مقاله رایگان درباره کاظم زاده ایرانشهر

مقاله رایگان درباره کاظم زاده ایرانشهر

دانلود پایان نامه

 

دوره ی جدید
در همه ی این دوره، ادب فارسی اکثر همچنان عبارت از اشعار مدایح و غزل بود، و جز به ندرت مضامین تازه و معانی بی سابقه در شعر و نثر به ظهور نمی آمد. نقد ادبی نیز، از حدود آنچه سپهر وهدایت و اقران آنها متداول بود تجاوز نمی کرد. از کسانی که نام آنها در بیان تاریخ تحول نقد جدید ایران شایسته ی ذکر است یکی میرزا فتحعلی آخوند زاده است، متوفی در 1295 که از فضلا وادبا قفقاز بود و افکار بلند ومعانی دلپسند داشت.
از آثار مهم انتقادی این دوره رساله ای است که این آخوند زاده، راجع به انتقاد از شیوه ی انشای مجلدات سه گانه ی روضه الصفای ناصری نوشته است. وی بر عبارت پردازیها و سجع سازیهای او اعتراض کرده ونشان داده که در آن کتاب چگونه حقایق و وقایع را نویسنده فدای اسجاع و الفاظ نموده است.
دیگر میرزا آقا خان کرمانی است که با عقاید عامه مبارزه می کرد و در تحریض به عدالت و آزادی و توجه به مآثر قدیم افکار و عقاید جالب داشت. رساله ی “هفتاد و دو ملت” او اقتباس وتقلیدی است از “قهوه خانه ی سورات” اثر برناردن دوسن پیر فرانسوی است که در آن اختلاف ها وتعصبات ارباب مذاهب وتقالید را با بیانی دلپذیر انتقاد کرده است. (همان454)
وقتی نهضت مشروطیت پدید آمد؛ نقد وادب تا حدی رنگ اجتماعی گرفت و رونق وجلوه ای دیگر یافت. انجمن ها و روزنامه ها فزونی یافت و مدرسه ها وکتاب ها بسیار شد. شاعران به جای مدح سلاطین و امرا به نشر مآثر وطنی و بیان مفاخر قومی اهتمام کردند. ادب و شعر به سبب نشر جراید و انتشار در بین عامه، سادگی یافت و شیوه های کهنه نظم و نثر رفته رفته متروک گشت.(همان456) قصاید ومدایح به صورت مدح آزادی و وطن و تجدد وتمدن درآمد و هجو به صورت نوعی نقد اجتماعی درآمد، وشاعران به جای هجو اشخاص غالبا هجو را وسیله ای کردند برای قدح مفاسد ومعایب. اما غزل، وسیله ای برای بیان مقاصد و مفاهیم اجتماعی شد و شاعران سعی کردند در طی آن به این گونه مطالب بپردازند. و کلامی توان گفت در این دوره دو مسأله مورد توجه نقادان وصاحب نظران بود: زبان و تربیت.(همان457)
ترجمه ی برخی از تئاترهای اروپایی و نشر ترجمه هایی از برخی رمان ها، سبب شد که ایرانیان تألیف و تصنیف نمایشنامه ها و داستانها نیز آغاز نمایند و البته این معانی همه سبب شد که معانی و افکار تازه نشر یابد. (همان458 -459)
به هر حال، از آغاز عهد مشروطه تا کنون مسأله ی زبان فارسی از مسائل مهم و اساسی بود و نقادان و محققان مکرر در آن باب سخن گفتند و از نخستین کسانی که درین باب سخنان سنجیده گفته اند سید حسن تقی زاده، محمد علی فروغی و عباس اقبال را می توان نام برد.
2-2-8 انجمن های علمی وادبی:
مقارن جنگ اول، در برلین انجمنی علمی وادبی به وسیله ی سید حسن تقی زاده تشکیل شد که محمد قزوینی، ابراهیم پور داود، سید محمد علی جمال زاده، میرزا محمود خان غنی زاده، محمد علی خان تربیت و حسین کاظم زاده ایرانشهر و چند تن دیگر، در آن انجمن، مفاوضات ادبی و علمی داشتند و این مفاوضات در تمهید طریقه ی درست نقد وتحقیق تأثیری بارز در اذهان اهل فضل داشت. والبته آشنایی با طریقه ی شرق شناسان بزرگ اروپا و استفاده از معارف ومآثر علماء آلمان، برخی از اعضای آن انجمن را در خط تحقیق انداخت. (همان)
در ایران نیز، فکر ایجاد مجامع ادبی رسوخ تام داشت. ملک الشعرای بهار در سال 1336 قمری انجمن ادبی دانشکده را تأسیس کرد ومجله ای نیز به همین نام نشر کرد. عده ای از جوانان مستعد با ذوق آن روزگاران در این انجمن گرد آمدند و سعید نفیسی، علیرضا صبا، ابراهیم الفت و رشید یاسمی کرمانشاهی از اعضاء قدیم این انجمن بودند. ایرج جلال الممالک و حیدر علی کمالی نیز گاه با این انجمن همکاری می کردند. (همان463)
در سال 1299 شمسی نیز به همت جمعی از شعرا و ادباء انجمن دیگری به نام “انجمن ادبی ایران” تأسیس یافت. کسانی که در آغاز به تأسیس این انجمن اقدام کردند وحید دستگردی، تقی بینش، حاجی میرزا یحیی، دکتر حسینعلی خان قزل ایاغ و ادیب السلطنه بود. وبعدها شاهزاده محمد هاشم میرزا افسر و چند تن دیگر نیز به این جمع پیوستند. (همان464)
2-2-9 شخصیت های منتقد در جامعه ی ادبی ایران:
ادبای این روزگار اکثر در نقادی همچنان به شیوه قدما می رفتند. ادیب پیشاوری که گذشته از شاعری در لغت وحکمت و عربیت تبحری به کمال داشت، و در نقد و شرح دیوان ناصر خسرو رساله ای پرداخت، نامش “نقد حاضر در تصحیح دیوان ناصر” که هرچند ناتمام مانده است اما مطالب وفواید بسیاری دارد.
شمس العلما قریب که ربانی تخلص داشت نیز خود شاعر قوی و ادیبی لغوی بود. کتابی به نام ابدع البدایع در علم بدیع تألیف کرد و نیز رساله ای در معانی و رساله ای در بیان تدوین نمود. (همان465)
حاج نصر الله تقوی نیز شاعر و ادیب بود و گذشته از تصحیح دیوان ناصر خسرو و چند رساله و کتاب دیگر، کتاب “هنجار گفتار” را در معانی و بیان تألیف کرد که از جهت بلاغت نکات وملاحظات انتقادی در باب شاعران در آن هست.
وحید دستگردی هم شاعر وادیب بود و مجله ی “ارمغان” را تأسیس نمود. گذشته از نکات وملاحظاتی که درآن مجله در باب “تصحیح لباب الالباب” نوشت به نقد و تصحیح برخی متون پردادخت.
از بین تربیت یافتگان مکتب قدما بدیع الزمان فروزانفر وجودی نادر و ممتاز به شمار می ورد. وی در اسلوب قدما تصرف محققانه کرد و به قدرت فکر و جودت ذهن خویش مبادی و اسالیب نقادی قدما را تا حدی با مقتضیات و حوائج امروزی تطبیق نمود.(همان466) از ملک الشعرای بهار هم مقالات و تحقیقات انتقادی مهم باقی مانده است و سه مجلد در تاریخ تطور نثر فارسی به نام “سبک شناسی” طبع ونشر شده است.(همان467)
محمد علی فروغی آثاری در مورد نقد و ادب برجای گذاشته است از قبیل “آیین سخنوری” و رساله ی ” پیام من به فرهنگستان” . (همان 468)
در بین نقادان ومحققان معاصر، کسی که بیش از همه به تحقیق در متون اهتمام نمود محمد قزوینی بود. اقامت ممتد او در اروپا و آشنایی باشیوه ی کار محققان آن سامان در ذهن او که مایه ی قوی از ادب و معرفت داشت تأثیر بسیار کرد. در نقد ادبی، ذوق تحقیق و شور تدقیق او را به نقادی در متون ودقت در ضبط و تصحیح مآخذ سوق داد. وی درین کار همواره نهایت دقت وامانت را رعایت و توصیه می کرد و از محتوای برخی دیباچه ها و مقدمه هایی که بر متون نوشته است این مایه دقت وامانت هویداست. از جمله مقدمه ای که بر دیوان حافظ نوشته است. (همان472 -473)
رشید یاسمی شاعر وادیب و مورخ بود و با شعر وادب اروپایی آشنایی تمام داشت. از آثار وی رساله ای در شرح حال ابن یمین و رساله دیگر در شرح احوال سلمان ساوجی است. (همان480)
لطفعلی صورتگر شاعر و نقادی مشهور بود. غیر از مقالات و تحقیقاتی که در مباحث کلی نقد ادبی نوشت کتابی نیز در باب مذاهب و عقاید نقادان یونانی و اروپایی نگاشت، به نام “سخن سنجی” ، که در واقع اولین کتاب مستقل فارسی در این باب به شمار می رود.
مجتبی مینوی گذشته از تصفح و تعمق در کتب و نسخ خطی به مسائل ادبی و اجتماعی نیز علاقه نشان داد، و در مشاجرات ادبی وارد گشت. از آثار انتقادی او یکی رساله ای است به نام “اقبال لاهوری” که در آن بحثی انتقادی در باره ی شاعر نامدار لاهوری کرده است. (ص 481 همان) دیگر کتابی به نام “پانزده گفتار” است که در باب عده ای از مشاهیر ادب مغرب زمین و احوال وآثار آنها بحث هایی غالبا محققانه نموده است.
علی دشتی به مباحث انتقادی توجه تمام یافت. از آثار وی “سیری در دیوان شمس ” و “نقشی از حافظ” را می توان نام برد. پرویز خانلری شاعر ومحقق نیز گذشته از تحقیق در مباحث کلی نقد، مقالات وانتقادات جالب و پر ارجی در مجله سخن دارد. (همان482)
در مورد نقد ادبی جدید که از دهه ی حدودا 20 قرن بیستم شروع شده و تا کنون ادامه دارد. نظریاتی به صورت منسجم با استناد به معیارهای علمی یا علوم انسانی دیگر ارائه شده که در ایران هم به همت تنی چند از محققان واساتید دانشگاهها ترجمه و تألیف شده، در آثار آنان برخی به ترجمه کتابهای نظریه پردازان های غربی پرداختند و برخی این نظریات را خود شرح وتفسیر نمودند و برخی دیگر به اضافه ی این؛ به اعمال این روی کردها بر ادبیات فارسی چه قدیم ومعاصر آن روی آوردند.

مطلب مرتبط :   منابع تحقیق درمورد سازمان های بین المللی

Close Menu