مقاله رایگان درباره نظریه های اولیه

مقاله رایگان درباره نظریه های اولیه

دانلود پایان نامه

 

فصل سوم
متد نشانه شناختی در نقد عربی معاصر
مطالعات نشانه ای در زبانشناسی عربی:
نشانه شناسی، معنی‌ شناسی، یا علم ( سمانتیک ) شعبه ای از دانشی که مورد تتبع وتفحص دانشمندان مختلفی همچون : فیلسوفان، زبان شناسان، روان شناسان، انسان شناسان، ادبا و …بوده است.
نشانه شناسی توانست مسیر خود را از آغاز با نظریه های اولیه ی بریل و بر اساس مطالعات تاریخی‌ نه توصیفی طی نماید. نشانه شناسی تاریخی تغییر معنی از زمانی‌ به زمان دیگر مطالعه می کند درحالی که نشانه شناسی توصیفی معنی‌ را در مرحله ای از مراحل تاریخ زبان بررسی می نماید.
موضوع نشانه شناسی تنها زبان نیست، بلکه هر علامت ورمزی مانند اشاره ی دستان، تکان دادن سر : مثلا سرخی گونه ها نشانه ی خجالت است، و دست زدن علامت تشویق است، ترازو هم نشانه ی عدالت است، و تصویر کارد و چنگال روی هم به صورت مورب علامت رستوران است و…
به رغم توجه نشانه شناسی به مطالعه ی رمزها و نظامهای آن حتی رمزهایی که از دایره ی زبان بیرون هستند، اما از میان همه ی نظامهای رمزی بر نظام زبان تأکید بیشتری می کند. زیرا نظام زبان برای انسان از اهمیت زیادی برخوردار است.
برخی رمز را این گونه تعریف کرده اند : « برانگیزنده ای که جانشین شیئی می شود و همان عکس العمل را ارائه می دهد که آن شیء زمان حضور خود منعکس می کند» و برای‌ همین گفته می‌شود کلمات هم رمز هستند. چون جانشین چیزی غیر از خود می شوند. زبان هم « نظامی از رمزهای آوایی‌ قراردادی‌«‌ تعریف شده است .
نشانه شناسی را نمی توان از دیگر شاخه های‌ زبان جدا کرد، همان گونه که علوم دیگر برای انجام تحقیقات ومطالعات خود از نشانه شناسی کمک می‌گیرند، نشانه شناسی نیز برای‌ انجام وظایف خود ازین علوم یاری‌ می طلبد. پس برای‌ این که فرد بتواند رویداد کلامی‌ را تشخیص دهد ناچار است ملاحظات مشتمل بر جنبه های‌ ذیل را مراعات نماید:
جنبه ی آوایی که ممکن است بر معنا تاثیر گذار باشد. مانند موسیقی‌، تکیه و استفهام و…
جنبه ی ترکیبی وصرفی‌ کلمه، و بیان معنایی‌ که کلمه آن را می‌ رساند. مثلا برای بیان معنی‌ (استخدام) استفاده از معنای‌ قاموسی آن که با ریشه ی لغوی (خ د م) در ارتباط است،کفایت نمی کند. بلکه بایست معنای‌ صیغه به آن اضافه شود. که اینجا وزن (استفعل) است، یا الف وسین و تا؛که به طلب ودرخواست دلالت می کند. در باب (معانی‌ صیغه های زائد) گونه های دیگری نیز وجود دارد.
جنبه ی نحوی یا کارکرد نحوی‌ برای‌ کلمه های درون جمله
جنبه ی معنایی‌کلمات که (معنای‌ قاموسی) نام دارد. ممکن است معنای‌ قاموسی بدون معنای نحوی آن باشد همچنین گاهی معنای نحوی بدون داشتن معنای قاموسی یافته می شود.
الف – کوشش های محققان عرب در مطالعات نشانه شناختی :
عرب های قدیم کوششهایی در زمینه ی نشانه شناسی داشتند. فعالیت زبانی نزد عرب ها از مباحث نشانه شناسی به شمار می‌ رود . مانند ثبت (معانی الغریب) در قرآن کریم، و (مجاز) قرآن، ابن خلدون این اصطلاح را صراحتا ذکر کرد: «‌یتعین النظر فی دلاله‌ الألفاظ، ذلک أن استفاده المعانی‌ علی‌الإطلاق من تراکیب الکلام علی‌ الإطلاق یتوقف علی معرفه الدلالات الوضعیه مفرده ومرکبه ». شریف جرجانی (816 هـ) در مورد دلالت هم می گوید: «الدلاله هی کون الشیء‌ بحاله یلزم من العلم به العلم بشیء آخر. و الشیء الأول هو الدال، و الثانی هو المدلول ». همچنین توجه زبان دانان عرب در کوشش های پیشگامانه ی ابن فارس در قاموس خود (مقاییس اللغه) دیده می شود. درین قاموس؛ ابن فارس معانی ‌جزیی ماده (ریشه) را با معنای عمومی آن پیوند می دهد. زمخشری هم در قاموس خود (أساس البلاغه) سعی ‌می کند میان معانی‌ حقیقی ومعانی مجازی فرق بگذارد. ابن جنی‌ هم در کتاب (‌الخصائص) میان تغییرات معنایی که برای یک ریشه وجود دارد، ارتباط برقرار می کند، مانند سخن او «و اما (ک ل م) فحیث تقلبت فمعناها الدلاله علی القوه و الشده‌. والمستعمل منها أصول خمسه هی‌: ک ل م، و ک م ل، و ل ک م، و م ک ل، و م ل ک و اهملت ل م ک »
می دانیم که لفظ های‌ زبان از حیث دلالت، سه گونه اند :
متباین: بیشترین بسامد را در زبان دارد. و عبارت است از دلالت یک لفظ بر یک معنی‌.
مشترک لفظی: دلالت لفظ واحد بر چندین معنی است.
مترادف:‌ دلالت بیش از یک لفظ بر یک معنی است.
و توجه بیشتر دلالت بر گونه های‌ دوم وسوم است: مشترک و مترادف، زیرا آن دو گونه بر اساس نظر زبانشناس معروف (المان) از باب تعدد معانی‌ هستند.
سابقا تألیفات زیادی در زبان عربی تدوین شده، که ناظر بر پدیده ی مشترک لفظی بود، از قبیل: الأشباه و النظائر بلخی‌ (150 هـ)، و اصلاح الوجوه و النظائر دامغانی‌ (قرن پنجم هجری) است. از کسانی که در این باب تألیفاتی نیز داشتند:‌ ابن الجوزی است، سیوطی هم در مورد همان بحث بخشی از کتاب خود – معترک الأقران – را به این مسئله اختصاص داد.
(وجوه) نزد زبان دانان معنی مشترک لفظی‌ را می داد یعنی‌ کلمات چندین معنایی‌ از قبیل: اللسان که بر چهار وجه است:‌ زبان، دعا، عضوی که در دهان است وستایش.
اما (النظائر) معنی مترادف را می دهد یا آنچه در لفظ متفاوت اما در معنی واحد باشد. از قبیل: (الولی) که بر ده وجه است: فرزند، یار، نزدیک (از بستگان)، رب (پروردگار)، مولی و … . و (العین): بارانی که پنج شش روز پیاپی ببارد و متوقف نشود. پرنده ای که سینه اش زرد رنگ و پشتش سبز گونه و به اندازه قمری است، ومی گویند: لقیته اول عین؛ یعنی أول شیء. ومی گویند (أعطیته ذاک عین عُنّه یعنی‌ خاصه من بین أصحابه) و عین کل شیء‌: خیارهم ‌ و عین القوم: ربیئتهم الناظر. و العین:‌ النقد من الدنانیر، و العین: عین البئر، و العین: ‌القناه‌ التی‌تعمل حتی‌ یظهر ماؤها. والعین: الذهب، و العین: نفس الشیء. والعین الباصره والعین: ما عن یمین القبله‌. والعین: عین المیزان عندما لا یستوی.‌ و العین عین الجیش الذی‌ ینظر لهم و العین:‌ عین الرکبه والعین: السحابه‌. پس برای یک لفظ بیش از ده معنی می یابیم.
اما در مورد الأضداد (عکس ها) دانشمندان زیادی درآن قلم زنی کردند، از قبیل: ابن انباری (328 هـ)، اصمعی‌ (‌216 هـ)‌، أبوحاتم (255 هـ)، ابن السکیت (244 هـ)، الصاغاتی‌ (650 هـ)، قطرب (‌206 هـ)، أبو الطیب اللغوی (351 هـ)، ابن الدهان (569 هـ)، التوزی (230 هـ)، بقلب (291هـ)، ابن فارس (395 هـ) و …

مطلب مرتبط :   میزان آلفای کرونباخ

Close Menu