتها و عواقب هیجاناتشان است که این امر منجر به عدم توانایی فرد برای تمرکز بر انجام فعالیت هایی که حواس را از آن هیجان پرت می کند، میشود. در تحقیقی که توسط جاست و آلوی (1997) انجام شد این تئوری مورد آزمایش قرار گرفت، در این تحقیق آزمودنی های غیرافسرده که در پاسخ به علائم افسردگی سبک پاسخ نشخواری داشتند احتمال اینکه دوره های افسردگی را در طول 18 ماه تجربه کنند بیشتر از آزمودنی هایی بود که از «پرت کردن حواس» در پاسخ به علائم افسردگی استفاده می کردند. رود (2011) بیان می دارد که «نشخوار فکری متمرکز بر هیجانات» که نقش کلیدی در تئوری سبک های پاسخ نالن هاکسما بازی می کند، یک تئوری شناختی توانمند است که به خصوص برای شرح اختلاف جنس در افسردگی به کار می رود. به گفتۀ رود، نالن هاکسما در سال 1994 تئوری سبک های پاسخ خود را به «مدل دیاتز- استرس» دوباره مفهوم سازی کرده است، این تئوری بیان می دارد که نشخوار فکری متمرکز بر هیجان در افراد مستعد به استرس، آسیب پذیری افسردگی را تشدید می بخشد. نالن هاکسما و هارل (2002) و نالن هاکسما و همکاران (2007)، «مدل دیاتز- استرس» را به عنوان فاکتور آسیب پذیری برای سوء مصرف مواد شرح داده اند. در مطالعه ای که با بهره گرفتن از نمونۀ دانشجویان کالج انجام شد،
نالن هاکسما و مارو (1991، به نقل از اسکیچ و آبلا، 2008) گزارش کردند که سطح بالاتر نشخوار فکری با تمایل برای در گیری در رفتارهای بی پروا مانند سوء مصرف مواد در پاسخ به خلق افسرده همراه است.
2-2-17 تئوری ها در خصوص تنظیم هیجانی
تئوری های متفاوتی در این خصوص وجود دارند. تئوری جدا بودن ذهن از هیجانات، میراث فلاسفه های اخلاقی غرب به خصوص افلاطون و دکارت می باشد، این افراد بیان کردند که هیجانات از نظر اخلاقی در مرتبه ای پایین تر و در نتیجه محتاج تنظیم به وسیلۀ ذهن می باشند (چمبرز و همکاران، 2009)، اما ارسطو و هیوم هیجانات را در روشنی مثبت تری می دیدند و آنها را کمتر محتاج تنظیم های سخت به وسیلۀ ذهن میدانستند (گراس، 1998). سنت روان کاوی یک عامل مهم برای مطالعات حاضر در مورد تنظیم هیجانی است، این سنت از فروید سرچشمه می گیرد. گراس بیان می دارد که فروید بر دو نوع تنظیم هیجانی در مورد اضطراب تأکید می کرد، اولی تنظیم اضطراب هایی که مربوط به «من» هستند و بر پایۀ واقعیت می باشند، دوم تنظیم اضطراب هایی که مربوط به «نهاد» و یا «فرامن» هستند؛ مکانیزم های دفاعی «من» به فرایندهایی میگویند که هر دو نوع این اضطراب ها را تنظیم می کنند. بنا به گفتۀ گراس (2002، a)، منشأ مطالعه در بارۀ تنظیم هیجانی، مربوط به بیش از یک قرن پیش به تئوریسین های روان کاوی در بارۀ دفاع های روانی (فروید 1946) است. دومین مرحلۀ منشأ مطالعه در بارۀ تنظیم هیجانی به استرس و سنت انطباق (لازاروس 1966) برمی گردد. امروزه کار روی تنظیم هیجانی کودکان (تامپسون 1991) و بزرگسالان (گراس، 1998) ادامه دارد.
2-3 بررسی پژوهش های انجام شده در خصوص موضوع
در زیر چکیده ای از مهمترین پژوهش ها در ارتباط با تحقیق کنونی همراه با نتایج آنها شرح داده خواهند شد.
2-3-1 پیشینه پژوهش در خارج از کشور
اسپکا و همکاران (2000)، در پژوهش خود با هدف بررسی «تأثیر درمان کاهش استرس بر پایۀ مراقبۀ ذهن آگاهی بر خلق و علائم استرس در بیماران سرطانی سرپایی با بهره گرفتن از طرح کنترل شدۀ لیست انتظار» تعداد 109 بیمار با انواع سرطان های متفاوت که برای درمان ثبت نام کرده بودند (روش نمونه گیری در دسترس) را به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی (افرادی که بلافاصله پس از ثبت نام تحت درمان 7 هفته ای ذهن آگاهی قرار می گرفتند) و گروه کنترل (افرادی که در لیست انتظار برای درمان قرار گرفتند) کاربندی کردند که 19 نفر از این 109 نفر ریزش کردند و تعداد افراد به 90 نفر کاهش پیدا کرد. ابزارهای مورد استفاده شامل 1- پروفایل حالت های خلقی و 2- پرسشنامۀ علائم استرس بودند. پس از اتمام درمان، بیماران در گروه آزمایشی آشفتگی خلقی کمتر (کاهش 65 درصدی) و علائم استرس کمتر (کاهش 31 درصدی) نشان دادند. محققان این پژوهش به این نتیجه رسیدند که درمان کاهش استرس بر پایۀ مراقبۀ ذهن آگاهی در کاهش آشفتگی های خلقی و علائم استرس در این گروه از بیماران بدون در نظر گرفتن جنس، نوع سرطان، مرحلۀ بیماری، و سن مؤثر است.
دیویدسون و همکاران (2003)، در پژوهش خود با عنوان «مراقبۀ ذهن آگاهی و تغییرات در مغز و عملکردهای ایمنی» تعداد 25 آزمودنی (گروه دریافت کنندۀ مراقبه) و 16 آزمودنی (گروه کنترل) را به روش نمونه گیری تصادفی از میان افراد واجد ملاک های خاص انتخاب کردند. سپس فعالیت الکتریکی مغز را قبل از درمان، بلافاصله پس از اتمام درمان 8 هفته ای آموزش مراقبه، و سپس 4 ماه پس از اتمام درمان 8 هفته ای اندازه گیری کردند؛ در ضمن تمام آزمودنی ها بلافاصله پس از اتمام درمان 8 هفته ای آموزش مراقبه به وسیلۀ واکسن آنفلونزا واکسینه شدند (به منظور بررسی میزان تولید آنتی بادی). محققان به این نتیجه رسیدند که مراقبۀ ذهن آگاهی باعث افزایش قابل توجه فعالیت مغزی (در ناحیۀ جلویی و چپ) و افزایش تولید آنتی بادی در آزمودنیهایی می شود که مراقبۀ ذهن آگاهی دریافت می کنند. نتایج این تحقیق نشان دهندۀ تأثیر مثبت این درمان بر مغز و عملکردهای ایمنی است که این امر نیاز برای تحقیقات بیشتر در این زمینه را بیان می کند.

 

مطلب مرتبط :   مقاله رایگان درباره دیوان عالی کشور

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

کارلسون و همکاران (2004)، در پژوهش خود با عنوان «درمان کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی در ارتباط با کیفیت زندگی، خلق، علائم استرس، و پارامترهای سیستم ایمنی (سطح کورتیزول، سولفات دهیدرو اپی اندروسترون ، و ملاتونین) در بیماران سرپایی مبتلا به سرطان سینه و پروستات» تعداد 49 بیمار مبتلا به سرطان سینه و 10 بیمار مبتلا به سرطان پروستات (روش نمونه گیری در دسترس) را در برنامۀ 8 هفته ای ذهن آگاهی قرار دادند. ابزارهای مورد استفاده شامل 1- فرم دموگرافیکی و تاریخچۀ پزشکی 2- فرم رفتارهای سالم (مواردی که بر سیستم ایمنی تأثیرگذارند از قبیل: چای، قهوه، سیگار، الکل، ورزش، خواب، و تغذیه) 3- فرم مراقبۀ هفتگی 4- پرسشنامۀ مؤسسۀ اروپایی برای تحقیق و درمان کیفیت زندگی افراد سرطانی 5- پروفایل حالت های خلقی (توسط مک نایر و همکاران، 1971) 6- پرسشنامۀ علائم استرس (توسط لِسکی و تامپسون، 1979) و دیگر آزمایشات مربوط به سرطان بودند. محققان به این نتیجه رسیدند که درمان MBSR منجر به بالا رفتن کیفیت زندگی، کاهش علائم استرس، بهبود خواب، کاهش سطح کورتیزول در این گروه از بیماران می شود اما سطح DHEAS و ملاتونین تغییری نمی کند که این امر نشان دهندۀ سودمندی کاربرد این درمان فقط در مراحل اولیۀ بیماری سرطان می باشد. همچنین عدم تغییر چشمگیر در سلول های لنفوسیت و افزایش سلول های T و کاهش سلول های NK و بررسی دیگر آزمایشات مربوط به سرطان، نشان دهندۀ بالا رفتن پارامترهای ایمنی در بیماران مبتلا به سرطان سینه و پروستات می باشد.
گراتز و رومر (2004) در پژوهش خود با عنوان «ارزیابی چند وجهی تنظیم هیجانی و اختلال در تنظیم: توسعه، ساختار فاکتورها، و اعتبار مقیاس مشکلات در تنظیم هیجانی» تعداد 479 دانشجوی دانشگاه ماساچوست را به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و بسته های پرسشنامه ها را بین آنها توزیع کردند. پرسشنامه ها شامل 1- مقیاس مشکلات در تنظیم هیجانی (توسط گراتز و رومر، 2004) 2- مقیاس انتظار کلی برای تنظیم خلق منفی (توسط کاتانزارو و میرِنز، 1990) 3- پرسشنامۀ عمل و قبول (توسط هیز و همکاران، زیر چاپ) 4- مقیاس بیان هیجانات (توسط کرینگ و همکاران، 1994) 5- پرسشنامۀ خودزنی عمدی (توسط گراتز 2001) 6- پرسشنامۀ سوء استفاده جنسی (توسط لیزاک و همکاران، 2000) بودند. گراتز و رومر (2004) در پژوهش خود در مورد تنظیم هیجانی به دو یافته دست یافتند، اول اینکه نتیجۀ پژوهش آنها حمایت زیادی برای مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی (DERS) به همراه داشت و دوم اینکه آنها توانستند یک مفهوم 6 بعدی برای دشواری های تنظیم هیجانی ارائه دهند. این ابعاد شامل: عدم پذیرش پاسخ های هیجانی، دشواری های کنترل تکانه، فقدان آگاهی هیجانی، دشواری های دست زدن به رفتار هدفمند، دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجانی، و فقدان شفافیت هیجانی هستند. گراتز و رومر بیان می دارند که افراد در زمان تجربۀ هیجانات منفی با این ابعاد دشواری های تنظیم هیجانی درگیر می شوند. نتایج تحقیق حاکی از ثبات درونی بالا، روایی زیاد آزمون- بازآزمون، ساختار مناسب و کافی، و اعتبار پیش بین بالای مقیاس مشکلات در تنظیم هیجانی بود.
گراسمَن و همکاران (2004)، در پژوهشی با هدف بررسی «درمان کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی و فواید سلامتی: یک فراتحلیل» تعداد 64 پژوهش مربوط به MBSR را انتخاب و با توجه به واجد بودن ملاک های خاص، 20 پژوهش را برای بررسی جدا کردند و آنها را بر اساس ویژگی های خاص کدگذاری کردند. ملاک ها شامل خصوصیاتی از قبیل موارد زیر بودند: قبل از سال 2002 باشند، درمان گروهی بوده باشد نه انفرادی، درمان 12-6 هفته و هر هفته 30/2 ساعت بوده باشد. در این 20 پژوهش که تعداد 1605 نفر آزمودنی شرکت کرده بودند، آزمودنی ها مبتلا به بیماری سرطان، بیماری های عروق کرونر، افسردگی، دردهای مزمن، اضطراب، چاقی، اختلال خوردن، و بیماری های روانی بودند. دو تا از پژوهش ها روی زندانیان بوده و سه پژوهش هم روی افراد غیربالینی دارای مشکل استرس بوده است. به گفتۀ محققان پژوهش حاضر، اگرچه تعداد محدودی از پژوهش ها (20 تا) بررسی شدند اما نتایج تمام آنها حاکی از این بود که این درمان منجر به سازگاری بیشتر و بهتر با مشکلات بالینی و غیربالینی در افراد می شود؛ افزایش آگاهی منتج شده از درمان MBSR، منجر به وضوح ادراکی بالاتر، کاهش عاطفۀ منفی، و افزایش شادابی و سازگاری بیشتر می شود.

آرچ و کراسک (2006) در پژوهش خود با عنوان «مکانیزم ذهن آگاهی: تقویت تنظیم هیجانی به دنبال القاء تمرکز بر تنفس» تعداد 60 دانشجو از دانشگاه کالیفرنیا (لوس آنجلس) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس آنها را به صورت تصادفی در سه گروه جای دادند (2 گروه آزمایشی و 1 گروه کنترل). در یکی از گروه های آزمایشی به آزمودنی ها به مدت 15 دقیقه تمرکز بر تنفس (عنصر اساسی ذهن آگاهی) القاء می شد و در گروه آزمایشی دوم نگرانی و حواس پرتی القاء می شد. ابزارهای مورد استفاده شامل 1- مقیاس افسردگی و اضطراب بیمارستان (توسط زیگموند و اسنایس، 1983) 2- مقیاس پسند اجتماعی 10 آیتمی مارلو- کرون (توسط استراهان و گِرباسی، 1972) 3- مقیاس عاطفه (توسط وُلپ، 1990) به منظور اندازه گیری پاسخ های هیجانی و 4 PANAS – کوتاه 10 آیتمی (توسط مک کینون و همکاران، 1999) بودند. القاء تمرکز بر تنفس منجر به کاهش شدت و منفی بودن پاسخ های هیجانی در پاسخ به اسلایدهای خنثی می شد در حالیکه القاء نگرانی و حواس پرتی منجر به افزایش در میزان پاسخ های منفی بعد از القاء می شد تا قبل از آن. محققان در این پژوهش به نقش ویژگی تنظیم هیجانی ذهن آگاهی پی بردند.
دیویس و همکاران (2007)، در پژوهش خود با عنوان «بررسی اثربخشی درمان کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی بر افراد سیگاری» تعداد 18 فرد سیگاری که برای این تحقیق ثبت نام کرده بودند (روش نمونه گیری در دسترس) از بین سایر کاندیدها به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و با بهره گرفتن از ابزارهای 1- مقیاس استرس درک شده (توسط کوهن و همکاران، 1983) و 2- پرسشنامۀ چک لیست علائم به این نتیجه رسیدند که درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» می تواند برای افراد سیگاری در کاهش و ترک سیگار نوید بخش باشد.
شاپیرو و همکاران (2007)، در پژوهشی با هدف بررسی «تأثیرات درمان کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی بر سلامت روان درمانگران» از بین 83 دانشجویی که برای تحقیق کاندید شده بودند (روش نمونه گیری در دسترس) تعداد 64 نفر را با توجه به ملاک ها انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه (یک گروه آزمایشی 22 نفره و دو گروه کنترل) قرار دادند. ابزارهای پژوهش شامل 1- مقیاس ذهن آگاهی (توسط براون و ریان، 2003) 2- نسخۀ 20 آیتمی سنجش عاطفۀ مثبت و منفی (توسط واتسون و همکاران، 1988) 3- نسخۀ 10 آیتمی مقیاس استرس درک شده (توسط کوهن و همکاران، 1983) و 4- پرسشنامۀ نشخوار فکری (توسط تراپنل و کمپبل، 1999) بودند. کاهش قابل توجه در استرس، عاطفۀ منفی، نشخوار فکری، اضطراب حالت و صفت، و افزایش قابل توجه در عاطفۀ مثبت و خود- ترحمی از نتایج این تحقیق بود. محققان این پژوهش بر این عقیده اند که از آنجائیکه درمانگران در خطر بالای ابتلاء به مشکلات مرتبط با استرس قرار دارند، درمان MBSR می تواند منجر به افزایش سلامت روان در این جمعیت شود.
کومار و همکاران (2008)، در پژوهش خود با عنوان «کاربرد شناخت درمانی رویارویی محور (EBCT) و تغییرات در ذهن آگاهی و تنظیم هیجانی» تعداد 33 نفر را به روش نمونه گیری هدفمند از بین افرادی که به کلینیک افسردگی مراجعه کرده بودند انتخاب و با

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه با موضوع شرکتهای تجاری

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu