مقاله رایگان درباره نقد ساختارگرا

مقاله رایگان درباره نقد ساختارگرا

دانلود پایان نامه

 

می توان از نوشته های جاحظ در(البیان والتبیین) در مورد خط و نوشته های ابن وهب در (‌البرهان فی وجوه البیان) استفاده کرد: در کتاب دوم آمده: «بهتر بود هر حرف قاموس صورتی خاص داشته باشد، لکن این امر برای آنان [عرب زبانان] سنگین بود پس از حروف زیادی بهره گرفتند و دو حرف به یک صورت نگاشتند مثل حرف (با) که با حرف (تا) و (ثا) یکی است و همانند (سین) که با (شین) یکی است، و بقیه ی حروف به همان شکل است. حروف را با نقاط از یکدیگر متمایز ساختند، این امر آسان تر بود، ‌پس هجده صورت برای بیست وهشت حرف درآمد »‌.
گفته ی اخیر ابن وهب شبیه نظر مونین در کتاب خود (‌درآمدی بر نشانه شناسی)‌ است. وی درین کتاب سعی می کند خط فرانسوی را بررسی نماید و همان نتایج دستگیرش می شود که قبلاً ابن وهب بدان رسیده بود. او در تصویر مشترک حروف تفاوتها را ملاحظه می نماید و واحدهای اساسی تشکیل دهنده ی آنها را تشخیص می دهد.
چنانچه عمق و دامنه ی بحث نشانه ای (سیموتیک) را بکاویم همه این دلالتها و تفسیرات ومعانی را می توانیم از آن استنباط کنیم. در حقیقت می توان گفت بحث الخطیبی یک در آمد مهمی بر مباحث نشانه ای وسیمیولوژیک درنقد نوین شمرده می شود.
فصل چهارم
نشانه شناسی
1- دو گرایش در تحلیل نشانه شناسی
الف – تحلیل ادبی :‌
نقد ساختارگرا و نگاه بسته ی آن به ساختار ادبی؛ انتقادهای زیادی را برانگیخت. این نگاه نتیجه ای جز دور شدن ساختار ادبی از دیگر نظامهای نشانه ای و فرهنگی وابسته به آن نداشته است. فقدان عنصر معنا یا دلالت وجدا شدن اثر ادبی از پودمان اجتماعی که ساختار آن اثر را تعیین می کند از پیامدهای دیگر نگاه بسته ی ساختارگرایی است. در حالی که نقد نشانه شناسی سعی می کند از این سد ومانعی که نقد ساختارگرای فرمالیستی‌ در برابر آن قرار می دهد،‌ رد شود.
این مسأله بدین علت است که تکنیکهای‌ ادبی‌ به تنهایی‌ کافی‌ نیستند. بلکه باید گام بعدی یعنی مطالعه نظامهای دلالتی رمزی اثر ادبی را شروع کرد. زیرا پس از کشف ساختار اثر ادبی‌ امکان آن پیدا می شود که معانی‌ نهفته درین ساختار تحلیل گردد . وبا این کار به گشودن درهای‌ بسته دنیای‌ معانی‌ در متن ادبی می پردازد. و از خوانش تأویلی‌ – رمزی که سعی می کند، شبکه رمزها را بکاود، و با آن دست و پنجه نرم کند؛ تا کد اثر ادبی را بر اساس مبانی نشانه شناسی و مبانی علمی صحیح رابطه ی فرستنده و گیرنده آن را تنظیم نماید، معرفی کند.
اثر ادبی عبارت است از نظام نشانه ای که هدف آن ایجاد معنای عمومی در جهان است، و ممکن است این اثر دوباره تفسیر شود و به توالی تفسیرو بی نهایت شدن آن بینجامد. چرا که ادبیات از حیث زبان نظامی است آکنده از رمزها و شالوده ی آن در نظام خلاصه می شود نه در پیام و از ارائه معنا به طور پیاپی وپنهان ساختن آن معنی در همان زمان تشکیل می شود. اگر مسأله این باشد پس درخواست مرتب نمودن پیام اثر هنری از منتقد امر به حاصلی است بلکه از او درخواست می شود نظام آن را بازسازی کند. رولان بارت درین زمینه مِی‌ گوید: « زبان و ادبیات امروزه همدیگر را جستجو می‌ کنند. و این ارتباط جدید میان ادبیات وزبان را موقتاً (نقد نشانه شناسی)‌ می نامیم، که اصطلاحی بهتر از این پیدا نمی‌ کنم. و نقد نشانه شناسی مرادف سبک شناسی نیست؛ حتی سبک شناسی با کسوت جدید خود؛ بلکه نقد نشانه شناسی کوششی افزونتر وفراتر از آن است. زیرا درین گونه ی نقدی‌ به صیغه هایی که خود به خود پا به عرصه وجود می گذارد، کاری ندارد. اما به پیوند محکم میان کتاب و زبان توجه دارد. و این رابطه به این معنی نیست که به زبان به عنوان یک علم توجه نشود؛ بلکه نیازمند بازگشت مستمر به واقعیتهای آنترپولوژی زبانی است، با وجود این که ممکن است مانند واقعیتهای اولی بنماید.
و اما تحلیل نشانه ای متن ادبی با خواندن شروع می شود. این نوع خوانش به خاطر ذهنیت بازی که در پیشینه خود دارد با دیگر خوانش های منتقدان عادی‌ متفاوت است. این رویکرد به چندین علت باز می گردد، مهمترین آنها خود متن است.
متن در سطوح مختلف مکانی‌ معانی ویژه ای دارد و در لحظه های گوناگون زمانی‌ هم معنی دیگری می دهد. برای همین است که هرخوانشی با دیگر خوانش ها تفاوت می کند. و مطالعه نشانه ای متن این گونه گونی را نمایان می سازد.
می توان گفت آشکار ساختن ساختار متن وتجزیه وتحلیل آن مفهوم گزینش را القا می کند. و برای اجتناب از ایراد گیری باید چندین خوانش متوازی انجام داد. و مطالعه ی نشانه ای هم نمی‌ تواند حرف آخر را بزند؛ زیرا هر مطالعه ی نوینی مجموعه ی علایم (کدهای) دیگری را فراهم می سازد. و جستجوی معانی‌ بدین گونه به معنی نامگذاری آن است ودر نتیجه قرار دادن آن در برابر معانی دیگری می‌ باشد.
خوانش نشانه ای متن نخستین مرحله ای است که از تجزیه وتحلیل بقیه ی امکانات وظرفیت های متن سبقت می گیرد. ومنتقد نشانه شناس یکی از آن امکانات را انتخاب می کند. و در تفسیر معینی آن را دوباره بازسازی می نماید. این تفسیر نباید نسخه ی برابر اصل متن اصلی باشد. زیرا تفسیر منتقد نشانه شناس متن را دوباره باز آفرینی می‌کند. وهمانطور که می دانید تحلیل نشانه ای بر پایه چندین اصطلاح اساسی‌ استوار است: نشانه، معنی همراه،‌ معنی اصطلاحی وغیره.
نشانه از دال ومدلول تشکیل می شود. نشانه شناسی هم در مورد نشانه ها وروابط ساختاری آن بحث می کند. نشانه هم واحد دلالتی است که از واحدهای پیام به شمار می رود، وهرگز به طور مجزا نمی آید. همیشه هم با واحد دیگر یا چندین واحد در ارتباط است. این واحدهای مرتبط نظام را در یک رابطه ی ترکیبی تشکیل می دهند.
نشانه نسبت به نشانه های دیگر مورد تجزیه وتحلیل قرار می گیرد. نشانه ی نظری در وظایف قاموسی (معنا، مضمون ..) ونشانه ی عملی در مجموعه ی ارتباط ومحیط اجتماعی‌ تجزیه وتحلیل می شود.
مرحله ی دوم انتقال از مرحله ی مادی به مرحله ی معنایی است. و چون معانی‌ ثابت و ایده آل نیستند و به محیط فرهنگی، زمانه، فرستنده وگیرنده بستگی دارند. پس معنا یک نوع رابطه ای میان مردمانی می شود که در یک مرحله ی زمانی با یکدیگر در ارتباط هستند. با این حال می توان گفت معنای کلماتی که در قاموس ها وفرهنگ ها دیده می شود در ارتباط فعلی‌ با مردم می یابیم. در نشانه شناسی به جز معنی دوم به معنی دیگری توجه نمی شود. و این بدین معنی است که ممکن است یک (‌دال) واحد چندین (مدلول) داشته باشد. و هر خوانش جدیدی یک تفسیر دیگری را از خود بروز دهد.
اما معنای همراه‌ مجال دیگری از معانی – بسته به منتقد ومحقق – را پوشش می دهد . اگر برای هر دالی چندین مدلول باشد. پس ارتباط فعلی برقرار نمی شود مگر اینکه گیرنده مدلول را به دالی نسبت دهد که فرستنده خواستار نسبت دادن آن بوده باشد. گیرنده هم بر اساس سیاق ارتباطی، مدلول را انتخاب می کند. در نتیجه می توان مدلول ها را بدین نحو مرتب ساخت؛ مدلولاتی که با هم ارتباط جبر گونه ای دارند (‌معنای اصطلاحی)‌. ومدلولاتی که با هم ارتباط آزادتری دارند (معنی همراه). وقتی که سیاق، معنای معمولی را نپذیرد یا معنای کمکی بطلبد؛ مجموعه ی دوم تشکیل می شود. معنای همراه گونه ای است از معنای اصطلاحی‌ است ونمی تواند وجود مستقل از معنای‌ اخیر داشته باشد. نشانه شناسی درجستجوی حقیقت ذاتی نیست بلکه سعی می کند آیین های موجود در بافت متن به اضافه معنای همراه را بروز دهد.
نظر بر اینکه معنای همراه همان معنای اولیه نیست ، لذا از سوی گیرنده ومخاطب نیازمند دقت بیشتری است. هنگامی که مخاطب شکل ترازو را می بیند – در یک فضای فرهنگی و در یک زمان معینی – بی درنگ معنای عدالت را به آن نسبت می دهد . بدون این که معنای اولیه ی ابزار وزن تداعی شود. درین حالت معنای همراه معنای اجتماعی‌ به خود می گیرد و به یک معنای اصطلاحی تبدیل می گردد. صلیب سبز هم به همین منوال است که سریعاً در ذهن مخاطب معنای‌ داروخانه را القا می نماید.
پس تحلیل پاراگرافها نخستین فرآیند اساسی در همه تحلیل های نشانه ای است. هنگامی که واحدهای‌ متن را بررسی می کنیم؛ ساختارهای تم ها و تصویرهای مرتبط با آن به اضافه ساختار عمومی نمایشنامه را درم‍ی یابیم. جستجوی واحدهای کوچک متن وتحلیل آنها، ما را قادر می سازد تا ساختار عمومی متن را دوباره بازسازی کنیم.
تحلیل پاراگرافها با اعتماد به محور توزیع متمایز می شود. وقتی بخشهای پراکنده تحلیل گرد آوری شوند؛ می‌توان آن را پیرامون بعضی درون مایه ها (‌تم ها) ‌بازسازی کنیم. وبدین گونه خوانشهای‌ مقطعی‌ با هم ترکیب می‌شوند وچندین شبکه در یک آن با هم فعال می گردند ومیان آنها هیچ چیزی حایل نمی شود مگر اولویتهایی که خودمان هنگام خواندن به این سمت یا آن سمت قائل می شویم.
وقتی که خوانش متن را شروع می کنیم ساختار افقی آن را واضح ترین ساختارها می یابیم. آن ساختار از زنجیره ای از افعال ومعانی‌ تشکیل می شود. اما پاراگراف از بسته کوچکی از اقوال وافعال تشکیل می گردد. هر وقت عنصر مهمی دخالت کند وباعث پیشرفت رویدادها شود، از پاراگرافی به پاراگراف دیگر منتقل می‌ شویم. در پاراگراف هم پاراگرافهای کوچک ایستایی هم وجود دارند. و برای این که تحلیلی بر پایه ی پاراگرافها انجام دهیم باید متن را کلمه به کلمه بخوانیم. سپس بدون این که تقسیم پیشین آن را به فصل و پرده مد نظرمان باشد آن را در فرم ساختارهای پاراگرافی بازسا‍زی‌ نماییم.
در تجزیه وتحلیل ملاحظه می کنیم که برخی ساختارها از دیگر ساختارها ظهور بیشتری دارند، پس می توان آنها را بر اساس مجموعه ای‌ معین از تم ها روی محور توزیع مرتب کرد. آنگاه تحلیل مفصل پاراگراف ها را باز گذاشته وبه تحلیل تم ها بر پایه ی تسلسل زمانی روی می آوریم. وهرگاه متن معینی نیازمند تفسیر اضافی‌ باشد به تحلیل پاراگراف ها باز می‌ گردیم.
اما باید تجزیه وتحلیل پاراگراف ها تحلیل بازی باشد به معنای این که جانبدار نباشد و حکمهایی‌ راصادر نکند، منتقد هم از میان ساختارهای پیشنهادی‌ که در اثنای‌ تجزیه وتحلیل متن ظاهر می شود یکی را انتخاب می نماید وساختارهای نوینی هم در متن فرض می کند. برای مثال می توانیم تحلیل نشانه ای قصه بر اساس نظرات گرماس و کریستیوا این گونه خلاصه کنیم:

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه با موضوع قابلیت اعتماد

Close Menu