مقاله رایگان درمورد سازگاری اجتماعی

مقاله رایگان درمورد سازگاری اجتماعی

دانلود پایان نامه

در رابطه با جنسیت کودکان، تحقیقات نشان داده است که دختران در مقایسه با پسران، با طلاق والدین خویش بهتر سازگار می شوند (امری، 1994؛ امری و فورهند، 1994 به نقل از لومن، 2002). مطالعات نشان داده است که طلاق معمولاً تأثیر اولیه شدیدی بر پسرها دارد و در بسیاری از موارد این تأثیر طولانی است. از طرف دیگر، دختران خردسال معمولاً سریع تر خود را باز می یابند. اما وقتی  

به نوجوانی می رسند، واکنش های هیجانی آنها دوباره ظاهر شده و غالباً منجر به فعالیت جنسی زودرس می شود (سوزی یِهل، 1386).
بعد از طلاق، پسرها درمقایسه با دخترهای هم سن خود غمگین تر و افسرده تر می شوند. علتش این است که پسرها بعد از رفتن پدران شان بیشتر احساس طرد شدن و تنهائی می کنند. آنان بیشتر به مادر وابسته می شوند، زیرا احساس می کنند پدر دیگر آنان را نمی خواهد. دلیل دیگر این است که طلاق، فرایند هویت سازی و الگوبرداری پسرها از پدرشان را مختل می کند. پدر محبوب ناگهان پسرش
را ترک می کند و حالا پسر محکوم است با مادرش زندگی کند. پدر محبوب او اکنون کسی است که به خانواده اش خیانت کرده است. الگوبرداری از رفتارهای پدر ممکن است به ارتباط پسر با والد دیگر نیز آسیب بزند. از طرف دیگر، مادرها رفتار بهتری با دختران شان دارند و توجه بیشتری به آنها می کنند. ناراحتی و خشم بیش از حد بعضی از مادران سبب می شود که فرزندان ذکورشان را شبیه همسران
بی وفای خود بپندارند. تحقیقات نشان می دهد پسرهائی که تحت حضانت مادرشان هستند، بیش
از دخترها از احساسات و رفتارهای منفی مادران رنج می برند. همچنین عزت نفس دخترها بیش
از پسرهاست. دخترها بهتر از پسرها با اوضاع بحرانی کنار می آیند. پسرها بعد از طلاق والدین، اضطراب بیشتری را تجربه می کنند، افسرده تر می شوند و بیشتر به آشتی و ازدواج مجدد والدین شان دلخوش می کنند. از طرفی، دخترها دوستان بیشتری دارند و برای رهائی از غم ها و رنج هایشان،
از حمایت آنان بهره مند می شوند (مک کی، 1387). تأثیرات منفی ناشی از طلاق والدین می تواند
به سازگاری اجتماعی پسرها در مقایسه با دخترها لطمه بیشتری وارد سازد (هالی، 1990؛
به نقل از کرمی زندی؛ 1385).
2-1-12-2 عوامل قابل تغییر مرتبط با سازگاری کودکان پس از طلاق
الف)کارکرد خانواده
کیفیت کارکرد خانواده کودک پس از طلاق والدین بسیار مهم است. خصوصاً، دو ویژگی اصلی
خانواده های طلاق که می تواند بر میزان سازگاری کودکان پس از طلاق والدینشان تأثیر داشته باشد عبارتند از: تعارضات بین فردی، و کیفیت رابطه والد – کودک (آماتو، 1993؛ موریسون و چرلین ، 1995، امری و فورهند، 1994؛ به نقل از لومن، 2002).
مطالعات نشان داده است، کودکانی که والدین شان از هم طلاق گرفته اند یا جدا شده اند
اما همچنان تعارضات بین فردی بالائی را در خانواده تجربه می کنند در مقایسه با کودکانی که والدین شان از هم طلاق گرفته اند یا جدا شده اند اما تعارضات بین فردی پایینی را در خانواده تجربه می کنند، سازگاری پایین تری را نسبت به طلاق والدین شان از خود نشان داده اند. همچنین مطالعات نشان داده است که کیفیت رابطه والد – کودک می تواند بر میزان سازگاری کودک پس از طلاق والدین تأثیرگذار باشد. داشتن روابط گرم و پذیرا با حداقل یکی از والدین پس از طلاق می تواند باعث سازگاری بهتر کودک با تغییرات پیش آمده گردد (والرستین، لویس و بلاکسلی،2000؛ به نقل از لمن، 2002).
بر خلاف سایر آسیب ها طلاق معمولاً منجر به تعارض دایمی می شود. چه آشکار و چه پنهان، هم ستیزی دایمی زیان بارترین نتیجه طلاق است. این هم ستیزی، بگو مگوی بی پایان و جنگ داخلی است که کودکان را تباه کرده و سرنوشت شومی را برای آنها رقم می زند. در مطالعاتی که 10 سال بعد در مورد خانواده های جدا شده انجام گرفت، پژوهشگران دریافتند که نصف خانم ها و یک سوم مردان همچنان از همسر قبلی خود به شدت خشمگین بودند. این خشم، کودکان را نگران کرده و تضعیف
می نماید. این خشم به صورت نیروئی پایدار و غالب در زندگی آنها در می آید. برای همسران قبلی، تعارض دایمی به صورت مبارزه، رقابت یا انتقام درآمده و سرانجام کودکان را در مسیر زیان باری قرار می دهد. بسیاری از پدر و مادرها از فرزندشان توقع دارند که از آنها جانبداری کنند و اخبار خانه ی والد دیگر را برایشان بیاورند (نیومن و رومانسکی، 1385).
ب)سازگاری والدین
مطالعات همچنین نشان می دهد که میزان سازگاری والدین از نظر عاطفی، اثر مستقیمی بر توانائی کودکان در کنار آمدن با طلاق دارد. پس از طلاق، پدر یا مادر معمولاً احساس اضطراب، خشم، پریشانی، افسردگی، مطرود بودن، گناه و از نظر اجتماعی عدم صلاحیت می کنند. اگر گره خوردن این احساسات را با غم شدیدی که اغلب والدین جدا شده احساس می کنند در نظر بگیرید می توانید درک کنید که چرا بزرگسالانی که از هم جدا شده اند در ابتدا عملکرد درستی ندارند. آنها ممکن است انتظارات چندان معقولی از کودکان خود نداشته باشند. آنها مثل گذشته خوش مشرب و مهربان نیستند؛ در تربیت فرزند دچار بی ثباتی می شوند و غالباً بین لوس کردن و شیوه های سختگیرانه در نوسان هستند. آنچه تسکین غم والدین را دچار پیچیدگی می کند این حقیقت است که کودکان آنها نیز دچار اندوه هستند. متأسفانه والدین و کودکان به ندرت در سطح هیجانی یکسانی قرار می گیرند. بنابراین در حالی که یکی غمگین است، دیگری عصبانی است. وقتی غمگین هستیم توان چندانی برای حمایت از دیگری نداریم. به این دلیل، حتی هنگامی که والدین در تلاش پذیرفتن شرایط جدید هستند، جلب حمایت بزرگسالان علاقمند و قابل اعتمادی که بتوانند کودکان را در فرآیند دشوار طلاق هدایت و راهنمائی کنند
اهمیت دارد (یِهل، 1386).
ج)پایگاه اجتماعی – اقتصادی خانواده

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه درمورد قانون مجازات اسلامی مصوب

بستن منو