مقاله رایگان درباره منظومه ی فکری

مقاله رایگان درباره منظومه ی فکری

دانلود پایان نامه

 

تحلیل الخطاب الشعری 1985
دینامیه النص 1987
وی همه ی کتابهای یاد شده را تنها به تحلیل شعر اختصاص داد. در کتاب اول خود (نونیه) ابو‌ البقاء الرُّندی‌ را تجزیه وتحلیل می کند. مطلع این قصیده:
لکل شیء‌ إذا ما تم نقصان فلا یغر بطیب العیش إنسان
محمد مفتاح در متد نشانه شناختی‌ شاخص های اساسی گفتمان شعری را متشکل از چهار عنصر می داند، که عبارتند از:
مواد آوایی (آهنگ حروف از حیث تکرار [واج آرایی] و کلمات محور، وموسیقی‌ از لحاظ تکیه و ریتم، وزن، قافیه و..)
قاموس (واژگان شعری)‌.
ساختار (‌نحوی، بلاغی از حیث محاکات و تخیل)
معنی یا قصد (مستقیم وغیر مستقیم)‌
سپس به سمت وسوی تحلیل ساختار ژرف متن روی می آورد. وی این ساختار را در تقابل دو ساختار دیگر می‌یابد:
ساختار تشابه: الله / جهان،‌ روزگار / انسان، نیکی / بدی، جاوید / مرده … .
ساختار تناقض و تضاد:‌ تام / ناقص، خوشبختش کرد / ناراحتش کرد … .
در نهایت هم به این نتیجه می رسد که تقابل اساسی میان روزگار / انسان و تقابل فرعی میان روزگار- انسان / انسان، فضای فاجعه آمیزی به قصیده اضافه می کنندکه خود از راه الفاظی که نماینده ی روزگار و گردش زمانه هستند، تشکیل شده اند.
در کتاب دوم خود نیز (تحلیل الخطاب الشعری) محمد مفتاح تطبیق متد نشانه شناختی خود را ادامه می‌دهد، اما گستره ی مفاهیم نقدی خود را وسیع تر می کند، و بر (رائیه) ابن عبدون با مطلع ذیل تطبیق می کند:
الدهر یفجع بعد العین بالأثر فما البکاء‌ علی الأشباح والصور
از مفاهیم نقد نشانه شناختی مکتبهای متعدد وشخصیتهای‌ مشهوری از قبیل: گرماس، ریفاتر، یاکوبسن، ژان کوهن وغیره استمداد می‌جوید. نظریه ی گرماس خود از منابع معرفتی‌ متنوع آنترپولوژی، زبانشناسی، ساختارگرایی و منطقی سرچشمه می‌گیرد. ریفاتر معتقد است که رویکرد نقد شناختی به شعر پربارتر از تحلیل زبانشناختی‌ است. و کتاب خود (سیمیولوژی‌ شعر) را بر پایه ی مفاهیمی‌ که از آفاق معرفتی متنوع سرچشمه می‌گیرد، از قبیل: گشتالت، نظریه ی تلقی، واقعیت خارجی / داخلی، بازیهای زبانی‌ و بینامتنیت تألیف می کند. ژان کوهن معتقد بود شعر بر پایه ی مجاز به ویژه استعاره استوار است. وی معیارهای زبانی را درمی نوردد و به نوعی هنجارگریزی می رسد. در نتیجه مفتاح (مؤلف یاد شده) نمی خواهد یک دیدگاه را برگزیند که بعداً بطلان آن ثابت شود. مخصوصاً این که تعریفات متعدد ومتناقض است. مثلا زبان پیش چامسکی و کرایس: بی طرف، بی گناه وشفاف است. زبان هم نزد بارت نیرنگ باز و گمراه کننده است آنچه ظاهر می‌کند غیر از آنچه پنهان می سازد. و نزد مارکسیست ها وپوزیتویست ها واقعیت را توصیف می کند و آن را بازمی تابد. درحالی که نزد گشتالتها و شعرا واقعیتهای جدیدی را بازآفرینی می نماید.
ازین تکثر مفتاح سعی می کند متد نشانه شناختی را در تجزیه وتحلیل ادبیات تلفیق کند، که عناصر آن در چهار سطح معروف زبانشناسی خلاصه شود: ‌سطح آوایی، سطح قاموسی، سطح ترکیبی و سطح معنایی ..است.
مفتاح درکتاب سوم خود (دینامیه النص) تحلیل شعر را بر اساس متد نشانه شناختی ادامه می دهد. و همانند دو کتاب سابق خود سعی می‌کند، نظریه پردازی را با رویکرد کاربردی تلفیق کند. و همان گامهایی را که در دو کتاب قبلی برداشته بود دو باره به حرکت اندازد.
اما پژوهشگر مغربی ادریس بلملیح متد نشانه شناختی را در تحلیل نثر به کار گرفت. او در کتاب خود موسوم به (الرؤیه البیانیه عند الجاحظ) 1984 میراث بلاغی جاحظ را در پرتو نظریات بیانی وی بررسی کرد. و در باره ی نظام داخلی این میراث بحث نمود. ادریس بلملیح با هدف تفسیر آن نظریات در بستر فرهنگ جاحظ وبر اساس روابط فرهنگی‌ واجتماعی وحتی اقتصادی درآن زمان بحث خود را پیش برد.
در حقیقت جاحظ دارنده ی یک جهان بینی بیانی بوده در نتیجه امکان تفسیر این دیدگاه شاید پیامدهای مهمی در برداشته باشد. و این کار میسر نمی شود مگر این که این دیدگاهها را یک ساختاری تصور کرد که مشتمل است بر اجزایی‌ مستقل و روابطی سازنده ای که یک کلیتی هماهنگ و منظم بسازد. سپس سعی شود این دیدگاه را در یک ساختار شامل تر و گسترده تر که فلسفه معتزلی نام دارد، بیامیزیم. فلسفه ای که دیدگاه بیانی‌ جهان یکی از عناصر آن می‌باشد.
محقق یاد شده اجزای منظومه ی فکری فلسفه معتزلی را تشخیص می دهد. و این اجزا را با روابطی که تکامل و نسق کلی آن را پیوند می دهد، بیان می کند. سپس در مورد امکان تفسیر این ساختار در پرتو اوضاع اجتماعی‌ و اقتصادی که آن را تولید می کند، بحث می نماید. پس از آن به این نتیجه می رسد، که فلسفه ی معتزلیان عقیده طبقه ی متوسط در شهرهای عربی‌ قدیم بوده شهرهایی که از نیمه ی دوم قرن هجری‌ اول به منصه ی ظهور می رسند.
در بخش دوم نگارنده (بلملیح) دربحث خود به تفصیل قول در بیان جاحظ می پردازد. وی ابراز می کند که جاحظ دارای برداشتهای‌ نشانه ای بوده و این معلول عقیده ی وی به این که جهان نظامی از اشاره هاست. سپس این برداشتها را با برخی از گرایش های علم نشانه شناختی نوین مقایسه می کند و هر وسیله از وسایل بیان نزد جاحظ را بررسی ‌می ‌نماید. دلالت چگونه است؟ و شکل آن چیست؟ و از چه چیزی تعبیر می کند؟ و زمانی که بحث بررسی الفاظ می رسد، توضیح می دهد، که لفظ مهمترین شکل دلالتی و تعبیری‌ است، وبه دوگونه قسمت می‌شود؛ کلام روزمره عادی، وکلام فنی‌ عالی است سپس به مطالعه هرکدام می‌ پردازد.
از نشانه شناختی‌ جاحظ، نگارنده پنج نوع اشاره استنباط می کند: نصبه، اشاره، عقد،‌ خط، لفظ:
(نصبه) عبارت از اشاره ی صامتی است که با ظاهر خارجی خود از درون خود تعبیر می کند « حالتی است بازگوکننده بدون لفظ و اشاره دست». به معنای این که جماد و سکون و هر چیز در طبیعت و جهان از خود تعبیر می کند؛ اما با اشاره ای از جنس خود (با لسان الحال) زیرا: «‌هرگاه بر معنایی دلالت کند، یعنی‌ از آن خبر می دهد، گرچه ساکت وخموش باشد، و به آن اشاره ای‌ کند، گرچه ساکن باشد» ‌

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه با موضوع خشونت نسبت‏ به زنان در اسناد بین المللی

Close Menu